• 1405 سه‌شنبه 7 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6430 -
  • 1405 سه‌شنبه 7 مهر

«اعتماد» در گفت‌وگو با رحمن قهرمانپور بررسي مي‌كند

بازي دوگانه ترامپ

موضع اخير واشنگتن را مي‌توان در چارچوب «راهبرد اجبار تركيبي» تحليل كرد؛ الگويي كه در آن فشار اقتصادي، تهديد نظامي و كانال‌هاي ديپلماتيك به‌صورت همزمان براي بازتعريف موازنه ميان چانه‌زني و وادار كردن تهران به پذيرش شروط جديد به كار گرفته مي‌شود.در اين ميان، مناقشه اصلي تهران و واشنگتن بر سر كنترل دستوركار مذاكرات شكل گرفته؛ ايران تلاش دارد اهرم‌هاي ژئوپليتيكي خود ازجمله هرمز را به عنوان ابزار بازدارندگي حفظ كند، درحالي‌كه امريكا مي‌كوشد پرونده هسته‌اي را به محور تعيين‌كننده توافق احتمالي تبديل كند. برآيند اين تقابل نشان مي‌دهد كه مسير آينده نه صرفا تابع چانه‌زني، بلكه منوط به ارزيابي دو‌طرف از كارآمدي فشار، ظرفيت مقاومت و نقش‌آفريني بازيگران ميانجي در تغيير محاسبات راهبردي است. رحمن قهرمانپور، كارشناس ارشد مسائل سياست خارجي در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه آينده تنش‌هاي ميان تهران و واشنگتن با لحاظ كردن مواضع اخير ترامپ گفت: براساس شناختي كه از رفتار سياسي دونالد ترامپ به دست آمده، مي‌توان گفت اين رفتار نه ناشناخته است و نه عجيب. ترامپ در چارچوب «ديپلماسي معاملاتي» خود و به تعبيري «ديپلماسي اجبار» از ديپلماسي و تعامل مي‌گويد و به موازاتش به اهرم فشار و جنگ نيز متوسل مي‌شود. به باور قهرمانپور اجراي اين الگو را تقريبا در قبال ونزوئلا، كوبا و ايران و همچنين ساير كشورها شاهد بوده‌ايم، به گونه‌اي كه ترامپ از يك‌سو تهديد مي‌كند و ازسوي ديگر فرصتي دراختيار طرف مقابل، كه آن را دشمن خود تلقي مي‌كند، قرار مي‌دهد تا امتيازات بيشتري به او ارايه كند. در مورد ايران نيز همين الگو دنبال شده و پيش از اين هم شاهد آن بوده‌ايم. حتي پيش از جنگ ۴۰ روزه، بارها شاهد بوديم كه ترامپ همزمان از امكان مصالحه و معامله و ازسرگيري ديپلماسي سخن مي‌گفت و در عين حال، از احتمال جنگ نيز صحبت مي‌كرد. اين رويكرد به‌ ويژه در دور دوم رياست‌جمهوري‌اش پررنگ‌تر شده است. اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: در شرايط كنوني نيز ترامپ هم از امكان مذاكره سخن مي‌گويد و هم از امكان جنگ. منظور او از مذاكره اين است كه ايران امتيازات بيشتري ارايه دهد. در واقع، او از زبان تهديد استفاده مي‌كند تا ايران را به ارايه امتيازات جديد و بيشتر ترغيب كند و از اين طريق بتواند به خواسته‌هاي خود دست يابد. بنابراين، اين اظهارات لزوما به معناي پايان ديپلماسي يا آغاز جنگ نيست، بلكه ادامه همان رفتار آشنايي است كه ترامپ در قبال ساير كشورها نيز به كار گرفته؛ يعني استفاده همزمان از تهديد و نشان دادن «در باغ سبز» براي پيشبرد و به نتيجه رساندن ديپلماسي معاملاتي خود.

 

از محاصره تا رويارويي

قهرمانپور در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» در رابطه با سناريوهاي احتمالي حاصل از تشديد تنش‌هاي ايران و امريكا گفت: به نظر مي‌رسد در شرايط فعلي، ارزيابي نهادهاي امريكايي اين است كه ادامه فشارهاي اقتصادي و تشديد محاصره دريايي و هوايي، بيش از جنگ مي‌تواند ايران را به ارايه امتيازات بيشتر وادار كند. اخيرا اسكات بسنت، وزير خزانه‌داري امريكا، اعلام كرد ايران طي دو هفته آينده نفتي براي فروش نخواهد داشت و نفتي كه هم‌اكنون در دريا دارد نيز طي دو هفته به پايان خواهد رسيد. به باور قهرمانپور يكي از تحليلگران گفته فشاري كه امريكا طي يك ماه گذشته بر ايران وارد كرده، معادل فشاري است كه در طول ۱۰ سال گذشته به ايران وارد شده بود. تاحدي كه شاهد بوديم امارات، عمان، تركيه، تركمنستان، آذربايجان و حتي عراق، كه به نوعي متحد ايران در منطقه محسوب مي‌شود، تحت فشار امريكا مجبور شدند بخشي از محاصره هوايي عليه ايران را اجرا كنند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه امريكا تلاش بسيار زيادي به خرج مي‌دهد تا اين محاصره نتيجه‌بخش باشد. برخي نيز مدعي شده‌اند كه امريكا با ۵۰ كشور درباره اعمال اين محاصره دريايي عليه ايران گفت‌وگو كرده است. البته اين موضوع چندان عجيب نيست؛ چراكه پيش از اين نيز ترامپ، در روزي كه اصطلاحا «روز دي دي»
(D-Day) اعلام شد، گفته بود مذاكرات پشت‌پرده‌اي با همه كشورها انجام خواهد شد تا آنها به اين سياست فشار بپيوندند. اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه خاطرنشان كرد: بنابراين، به نظر مي‌رسد در حال حاضر امريكا حساب ويژه‌اي روي اثرگذاري تشديد محاصره دريايي و هوايي باز كرده و شايد به همين دليل، فعلا اقدام نظامي را به تاخير انداخته است. البته در يك تعبير بدبينانه مي‌توان گفت اعمال فشار و تشديد محاصره دريايي، فرصتي است كه امريكا از نظر نظامي نيز خود را براي اقدام نظامي مجدد آماده كند. بنابراين، در شرايط فعلي، هم موضوع ديپلماسي همچنان موضوعيت دارد و هم امكان وقوع جنگ منتفي نيست. اين دو خط موازي است كه ترامپ از سال ۲۰۲۴ همواره دنبال كرده؛ يعني هيچ‌گاه نه جنگ را به ‌طور كامل منتفي كرده و نه ديپلماسي را. با اين حال، مشخصا منظور او از ديپلماسي و توافق، توافقي است كه ترامپ بتواند از آن در داخل امريكا دفاع كند و براي او امتياز اقتصادي داشته باشد.  به باور اين كارشناس مسائل بين‌الملل همان‌طور كه در مورد ونزوئلا نيز دولت ترامپ درمورد قراردادهاي نفتي با اين كشور بسيار مانور داد و آن را به عنوان دستاورد و پيروزي براي خود جلوه داد. بنابراين، در شرايط فعلي تشديد محاصره دريايي و هوايي در دستور كار امريكا قرار دارد و تا زماني كه دولت ترامپ بر اين باور باشد كه تشديد فشار و محاصره موجب تغيير رفتار ايران شده، اين مسير را ادامه خواهد داد. اما اگر به هر دليلي به اين جمع‌بندي برسد كه مسير محاصره نيز نتيجه‌بخش نيست، ممكن است به سمت گزينه نظامي حركت كند.

ترامپ در سوداي ميراثي بزرگ‌تر از اسلاف

قهرمانپور در رابطه با گمانه‌زني‌ها پيرامون دو متغير انتخابات امريكا و تجهيز نيروهاي نظامي به عنوان عواملي اثرگذار بر تصميمات احتمالي دونالد ترامپ به «اعتماد» گفت: نخست بايد درنظر داشت كه معمولا روساي جمهور مستقر در انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره با شكست مواجه مي‌شوند. دلايل متعددي براي اين مساله وجود دارد. براي مثال، گفته مي‌شود در فرهنگ سياسي امريكا، مردم براي ايجاد موازنه ميان دو حزب، معمولا در انتخابات ميان‌دوره‌اي به حزبي راي مي‌دهند كه در قدرت نيست تا توازن برقرار شود، يك حزب بيش از حد قدرتمند نشود و در برابر عملكرد خود پاسخگو باقي بماند. قهرمانپور در ادامه خاطرنشان كرد: نكته دوم اين است كه ظاهرا ترامپ در شرايط فعلي، بيش از آنكه به دنبال پيروزي حزب جمهوري‌خواه باشد، تلاش مي‌كند عامل شكست قطعي جمهوري‌خواهان در انتخابات ميان‌دوره‌اي نباشد.  به عبارت ديگر، او نمي‌خواهد جمهوري‌خواهان، ترامپ را عامل شكست قطعي خود در برابر دموكرات‌ها بدانند. اين مساله به ترامپ فرصت مي‌دهد كه حتي در صورت شكست جمهوري‌خواهان در انتخابات ميان‌دوره‌اي، همچنان رهبري حزب جمهوري‌خواه را در دست داشته باشد، اقتدار خود را اعمال و بتواند در انتخابات مهم‌تر سال ۲۰۲۸، يعني انتخابات رياست‌جمهوري، در تعيين نامزدها نقش ايفا كند. اين كارشناس مسائل سياست خارجي در ادامه تاكيد كرد: ازسوي ديگر، بايد درنظر داشت كه شخص ترامپ نيز بارها اعلام كرده كه اين‌بار نام او در برگه‌هاي راي نيست. بنابراين، اگرچه شكست جمهوري‌خواهان به هر حال مي‌تواند به ترامپ مرتبط شود، اما معناي آن اين نيست كه شخص ترامپ شكست خورده است. با شناختي كه از ترامپ وجود دارد، مي‌دانيم كه او نسبت به شخص خود بسيار حساس است. ترامپ بارها مدعي شده در انتخاباتي كه در آنها شركت كرده، پيروز شده و مي‌دانيم كه اصولا هر زمان با شكست مواجه شود، تلاش مي‌كند مسووليت آن را متوجه ديگران كند. اين رفتار را در موارد ديگري نيز شاهد بوده‌ايم. براي مثال، درباره توافق اسلام‌آباد گفته بود اگر اين توافق به نتيجه برسد، خواهد گفت كه خودش آن را به سرانجام رسانده و اگر شكست بخورد، مسووليت آن را متوجه ديگران خواهد كرد. به گفته قهرمانپور بنابراين، اگر جمهوري‌خواهان اين‌بار نيز به هر دليلي موفقيت موردانتظار را در انتخابات ميان‌دوره‌اي به دست نياورند، ترامپ مي‌تواند اين مساله را به اين شكل مطرح كند كه جمهوري‌خواهان به حرف او گوش نكرده‌اند يا خودشان ضعيف عمل كرده‌اند. در واقع، حساسيت اصلي ترامپ بيشتر متوجه شخص خودش است و از آنجا كه در حال حاضر نام او در برگه‌هاي راي ثبت نشده، شكست در اين انتخابات لزوما براي او مساله‌اي سرنوشت‌ساز نخواهد بود. آنچه براي ترامپ اهميت بيشتري دارد، حفظ اثرگذاري‌اش در صحنه سياست امريكا و در درون حزب جمهوري‌خواه است. بر اين اساس، فارغ از نتيجه انتخابات ميان‌دوره‌اي، ترامپ تلاش خواهد كرد ميراث بزرگي را كه در ذهن خود ترسيم كرده، محقق كند. همواره گفته مي‌شود دور دوم رياست‌جمهوري روساي جمهور امريكا، دوره شكل دادن به ميراث آنهاست؛ يعني رييس‌جمهور بايد ميراثي ماندگار از خود بر جاي بگذارد تا سال‌ها بعد، هنگامي كه به دوره رياست‌جمهوري او نگاه مي‌شود، بتوان چند اقدام بزرگ را به عنوان مهم‌ترين دستاوردهاي او برشمرد.  قهرمانپور در ادامه يادآورد شد: اگر امروز به دوره رياست‌جمهوري جورج دبليو بوش نگاه كنيم، از مهم‌ترين اقدامات او مي‌توان به حمله به عراق و افغانستان اشاره كرد. درباره باراك اوباما نيز توافق با ايران و كوبا ازجمله اقداماتي است كه در ارزيابي ميراث رياست‌جمهوري او موردتوجه قرار مي‌گيرد. بنابراين، براي ترامپ نيز بسيار مهم است كه ميراثي از خود به‌جا بگذارد. از‌سوي ديگر، اين ميراث از نظر خود ترامپ بايد مهم‌تر، بزرگ‌تر و موثرتر از ميراث روساي جمهور پيشين، به‌ويژه جو بايدن و باراك اوباما، باشد.

 

كشورهاي منطقه فعال در سه جبهه

قهرمانپور در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با مواضع متفاوت كشورهاي منطقه درقبال تشديد فشارها عليه كشورمان ازسوي واشنگتن تشريح كرد: واقعيت اين است كشورهاي همسايه و كشورهاي منطقه موضع واحدي در قبال اين منازعه ندارند. برخي از آنها تا حدي توان ايستادگي در برابر امريكا را دارند، اما برخي ديگر چنين تواني ندارند و در مقابل فشارهاي امريكا كوتاه آمده‌اند. از اين منظر، نقش كشورهاي منطقه اهميت دارد؛ چراكه اگر اين كشورها موافق حمله باشند، به نوعي ترامپ را تشويق مي‌كنند. البته موافقت آنها عامل تعيين‌كننده و نهايي نيست. همچنان مي‌دانيم كه وزن لابي طرفدار اسراييل در امريكا از وزن مجموع كشورهاي منطقه نيز بيشتر است. بنابراين، با وجود اينكه موافقت يا مخالفت كشورهاي منطقه مهم است، اين موضع را نمي‌توان متغير تعيين‌كننده و نهايي در تصميم ترامپ دانست. به باور قهرمانپور در حال حاضر مي‌توان گفت در كشورهاي منطقه سه رويكرد نسبت به منازعه ايران و امريكا وجود دارد؛ گروه نخست معتقدند امريكا بايد با ايران تعيين تكليف كند. استدلال آنها اين است كه اگر ايران در وضعيت فعلي باقي بماند، به‌تدريج قوي‌تر خواهد شد و به تهديد بزرگ‌تري براي اين كشورها تبديل مي‌شود؛ بنابراين خواهان همكاري با امريكا براي دفع تهديد ايران هستند. البته اين كشورها ممكن است در سياست رسمي و مواضع اعلامي خود چنين ديدگاهي را صراحتا بيان نكنند، اما موضع‌گيري عملي آنها در اين جهت است. گروه دوم، ازجمله قطر و عمان، خواهان آن هستند كه امريكا به ميانجيگري اهميت بيشتري بدهد، جنگ را از دستور كار خارج كند و از طريق مذاكره بتواند با ايران به توافق برسد. گروه سوم، ازجمله عربستان، خواهان آن هستند كه امريكا هم فشار خود را ادامه دهد و هم به يك توافق مطلوب با ايران دست پيدا كند؛ توافقي كه در آن، ايران بار ديگر تهديدي براي اين كشورها نباشد و آنها بتوانند با خيال راحت، به تعبير خودشان، برنامه‌هايشان را در منطقه پيش ببرند.  به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي، حال اينكه ترامپ درنهايت كدام‌يك از اين مواضع را انتخاب خواهد كرد، تابع عوامل متعددي است. با اين حال، خواست كشورهاي منطقه، به‌ ويژه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس، براي ترامپ اهميت زيادي دارد؛ چراكه وعده سرمايه‌گذاري حدود ۳ هزار ميليارد دلاري اين كشورها براي ترامپ از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

 

زورآزمايي بر سر دو كارت ايران

اين تحليلگر ارشد روابط بين‌الملل در ادامه و در رابطه با مطالبات زياده‌خواهانه ترامپ و رد پيشنهادات تهران ازجمله گنجاندن مساله هسته‌اي در كنار كارت «هرمز» به «اعتماد» گفت: يكي از سياست‌هايي كه ايران پس از جنگ دنبال كرد، اين بود كه با استفاده از كارت تنگه هرمز بتواند در موضوع هسته‌اي از امريكا امتياز بگيرد و واشنگتن را به عقب‌نشيني در اين مساله وادار كند. در نقطه مقابل، امريكا نيز تلاش كرد اين برگ برنده ايران يا كارت تنگه هرمز را به نوعي خنثي كند. از همان ابتدا نيز تلاش كرد «كريدور جنوبي» را راه‌اندازي كند. باوجود هزينه‌هايي كه اسكورت كشتي‌هاي عبوري از اين كريدور براي امريكا دارد و گفته مي‌شود به چندين ميليارد دلار مي‌رسد، واشنگتن تلاش مي‌كند از طريق ايجاد اين كريدور، تامين امنيت و عبور دادن نفت، از ميزان اثرگذاري ايران بر بازار جهاني نفت و انرژي بكاهد.  اينكه آيا زماني فرا خواهد رسيد كه تنگه هرمز كاملا به شرايط اوليه خود بازگردد و ايران ديگر نتواند در آن اعمال قدرت كند، تا حدي دور از ذهن است. به هر حال، تحت هر شرايطي ايران مي‌تواند رفت‌وآمد كشتي‌ها را در اين منطقه کنترل كند. با اين حال، نبايد فراموش كرد كه ايران به ايجاد اين اقدام  به عنوان يك هدف نگاه نمي‌كند، بلكه آن را ابزاري مي‌داند كه درنهايت امريكا را وادار كند به ايران امتياز بدهد.  قهرمانپور در ادامه با اشاره به دو كارت مهم ايران يعني مساله هسته‌اي و تنگه هرمز يادآور شد: آنچه مشخص است، اين است كه رابطه‌اي كه براي مثال سه ماه پيش ميان اين دو موضوع وجود داشت، در حال تغيير است و طبيعتا قدرت چانه‌زني ايران براي مرتبط كردن اين دو موضوع به يكديگر نيز تغییر پيدا مي‌كند. از طرفي رد پيشنهاد جديد ايران ازسوي ترامپ نيز نشانه‌اي از همين تغيير است. به نظر مي‌رسد از ديد امريكايي‌ها، رابطه‌اي كه پيش از اين ميان مساله تنگه هرمز و پرونده هسته‌اي ايران وجود داشت، تغيير كرده و در شرايط جديد، ايران بايد امتيازات بيشتري در موضوع هسته‌اي ارايه كند.

 

چين؛ ميانجي محتاط

قهرمانپور در ادامه و در رابطه با نقش چين در ميانه تنش‌هاي تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: واقعيت اين است كه چين در ايفاي نقش ميانجيگري با محدوديت‌ها و ملاحظات زيادي مواجه است و به همين دليل، با احتياط عمل مي‌كند. از يك‌سو نگران است كه امريكا اين نقش را نپذيرد و از‌سوي ديگر، اين نگراني را دارد كه ايران نيز به درخواست‌هاي چين براي كاهش تنش پاسخ مثبت ندهد. به باور قهرمانپور نكته مهم اين است كه اخيرا آقاي عراقچي پيش از برگزاري مجمع عمومي سازمان ملل به چين سفر كرد. رسانه‌ها گزارش داده‌اند كه پيشنهاد جديد ايران با مشورت چين تهيه شده است. اين مساله نشان مي‌دهد كه چين مايل است در اين روند نقشي ايفا كند و اين موضوع براي پكن، به‌ويژه از منظر اعتبار جهاني، اهميت دارد. با اين حال، همزمان نگراني‌هايي نيز درباره موفقيت ميانجيگري خود دارد. اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه خاطرنشان كرد: اما هنوز مشخص نيست كه آيا پس از ديدار دونالد ترامپ و شي جين‌پينگ، موضع چين تغيير كرده است يا خير. آنچه از گزارش‌هاي رسانه‌اي و اطلاعات علني منتشرشده، مي‌توان دريافت‌ ‌كه ظاهرا امريكا چراغ سبزي نشان نداده و همان مواضع كلي كه چين پيش از اين ديدار مطرح مي‌كرد، به نوعي تكرار شده است. ازجمله اين مواضع مي‌توان به توافق بر سر جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي و همچنين باز بودن آبراه‌هاي بين‌المللي و عدم دريافت عوارض از كشتي‌هاي عبوري اشاره كرد. اين مساله نشان مي‌دهد كه احتمالا چين و امريكا يا درخصوص موضوعات اختلاف‌برانگيز مرتبط با ايران وارد گفت‌وگو نشده‌اند يا اگر چنين بحثي مطرح شده، نتيجه مشخصي حاصل نشده است. بنابراين، محدوديت‌هاي چين بار ديگر خود را نشان داده است. ضمن اينكه نبايد فراموش كرد چين مسائل و اختلافات متعددي با امريكا دارد و در وهله نخست، براي پكن مهم است كه چنين ديداري در سطح جهاني چه تبعاتي خواهد داشت. تا زماني كه چين از بابت ايران اطمينان كافي نداشته باشد، طبيعتا نمي‌تواند در اين زمينه ريسك كند.

 

خطر گسترش جنگ از يمن تا شاخ آفريقا

قهرمانپور در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با اثرگذاري احتمالي توافق مكه بر تشديد تنش‌ها در منطقه در صورت از سرگيري دور جديدي از درگيري‌هاي نظامي عليه كشورمان گفت: در روزهاي اخير، بحث درباره امكان مداخله نظامي تركيه و پاكستان به نفع عربستان مطرح شده و حتي فرانسه نيز اعلام كرده كه نيروهاي نظامي خود را براي كمك به عربستان اعزام مي‌كند. طبيعتا بازيگران مختلف دغدغه‌هاي متفاوتي دارند و بسته شدن احتمالي باب‌المندب مي‌تواند يكي از مهم‌ترين اين دغدغه‌ها باشد؛ موضوعي كه به‌ويژه براي اروپا از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، چراكه باب‌المندب و كانال سوئز نقشي كليدي در تجارت ميان اروپا و آسيا دارند. به گفته قهرمانپور واكنش فرانسه نشان مي‌دهد كه اگر بحران به باب‌المندب كشيده شود، ممكن است اروپا نيز در حمايت از امريكا وارد صحنه شود و ائتلافي را كه ترامپ به دنبال شكل دادن به آن براي مقابله با ايران بوده، ايجاد كند. از اين منظر مي‌توان درك كرد كه چرا ايران در تنگه هرمز با احتياط رفتار مي‌كند. ازسوي ديگر، بايد درنظر داشت كه عربستان خود با محدوديت‌هاي زيادي مواجه است. پاكستان و تركيه نيز اگر بخواهند وارد منازعه با حوثي‌ها شوند، طبيعتا نگران هستند كه چنين مداخله‌اي نتيجه‌بخش نباشد و به يك جنگ فرسايشي منجر شود. اين نگراني به‌ ويژه در داخل تركيه جدي است. هر چند در حال حاضر بحث مداخله نظامي جدي است، اما به نظر مي‌رسد حتي در صورت وقوع، اين مداخله محدود خواهد بود، ضمن اينكه در آن منطقه، همزمان شاهد تشديد درگيري‌ها در اتيوپي ميان دولت فدرال و جنبش خلق تيگراي هستيم كه با حمايت اريتره و سودان نيز همراه است. اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: بنابراين، بايد درنظر داشت كه مداخله نظامي در يمن مي‌تواند بحران را به شاخ آفريقا گسترش دهد و در چنين شرايطي، كنترل بحران بسيار دشوارتر خواهد شد. در حال حاضر سودان درگير جنگ داخلي است، يمن نيز به نوعي با جنگ داخلي مواجه است، ميان اريتره و اتيوپي اختلافات و تنش وجود دارد و سومالي نيز با مساله سومالي‌لند مواجه است. بنابراين بايد تاكيد كرد كه بازيگراني مانند پاكستان، تركيه و حتي فرانسه براي مداخله در يمن با ملاحظات و محدوديت‌هاي متعددي روبه‌رو هستند.

 

كارت امنيتي نتانياهو در انتخابات

قهرمانپور در ادامه اين گفت‌وگو و در رابطه با مواضع و ادعاهاي اخير نخست‌وزير اسراييل در رابطه با ايران به «اعتماد» گفت: در مورد چرايي رفتار اسراييل و مشخصا بنيامين نتانياهو جهت تشديد تنش‌ها بايد به چند نكته توجه كرد؛ نخست اينكه اسراييل، فارغ از شخص نتانياهو، بر اين باور است كه يك فرصت طلايي و البته محدود براي دفع تهديد ايران دراختيار دارد. اين فرصت طلايي نيز ناشي از حضور دونالد ترامپ در كاخ سفيد است. بنابراين، اسراييل تلاش مي‌كند طي دو سال آينده تهديد ايران، به‌ ويژه تهديد هسته‌اي اين كشور، را دفع كند.  به گفته قهرمانپور ازسوي ديگر، متغير انتخابات پارلماني اسراييل نيز مي‌تواند عامل مهمي باشد؛ به‌خصوص از آنجا كه موضوع ايران به يكي از محورهاي كارزار انتخاباتي ميان بلوك مخالف نتانياهو و خود او تبديل شده است. در چنين شرايطي اين احتمال وجود دارد كه نتانياهو براي پررنگ‌تر كردن موضوع امنيت در انتخابات، اقدامي عليه ايران انجام دهد، چراكه امتياز ويژه او در برابر رقبايش اين است كه خود را، به تعبير خودش، «مرد امنيت» معرفي مي‌كند؛ فردي كه مي‌تواند امنيت اسراييل را تامين كند. بنابراين، كساني كه معتقدند نتانياهو ممكن است دست به ماجراجويي عليه ايران بزند، اين استدلال را مطرح مي‌كنند؛ استدلالي كه قابل تأمل است. نتانياهو براي پيروز شدن در انتخابات معمولا به شيوه‌هاي مختلفي متوسل مي‌شود و اين‌بار نيز ممكن است دست به اقداماتي عليه ايران بزند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون