بازگشت فصل جديدي از درگيريها در يمن
محمدرضا بابايي
با گذشت بيش از 7 سال از مذاكرات استكهلم ميان دولت صنعا و دولت در تبعيد يمن با مركزيت عدن، فصل جديدي از درگيريها ميان طرفين در جبهه تعز و المخاء از پنجشنبه گذشته آغاز شده كه تا لحظه نگارش اين گزارش همچنان ادامه دارد. مذاكرات استكهلم، اگر نگوييم در آتشبس پايدار ميان طرفين در يمن نقش داشت، حداقل باعث كاهش درگيريها و حملات متقابل شد. از سال 2019 تاكنون، درگيريها ميان حوثيها و نيروهاي تحتالحمايه عربستان تنها محدود به جبهات محدودي بود. در اين برهه زماني، شكاف ميان نيروهاي مجلس انتقالي جنوب كه يك گروه جداييطلب است و از متحدان كليدي امارات متحده عربي محسوب ميشود با نيروهاي دولت در تبعيد وابسته به عربستان، به اوج خود رسيد. نيروهاي مجلس انتقالي جنوب با نيروهاي حكومت عدن بارها وارد درگيريهاي خونين شدند و اين شرايط قدرت ائتلاف عربي را در برابر حوثيها تضعيف كرد و اين گروه توانست در طول اين برهه زماني با درگيريهاي مقطعي و محدود، مناطق قابلتوجهي را در استانهاي الحديده تصرف نمايد و در جبهههاي الجوف و مأرب نيروهاي متحد عربستان را بدون مقاومت جدي عقب براند. اخذ زمام امور توسط حوثيها بيشتر ريشه در تشديد منازعات ميان امارات و عربستانسعودي در يمن دارد كه بر رفتار كنشگران محلي متحد طرفين تاثير گذاشت. حوثيها همچنين در جبهه الضالع و البيضاء هم علاوه بر عقب راندن نيروهاي تحتالحمايه عربستان، توانستند داعش و القاعده را نيز از اين مناطق بيرون برانند.
بازخواني يك نزاع- وضعيت ژئوپليتيكي يمن در سايه تضاد منافع ميان كنشگران داخلي و خارجي دخيل در آن، مانع از آن شد كه هر يك از طرفين بتواند بر ديگري مستولي شود. حوثيها تقريبا از سال 2013 و همزمان با خلأ قدرت و امنيت ناشي از قيامهاي موسوم به بهار عربي در يمن، توانستند به طور آهسته و تدريجي استانهاي شمال صنعا را كه اكثريت آنان را شيعيان زيدي تشكيل ميدهند، بدون مقاومت جدي تصرف نمايد. سال 2014، سال سرنوشتسازي براي يمن بود، در آن بازه زماني حكومت وقت صنعا به رياست عبدربه منصور هادي درگير قيامهاي قبايل جنوب از يكسو و نفوذ فزاينده القاعده در حضرموت و أبين بود. اين شرايط بستر را براي حوثيها فراهم كرد تا سرانجام در اواخر سپتامبر همان سال پايتخت كشور را تصرف نمايد و حكومت منصور هادي را ساقط نمايد. ساختار اجتماعي موزاييكي جامعه يمن و مناسبات پيچيده قبيلهاي در سايه منازعات ميان شمال و جنوب كشور، سقوط صنعا به دست حوثيها را از دو منظر مويد و منفعل مورد برسي قرار گرفت. قبايل شمال يمن كه اغلب زيدي مذهب بودند، سقوط حكومت منصور هادي را فرصتي براي تشكيل يك حكومت جديد ميديدند. در مقابل، قبايل جنوب و نخبگان سياسي آن، رويكرد منفعلانهاي را در قبال تحولات صنعا اتخاذ كردند، زيرا اين باور وجود داشت كه پيشروي حوثيها در صنعا و حومه آن متوقف خواهد شد، اما ديري نگذشت كه پيشرويها از صنعا به سوي جنوب آغاز شد و مناطق يكي پس از ديگري سقوط كرد و درگيريها به حومه عدن رسيد. از منظر ژئوپليتيكي، بايد اين واقعيت را قبول كرد كه سيطره صرف بر صنعاء بدون اشراف و كنترل بر تنگه بابالمندب معنايي نخواهد داشت، زيرا معنا و معما ژئوپليتيك يمن از ديرباز تاكنون در اهميت تنگه بابالمندب خلاصه ميشود. مقاومت قبايل جنوب در برابر پيشروي حوثيها در عدن و درنهايت، عمليات توفان قاطعيت به رهبري عربستانسعودي، شرايط و مناسبات ژئوپليتيكي را كمي به سود طرفها مخالف حوثيها رقم زد؛ اما تغيير معادلات جنگ، مستلزم تسلط بر بناد استراتژيك مانند الحديده و شهرهاي راهبردي در استانهاي مأرب و البيضاء است كه تاكنون محقق نشد. ورود كنشگران منطقهاي به منازعه يمن، نتوانست كفه موازنه قدرت را بهطور بازدارندهاي به ضرر حوثيها تغيير دهد، زيرا مداخله خارجي در اين كشور منتج به خلق يكسري واقعيتهاي ژئوپليتيك جديدي شد كه ميتواند تماميت ارضي و يكپارچگي سرزمين يمن را به خطر بيندازد. امارات متحده عربي، منافع بلندمدت ژئوپليتيكي خود را در استقلال جنوب يمن و نفوذ بر تنگه بابالمندب و بنادر راهبردي يمن ميداند كه ميتواند ضامن نفود ابوظبي بر منطقه شاخ آفريقا باشد. در مقابل عربستان، يمن يكپارچه اما تحتالحمايه رياض را كليد پيروزي خود بر رقباي منطقه ميداند. خلق اين واقعيتهاي ژئوپليتيكي جديد، دو عضو تاثيرگذار در ائتلاف عربي را در مقابل يكديگر قرار داد و مساله جنگ عليه حوثيها به يك امر ثانويه تبديل شد و عملا به يك بنبست ژئوپليتيكي رسيد. روي كاغذ، نيروهاي متحد ائتلاف عربي 70درصد از خاك يمن را تحت نفود دارند، اما در عمل، شهرهاي پرجمعيت ساحل غربي و مناطق استراتژيك همچنان دراختيار حوثيها است.
با اين وجود، حوثيها يمن را با صنعا و بدون بابالمندب دراختيار دارند و دولت در تبعيد در جنوب بابالمندب را بدون صنعا دراختيار دارد، از اين رو ميتوان چنين نتيجه گرفت كه پيروزي طرفين بر يكديگر بيشتر جنبه تاكتيكي دارد تا استراتژيك و آينده اين كشور در هالهاي از ابهام و ايهام قرار دارد.
فصل جديدي از منازعه- هفته گذشته، حوثيها در يك حمله غافلگيرانه و با استفاده از موجهاي انساني در جبهههاي تعز و الحديده توانستند، مناطق و بلنديهاي راهبردي مهمي را در منطقه مقبنه و حيس تصرف نمايند. به نظر ميرسد هدف از اين اقدام ايذايي، قطع خطوط امدادي از شهر و بندر استراتژيك المخا و درنهايت سيطره بر آن ميباشد. كنترل بر شهر و بندر المخا، دست حوثيها را براي نظارت بر تنگه بابالمندب باز نگه ميدارد، مزيت استراتژيكي كه حوثيها در اوايل سال 2017 آن را از دست دادند، زيرا در آن زمان نيروهاي ائتلاف عربي موفق به تصرف اين شهر شدند. امروز بيش از پيش، اين باور احساس ميشود كه ايالاتمتحده امريكا درصدد خلق واقعيتهاي ژئوپليتيكي جديدي در يمن است، مشابه آنچه كه در سوريه و لبنان در خلال دو سال گذشته رخ داد. جنگ و تنشهاي اخير در منطقه و نقش واشنگتن در تصميمات سياسي بازيگران منطقهاي، ممكن است رياض و ابوظبي را به سمت حداقل يك اجماع مقطعي سوق دهد كه براساس آن اولويتها معطوف به تصرف صنعا يا دستكم تصرف مناطق استراتژيك در ساحل غربي يمن يا جبهات مأرب و الجوف شود كه از طريق آن حوثيها را از معادلات بابالمندب دور نگه دارند. نيروهاي حكومت صنعا با درك اين واقعيت، تصميم به باز كردن جبهههاي تعز و الحديده گرفتند، جبهههايي كه بعد از سالها سكون و ركون امروز به يكي از چند كانون درگيري در يمن تبديل شده است. تنها چند ساعت بعد از پيشروي برقآساي حوثيها، نيروهاي دولت در تبعيد و متحدان محلي آن توانستند بخشي از مناطق از دست رفته خصوصا در جبهه الحديده را بازپسگيري نمايند و درگيريها تا اين لحظه همچنان ادامه دارد. رسانههاي وابسته به طرفين درگير، با بزرگنمايي و خلق مبالغههاي رسانهاي مدعي پيروزي بر طرف مقابل هستند، اما واقعيت موجود در ميدان بيشتر دلالت بر اين امر دارد كه مناطق مذكور اغلب بين طرفين دست به دست ميشود و با قاطعيت نميتوان گفت كه در حال حاضر حكومت در تبعيد عزم جدي براي پيشروي و تصرف مناطق جديد وجود دارد. غياب جدي جنگندههاي عربستانسعودي از آسمان يمن فقدان صفآرايي و توزيع نيروهاي نظامي در جبههها بيشتر دلالت بر اين امر دارد كه طرفين در وهله نخست درگيري قرار دارند و قبل از اخذ تصميم نظامي نهايي درصدد هستند تا قدرت حملات و ضدحملات طرف مقابل و توانايي آنان در دفاع از مواضع يا دفع حملات را بسنجند. درگيريهاي فعلي حداقل براي دولت تبعيد يك عرصه براي سنجش آمادگيهاي نظامي براي تصرف شهر استراتژيك الحديده ميباشد. اما اين جنگ براي حوثيها به مثابه يك عنصر بازدارنده عمل ميكند، خصوصا در صورت تثبيت مواضع تصرف شده و پيشروي به سوي شهر المخاء، صنعا ميتواند از برگ برنده بابالمندب در صورت هرگونه تشديد تنش استفاده نمايد. اكوسيستم ژئوپليتيكي پيچيده يمن گزينهها را براي طرفين منازعه محدود كرده است. پيشروي نيروهاي ائتلاف عربي به سوي نوار ساحل غربي يمن محتملتر و مقدورتر از تصرف صنعا و سوق دادن درگيري به مناطق سنتي حوثيها در صعده است. اما براي دستيابي به اين مهم، يك اجماع منطقهاي ميان كشورهاي عربي منطقه خصوصا امارات و عربستان احساس ميشود كه با بهرهبرداري از كمكهاي اطلاعاتي و لجستيكي، معادلات جنگ يمن را به سود خود تغيير دهند. اين قاعده در رابطه با حكومت صنعا صدق نميكند، زيرا بازدارندگي در برابر حملات از گشايش همزمان چند جبهه و پيشروي در آنها، از اولويت بيشتري برخوردار است. تلاش براي محاصره و تصرف شهر ساحلي المخاء بيشتر با هدف استفاده از كارت بازي بابالمندب است تا از طريق آن، هزينههاي ريسك عمليات نظامي براي عربستان و نيروهاي تحتالحمايه آن را افزايش دهند.
كارشناس ارشد جهان عرب