المخا، يك گام تا بابالمندب، يك قدم تا فتح
بهمن اكبري
پيشروي انصارالله در ساحل غربي يمن، معادله قدرت در درياي سرخ را دگرگون كرده است؛ اما پرسش اصلي اكنون اين نيست كه چه كسي دست برتر ميدان را دارد، بلكه مهم اين است كه آيا اين تغيير موازنه به سكوي «مذاكره/صلح پايدار» تبديل ميشود يا آستانه ورود به جنگي فراگيرتر. و اينك ايران مقتدر نقشي شگرف در ايجاد صلح پايدار در آن منطقه خواهد داشت. تصرف بندر راهبردي «المخا» و پيشرويهاي بعدي به دست نيروهاي انصارالله، يمن را در حساسترين نقطه عطف يك دهه جنگ قرار داده است. اين بندر كه در ساحل غربي يمن و در نزديكي تنگه بابالمندب واقع شده، تنها يك موقعيت نظامي نيست؛ گرانيگاهي است ژئوپليتيكي كه امنيت درياي سرخ، تجارت جهاني و معادلات انرژي را به يكديگر پيوند ميدهد. ازاينرو، تغيير موازنه در المخا، فراتر از يك پيروزي ميداني، نشانه ورود بحران يمن به مرحلهاي است تازه؛ مرحلهاي كه آينده آن ميان دو مسير متفاوت در نوسان است: تشديد جنگ يا بازگشت به ديپلماسي. سناريوي نخست، بر منطق «تشديد نظامي و فرسايش متقابل» استوار است. انصارالله با توسعه توان موشكي و پهپادي و گسترش نفوذ در سواحل درياي سرخ، موقعيت خود را تقويت كرده و در مقابل، عربستان نيز با تداوم حملات و اتكا به ترتيبات امنيتي جديد منطقهاي، از جمله همكاريهاي دفاعي با برخي شركاي خود، نشانهاي از عقبنشيني بروز نداده است. حاصل اين وضعيت، تداوم جنگي است كه نه تنها مردم يمن، بلكه امنيت منطقه و اقتصاد جهاني را نيز دوباره تحت تأثير قرار ميدهد. پيامدهاي اين سناريو فراتر از ميدان نبرد است. هرگونه ناامني در بابالمندب، يكي از حياتيترين گذرگاههاي انرژي و تجارت جهان، ميتواند زنجيرههاي تأمين بينالمللي را مختل كند و بر قيمت نفت و هزينههاي حملونقل دريايي اثر بگذارد. از سوي ديگر، تشديد درگيريها به معناي استمرار بحران انساني، افزايش آوارگي و فشار بيشتر بر زيرساختهاي آسيبديده يمن خواهد بود.
تجربه سالهاي گذشته نيز نشان داده است كه منطق صرفا نظامي، نه به حذف كامل بازيگران انجاميده و نه توانسته صلحي پايدار ايجاد كند. در مقابل، سناريوي دوم بر «ديپلماسي مبتني بر موازنه جديد قدرت» استوار است. واقعيت آن است كه پس از سالها نبرد، همه طرفها هزينههاي سنگيني پرداختهاند و همين فرسايش، انگيزهاي براي جستوجوي راهحل سياسي ايجاد كرده است. نقش ميانجيگرانه عمان، تلاشهاي سازمان ملل و تجربه تبادل اسرا نشان داده كه هنوز پنجرههايي براي تفاهم وجود دارد؛ هرچند اختلاف بر سر رفع محاصره، ترتيبات امنيتي و آينده ساختار سياسي يمن، مسير توافق را دشوار كرده است. از نگاه راهبردي، ديپلماسي زماني موفق خواهد بود كه بر اصل «امنيت متقابل» استوار شود؛ به اين معنا كه هم نگرانيهاي امنيت دريانوردي در بابالمندب مورد توجه قرار گيرد و هم مطالبات انساني و اقتصادي مردم يمن. آتشبس بشردوستانه، رفع تدريجي محدوديتها، تداوم تبادل اسرا و ايجاد سازوكارهاي راستيآزمايي ميتواند نخستين گامهاي «اعتمادسازي» باشد. واقعيت آن است كه در كوتاهمدت، منطق جنگ همچنان بر فضاي يمن سايه افكنده است؛ اما در ميانمدت، فرسايش متقابل و افزايش هزينهها، همه بازيگران را ناگزير به بازگشت به ميز مذاكره خواهد كرد. تجربه بسياري از بحرانهاي منطقه نشان داده است كه پيروزي نظامي، زماني پايدار ميشود كه به توافق سياسي تبديل گردد. المخا امروز فقط نام يك بندر نيست؛ نقطهاي است كه در آن سرنوشت يمن، امنيت بابالمندب و ثبات منطقه به هم گره خوردهاند. پرسش اصلي اين است كه آيا بازيگران منطقهاي و بينالمللي از تغيير موازنه براي ساختن صلح استفاده خواهند كرد يا آن را به آغازي براي جنگي گستردهتر تبديل ميكنند؛ جنگي كه هزينههاي آن، بسيار فراتر از مرزهاي يمن خواهد بود.