يمن؛ گرانيگاه ژئوپليتيكي تاريخ ايران
علي آهنگر
يمن براي ايران مانند ديگر سرزمينهاي معادل يا مجاور نيست. يمن ريشه در تاريخ و پيشاتاريخ ايران دارد. در داستانهاي اسطورهاي و پهلواني ايران كه در شاهنامه حكيم توس گردآمده است، يمن «دشت هاماوران» نام دارد. جايي كه كيكاووس شيفته -سودابه- دختر پادشاه هاماوران ميشود و چه سختيها و تلخكاميهايي در راه اين عشق براي خود بهبار ميآورد. منابع تاريخي و از آن جمله سنگنبشتههاي نقش رستم حكايت از آن دارد كه حمير و عدن (يمن) در كنار شمال حجاز و حبشه در شمار فرمانبرداران و خراجگزاران پادشاهان هخامنشي بودهاند. چنانكه عبدالحسين زرينكوب در دو قرن سكوت بازمينماياند، يمن كه از موهبتهاي طبيعت بيشتر بهره داشت، از ديرباز آبادتر و برومندتر از ساير ديار عرب بود. از همين روي بود كه يونانيان آن را «عربستان خوشبخت» ميخواندند و نيز از آنجا كه يمن بر كرانه درياي هند و درياي سرخ جاي داشت، از ديرباز براي بازرگاني ميان دنياي غرب و شرق جايگاه مناسبي داشت. همين ويژگي جغرافيايي بود كه سرزمين يمن را از سپيدهدمان تاريخ مورد توجه خاص و رقابت جهانگيران ايراني و رومي قرار داده بود. روابط ايران و يمن بر پايه مناسبتهاي جغرافيايي در زمينههاي اقتصادي، بازرگاني و دريانوردي تداوم داشت تا آنگاه كه در گذر ايام، يمن به زنجير زنگيان حبشه كه دستنشاندگان روم بودند، گرفتار آمد. در اين زمان است كه از يمن «اصحاب اخدود» و «اصحاب فيل» و ابرهه در يادها ماند. مدت استيلاي زنگيان بر يمن 72 سال به درازا كشيد. اين ۷۲ سال كه از روزگار قباد پسر فيروز، پادشاه ساساني، آغاز شده بود، سرانجام در زمان خسرو انوشيروان ساساني به پايان رسيد. سيف زييزن، كه از برجاي ماندگان خراجگزاران ايران در دوران پيش از اشغال زنگيان بود، به دربار نعمان بن متذر به دادخواهي آمد. نعمان او را به تيسفون، دربار ساساني برد. خسرو انوشيروان دادخواهي و درخواست كمك او را شنيد.
تعدادي جنگجو به فرماندهي سپهسالار «وهرز ديلمي» با او فرستاد كه از راه دريا در يمن فرود آيند. يمن از اين پس جزيي از حاكميت ايران به شمار آمد. استاد عبدالحسين زرينكوب ميگويد در دوره ساسانيان كه جنگهاي ايران و روم به اوج شدت رسيده بود و روميان مجال يافته بودند با استفاده از زنگيانِ دستنشانده خود بر يمن استيلا يابند، بيشتر از هر زماني شدت و عمق رابطه ايرانيان و كشور هاماوران آشكار گرديد. درست مانند امروز كه رشتههاي پيوند عميق انساني و تاريخي ايران و يمن بار ديگر به جنبش درآمده است. يمن امروز در معرض حملهها و آسيبهاي معركهداران روم و زنگ است. چنانكه گزارشها حكايت ميكنند، در روزهاي گذشته جنگ يمن پس از چند سال ركود دوباره وارد مرحله درگيريهاي زميني شده است. نيروهاي مخالف حوثيها با يك عمليات گسترده، الشارجه و مناطق غرب تعز را مورد حمله قرار دادند. حوثيها نيز در واكنش، حملات موشكي به مناطق غرب تعز انجام دادند. در جبهه ساحلي، نيروهاي وابسته به ائتلاف ضديمني كنترل شهرستان حيس را در دست گرفته و به سمت جنوب الحديده و مواضع حوثيها در الجراحي پيشروي كردند؛ با اين حال، خبر تصرف كامل الجراحي هنوز تاييد نشده است. گفته ميشود در محور الجوف نيز نيروهاي وابسته به ائتلاف بخشهاي مهم پادگان راهبردي اللبنات و مناطق اطراف آن را دراختيار گرفته و به سمت وروديهاي شرقي شهر الحزم پيشروي كردهاند. در استان البيضا هم چند نقطه راهبردي به تصرف اين نيروها درآمده است. در مجموع، نيروهاي مخالف حوثيها در چند جبهه ابتكار عمل را به دست گرفتهاند، هر چند هنوز نميتوان اين تحولات را دستاوردهاي راهبردي و تثبيت شده دانست. اما سيانان خبر داده است كه نيروهاي ائتلاف تصميم بدي براي يمن گرفتهاند. در چنين وضعيتي، نشستن و دست روي دست گذاشتن، در واقع چشم پوشيدن بر تاريخي از روابط چندهزار ساله ميان ايران و يمن است. يمن در تمامي دورههاي تاريخ گرانيگاه اقتصاد، بازرگاني و ژئوپليتيك ايران بوده است. تاريخ نشان داده است كه جلوهگاه رخ او ديده من تنها نيست؛ اسطورههاي باستاني تا هخامنشيان و اشكانيان و ساسانيان هم اين آينه ميگردانند. امروز، درست مانند دوران ساسانيان، اين رشتهها و پيوندهاي عميق تاريخي بار ديگر آشكار و نمايان شده است. حمايت از يمن و جلوگيري از حملات به مردم رنجديده آن چه از دريچه ديپلماسي و چه از هر شيوه لازم نه تنها وظيفهاي ژئوپليتيكي كه رسالتي تاريخي براي ايران و ايرانيان است.