• 1405 يکشنبه 22 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6416 -
  • 1405 يکشنبه 22 شهريور

گزارشي از سياستگذاري ۲۵۰ ساله بريتانيا براي كشت و تجارت جهاني ترياك در آسيا - 2

سوءاستفاده انگليس از فرمان جعفرخان زند

مريم مهدوي‌اصل ٭

اشاره -  از روزيكه جفري آف لنگلي،از نخستين سفراي انگليس در ايران ۳۰۰ سال پيشاز شكلگيري حكومت صفويه (۹۳۰ق.) و در زمان حكومت مغولان در ايران، مبادرت به بردن تحفه يا رهاورد «چتر» از ايران به انگلستان و اروپا كرد و سپس با مراسله يا نامه سياسي ملكه اليزابت اول انگلستان به شاه طهماسب صفوي اول در سال ۱۵۲۳م. (۹۸۹ق.)، نخستينبار باب مراوده و اتحاد بين دوكشور گشوده شد، تا روزيكه توماس استيونس از شاگردان «نيوكالج» آكسفورد درسال ۱۵۷۹م. (۹۸۷ق. حكومت محمدخدابنده صفوي درايران)، با انتشار نامههايي از هندوستان به پدر خود در انگلستان باعث شد تا آتش اشتياق تجارت مستقيم با هند در تجار انگليس برافروخته شود و سپس در سال ۱۵۸۷م. (۹۹۵ق.) ملاح معروف انگليسي فرانسيس دريك با اسير كردن كشتي سنفيليپ متعلق به دولت پرتغال به اوراق و اسنادي دسترسي پيدا كرد كه از منافع سرشار تجارت هند اطلاعات كافي در اختيار او ميگذاشت تا با انتشار همين اسناد، محرك نفوذ انگليسها در هندوستان شود، پادشاهان امپراتوري ايران باستان كه از مركز تجارت جهاني دو راه جاده ابريشم خاكي در شمال و جاده ابريشم آبي در جنوب با ارزش پول طلا و نقره جهاني برخوردار بودند و اين موضوع حداقل تا زمان حكومت ناصرالدين شاه قاجار نيز تداوم داشته، گويا كمتر از آنچه ميخواست با پايان سلطه حكومت مغولان عصر تيموري و روي كار آمدن امپراتوري صفويه پيش بيايد، آگاهي داشتند كه اگر هم كاملا آگاهي داشتند، هرگز اجازه تكرار تجاوز و تهاجمي دوباره از سوي اقوام وحشي ناشناخته در حاشيه تمدنهاي روم و يونان باستان به ايران را نميدادند تا امروز ما بخواهيم از تجربه حداقل دو قرن اخير مستعمرهسازي انگليس و رقابتهاي استعماري آن با روسيهتزاري، فرانسه، هلند، پرتغال و... در پهناي جغرافياي تاريخي ـ فرهنگي امپراتوري ايران باستان بنويسيم.

تجاوزهاي چندجانبه بسيار فراتر، ژرفتر و دهشتناكتر از تجاوزهاي يكجانبه اسكندر مقدوني از يونان، اعراب شبه جزيره عربستان و حتي چنگيزخان مغول به ايران كه هرچند آنان با انتخاب شخصيتهاي ديوانسالار ايراني براي حكمراني خود، در نهايت جذب فرهنگ ايرانيميشدند، ولي متاسفانه مهاجماني كه از سمت اروپاي غربي ناشناخته كه تاريخ بشر هنوز از ريشه تاريخي آنان هيچ نميداند و اصلا هم نميشود به كتابهاي تاريخي نوشته شده از تحريفها و دروغهاي آنان اعتماد كرد، نه تنها با حضور خود در آسيا و به ويژه در ايران به از بين بردن فرهنگ، هنر، تجارت و حكمراني امپراتوري ايران باستان پرداختند، بلكه با تجزيه سرزميني ايران باستان و تبديل آن به چندين كشور كوچكتر با مرزهاي سياسي مصنوعي كه همچنان دارند با ايجاد كودتاها، انقلابها و جنگهاي ساختگي به چپاول و غارت منابع طبيعي و معدني اين سرزمينهاي باستاني ادامه ميدهند؛ چرا كه بدون سلطه بر اين منابع، آنها هرگز توانايي نگهداري از شكوه و شوكت مقام جهاني اولي خود را نداشته و نخواهند داشت ، متاسفانه رويكرد استعمارگران غرب نوظهور به ويژه انگلستان اين بوده كه در صورت همراهي نكردن شخص رييس دولتي كه درصدد مخالفت آنها برميآمد، با دادن رشوه او را نابود ميكرد و سپس با تطميع مردم با پول زياد كاري ميكرد كه مردم خود رييس دولتشان را به قتل برسانند و در نهايت با برپايي انقلابي در قلب و مركز خصم تا مقاصد خصم را به تعويق بیندازد، مجالي براي اجراي تدابير خود به دست ميآورد، درعينحال اينكه در دوران مستعمرهسازي انگليس در ايران حداقل در زمانهاي حكومتهاي زنديه و قاجاريه ما بهطور مستمر شاهد ترور و قتلهاي پادشاهان، ديوانسالاران، نظاميان و... هستيم كه كمتر به آن پرداخته شده است. البته نبايد شيوع انواع بيماريهاي بهشدت مسري و كشنده و البته غيربومي آبله مرغان، وبا، طاعون و... را كه در گزارشهاي پيشين به آنها پرداخته شده از نظر دور داشت تا امروز كه به كاربرديترين سلاح سياسي ماده مخدره ترياك توسط انگليس ميپردازيم كه به تغيير كامل مسير جاده راه ابريشم آبي به مسير تجارت جهاني ترياك و سپس نفت و گاز منتهي شده است. بنابراين در بخش دوم از سلسله گزارش حاضر، امروز با پرداختن به آغاز تاريخ اجراي استعمار انگليس در ايران دوره حكومت جعفرخان زند كه هفتمين پادشاه زنديه بود (1199-1203ق.)به اين نكته نهفته و ناشناخته در تاريخ ايران اشاره ميكنيم كه پيشدرآمد مستعمرهسازي انگليس در ايران پس از هند، از زمان حكومت زنديه و احتمالا با رواج اعتياد به ترياك در بين مردم آغاز ميشود تا در نهايت در زمان قاجاريه و با انعقاد معاهدات ننگين يكجانبه به مقصود نهايي خود كه چيزي نبوده و نيست جز تجزيه جغرافياي تاريخي ـ فرهنگي امپراتوري ايران باستان براي تغيير كل جغرافيايي آن به نفع تامين منافع امنيتي و ملي خود، دست پيدا كند.

روابط خارجي ايران و انگليس در زمان حكومت جعفرخان زند

درحالي كه در قسمت نخست اين گزارش، به نقل از كتاب «آفت زندگي» حسنعلي آذرخش اشاره كرديم كه: «كمپاني هند شرقي انگليس يكي از مهمترين عوامل ايجاد يا لااقل انتشار اين اعتياد [ترياك] در آسيا بوده به خصوص از ۱۷۷۳ تا ۱۸۵۷م. (۱۱۸۸ تا ۱۲۷۴ق.) ـ [يعني از ۵سال آخر وكيلالرعايي كريمخان زند (۱۱۶۳ ـ۱۱۹۳ق.) تا ۱۰سال نخست حكومت ناصرالدين شاه قاجار (۱۲۶۴ـ ۱۳۱۳ق.)] ـ كه نقش مهمي در مساله ترياك برعهده داشته است، زندهياد عبدالرضا هوشنگ مهدوي، مورخ و ديپلمات نيز در كتاب «تاريخ روابط خارجي ايران» از ابتداي دوران صفويه تا پايان جنگ دوم جهاني در سال ۱۳۹۳ش. نوشته است: «روابط خارجي ايران در پايان قرن هجدهم ـ در دوران پرآشوبي كه زدوخورد بين جانشينان كريمخان ادامه داشت انگليسيها از فرصت استفاده كرده جزيره قشم را اشغال و آن را پايگاه ناوگان خود در خليجفارس قرار دادند. سپس براي تجديد روابط بازرگاني با ايران مشغول اقدام شدند. در پاييز ۱۷۸۷ [۱۲۰۲ق.] كنسول انگلستان در بصره هياتي را به شيراز فرستاد كه به حضور جعفرخان زند رسيدند و پس از مذاكراتي كه صورت گرفت جعفرخان در ۱۸ ژانويه ۱۷۸۸ فرماني صادر كرد كه به موجب آن مقرر شد با اتباع انگليس در امور بازرگاني نهايت مساعدت و همراهي به عملايد و از همه مالياتها و عوارض و حق راهداري و غيره معاف باشند. رفت و آمد آنان در سراسر خاك ايران آزاد بوده و در نقل و انتقال پول هم اختيار كامل داشته باشند. منظور جعفرخان از صدور اين فرمان رونق دادن بازار تجارت ايران بود كه در اثر انقلابات داخلي بهشدت كساد شده بود. اما انگليسيها آن را بهانه قرار داده و حق انحصاري تجارت در خليجفارس را متعلق به خود دانسته و شروع به توسعه دامنه نفوذ خود در منطقه خليجفارس کردند. ضمنا مقارن اين احوال توانستند سرزمينهاي وسيعي را در هند متصرف شوند و مستعمرات خود را تا سرحد افغانستان توسعه دهند. [...] با توسعه نفوذ انگلستان در هند روابط ايران و انگليس كه تا آن زمان بر اساس تجارت بين دو كشور قرار داشت تغيير شكل داد و از اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم ايران و خليجفارس از نظر انگليسيها به صورت حصار و حفاظ سرحدات هند درآمد. به اين جهت از اين تاريخ سياست خود را بر حفظ استقلال و تامين وحدت ايران زير نفوذ و نظارت خودشان قرار دادند، تا سدي در برابر ساير كشورهاي اروپايي مانند فرانسه و روسيه باشد

در همين راستا، ابوالقاسم طاهري نيز دركتاب «تاريخ روابط بازرگاني و سياسي انگليس و ايران» كه سلسله انتشارات انجمن آثار ملي آن را در سال ۱۳۵۴ش. چاپ كرده، در پيوست سوم، فصل يازدهم به متن فرمان جعفرخان زند براي انگليسها پرداخته و نوشته است: «فرمان جعفرخان زند به نمايندهكل شركت هند شرقي در بندر بوشهر ـ به نام خداي جهانآفرين، فرمان عالي، اما بعد، ازآنجا كه ما هميشه خواهانيم كه تجار و قوافلي كه در مملكت ما رفت‌‌وآمد ميكنند در ظل حمايت ما بود، در مهد امنو امان باشند و مطمئنا به كار تجارت خود مشغول شوند و براي مساعدت با آنها، آنچه ما را در قوه باشد در حق آنها دريغ نخواهد شد؛ بنابراين فرمان مطاع براي تمام حكام فرماندهان شهرها و قلاع، به تمام سرداران و ماموران جمعآوري حقوق گمركي صادرميشود كه درباره تمام عمال ملت انگليس كه به قصد تجارت به مملكت ما وارد شده و مشغول تجارت هستند نهايت همراهي و مساعدت مرعي دارند كه همه آنها راحت و آسوده بدون مزاحمت احدي در امورتجارتي خود، خواه براي متاع وارده و خواه براي متاع صادره مشغول باشند؛ و لازم است كه دوست محترم ما باليوس انگليس مقيم بصره، به خوبي بداند كه عواطف و همراهي ما درباره شما بسيار زياد و فوقخيال شماست و براي امتحان بهتر است به آزمايش بگذارند، و ملت انگليس را تشويق كنند كه در ايران به تجارت خود توسعه دهند؛ و در آنوقت مشاهده خواهند کرد كه ما نهايت درجه براي حفظ امنيت آنها خواهيم كوشيد

و اين در حالي است كه انگليس با اشغال جزيره قشم و آوردن پايگاه ناوگان خود به خليجفارس در زمان حكومت جعفرخان زند، درحقيقت مقدمه آوردن ناوگان نظامي به جزيره خارك براي تصرف هرات، جداسازي آن از ايران در زمان حكومت ناصرالدين شاه قاجار و سپس اتصال آن به خاك كشور تازه تاسيس افغانستان در زمان حكومت احمد شاه قاجار را مرحله به مرحله به اجرا گذاشته است.

 

تجارت ترياك انگليس در جاده ابريشم خاكي

در آغاز كار روي استخراج اسناد موادمخدر ترياك در سالهاي ۹۹ـ ۱۳۹۸ش. به دنبال منابع پژوهشي ميگشتم كه خيلي اتفاقي كتاب «تاريخ ترياك» را در يكي از شعبههاي شهركتاب پيدا كردم، درحالي كه منابع مطالعاتي در اين زمينه بسيار كم و نادر است. در آن دوره تاريخي چون داشتم روي متن اصلي اسناد ديپلماسي موادمخدر و ترياك مطالعه ميكردم، به هنگام مطالعه ترجمه فارسي اين كتاب انگليسي، براي نخستينبار فهميدم كه چقدر متن و محتواي اين كتاب با آنچه در اسناد ديپلماسي حكومتهاي قاجاريه و پهلوي اول و دوم ميبينم، متفاوت است. يعني نويسنده اين كتاب، براي تامين منافع ملي انگليس، آنچنان بر خيلي از واقعيتهاي انجام شده از سوي حكومتهاي پادشاهي انگليس در طول تاريخ سياه استعمار چشم بسته و آنها را ناديده گرفته و گاه به تحريف آن حقيقتها پرداخته است كه در عين حال خود نيز ميگويد كه اسناد بسياري براي مطالعه تاريخ ترياك حداقل در هندوستان وجود دارد. بر همين پايه، مارتين بوت در بخشهايي از كتاب «تاريخ ترياك» كه در سال ۱۹۹۶م. (۱۳۷۵ش.) در لندن چاپ شده و منوچهر نوايي آن را در سال ۱۳۹۶ش. ترجمه كرده، نوشته است: «در اواخر قرن هفدهم و با گسترش تجارت جهاني، پرورش و تجارت ترياك به شكل يك صنعت جدي و سازمانيافته درآمده است، كه البته سودهاي سرشار در اين تجارت علت اصلي گسترش آن بوده است. درست است كه زارعان بزرگ و كوچك ترياك را توليد ميكردند، ولي آنها باید محصول خود را فقط در يك بازار سازمان داده شده كه داراي تشكيلات اداري بياندازه كنترل شده است، بفروشند. اين سازمانها دهها هزار كارگر، كارفرما، مامورخريد و مامور بازرسي دارند كه شمار بسياري از آنها به ويژه كشاورزان پس از مدتي معتاد ميشوند. ترياك از نقطه نظر «كالاي تجاري» يك شعبه بزرگ از كشاورزي هند بوده و بيشتر در جلگههاي رود گنگ در بين مناطق پاتنا و بنارس پرورش داده ميشده است. بخش بزرگي از درآمد ملي اقتصاد هند را تجارت ترياك تشكيل ميداده است. اهميت اين مطلب را ميتوان در حسابداري مفصلي كه ماموران از اين عملكرد نگه ميداشتهاند، ديد. همچنين اين پروندهها ميتوانند تاريخچه خوبي از تولد و تكامل اين صنعت در عصر جديد به شمار آيند

همچنين، او در بخش ديگري از همين كتاب افزوده است: «با وجود توليد ترياك زياد در هند، كه قسمت اصلي آن تحت نظارت انگليسيها بود، بيشتر ترياكهاي وارداتي به انگلستان از تركيه بوده است. چون ترياك مرغوب تركيه براي كارخانهداروها و تهيهكنندگان سود بيشتري داشت. ترياك هند داراي 4 تا 6 درصد مرفين بود و تركها ميتوانستند آن را از بندر ازمير كه براي ساليان دراز يك مركز تجاري مهم بود به انگليس صادركنند. ضمنا قرارداد ۱۵۸۱م. [۹۹۰ق. حكومت محمد خدابنده صفوي در ايران] بين تركيه و شركت انگليسي لوانت (LEVANT) به انگليسيها آزادي عمل قابل ملاحظهاي ميداده و درحقيقت آنها توانسته بودند حداكثر استفاده را از اين موقعيت جغرافيايي ـ تجاري ـ تاريخي ببرند. امپراتوري عثماني بازار بزرگي براي كالاهاي بريتانيا بود و در عوض تركها با فروش ذرت، ابريشم، پشم، كشمش، اسفنج و ترياك معاملات پاياپاي خوبي براي خود تشكيل داده بودند. [...] در اوايل تجارت ترياك، جاده اصلي حمل ترياك در امتداد جاده قديمي ابريشم بود، كه در آن زمان غير از ابريشم، ادويههاي ديگر را نيز شامل ميشد و از طريق كشورهاي فرانسه، آلمان، جبلالطارق، مالتا و البته ايتاليا به انگليس ميرسيد. در اين زمان شهر ونيز در پايان دوران «مركزيت تجاري» خود بود. با گذشت زمان جادهها و سيستمهاي ديگري مورد مصرف تجار قرار گرفتند. بندر مارسي در فرانسه تبديل به يك مركز تجاري بزرگ شد و تا اوایل ۱۹۷۰ [۱۳۴۹ش. حكومت پهلوي دوم در ايران] اين موقعيت را حفظ كرد. شهرهاي روتردام و آمستردام نيز تبديل به بنادر مهم تجارت دارو شدند و تا به امروز اين موقعيت را براي خود حفظ كردند. با همه اين احوال در ۱۸۵۰ [۱۲۶۷ق. حكومت ناصرالدين شاه قاجار در ايران] بيشتر ترياك تركيه مستقيما از تركيه و توسط كشتيهاي انگليسي به انگلستان فرستاده ميشد و ديگر احتياجي به انتقال بار از يك كشتي به كشتي ديگر و مالياتهاي «عبور» از كشورهاي مختلف و خرجهاي شبيه آن وجود نداشت. در بريتانيا بنادر ليورپول، دوور و بريستول همگي بندرهاي مهم ورود و خروج ترياك بودند. اما مركز تجارت ترياك نه تنها در انگليس بلكه براي تمام اروپا شهر لندن بود. در اين شهر يك كارتل از واردكنندگان، تمام معاملات را از همه جهت تحتنظر و كنترل شديد داشتند. اين تجار بازماندگان تجار تشكيلدهنده و صاحبان اوليه شركت لوانت بودند كه پس از مدتي به شعب متعددي تقسيم شدند[...].»  

 

ترياك؛ سياست  استعماري انگليس

اكنون با توجه به نگاهي گذرا به بخشهايي از كتاب انگليسي «تاريخ ترياك» مارتين بوت، در عينحال نگاهيژرفتر مياندازيم به آنچه حسنعلي آذرخش دركتاب «آفت زندگي» به نگارش درآورده است. حسنعلي آذرخش، پزشك، نويسنده و سرپرست امور مبارزه با ترياك در وزارت بهداري در سال ۱۳۳۶ش. كه سپس درسال ۱۳۳۷ش. به رياست اداره كل نظارت بر مواد مخدره در وزارت بهداري منصوب شد و همچنين درسال ۱۳۴۳ش. با عنوان مديركل نظارت بر مواد مخدره وزارت بهداري در نوزدهمين دوره اجلاسيه كميسيون مواد مخدره سازمان ملل متحد حضور داشته و همزمان گزارش آن جلسه را براي وزارت بهداري و وزارت امور خارجه نوشته كه اسناد آن در آرشيو اداره اسناد وزارت امور خارجه دوره حكومت پهلوي دوم نگهداري ميشود و در سلسلهگزارشهاي آينده به آن ميپردازم، در بخشي ديگر از كتاب «آفت زندگي» كه درسال ۱۳۳۴ش. چاپ شده، نوشته است: «همانطوريكه قبلا بيان كرديم ترياك حربه سردي است كه غرور ملي و حميت مردانگي افراد را ميتوان [به] وسيله آن از بين برد و ملت رشيدي را وسيله آن تخدير و حاضر به قبول ذلت و زبوني کرده، آنگاه بر آنها مسلط شد ـ زماني ملل استعمارطلب كه ميخواستند خون مردم مستعمرات را چون زالو بمكند، و بر كليه شؤون اجتماعي آنان دست يابند، به جاي آنكه با توپ و تفنگ و قواي نظامي جسم آنها را بكشند، روح آنان را با دود ترياك كشته و به منظور خود نائل ميشدند ـ اينكار آسانتر، بيسروصداتر و موثرتر بود ـ افيوني به حلق خلق ميكردند، و سر و دستار ميربودند و خندهزنان ميگفتند: «از اين افيون كه ساقي در ميافكند / حريفان را نه سرماند و نه دستار (حافظ)». ـ «مرد بايد زندگي كند در حقيقت، فكر كند همان طور كه ميبيند و حرف بزند همان طور كه ميانديشد» (هلو) و اگر جز اين باشد زندگي به معناي واقعي امكاننميپذيرد ـ افراد ترياكي چون هميشه در خواب و خيال بوده و با همهچيز سر و كار دارند جز با واقعيت امور، به آساني زمام زندگي از دستشان بيرون ميشود و به روزي ميافتند كه همه آگاهند

در حالي كه در برخي از كتابهاي تخصصي چين نوشته شده كه امپراتوري چين به دليل اينكه همهچيز داشت و انگليسها هيچ راهي براي نفوذ به آن پيدا نميكردند تا اينكه از طريق ترياك توانستند به چين راه پيدا كنند، اما حسنعليآذرخش در كتاب «آفت زندگي» از نگاه ديگري به اين موضوع پرداخته كه بدين شرح است: «ملت چندينهزار ساله چين را با آن همه سوابق تاريخي و تمدن كهن، با همين سم مهلك به زانو درآوردند و ديوار عظيم چين را درهم شكستند تا از جان و مال و مردمش بهرهمند گردند ـ در كشوريكه مركز قديميترين تمدن جهان است و اصولا در نخست، نه خشخاشكاري را ميشناخته و نه با افيون سروكاري داشته، كار به جايي رسيد كه «شارل ريشه» [پانويس: فيزيولوژيست معروف فرانسوي (۱۸۵۰ـ ۱۹۳۳)، شاعر و فيلسوف كه كشف مهم او راجع به آنافيلا كسي (حساسيت) بوده و برنده جايزه نوبل ۱۹۱۳است] ميگفت: «همان طور كه توتون و الكل جزو مايحتاج روزانه افراد اروپايي است، افيون نيز جزو  نيازمنديهاي يوميه مردم چين است» واقعا چقدر رقتآور است كه در بين ملتي سمي كشنده و زهري هلاهل چون ترياك در رديف نان و گوشت و سبزي قرار  بگيرد.

دكتر گوستاو لوبون [پانويس: طبيب و دانشمند شهير فرانسوي (۱93۱ـ ۱84۱) ] در كتاب تمدن اسلام و عرب آنجا كه صحبت از استيلاي اروپا بر مشرق و علل عدم كاميابي در اين منظور مينمايد، ميگويد: «يكي از صفحات حزنآور تاريخ ما، بيان روابطي است كه اروپا در قرن نوزدهم با چين برقرار نموده است، و شايد روزي برسد كه اعقاب ما به كيفر اين اعمال شقاوتكارانه خود به بدترين وضعي رسيده و از آنها چينيان انتقام بگيرندواقعا در [ناخوانا] محاربه خونين معروف بمحاربه افيون چه خواهند گفت؟ كه انگليس يك سم قاتل را داخل مملكت نموده و دولت چين به واسطه اطلاع از عواقب وخيمه آن وحشت و خوف داشته و نميخواسته آن را قبول كند. ولي در مقابل قوه قهريه و شليك توپ مجبور به قبول شده و ناچار تسليم گرديده. [...] در رساله دكتراي مرحوم دكتر عبدالحميد حكيم راجع به افيون و درمان افيوني، درباره ترياكي شدن هنديها ديدم «سرمور» [پانويس: ژنرال انگليسي] ميگويد: «چون قحطي در هندوستان امر عادي است و با مختصري ترياك ميتوان بر گرسنگي فائق آمد و جان به سلامت برد، هنديان قبلا به ترياك خود را معتاد مينمايند تا اگر قحطي شد از گرسنگي نميرند» ـ با اعتراف به اين حقيقت مسلم كه ترياك، آدمي را كم خوراك مينمايد، من اين بيان آقاي مور را نميتوانم جز يك وسيله تبليغاتي استعمارطلبان چيز ديگري تلقي كنم ـ با ترويج همين عقايد واهي و تبليغات استعماري بود كه چندصد نفر انگليسي توانستند ساليان دراز بر سيصد ميليون اهالي هندوستان حكمروايي نمايند ـ «كسانيكه از بدي تحسين مينمايند مقصرتر از آنها هستند كه مرتكب آن شدهاند» «كريم» [پانويس: نويسنده آلماني، مولف افسانههاي عاميانه آلمان (۱۷۸۶ـ ۱۸۵۹).[...] در كشور ما نيز همانطوركه بتفضيل بيان شد، بلاشك اشاعه ترياك از سرچشمه سياست بيگانگان آب خورده و نميتوان ترديد داشت كه ترياك چون بمب ميكروبي به منظور تضعيف و از بين بردن ايراني و تسلط نفوذ اجانب به دست عمال و ايادي آنان به كار رفته است ـ اين مطلبي نيست كه امروز گفته شود يا تنها از زبان قلم ما بشنويد ـ نكتهاي است عيان كه حاجت به بيان نيست - همه ميدانند و همه ميگويند ـ مرحوم خاوري در ۱۳۲۷ق. [۱۹۰۸م. حكومتهاي محمدعلي و احمدشاه قاجار كه احتمالا اعتياد به ترياك در ايران بيداد ميكرد] يعني ۴۷ سال پيش گفته است:

«از خارجه يكنفر چو ابليس

آمد بعجم، ز راه تلبيس

با يك دو نفر ز مهرباني

بنمود بعيش همزباني

با آن دو چو سخت كرد پيوند

افكند بمكرشان در اين بند

كمكم بدو روزي آن سلحشور

پا بست نمودشان بوافور

يكدانه بكشت و رخت بربست

صدخرمن از او اكنون بجاهست

آنروز كه او بيامد از راه

بودند اگر كه مردم آگاه

بودند ز علم اگر خبردار

بر او نشدي كسي گرفتار

گر صاحب ديده درميان بود

اين ملك نشد سياه از اين دود»

اهالي «اكوس» [پانويس: قسمتي از بريتانياي كبير] ضربالمثلي دارند كه در اينجا ميتواند دستورالعمل زندگي باشد «گرگ بزغاله را بنهار [به ناهار] دعوت ميكند و بزغاله محترمانه عذر ميخواهد» افراد ملتند كه بايد فهيم باشند و فريب تبليغات استعماري را نخورند، وگرنه در نبرد زندگي، هر ملت قوي براي پيش رفت خويش از انواع حيل استفاده ميكند كه ترياك هم ميتواند يكي از آنهاست

ادامه دارد...

منبع: كتابخانههاي شماره يك  و  ايرانشناسي مجلس

٭ روزنامهنگار و  پژوهشگر

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون