نيره خادمي
سيداحمد و سيدحجت، پسران سيدرضا موسيزاده مانند بسياري از اهالي روستاهاي كلا، لمسوكلا، سرجيكلا و خواجهكلا پس از انقلاب به واسطه نبود آب و برق و جاده از روستاهايشان مهاجرت كردند اما در يكي، دو دهه اخير كه روستاهاي كودكيشان از اين امكانات بهرهمند شد، برگشتند. خانه و زندگي ساختند و مشغول كشاورزي، پرورش ماهي، دامداري و زنبورداري شدند ولي حالا زندگي آنها و هر كسي كه در آن منطقه زندگي ميكند با ساخت سد سجادرود گره خورده است و به «اعتماد» ميگويند كه اگر سد ساخته شود خانهها، زمينهاي كشاورزي و باغهاي آنان زير آب ميرود و بايد كوچ كنند. نااميد شدند، چراكه زندگي ساختند از بين ميرود و مسوولان و نمايندگاني هم كه پس از سالها دوباره اين طرح را به جريان انداختهاند توضيحي به آنها ندادهاند.
سابقه مطالعاتي سد سجادرود در روايت اهالي روستا لمسوكلا به زمان پيش از انقلاب برميگردد؛ زماني كه روستاهاي اطراف جادهاي نداشتند و مهندسان آلماني براي ارزيابي ساخت سد روي رودخانه منطقه با اسب به حوالي سجادرود رفتند. احمد كاظمي فيروجايي كه حالا ۶۵ سال دارد، آن زمان خيلي جوان بود و هنوز سربازي نرفته بود. اسب داشت و در مسيرهاي اطراف گلوگاه چابيداري ميكرد و همان روزها بود كه به همراه دو نفر از روستاييان اسبهايشان را به آن مهندسان كرايه دادند و حدود ۲۸ روز هم همراه آنها شدند. او كه حالا با ماشين مسافر جابهجا ميكند در مرور خاطرات خود، به حدود ۵۰ سال قبل بر ميگردد و به «اعتماد» ميگويد كه چند روزي كه مهندسان غيرايراني آنجا ماندند مسيرهاي مختلف را نقشهبرداري كردند. «وقتي از مترجم آنها پرسيدم اين كارها براي چيست؟ گفت كه براي ساختن سد است. من اصلا نميدانستم سد چيست. البته مطمئن نيستم آلماني بوده باشند و به نظرم امريكايي بودند و قدهاي بلندي داشتند اما به هر حال بعد از نقشهبرداري رفتند و دوباره حدود يك سال بعد برگشتند. مجدد بررسيهايي شد و به نتيجه رسيدند كه زمين آنجا براي ساخت سد مناسب نيست. بعد از آن هم گروههاي مختلف آمدند تا همين حالا كه هنوز هم ميآيند و ميروند.»
پس از انقلاب طرح ساخت سد در اين منطقه به جريان افتاد و درنهايت آبان ۹۷ معاون طرح و توسعه آب منطقهاي مازندران از تاييد نهايي مطالعات اين طرح كه از اواخر سال ۸۹ آغاز شده و در سال ۹۶ به پايان رسيده بود، خبر داد. هدف از اين طرح تامين بخشي از آب شرب شهرهاي بابل، بابلسر، فريدونكنار و روستاهاي مسير، بهبود تامين حقابههاي اراضي كشاورزي پاييندست؛ كنترل سيلاب و توليد انرژي برقابي عنوان شده بود آنهم در شرايطي كه مردم روستا معتقدند كه در اين باره ميتوان از راهكارهاي جايگزين استفاده كرد.
خواجه تبار يكي از اهالي همين روستاست كه در گفتوگو با «اعتماد» از بيتوجهي به مردم روستا و خواستههاي آنان گلايه ميكند. «هيچ صحبتي با ما نكردند حتي به خانوادههايي كه خانه و زمينشان در محدوده پي سد است هم توضيحي ندادهاند و آنها هم نميدانند تكليفشان چيست در صورتي كه ساخت سد حتما زندگي بسياري از اهالي روستاهاي اطراف كه در حريم و حوضچه سد قرار دارند، را تحت تاثير قرار ميدهد. بدون هماهنگي در حال انجام عمليات اجرايي سد هستند.»
محمدابراهيم يخكشي، مديروقت شركت آبمنطقهاي مازندران مرداد سال ۱۴۰۱ اعلام كرد كه عمليات اجرايي ساخت سد سجادرود در هفته دولت امسال آغاز ميشود و كلنگ آن به زمين زده ميشود. طرح همان زمان مجوز كميسيون ماده ۲۳ قانون الحاق مقررات مالي دولت و كد اعتباري گرفت و معطل تامين اعتبار ماند. سه سال پيش آنطور كه اين كشاورز ميگويد بدون هماهنگي اهالي روستا طرح عملياتي در محدوده سجادرود آغاز شد. دور محوطه را فنسكشي كردند، كانكس گذاشتند و به اصطلاح كارگاه را ايجاد كردند تا اسفند سال گذشته كه بودجه آن هم تامين شد.
احمد فاطمي، نماينده مردم بابل در مجلس، اسفند سال گذشته از اختصاص اعتبار ۸۰ ميلياردي ازسوي دولت و اختصاص ۵۰ ميليارد تومان از محل اعتبارات توازن براي سد سجادرود خبر داد تا در سال ۱۴۰۵ كلنگزني آن انجام شود. محل احداث سد سجادرود در منطقه بندپي شرقي بابل روي رودخانه سجادرود يكي از سرشاخههاي بابلرود واقع شده؛ سدي كه گفته ميشود با ارتفاع ۶۱ متر و با حجم مخزن ۲۱ ميليون مترمكعب از نوع سنگريزهاي با رويه بتني (CFRD) احداث خواهد شد. حسن حسننتاج، نماينده مردم بابل در مجلس خرداد امسال گفت كه پروژه ملي سد سجادرود در دست اجرا است و علي كريمي فيروزجايي، نماينده ديگر مردم بابل در مجلس هم اواخر مرداد ماه از عملياتي شدن سد سجادرود در هفته دولت خبر داد و گفت: هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان اعتبار براي آن برآورد شده است.
اميد به زندگي در روستا زياد شده بود
ولي دوباره ازبين ميرود
خواجه تبار و بسياري ديگر اما ميگويند با اين سد تمام هزينههاي زيرساختي و توسعهاي كه در ۴۰ سال گذشته ازسوي دولت و حاكميت در اين منطقه انجام شده است از بين خواهد رفت. «سالهاي خيلي دور تا چند سال اول انقلاب مردم با اسب در اين مناطق جابهجا ميشدند و هيچ امكاناتي نداشت بعد براي روستاهاي اين منطقه آب و برق و گاز آوردند و جاده ساختند. حتي مهاجرتش معكوس شد و جوانها برگشتند حالا سد بزنند، روستا زير آب ميرود. همه آن بودجهها هم دود ميشود. روستاي ما به ۲۵ خانوار رسيده بود اما در اين ۵ سال به ۴۰ خانوار رسيد. مردم برگشتند و حالا گاو و گوسفنددار شدند. روستاي همجوار ما لمسو كلا ۷۰ نفر مهاجرت معكوس داشتيم، روستاي ديگر بالاي ۳۰ نفر برگشتهاند. يعني اميد به زندگي در روستاها با توسعهاي كه رخ داد بيشتر شد اما حالا دوباره از بين ميرود.»
زير آفتاب سايهاي پيدا كرده، روي زمين كشاورزياش نشسته و ماشين كمباين را نگاه ميكند كه در حال برداشت محصول است. مطمئن است كه با ساخت سد ديگر نميشود آنجا محصول كاشت حتي اگر آن ۲۰۰ هكتار زير آب نرود چون بحث آب شرب مطرح است و كشاورزان ديگر امكان سمپاشي در حريم سد را نخواهند داشت. «همه چيز مبهم است و هيچ پيوست فرهنگي و اجتماعي براي آن نيست، حتي مردم اگر به پول نياز داشته باشند نميتوانند زمينهايشان را بفروشند چون در محدوده است و خريدار برايش پيدا نميشود. سازمان آب منطقهاي هم جواب درستي نميدهد. سه سال پيش در جلسهاي اعلام كرديم كه لااقل مشخص كنيد چه كساني بايد تخليه كنند يا بمانند باز جواب ندادند.» او درباره مشكلاتي كه ساخت سد در منطقه را دشوار ميكند هم توضيحاتي داد: «آورده اين رودخانه خيلي زياد است و با اين آورده اگر عمر مفيد يك سد را ۵۰ سال درنظر بگيريم، شايد ۱۵ سال هم دوام نياورد و پر شود چون سيلاب و رسوبات آن زياد است. ميگويند طرح ملي است درحالي كه با طرحهاي ديگري كه اجرا شده در تعارض است؛ بالادست سد به شدت در حال توسعه است و در قسمت كوهستاني آن پروژههاي گازرساني و برقرساني انجام شده. ازسوي ديگر ما سه سد در حال ساخت در عرض هم داريم كه فاصله زيادي با هم ندارند. در اين شرايط ميانگين عقبنشيني درياي خزر در سال دستكم ۳۰۰ متر است و اگر اين سد هم زده شود عقبنشيني چند برابر ميشود.»
خواجه تبار معتقد است كه به مسائل زيست محيطي سد توجه نميكنند و نگران است سرنوشت درياچه اروميه در انتظار آنجا هم باشد. «توسعه بايد متوازن و كارشناسي شده باشد درحالي كه از نظر زمينشناسي هم براي ديواره سد، سنگهاي اين منطقه جواب نميدهد و زمان حفاري هم يك دفعه پايين ميرود. ممكن است در آينده اگر شدت آب زياد باشد مثل لوله تفنگ تا بابل عمل كند و همه چيز را با خود ببرد.» او ميگويد اين طرح هزينه زيادي براي دولت دارد و به جاي آن دولت ميتواند آب بندها را لايروبي و كانال انحرافي براي آنها ايجاد كند و در بالادست هم از طرحهاي آبخيزداري استفاده كنند.
ساختيم و اين هم نتيجهاش
سيدرضا موسيزاده، حدودا ۶۰ سال دارد و پسرانش كه در سالهاي گذشته از روستا رفته بودند دوباره برگشتند اما حالا نگرانند. «سيداحمد و سيدحجت، حدود 7 سالي ميشود كه برگشتند و باغداري و زنبورداري ميكنند اما اين سد را بزنند روستا از بين ميرود.» همين چند وقت پيش كه دوباره بحث ساخت سد سجادرود مطرح شد يكي از پسرها به پدر گفته بود كه اين همه زحمت كشيديم؛ ساختيم و شغل براي خودمان ايجاد كرديم اين هم نتيجهاش. «سالها پيش كه از روستا رفته بودند در بابل به صورت روزمزد كارگري ميكردند و شغل ثابتي نداشتند اما اينجا براي خودشان شغل دارند و سربار جامعه نيستند. ناراحتند و ميگويند حالا بايد كجا برويم و چه كار كنيم؟»
لمسوكلا روستايي كوهپايهاي از توابع دهستان فيروزجا بخش بندپي است كه در 24 كيلومتري مركز بخش و در دل جنگلهاي بندپي شرقي شهرستان بابل واقع شده است و در صورت ساخت سد احتمالا مردم اين روستا به همراه دو روستاي خواجه كلا و سرجي كلا بايد جابهجا شوند.
تمام اميد من كشاورزي است
محمد جاشي، كشاورز ۳۸ ساله ديگري است كه در اين باره با «اعتماد» گفتوگو ميكند. ميگويد: «كشاورزم؛ كارمند نيستم و كار ديگري بلد نيستم. نه ماشين دارم و نه چيز ديگري. تمام اميد من كشاورزي است. اگر اينجا زير آب برود من ديگر هيچ كاري نميتوانم انجام بدهم.» خود را مديون جنگل و مراقبت از آن را وظيفهاش ميداند. «بايد آن را براي آيندگانم هم حفظ كنم، نميتوانم شاهد نابودي آن باشم، چراكه با ساخت اين سد نه تنها ۲۰۰ هكتار زمين ما زير آب ميرود كه هكتارها جنگل بكر در آب غرق ميشود. اينجا بهترين خاك و زمين را دارد و حاصل كشاورزي در آن بهترين برنج موجود در كشور است. تمام آن هم زير كشت است. هيچ كدام از مسوولان نيامدند بپرسند حرف ما چيست؟ فقط ميگويند ميخواهيم سد بسازيم. ما متاثر هستيم كه با ما همكاري ندارند، خودشان ميبرند و ميدوزند و هيچ چيزي به ما نميگويند. اگر اين درختان نباشند مثل تهران نفسي نخواهد داشت نگرانم كه اينجا هم تخريب شود. به آينده ما فكر نميكنند درحالي كه حتي رهبر شهيد هم نسبت به اين مسائل و از بين رفتن محيطزيست حساسيت داشتند.»
روستاي ما همه چيز دارد و مشكلي نداريم
محمود بزرگپور ۶۰ ساله از روستاييان منطقه كه حدود ۳۰ سال پيش روستا رو ترك كرده و به گلوگاه رفته بود در دهه ۹۰ به روستا برگشت. او به «اعتماد» ميگويد: «زمين داشتيم، كشاورزي نداشتيم، دام داشتيم، جاده نداشتيم و مسير ما صعبالعبور بود. الان روستاي ما همه چيز دارد، مشكلي نداريم و حتي زمينها مشخص است؛ همه چيز مكانيزه شده. من و خانمم و يكي از پسرانم برگشتيم. آن زمان ۳۵ تا خانوار اينجا بود اما حالا در همين روستا حدود ۲۰۰ كنتور گاز گرفتهاند. دام دارند و پرورش ماهي و كشاورزي دارند اگر سد ساخته شود مردم كجا بروند. كار هم نيست كه كارگري كنيم. ميگويند زمين شما را دولت ميخرد اما مگر چقدر ميخرد بعد كجا برويم. الان مردم اينجا توليدكننده هستند اما اگر سد ساخته شوند همه ورشكسته ميشويم.»
به حرف ما گوش نميدهند
حاج علي بزرگپور از اعضاي شوراياري لمسوكلا هم البته در سالهاي پيش مهاجرت كرده بود و چند سالي ميشود كه برگشته و در پيگيريها هم تنها اين پاسخ را از مراجع مرتبط گرفته. «استان كمبود آب دارد و بايد اين پروژه انجام شود.» او ميگويد: «ما به آنها گفتيم اين منطقه گسل دارد و سد اينجا جواب نميدهد اما گوش نميدهند. اگر روستا را هم آب نگيرد بخار آب تمام وسايل زندگي مردم را از كار مياندازد. زمينهاي مردم را چقدر مگر ميخرند، پيرمرد و پيرزن شايد زمينهايشان قيمت زيادي نداشته باشد اما كشاورزي در همان زمينها برايشان اهميت دارد.» حنيف گلزار، كنشگر محيطزيست و منابع طبيعي از همان ابتداي طرح بحث درباره ساخت سد از تصويب مطالعات و صدور مجوزها براي ساخت سدهاي متعدد از سال ۱۳۸۰ به بعد در استانهاي كشور ازجمله سدهاي كسيليان، مشي گلوگاه، زارمرود، گلوگاه، آزارود، چهاردانگه، نورِ چمستان، آپون، سجارود و شهدا (دو هزار و سه هزار)، تنها در مازندران انتقاد كرده بود. او تير ماه امسال در شبكه اجتماعي خود به شدت از اجراي اين طرح در بابل ابراز نگراني كرد، چراكه به گفته او با ساخت سد سجاد رود ۱۲ هزار اصله درخت هيركاني در گستره ۵۰ هكتاري از بين خواهد رفت و از نخبگان بابل خواست مانع اجراي اين طرح در قلب جنگلهاي هيركاني شوند. سازمان محيطزيست اما چندي پيش در واكنش به اين انتقادات اعلام كرد: «براساس مستندات مصوب، حدود ۲۹ هكتار از اراضي جنگلي تحت تاثير اجراي اين پروژه قرار ميگيرد. بر همين اساس و مطابق بند ۷ مجوز ارزيابي، مجري طرح موظف است خسارات زيستمحيطي را به طور كامل جبران و برنامه احيا و بازسازي اراضي جنگلي را در عرصههايي بيش از سه برابر محدوده تخريب شده، تحت نظارت مشترك سازمان حفاظت محيطزيست و سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور اجرا كند. صدور اين مجوز مشروط به اجراي گامبهگام اين برنامههاي حمايتي و احيايي است.»
هنوز اما در روستاهاي بندپي شرقي، صداي كمباين و زنبورها و دامها جريان دارد و زمينها زير كشتاند اما مردم نگرانند كه زندگيشان از بين برود و منتظر توضيح روشن و قانعكنندهاند. سد سجادرود اگر قرار است ساخته شود، پيش از آن بايد تمام جوانب آن بررسي شود تا مردمي كه با هزاران اميد به روستاها برگشتهاند، دوباره نااميد نشوند.