• 1405 يکشنبه 12 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6413 -
  • 1405 چهارشنبه 18 شهريور

« اعتماد» در گفت‌وگو با جواد حيران‌نيا بررسي می‌کند

راهبرد فشار از «هرمز تا وين»

همزماني تشديد فشار در تنگه هرمز و پيگيري پرونده ايران در شوراي حكام، بيانگر راهبرد چندلايه براي افزايش هزينه‌هاي ژئوپليتيك و حقوقي بر تهران است؛ مسيري كه از محدودسازي ظرفيت‌هاي دريايي و اقتصادي آغاز و با برجسته‌سازي اختلافات پادماني در آژانس دنبال مي‌شود. با اين حال، تبديل اين فشارها به اقدام الزام‌آور شوراي امنيت همچنان به موازنه قدرت ميان اعضاي دايم، به‌ويژه چين و روسيه، وابسته است.

جواد حيران‌نيا، پژوهشگر و كارشناس روابط بين‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» مبني بر اينكه تلاش امريكا و تروييكاي اروپايي براي ارجاع پرونده ايران به شوراي حكام چه پيامدهايي دارد و آيا مي‌تواند به بازگشت تحريم‌هاي شوراي امنيت منتهي شود، گفت: «امريكا و سه كشور اروپايي، يعني انگليس، فرانسه و آلمان، معتقدند با فعال شدن سازوكار ماشه، قطعنامه ۲۲۳۱ عملا بي‌اثر شده و قطعنامه‌هاي تنبيهي پيشين شوراي امنيت عليه برنامه هسته‌اي ايران بازخواهند گشت. اين برداشت در اسناد شوراي امنيت و سازمان ملل نيز منعكس شده، اما روسيه، چين و ايران آن را نپذيرفته‌اند و همين موضوع، وضعيت حقوقي پيچيده‌اي ايجاد كرده است.» او افزود: «پيش‌نويس قطعنامه جديد بر مساله پادماني و محدوديت دسترسي بازرسان آژانس به تاسيسات آسيب‌ديده متمركز است. ايران مي‌گويد پيش از بازرسي از مراكزي كه هدف حمله امريكا و اسراييل قرار گرفته‌اند، بايد پروتكل تازه‌اي تدوين شود. در مقابل، غرب خواستار دسترسي آژانس براي تعيين وضعيت ذخاير اورانيوم غني‌شده، ازجمله مواد احتمالا مدفون ‌شده، است.»  اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: «هدف قطعنامه، واداشتن مديركل آژانس به ارايه گزارش اين اختلاف به شوراي امنيت است. تشكيل جلسه شوراي امنيت درباره اين گزارش با راي رويه‌اي انجام مي‌شود و روسيه و چين نمي‌توانند آن را وتو كنند، اما هرگونه تلاش براي تصويب تحريم تازه در شوراي امنيت، با وتوي مسكو و پكن روبه‌رو خواهد شد.»  حيران‌نيا در پايان تاكيد كرد: «كاركرد اصلي اين روند بيش از آنكه تحريم‌سازي فوري باشد، افزايش فشار سياسي بر ايران و چين و روسيه، گشودن پرونده‌اي تازه ذيل ادعاي نقض پادمان و تثبيت روايت غرب درباره بازگشت قطعنامه‌هاي پيشين است.»

 

تحريم‌هاي تازه؛ تلاشي دوباره براي بستن منافذ اقتصادي

حيران‌نيا در پاسخ به اين پرسش كه دور تازه تحريم‌ها و فشارهاي اقتصادي امريكا عليه ايران چه دامنه و هدفي دارد و چه تفاوتي با فشارهاي پيشين واشنگتن دارد، گفت: «تحريم‌هاي جديد امريكا در قالب بسته تحريمي موسوم به «روز دي» اعمال شده‌اند و هدف اصلي آنها بستن منافذ باقي‌مانده اقتصاد ايران است؛ منافذي كه از مسير آنها تجارت انجام مي‌شود، دلار به داخل كشور منتقل و بخش باقي‌مانده اقتصاد ايران امكان تنفس پيدا مي‌كند.» او افزود: «امارات با قطع كليه روابط تجاري، مالي، پولي و بانكي با ايران، در اين مسير با امريكا همراهي كرده است. واشنگتن همچنين شعبه بانك مصر در امارات را به‌ دليل همكاري بانكي با ايران هدف تحريم قرار داده و به عراق براي قطع واردات برق و گاز از ايران فشار آورده است. اين اقدامات در كنار محاصره دريايي، نشان مي‌دهد امريكا به ‌دنبال مسدود كردن مسيرهايي است كه اقتصاد ايران از طريق آنها با بيرون ارتباط دارد.»

 اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: «فشار بر شركاي تجاري ايران، به‌ ويژه چين، بخش مهم ديگري از اين راهبرد است. از نگاه امريكا، تا زماني كه همكاري اقتصادي تهران و پكن ادامه داشته باشد، فشار حداكثري به نتيجه مطلوب واشنگتن نمي‌رسد. با اين همه، امريكا ظاهرا رويكردي پلكاني درقبال چين برگزيده تا با واكنش شديد پكن روبه‌رو نشود؛ بنابراين، فعلا فشار بر شبكه‌هاي مالي و تجاري پيراموني ايران و تهديد غيرمستقيم همكاري ايران و چين در اولويت قرار دارد.» حيران‌نيا در پايان تاكيد كرد: «بازگشت به فشار اقتصادي پس از كارزار نظامي فوريه و مارس ۲۰۲۶ و پس از تفاهمنامه، نشان مي‌دهد ابزار نظامي به ‌تنهايي براي تحقق خواسته‌هاي امريكا كافي نبوده است. واشنگتن با تشديد محاصره دريايي و فشار اقتصادي، يك راهبرد چندبعدي را دنبال مي‌كند تا ايران را به امتيازدهي و مذاكره وادارد. آن‌گونه كه اسكات بسنت، وزير خزانه‌داري امريكا نيز گفته، هدف فشار اقتصادي كشاندن ايران به ميز مذاكره است؛ بنابراين، در مقطع كنوني، تمركز امريكا بيشتر بر گرفتن امتياز از ايران است.»

 

ائتلاف عليه ايران؛ از اجماع سياسي تا همكاري عملياتي

حيران‌نيا در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» مبني بر اينكه آيا واشنگتن با تشديد فشارها در پي شكل‌دهي ائتلافي عليه ايران است، خاطرنشان كرد: «اگر منظور ائتلاف نظامي باشد، تجربه جنگ ۴۰ روزه نشان داد متحدان امريكا، چه در ناتو و چه در شرق آسيا مانند ژاپن و كره‌جنوبي، به كارزار نظامي و ائتلاف دريايي مورد‌نظر واشنگتن نپيوستند، چراكه به دليل ملاحظات خود تمايلي به ورود مستقيم به جنگ ندارند.» او افزود: «با اين حال، برخي كشورها ممكن است در سطحي محدودتر همكاري كنند. براي نمونه، كره‌جنوبي اعلام كرده كه احتمال اعزام شناور به منطقه وجود دارد، اما ماموريت آن رزمي نخواهد بود و بيشتر بر فعاليت‌هاي تجسسي، اشتراك‌گذاري داده و اطلاعات متمركز مي‌شود.»

 اين پژوهشگر روابط بين‌الملل تصريح كرد: «تداوم بسته ‌ماندن تنگه هرمز مي‌تواند همراهي كشورهايي را كه از اين وضعيت آسيب مي‌بينند، تقويت كند. شايد ژاپن يا كره‌جنوبي وارد عمليات مستقيم جنگي عليه ايران نشوند، اما امكان دارد در حوزه‌هاي اطلاعاتي، تجسسي و عمليات غيررزمي همكاري جدي‌تري با امريكا داشته باشند. خطر اصلي آن است كه اجماع سياسي عليه ايران، به ‌تدريج به اجماع عملياتي تبديل شود.» حيران‌نيا درباره بعد اقتصادي نيز تاكيد كرد: «فشار اقتصادي امريكا با همراهي كامل امارات دنبال مي‌شود و واشنگتن مي‌تواند عراق و حتي تركيه را نيز براي محدود كردن مناسبات با ايران تحت‌فشار قرار دهد. اين روند، منافذ اقتصادي باقي‌مانده را محدودتر مي‌كند. چين نيز احتمالا حاضر نيست به‌ خاطر ايران وارد جنگ اقتصادي تازه‌اي با امريكا شود؛ بنابراين، اگر فشار واشنگتن افزايش يابد، پكن ممكن است بدون همراهي كامل، تاحدي با سياست‌هاي امريكا هماهنگ شود تا از تنش اقتصادي گسترده‌تر پرهيز كند.»

 

اهرم‌هاي تهران

حيران‌نيا در پاسخ به اين پرسش كه تهران، جدا از اهرم تنگه هرمز، چه ابزارهايي براي كاهش فشارها و تقويت بازدارندگي دراختيار دارد، گفت: «يكي از اهرم‌هاي ايران، منطقه‌اي‌كردن جنگ يا تشديد افقي درگيري است؛ مفهومي كه در جنگ ۴۰ روزه، يا جنگ رمضان، نيز مطرح شد و با دكترين پيشين ايران درباره تبديل هر جنگ منطقه‌اي به «مادر همه جنگ‌ها» پيوند دارد. در اين چارچوب، ايران مي‌تواند در صورت تشديد درگيري، دامنه جنگ را به ديگر كشورهاي منطقه گسترش دهد.» او افزود: «ايران همچنين توان تشديد عمودي را دراختيار دارد؛ يعني مي‌تواند در انتخاب اهداف، خطوط قرمز پيشين را جابه‌جا كند و هدف‌هاي متنوع‌تر يا حساس‌تري را درنظر بگيرد. اين توان بالقوه، خود يك ابزار بازدارنده است؛ زيرا طرف مقابل بايد احتمال گسترش دامنه و سطح هدف‌گيري ايران را در محاسباتش لحاظ كند.» اين پژوهشگر روابط بين‌الملل تصريح كرد: «توان انصارالله يمن نيز هنوز به‌طور كامل به كار گرفته نشده. اين گروه هرچند حملاتي عليه كشتي‌هاي سعودي انجام داده، اما باب‌المندب را به‌ طور كامل مسدود يا بي‌ثبات نكرده است. فعال‌شدن جدي‌تر جبهه باب‌المندب در كنار تنگه هرمز مي‌تواند آثار اقتصادي گسترده و منفي بر اقتصاد جهاني بگذارد.»  حيران‌نيا در ادامه تاكيد كرد: «حشدالشعبي عراق نيز از ديگر اهرم‌هاي ايران است. اين گروه پس از تفاهمنامه وارد درگيري شد و در پي حملاتي كه به عربستان نسبت داده شد، هدف حملات متقابل امريكا و عربستان قرار گرفت. در چارچوب دكترين جديد ايران، گروه‌هايي مانند انصارالله يمن و حشدالشعبي عراق مي‌توانند، در صورت تشديد درگيري، در گسترش دامنه بحران منطقه‌اي و افزايش هزينه‌هاي طرف مقابل نقش داشته باشند.»

 

چين به دنبال موازنه‌سازي

حيران‌نيا در پاسخ به اين پرسش كه چين در برابر تحريم‌هاي امريكا عليه ايران چه رويكردي خواهد داشت، گفت: «پكن همواره رويكردي محتاطانه داشته است. پس از خروج ترامپ از برجام و اعمال تحريم‌هاي ثانويه، بانك‌هاي بزرگ چين روابط بانكي خود با ايران را قطع كردند. با اين حال چين، ايران را شريكي مهم در منطقه و در نظم در حال گذارِ مبتني بر رقابت قدرت‌هاي بزرگ مي‌داند و نمي‌خواهد تهران تضعيف شود.»  با اين حال نبايد انتظار حمايت همه‌جانبه يا كمك نظامي چين به ايران را داشت؛ پكن در جنگ ۴۰ روزه نيز چنين نقشي ايفا نكرد. چين نه خواهان همراهي كامل با امريكا است و نه منافع اقتصادي گسترده خود با امريكا و كشورهاي منطقه را به‌خاطر ايران قرباني مي‌كند. منافع پكن در ايران عمدتا ژئوپليتيك است؛ از اين ‌رو، ميان حفظ ايران به عنوان شريك منطقه‌اي و پرهيز از تشديد تنش با واشنگتن موازنه برقرار مي‌كند. اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: «چين پس از جنگ، به قطعنامه نخست پيشنهادي بحرين و كشورهاي عربي خليج‌فارس درباره محكوميت حملات ايران راي ممتنع داد، اما قطعنامه دوم را كه به‌دنبال ايجاد سازوكاري نظامي در تنگه هرمز بود، وتو كرد. پكن نمي‌خواهد هنجاري شكل گيرد كه بعدها در موضوع تايوان عليه خود آن كشور به كار رود.»  حيران‌نيا در پايان تاكيد كرد: «بانك‌ها و بندرگاه‌هاي كوچك‌تر چين احتمالا ارتباط با ايران را ادامه مي‌دهند، مگر آنكه فشار امريكا افزايش يابد. در آن صورت، پكن ممكن است همكاري خود را كاهش داده و همزمان واكنش متقابل نشان دهد؛ احتياط واشنگتن در فشار مستقيم بر چين در گام نخست بسته تحريمي روز دي نيز از همين ملاحظات ناشي مي‌شود.»

 

روسيه و هند؛ روايت دو مسير متفاوت

حيران‌نيا در پاسخ به اين پرسش كه روسيه و هند درقبال جنگ اقتصادي عليه ايران چه رويكردي دارند، گفت: «روسيه در جنگ رمضان، برخلاف چين كه بر منع توسل به زور، آزادي كشتيراني و قواعد منشور ملل متحد تاكيد داشت، در نقش ناظر بي‌طرف ظاهر نشد.»

او افزود: «براساس گزارش‌هاي امريكا و كشورهاي غربي، روسيه به ايران كمك اطلاعاتي كرده و درصدد انتقال فناوري‌هاي موشكي جديد است. مسكو از پرونده ايران به عنوان اهرمي در تقابل با امريكا و اروپا بر سر اوكراين استفاده مي‌كند و حمايت غرب از كي‌يف را با تقويت ايران پاسخ مي‌دهد.»

 اين پژوهشگر روابط بين‌الملل درباره هند تصريح كرد: «هند در جنگ رمضان عمدتا در كنار امريكا و اسراييل قرار گرفت. دهلي‌نو در سازوكار آي۲يو۲ و طرح آي‌مك بازيگري كليدي است و مشاركت آن در چابهار نيز با هدف اتصال به آسياي مركزي و اروپا و رقابت با چين دنبال مي‌شود.»  حيران‌نيا ادامه داد: «حمايت هند از اسراييل، روابط دهلي‌نو و تهران و جايگاه هند در چابهار را تضعيف كرده است. همچنين جنگ غزه و حملات ايران به بنادر عربي خليج‌فارس، ازجمله جبل‌علي، ريسك اجراي آي‌مك را افزايش داده است.» او در پايان تاكيد كرد: «هند باوجود نزديكي به امريكا و عضويت در كواد، عضو بريكس و سازمان همكاري شانگهاي نيز هست. اختلافات تجاري با دولت ترامپ، دهلي‌نو را به تنش‌زدايي بيشتر با چين سوق داده است؛ بنابراين، هند نمي‌خواهد در رقابت واشنگتن و پكن كاملا در مدار امريكا قرار گيرد.»

 

واشنگتن به دنبال تضعيف كارت برنده ايران است

حيران‌نيا در پاسخ به اين پرسش كه هدف امريكا از هدف ‌قرار دادن مناطق جنوبي ايران و تاسيسات و تجهيزات مستقر در اين نواحي چيست، گفت: «هدف اصلي امريكا، تحت‌تاثير قراردادن توان عمليات رزمي و شناسايي ايران در تنگه هرمز است. واشنگتن مي‌كوشد توان ايران را محدود كند تا كشتيراني موردنظر خود و شركايش از مسير جنوبي تنگه و آب‌هاي مجاور عمان با سهولت بيشتري انجام شود و قدرت ايران براي اعمال كنترل بر تنگه هرمز كاهش يابد.»

 او افزود: «اگر امريكا بتواند اين هدف را به‌ طور كامل محقق كند و همزمان محاصره دريايي را حفظ كند، تردد مطلوب واشنگتن در تنگه هرمز عملي خواهد شد و ايران در وضعيت فشار و محاصره شديدتري قرار مي‌گيرد. با اين حال، اين هدف به‌طور كامل محقق نشده، زيرا ايران همچنان توان ناامن‌كردن تنگه هرمز و اعمال فشار بر عبور و مرور دريايي را دراختيار دارد.» اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: «همين توازن نسبي مي‌تواند زمينه‌اي براي شكل‌گيري توافق باشد. اكنون نه امريكا به‌ طور كامل تنگه را دراختيار دارد و نه ايران از ابزارهاي اثرگذاري بر آن محروم شده است. بنابراين، امريكا با هدف‌قرار دادن تجهيزات، برج‌هاي مخابراتي و ابزارهاي شناسايي ايران، در پي محدودكردن بيشتر توان ايران در تنگه است.»

 

نقض تفاهمنامه نشاني از زياده‌خواهي امريكا

حيران‌نيا در پاسخ به اين پرسش كه آيا تفاهم اسلام‌آباد پايان يافته يا امريكا با هدف گرفتن امتيازهاي بيشتر، مسير تازه‌اي از ديپلماسي را دنبال مي‌كند، گفت: «تفاهمنامه در مقطعي منعقد شد كه امريكا نياز داشت تنگه هرمز باز شود و آثار بسته ‌بودن آن بر اقتصاد جهاني و قيمت انرژي كاهش يابد. اين تفاهم براي ايران نيز امتيازهايي داشت و مي‌توانست زمينه ورود به مذاكرات هسته‌اي را فراهم كند. با اين حال اين توافق با فشار مخالفان ترامپ روبه‌رو شد؛ آنان آن را امتيازي بزرگ به ايران مي‌دانستند. هدف ‌قرار گرفتن كشتي‌هاي امريكايي و نقض تفاهمنامه نيز به دولت ترامپ فرصت داد تا از توافق عبور كند؛ درحالي كه مي‌توانست مبناي بده‌بستاني گسترده‌تر باشد.»

 اين پژوهشگر روابط بين‌الملل تصريح كرد: «شرايط زمان انعقاد تفاهمنامه ثابت نمانده است. در آن مقطع، تنگه هرمز پيش از شكل‌گيري كريدور موردنظر امريكا اهميت ويژه‌اي داشت، اما با تغيير متغيرها، مزيت‌هاي پيشين نيز كاهش يافته‌اند. اكنون آثار محاصره دريايي بر اقتصاد ايران آشكارتر شده است.»  حيران‌نيا در ادامه تاكيد كرد: «با وجود تاكيد مقام‌هاي ايراني بر احياي تفاهم، مقام‌هاي امريكايي ازجمله ماركو روبيو آن را پايان‌يافته مي‌دانند. اين موضع صرفا بلوف نيست؛ واشنگتن با حفظ محاصره دريايي خود را در موقعيت برتر مي‌بيند و در هر ديپلماسي تازه، احتمالا امتيازهايي فراتر از مفاد تفاهمنامه مي‌خواهد. از اين رو، بازگشت امريكا به توافق پيشين بعيد است.»

 

انتخابات؛ متغيري فرعي در محاسبات جنگ

حيران‌نيا در پاسخ به اين پرسش كه انتخابات ميان‌دوره‌اي امريكا، كاهش اعتبار ترامپ و انتخابات پارلماني اسراييل تا چه اندازه بر رويكرد واشنگتن و تل‌آويو در قبال ايران اثر مي‌گذارد، گفت: «اين تصور كه ادامه جنگ تا انتخابات ميان‌دوره‌اي نوامبر، به‌دليل فشار بر قيمت انرژي و اقتصاد امريكا، شكست ترامپ و جمهوري‌خواهان را رقم مي‌زند، لزوما دقيق نيست. ترامپ تاكيد كرده كه سياستش درقبال ايران را برمبناي محاسبات انتخاباتي تنظيم نمي‌كند و نتايج انتخابات ميان‌دوره‌اي را نيز صرفا تابع پرونده ايران نمي‌داند.»

او افزود: «حتي اگر پيش از انتخابات تفاهمي شكل گيرد، آثار اقتصادي آن بر قيمت حامل‌هاي انرژي و افكار عمومي امريكا فوري نخواهد بود. بنابراين، نمي‌توان بر اين فرض تكيه كرد كه ادامه درگيري تا نوامبر، ترامپ را با دست خالي پاي ميز مذاكره مي‌آورد. متغير اصلي، مقايسه تاب‌آوري دوطرف و سنجش اين مساله است كه محاصره دريايي چه ميزان به اقتصاد ايران آسيب مي‌زند و در مقابل، هزينه‌هاي اقتصادي و سياسي آن براي امريكا تا چه حد افزايش مي‌يابد.»

 اين پژوهشگر روابط بين‌الملل درباره اسراييل نيز تصريح كرد: «تل‌آويو در شرايط كنوني ترجيح مي‌دهد از دور نظاره‌گر فشار امريكا و محاصره دريايي عليه ايران باشد، بي‌آنكه مستقيما وارد درگيري شود. تداوم اين وضعيت تا انتخابات اسراييل مي‌تواند منافع نتانياهو را تامين كند، زيرا فشار بر ايران ادامه دارد، اما هزينه ورود مستقيم به جنگ بر اسراييل تحميل نمي‌شود.» حيران‌نيا در پايان تاكيد كرد: «احتمال ورود مستقيم اسراييل به درگيري پيش از انتخابات، تنها در صورت وقوع تحول مهمي در حوزه موشكي يا هسته‌اي ايران، يا آغاز يك عمليات نظامي پيش‌دستانه ازسوي تهران، افزايش مي‌يابد، در غير اين صورت، اسراييل فعلا ضرورتي براي ورود مستقيم به جنگ نمي‌بيند.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون