• 1405 چهارشنبه 18 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6413 -
  • 1405 چهارشنبه 18 شهريور

جدل رسانه‌ای پزشكيان و ترامپ

تا پشیمانی

گروه سياسي

در حالي كه تنش ميان ايران و امريكا بار ديگر به سطحي كم‌‌سابقه رسيده و بازار انرژي، مسيرهاي كشتيراني و محاسبات امنيتي منطقه را تحتتأثير قرار داده، مسعود پزشكيان با انتشار پيامي در شبكه اجتماعي «ايكس» كوشيد پاسخ سياسي تهران به ادعاي دونالد ترامپ را در يك چارچوب روشن صورتبندي كند: « ايران همواره با جنگ مخالف بوده و حفظ منافع مردم و امنيت منطقه را در پرهيز از آتشافروزي دانسته است. اما چنانكه تا امروز در برابر تجاوز، دليرانه به دفاع برخاسته است اين مقاومت را تا پشيماني كامل متجاوزان با قوت ادامه خواهد داد و پاسدار حقوق ملت بزرگ ايران خواهد بوداين موضع، در ظاهر تركيبي از اعلام مخالفت با جنگ و اعلام آمادگي براي رويارويي است؛ تركيبي كه در سياست خارجي ايران سابقه دارد، اما در مقطع كنوني معنايي فراتر از يك موضعگيري معمولي پيدا كرده است. زيرا همزمان با اين پيام، مجموعهاي از تحركات امنيتي، ديپلماتيك و اقتصادي نشان ميدهد كه منطقه در آستانه يك مرحله تازه از بازدارندگي متقابل قرار گرفته است؛ مرحلهاي كه در آن هم «جنگ» به عنوان يك گزينه پرهزينه و بيثباتكننده رد ميشود و هم «تسليم در برابر فشار» در قاموس تهران جاي ندارد. دونالد ترامپ، رييسجمهوري ايالاتمتحده، بامداد ديروز با انتشار پيامي در شبكه اجتماعي «تروث سوشال» نوشت: با پيروزي امريكا در جنگ ايران، قيمت نفت «بهشدت» كاهش خواهد يافت. ترامپ پيشبيني كرد كه قيمت سوخت ابتدا به سه دلار در هر گالن و درنهايت به كمتر از دو دلار برسد و افزود: «همه اينها به سرعت اتفاق خواهد افتاد و ايران هرگز به سلاح هستهاي دست نخواهد يافت.»  اما از منظر سياسي، پيام پزشكيان تلاشي است براي تثبيت يك خطمشي دوگانه اما مكمل: ايران بهدنبال جنگ نيست، اما اگر در معرض تهديد، فشار، تجاوز يا محاصره قرار گيرد، از ظرفيت پاسخ متناسب و متقارن برخوردار است. اين پيام در واقع خطاب به واشنگتن است تا نشان دهد تهديد، تحريم، عمليات نظامي يا جنگ رواني نميتواند تهران را به عقبنشيني وادارد؛ همان منطقي كه در سخنان و مواضع ديگر مقامهاي ايراني نيز به اشكال مختلف تكرار شده است.

همزماني ديپلماسي و پيام بازدارندگي

همزمان با اين موضعگيري، سيدعباس عراقچي وزير امور خارجه ايران نيز در تماس تلفني با وزير خارجه ژاپن، بار ديگر مسووليت وضعيت تنشآلود كنوني را متوجه نقض تعهدات امريكا دانست و گفت راهحل ساده است: بازگشت واشنگتن به تعهدات و امضاي خود. عراقچي در اين گفتوگو همچنين از پيشرفت مذاكرات ايران و عمان درباره تردد موقت در اين آبراه راهبردي خبر داد و اعلام كرد دو طرف به پيشرفت قابلتوجهي رسيدهاند. اين خبر از آن جهت مهم است كه تنگه هرمز نه فقط يك گلوگاه انرژي، بلكه نقطه تلاقي ديپلماسي و امنيت است. هرگونه اختلال در اين مسير، بلافاصله بر قيمت نفت، بازارهاي جهاني، بيم بيمهگران دريايي و محاسبات نظامي قدرتهاي فرامنطقهاي اثر ميگذارد. به همين دليل، گفتوگو با عمان براي مديريت تردد در هرمز را بايد در امتداد همان پيام پزشكيان ديد: ايران ترجيح ميدهد بحران را مهار كند، نه اينكه آن را به نقطه انفجار برساند؛ اما اين به معناي چشمپوشي از ابزارهاي فشار متقابل نيست. عراقچي در نشست كميسيون امنيت ملي مجلس نيز همين پيوند را برجسته كرد و گفت هماهنگي ميان ديپلماسي و عرصه دفاعي براي تأمين منافع ملي ادامه دارد. او در اين نشست درباره توافق با عمان، مذاكرات و اقدامات ميانجيها، شروط ايران براي بازگشايي تنگه هرمز، اجلاسهاي شانگهاي و بريكس، روابط با همسايگان و ديپلماسي اقتصادي توضيح داده است. اين مجموعه نشان ميدهد كه تهران ميكوشد همزمان سه مسير را پيش ببرد: مديريت تنش، حفظ بازدارندگي و جلوگيري از انزواي ديپلماتيك.

زدن پهپاد MQ-1 و پيام ميدان

در سطح ميداني نيز گزارش خبرگزاريها از انهدام يك فروند پهپاد MQ-1 بر فراز تنگه هرمز، بر اين فضاي تنشآلود افزوده است. بنا بر اين گزارش، پدافند هوايي جنوب شرق ارتش ايران اين پهپاد را شناسايي، رهگيري و منهدم كرده و اين عمليات با استفاده از سامانههاي بومي انجام شده است. صرفنظر از جزييات فني و صحت كامل روايت نظامي كه در شرايط تنش بايد با دقت و احتياط به آن نگريست، اصل اين خبر حامل يك پيام روشن است: تهران تلاش دارد نشان دهد كه بر آسمان و آبراههاي حساس پيراموني خود اشراف دارد و اجازه نزديك شدن بيهزينه به مرزهاي راهبردياش را نميدهد. در واقع، اگر در لايه سياسي پيام پزشكيان و عراقچي بر «مخالفت با جنگ» و «آمادگي براي دفاع» تأكيد ميكنند، در لايه نظامي خبر انهدام پهپاد همان مضمون را عيني و اجرايي ميكند. در چنين شرايطي، سخنان سرپرست وزارت دفاع نيز معنا پيدا ميكند؛ جايي كه گفته است امريكاييها توانايي ايران در هدف قرار دادن ناوهاي محاصرهكننده را دستكم گرفتهاند و «نتايجش را ميبينند». اينگونه اظهارات، چه با هدف بازدارندگي رواني بيان شده باشند و چه به عنوان سيگنال واقعي آمادگي دفاعي، بهوضوح نشان ميدهند كه تهران ميكوشد طرف مقابل را از آزمودن سناريوهاي پرهزينه بازدارد.

نفت ۹۹ دلاري و اقتصاد جهاني

يكي از مهمترين نشانههاي اثرگذاري اين بحران، جهش بهاي نفت به بالاي ۹۹ دلار است. دادههاي بازار نشان ميدهد قيمت نفت برنت در معاملات آتي در روز چهارشنبه تا حدود ۹۹ دلار در هر بشكه افزايش يافته و نفت WTI نيز در محدودهاي بالاتر از قبل قرار گرفته است. اين افزايش، علاوه بر تنشهاي خاورميانه، با تحولات دريايي و نگراني از اختلال در تردد انرژي پيوند خورده است. ادعاي ترامپ مبني بر اينكه در صورت پيروزي در جنگ عليه ايران، قيمت نفت به سرعت سقوط ميكند و بنزين به كمتر از دو دلار در هر گالن ميرسد، در برابر واقعيت بازار فعلا رنگ باخته است. بازار جهاني انرژي، برخلاف شعارهاي انتخاباتي، بهشدت نسبت به ريسكهاي ژئوپليتيك حساس است. هرگونه نگراني درباره امنيت تنگه هرمز، درياي سرخ يا مسيرهاي ترانزيتي خليج فارس به سرعت در قيمتها منعكس ميشود. بنابراين، افزايش نفت فقط يك شاخص اقتصادي نيست؛ يك نشانه سياسي نيز هست كه ميگويد بحران، هزينهاي فوري و جهاني دارد. از همين منظر، كاهش تردد كشتيها در تنگه هرمز ــ طبق دادههاي كپلر كه رويترز منتشر كرده ــ اهميت ويژه دارد. عبور تنها هفت كشتي در يك روز، در مقايسه با روز قبل كه هشت كشتي گزارش شده بود، نشانهاي از كاهش محسوس تردد در يكي از مهمترين آبراههاي جهان است. همين افت، به تنهايي ميتواند بيمه، لجستيك و زنجيره تأمين انرژي را با شوك مواجه كند.

امريكا در «باتلاق قابل پيشبيني»

در واشنگتن نيز همهچيز يكدست و همسو نيست. جيسون كرو، نماينده دموكرات كنگره امريكا، با صراحت گفته جنگ با ايران قابل پيشبيني بود و ايالات متحده بار ديگر وارد يك باتلاق قابل پيشبيني در خاورميانه شده است. اين سخن از آن جهت اهميت دارد كه بخشي از نخبگان سياسي امريكا نيز نسبت به تكرار تجربههاي تلخ عراق و افغانستان هشدار ميدهند. در واقع، هم در ايران و هم در امريكا، يك واقعيت مشترك در حال برجسته شدن است: جنگ با ايران نه آسان است و نه كمهزينه. برعكس، چنين جنگي ميتواند به سرعت از يك عمليات محدود به يك بحران فراگير منطقهاي تبديل شود؛ بحراني كه پاي ناوها، پايگاهها، خطوط انرژي، متحدان منطقهاي و حتي اقتصاد جهاني را وسط ميكشد. از اينرو، تعبير «باتلاق» فقط يك استعاره سياسي نيست؛ توصيفي است از يك منازعه كه خروج از آن، بسيار دشوارتر از ورود به آن خواهد بود.

منطق بازدارندگي در پوشش ديپلماسي

در نهايت، آنچه از كنار هم گذاشتن مواضع پزشكيان، عراقچي، وزارت دفاع، تحولات ميداني و نوسان بازار نفت به دست ميآيد، يك تصوير نسبتا روشن است: ايران ميخواهد به طرف مقابل بفهماند كه نه آغازگر جنگ است و نه در برابر فشار، منفعل خواهد ماند. اين پيام، هم خطاب به ترامپ است و هم خطاب به متحدان منطقهاي و فرامنطقهاي امريكا؛ اينكه فشار حداكثري، تهديد نظامي و جنگ رواني ميتواند هزينهها را بالا ببرد، اما بهسادگي به تغيير رفتار راهبردي تهران منجر نميشود. از سوي ديگر، تهران با برجسته كردن ديپلماسي با عمان، رايزني با ژاپن، حضور در نشستهاي منطقهاي و پيوند ميان سياست خارجي و دفاعي، ميكوشد نشان دهد كه هنوز گزينه مديريت بحران را بر تشديد آن ترجيح ميدهد. اما اين ترجيح، مشروط به آن است كه طرف مقابل نيز منطق بازدارندگي متقابل را بپذيرد و از آزمودن ظرفيتهاي ايران خودداري كند. به بيان ديگر، پاسخ پزشكيان را بايد نه صرفا يك توييت سياسي، بلكه بيانيهاي فشرده از راهبرد ايران در برابر تهديدهاي تازه دانست: جنگ نه، اما عقبنشيني هم نه. اين همان خط باريكي است كه سياست خارجي ايران در روزهاي آينده بايد بر آن حركت كند؛ خطي كه هر لغزشي در آن ميتواند قيمت نفت، امنيت هرمز و آينده توازن منطقهاي را دستخوش تغيير كند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون