فعالان سياسي و رسانهاي در گفتوگو با «اعتماد» از برخي جوسازيهاي جناحي پيرامون يادداشت عباس عبدي ميگويند
نقد يا بهانهاي براي تسويهحساب
واعظ مهدوی: خیابان عامل تاب آوری جامعه است
ليلاز: تندروها براي دوقطبيسازي در جامعه سوءاستفاده ميكنند
شمسالواعظين: مطالب عبدي همواره در راستاي منافع ملي است
زيدآبادي: اين جنجالها صرفا بهانهاي براي مقابله با مذاكرات است
مهدي بيك اوغلي| چهارشنبه 16ارديبهشت ماه بود كه عباس عبدي با انتشار يادداشتي با تيتر«نتيجه جعل و تبعيض رسانه اي» در روزنامه اعتماد تلاش كرد مخاطب را متوجه برخي نارساييهاي كليدي كند كه از يك طرف منافع ملي را به خطر مياندازد و از سوي ديگر، در صفوف متحد مردم خدشه ايجاد ميكند. بلافاصله پس از انتشار يادداشت عبدي يك جريان سياسي خاص، تلاش كرد با جهتگيري خاص و تقطيع واژگاني در يادداشت عبدي، حاشيه تازهاي عليه عبدي، روزنامه اعتماد و نهايتا كليت مذاكرات شكل دهد. عباس عبدي و روزنامه اعتماد در راستاي وظايف حرفهاي خود براي تنوير افكار عمومي و جلوگيري از هرگونه سوءبرداشتي بلافاصله يك توضيح تكميلي منتشر كرده و منظور واقعي عبدي را به صورت روشن تشريح كردند. در ادامه بهروز بهزادي مديرمسوول روزنامه هم يادداشتي منتشر كرد تا ضمن شفافسازي موضوع امكان هر سوءاستفاده يا سوءبرداشتي را سد كند. عبدي در توضيحات تكميلي خود نوشت: «يادداشت ديروز با اين گزاره پايان يافت كه: «بدتر اينكه اكثريت مردم هم با تصميماتي كه يك اقليت رانتي از كف خيابان تحميل كنند همدلي نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پياز.» او افزود: «برداشت خلافي از اين شده، گويي آنان كه در خيابان هستند همه اقليت و رانتي هستند. در حالي كه معناي متن خلاف اين است و كلمه «يك» پيش از اقليت بيانگر اين معناست.» عبدي تاكيد كرد: «آنان كه شعارهاي افراطي در اين جمعيت ميدهند يك اقليت رانتي هستند و الا اين جمعيت بسيار متنوع و حتي بسياري از منتقدان ساختار هم در آن فراوان هستند.»اما اگر تصور كردهايد با اين توضيحات روشن، اين طيف سياسي خاص و راديكال دست از دو قطبيسازيهاي خطرناك و غير سازنده برداشته، سخت در اشتباهيد. پيادهنظام اين حمله هم از قبل تعيين شدهاند، تلاش ميشود افراد سياسي شناخته شده جريان راديكال وارد ميدان نشوند و برخي افراد با رزومههايي چون كارگردان، مجري و خبرنگاران تازه كار وارد ميدان شوند. بدترين الفاظ عليه روزنامه و عباس عبدي به كار گرفته ميشود، كار حتي به شعارنويسي عليه روزنامه ميرسد. اما آيا يك چنين دو قطبيسازيهايي در راستاي منافع است؟ اگر نه منظور و مقصود طيف راديكال مخالف مذاكره چيست؟ سعيد ليلاز، ماشاالله شمس الواعظين و احمدي زيدآبادي در گفتوگو با« اعتماد» به اين پرسشها پاسخ دادهاند.
سعيد ليلاز: تندروها از سخنان عبدي براي دوقطبيسازي در جامعه سوءاستفاده ميكنند
سعيد ليلاز، تحليلگر مسائل سياسي و راهبردي با اشاره به واكنشها نسبت به يادداشت اخير عباس عبدي معتقد است كه برخي جريانهاي خاص در حال بهرهبرداري از فضاي جنگ براي تحريك دوقطبيهاي غيرضروري در جامعهاند، در حالي كه عبدي در يادداشت توضيحي خود صراحتا گفته بود منظورش اقليت رانتخوار بوده، نه عموم مردم. ليلاز در گفتوگو با «اعتماد» يادآور ميشود: «يادداشت اخير آقاي عباس عبدي بهانهاي شده براي حملات تندروها عليه اصل مذاكره و ايجاد يك دوقطبي غيرسودمند براي جامعه. در حالي كه آقاي عبدي توضيح داده بود منظورش كليت مردم حاضر در خيابان نبوده، بلكه اقليتي رانتخوار را نقد كرده بود.» ليلاز افزود: «با شناختي كه از آقاي عبدي دارم، هرگاه درباره موضوعي توضيح ميدهد، واقعا همان منظور مدنظر اوست و توضيحات او بايد جدي گرفته شود. متأسفانه جامعه امروز ما دچار نوعي دوقطبيسازي خطرناك شده كه نخبگان كشور بايد براي رفع آن چارهانديشي كنند. اين دو قطبيسازيهاي غير ضروري در واقع منافع ملي ما را خدشهدار ميكند.» وي در ادامه تأكيد كرد: «من شخصا اين دوقطبي ميان موافقان و مخالفان جنگ را قبول ندارم. در زمان جنگ ديگر مخالف و موافق معنا ندارد؛ همه بايد پشت كشور بايستند. استفاده از فضاي جنگ براي تسويهحسابهاي سياسي بسيار خطرناك است. فردي يادداشتي در راستاي منافع ملي نوشته، در مورد يادداشت مورد بحث سوءبرداشتي صورت گرفته، نويسنده بلافاصله توضيحات لازم را منتشر كرده. با اين توضيحات اگر همچنان برخي افراد بر طبل دوقطبيسازي بكوبند يعني به دنبال منافع جناحي و سياسي هستند.»
ليلاز در پايان خاطرنشان كرد: « همان طور كه پادشاه بريتانيا در زمان جنگ جهاني دوم به دليل تمايلش به هيتلر از قدرت كنار گذاشته شد، ما نيز بايد مرز ميهندوستي و منافع ملي را به روشني بشناسيم. در چنين شرايطي دوقطبيسازي فقط به تضعيف انسجام ملي ميانجامد. منافع ملي ايران از بطن اين بحثها و تبادل نظرهاي علمي و منطقي استخراج و نمايان ميشود، اگر فردي ديدگاهي خلاف من مطرح كرد اما اين فرد پيگيري منافع ملي و مصالح عمومي است، نبايد به افراد و رسانهها انگ بزنيم. معتقدم اگر عبدي نظري غير از توضيحاتي كه مطرح كرده داشت، با شجاعت و صراحت اعلام ميكرد، فلان منظور را داشته و وقتي توضيح ميدهد، منظورش يك اقليت رانتي هستند، صد در صد به حرفي كه ميزند معتقد است.»
ماشاءالله شمسالواعظين: مطالب عبدي همواره در راستاي منافع ملي كشور بوده
ماشاءالله شمسالواعظين در گفتوگو با «اعتماد» درخصوص برخي جنجالها در خصوص يادداشت اخير عباس عبدي درباره اصل مذاكرات و ضرورت تامين منافع ملي ميگويد: «اگر در ايران در ارتباط با منافع ملي، مصالح عمومي و درك منافع ملي، 5 چهره برجسته داشته باشيم، عباس عبدي يكي از رئوس اين هرم است كه همواره در راستاي منافع ملي كار كرده است. وقتي قرار است درباره يادداشت و سخن و اظهارنظري فردي داوري شود بايد سابقه، تاريخچه و هويت فرد مورد ارزيابي قرار بگيرد. استخراج سطحي از برخي اظهارات چند ضلعي افراد بهرغم توضيحات سازندهاي كه در تكميل موضوع ارائه ميشود، هيچ فايدهاي براي كشور و منافع ملي نخواهد داشت.»
شمسالواعظين در تشريح رويكردهاي رسانهاي درخصوص يك مفهوم يا واژگان ميگويد: «معمولا اين رسانهها هستند كه اظهارنظرها را بازتاب ميدهند. بنابراين اولين دروازهباني مطلب و يادداشت و خبر در رسانهها صورت ميگيرد. وقتي رسانهاي مطلبي را منتشر كرده، يعني ابعاد و زواياي گوناگون آن را درك كرده و فهم درستي از واژگان داشته است. حتي اگر در جايي، معاني دوضلعي يا سه ضلعي شكل بگيرد، بايد از طريق توضيحات داخل پرانتز يا توضيحات تكميلي ابعاد پنهان و مبهم روشن شوند تا مخاطب دچار انحراف در برداشت نشود. مگر اينكه عدهاي به دنبال سوءبرداشت و بهانه باشند. سوال من اين است اگر اين شخصيت غير از آقاي عبدي بود آيا چنين جنجالي درست ميشد؟» او در پاسخ به پرسش طرح شده ميگويد: «اين روزها در كشاكش جنگ و مذاكره اظهارنظرهاي بسيار تند و شاذي از سوي افراد مختلف ميشنويم كه اغلب هم خارج از چارچوب مسووليت اين افراد است. اظهارنظرهاي عجيب و چپ اندر قيچي كه اين افراد مطرح ميكنند و حيرتانگيز اينكه هيچ ارتباطي با حوزه مسووليت گوينده ندارد. اگر قرار باشد سوءبرداشتي از اظهارنظرها شود، صحبتهاي بسيار تندتر و خطرناكتري وجود دارد كه پرداختن به آنها اولويت جديتري است. بنابراين از منظر حرفهاي اين روزنامه و رسانه است كه دروازهباني ميكند و بايد تلاش كند مفاهيم به درستي منتقل شوند. اگر مفهومي مبهم است در داخل پرانتز يا با توضيحات تكميلي در اسرع وقت بايد موضوع را روشن كنند. در اين مورد خاص، شخص نويسنده بلافاصله توضيحات تكميلي داده و موضوع را روشن كرده است. بنابراين سر و صداهاي بعدي، انگيزههاي سياسي و جناحي دارد.» شمسالواعظين با اشاره به اينكه يكي ديگر از مشكلات كشور اين است كه برخي در يك وضعيت فوقالعاده ميخواهند رفتار عادي و روتين خود را دنبال كنند، ميگويد: «صرف نظر از اينكه گوينده و نويسنده اين يادداشت كيست، از منظر مسائل رسانهاي معتقدم بايد تا جايي كه ممكن است براي حفاظت از اتحاد و انسجام ملي بايد از طرح اتهامهايي مصنوعي و ناروا در ارتباط با واژگان و يادداشتها و ديدگاهها دوري كرد، اساسا ما با 4 گزاره مرتبط با وحدت در ايام جنگ مواجهيم كه بايد از آن پاسداري كنيم.» او در شرح اين 4 سطح از اتحاد يادآور ميشود: «نخست وحدت فرماندهي و كنترل است كه مرتبط با نيروهاي مسلح است كه خوشبختانه به نحو احسن اجرايي ميشود. سطح دوم اتحاد، اتحاد در دستگاه ديپلماسي است. در واقع صداي واحدي از ايران بايد به جهان منتقل شود، اين نكته ميتواند با وحدت در فرماندهي تزويج شده و منافع ملي را محقق كند. سطح سوم وحدت در بدنه سياسي كشور است. اختلاف نظرهايي كه به طور طبيعي در دوران عادي به چشم ميخورد در ايام فوقالعاده مانند جنگ و مذاكره و آتشبس بايد كنار گذاشته شود تا پالس چالش ارسال نشود. سطح چهارم وحدت نيز وحدت اجتماعي است. گفتوگوي امروز ما درباره وحدت اجتماعي است. اگر اتحاد در نيروي اجتماعي كه پشتيبان 3 سطح ديگر وحدت هستند خدشهدار شود مانند دومينو سطوح ديگر اتحاد نيز خدشهدار ميشوند.»
شمسالواعظين در پايان ميگويد: «نهايتا اينكه اين 4 سطح وحدت در دوران جنگ از طريق جنگهاي رواني و نبردهاي ادراكي از سوي دشمنان مورد هدف قرار ميگيرد. دشمن به سطح چهارم وحدت حمله ميكند تا وحدت سياسي، سپس وحدت ديپلماسي و نهايتا وحدت در فرماندهي جنگ را به هم برند. همه طيفها، گروهها، دستجات و...بايد مراقب اين حملات باشند. اما در برخي موارد برخي افراد و گروهها به گونهاي رفتار ميكنند كه گويي در راستاي منافع دشمن فعاليت ميكنند. اينها با حمله به سطوح مختلف اتحاد در جامعه در راستاي منافع خارجيها عمل ميكنند. تاكيد بر اختلافات، دو قطبيسازي و استخراج يك واژه و عبارت و جمله و ايجاد اختلاف حول آن تنها به نفع اسراييل و امريكاست و كمكي به تامين منافع ملي نميشود.»
احمد زيدآبادي: جنجالها عليه يادداشت عباس عبدي صرفا بهانهاي براي مقابله با مذاكرات است
احمد زيدآبادي در واكنش به حواشي پيرامون يادداشت عباس عبدي گفت كه اين جنجالها بيش از آنكه مربوط به خود يادداشت باشد، بهانهاي است براي تسويه حسابهاي سياسي و مخالفت با روند مذاكراتي كه در سطح كلان نظام در جريان است. زيدآبادي كه با «اعتماد» گفتوگو ميكرد با اشاره به محتواي يادداشت عباس عبدي تاكيد ميكند: «عباس عبدي در يادداشت خود به هيچ وجه قصد تعرض به همه شركتكنندگان در تجمعات را نداشت و صراحتا توضيح داد منظورش تنها گروه كوچكي است كه با توهين به سران كشور و مقامات عاليرتبه نه تنها با اصل مذاكرات مخالفت ميكنند، بلكه سبب ايجاد تحركات افراطي و برخلاف منافع ملي شدند.» او ادامه ميدهد: «اين موضوع توسط مقامهاي رسمي و حتي روزنامه كيهان هم محكوم شد؛ روزنامه كيهان رسما طي مقالهاي نوشت كه اينها منافق هستند، در راستاي منافع عوامل خارجي است و نهايتا هم تاكيد كرد كه بايد هوشيار باشيم. ولي برخي گروهها با بهانه قرار دادن اين مساله، تلاش دارند با بزرگنمايي آن، فضا را متشنج كنند و به دنبال تسويهحسابهاي سياسي باشند. واقع آن است كه يادداشت عبدي در اين فضاي بسته اينترنتي، نه انسجامي را بر هم زده نه وحدتي را خدشهدار كرده و نه بحراني درست كرده. وقتي چنين تاثيراتي نداشته تا اين اندازه دامن زدن به آن، شعارنويسي عليه روزنامه و بهرغم توضيحاتي كه منتشر شده توهين و فحاشي كردن و مدام با اين چهره تندرو و آن چهره افراطي مصاحبه كردن فكر را به اين سمت ميبرد كه اين رخداد بهانهاي شده براي فشار آوردن به اصل مذاكره.»
زيدآبادي يادآور ميشود: «يعني يك تعدادي هستند كه با اصل مذاكره مخالفند و چون تصميم نظام هم فعلا انجام مذاكره است و تندروها نميتوانند نهادهايي مانند شوراي عالي امنيت ملي و مجلس و... را هدف قرار بدهند با هدف قراردادن افراد و رسانههايي كه در اين مسير نقشي ندارند و تنها تلاش ميكنند نظراتشان در راستاي منافع ملي مطرح كنند، تلاش ميكنند فضاي سياسي، رسانهاي و عمومي را به دست بگيرند. اين روشي است كه مسبوق به سابقه است و در دوران آقايان هاشمي، خاتمي و روحاني نيز تكرار شده است. در اين برههها، وقتي تندروها با روساي جمهور ميانهرو و اصلاحطلب مشكل داشتند ميآمدند جملهاي از نوشته يك روزنامهنگاري را بولد ميكردند و به بهانه آن جو را متشنج كرده و به خيال خود از اين طريق با دولتها تسويهحساب ميكردند! برخي شايد تصور ميكردند با وقوع جنگ و اهميت ويژه منافع ملي و تماميت ارضي اين نوع روشها هم خاتمه پيدا كند اما اين افراد اصرار دارند كه در هنوز بر پاشنه سابق ميچرخد!»
اين تحليلگر تاكيد ميكند: «امروز كه اين طيفها نميتوانند به آقاي پزشكيان انتقادي وارد كنند چرا كه رييسجمهور همه تصميماتش را با هماهنگي ساير قوا و اركان اتخاذ ميكند، ضمن اينكه داستان مذاكرات هم مرتبط با تصميمات شعام و آقاي قاليباف و اركان حاكميت است، سعي ميكنند در روزنامههاي مستقل بگردند جملهاي كه بهرغم توضيحات تكميلي كه دربارهاش داده شده را پيدا كنند و با آن جنجال درست كنند. مثل اظهاراتي كه اخيرا آقاي قاسميان راجع به ظريف و روحاني مطرح كرده و خواستار اعدام آنها شده بود! كسي هم نيست از اين افراد بپرسد مگر ظريف و روحاني در مقام تصميمگيري هستند؟ اينها را هدف قرار ميدهند تا هشداري به بقيه بدهند كه مبادا به سمت مذاكره حركت كنيد.» زيدآبادي در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه منظور اصلي اين طيفهاي دو قطبيساز چيست، ميگويد: «منظور اين طيفها كه با مذاكره و توافق مخالفت ميكنند اين است كه اين جنگ با همان شدت قبلي ادامه پيدا كند. عواقب اين جنگ را چه كساني تحمل ميكنند؟ به نظر ميرسد عواقب اين نگاه براي كشور و به نام كشور باشد، معتقدم هيچ طيف و گروهي حق ندارد به نام اكثريت مردم براي كشور هزينهسازي كند.» وي افزود: «اين طيفها خود را مخالف مذاكره ميدانند اما چون مركز تصميمگيري مذاكره شوراي عالي امنيت ملي است و افراد ديگري آن را هدايت ميكنند و تندروها به دليل داشتن هزينه نميتوانند به طور مستقيم به اين نهادهاي حاكميتي و تصميمساز حمله كنند، بنابراين با هدف قرار دادن نويسندگاني مانند عباس عبدي و فشار بر روزنامه «اعتماد» تلاش ميكنند فضاي رسانهاي را تحت كنترل بگيرند.»
واعظ مهدوي: خیابان عامل تاب آوری جامعه است
محمدرضا واعظ مهدوي، رييس ستاد پشتيباني مردمي دفاع رمضان در گفتوگو با «اعتماد» ميگويد: «از روز اولي كه جنگ رمضان شروع شد حضور مردم را به صورت كاملا چشمگير در ميدان داريم. مردم خيابانها را حفظ كردهاند و همان طور كه فرماندهان نظامي ما گفتند ميدان با ما، خيابان با شما در خيابان حضور فعال پيدا كردند.» واعظمهدوي ميافزايد: «به نظر ميآيد كه مردم ايران در طول سالهاي بعد از پيروزي انقلاب و شايد قبل از پيروزي انقلاب در طول تاريخ، ابداعات بزرگي داشتند كه همه آنها قابل بررسي است كه اين حضور شبانه يكي از برجستهترين اين موارد است. الواح كوروش، سازماندهي بيمارستانها در خط اول جبهه در زمان جنگ ۸ ساله، ساخت بيمارستانهاي صحرايي برخي از اين موارد هستند.» به گفته واعظمهدوي روز اول جنگ شهادت رهبر معظم انقلاب شوك بزرگي ايجاد كرد. از سوي ديگر حمله به مدرسه ميناب و كشته شدن دانشآموزان ما در آنجا و كشته شدن فرماندهان بزرگ شوكهاي شديدي ايجاد كرد. اما تقريبا بعد از يكي، دو روز كه مردم كمي از شوك خارج شدند، مرتب سوال ميكردند كه خب حالا ما چکار ميتوانيم بكنيم؟ چه كمكي از ما بر ميآيد و چه نقشي ميتوانيم داشته باشیم؟»
او ادامه ميدهد: «جنگ فعلي با جنگ ۸ ساله يك تفاوت جدي دارد و آن، اين است كه در جنگ ۸ ساله اشخاص وقتي ميخواستند كاري انجام بدهند، ثبتنام ميكردند و به جبهه ميرفتند ولي در جنگ فعلي جبهه به آن صورت مطرح نبود و جنگ در فضاي ديگري بود كه امكان حضور مردم در آن وجود نداشت.»
به گفته او گردهماييهاي شبانه يك ميداني را ايجاد كرد و كساني كه ميخواستند كاري انجام بدهند، آمدند وسط ميدان و اين موضوع باعث شد كه اين گردهماييها علاوه بر اينكه بسيار دشمنشكن بود در خنثي كردن توطئهها و حفظ خيابانها و جلوگيري از عملكرد عوامل جاسوسي و عوامل مخربي كه رژيم اسراييل ميخواست كه در جامعه ايجاد كند، بسيار موثر بود. اما به اعتقاد من، اين تجمعات يك كاركرد بسيار مهم ديگري هم داشت كه ايجاد انگيزه در خود افراد شركتكننده بود و باعث شد احساس اميد پيدا كنند و اين احساس نشاط به احساس همبستگي ملي منجر شد که در نهايت به شكلگيري يك هويت ملي در جامعه انجاميد. او همچنين ادامه ميدهد: «استاد گرانقدر روانپزشكي جناب آقاي دكتر نوربالا که اين موارد را در مقالهاي طبقهبندي و تنظيم كردهاند و نقش گردهماييهاي شبانه را در ارتقاي سرمايه روانشناختي تبيين كردند ميگويند سرمايه روانشناختي يكي از سرمايههاي مهمي هست كه در كنار سرمايه اجتماعي امروزه قابل تحليل و قابل تبيين است و در مقالهاي كه برای اين موضوع تبيين كردند عناصر چهارگانه سرمايه اجتماعي را معين كردهاند و نشان ميدهند كه اين عناصر چهارگانه چگونه در اين گردهماييهاي شبانه رخ داده و چگونه اين گردهماييهاي شبانه سرمايه روانشناختي مردم را ارتقا ميدهد و باعث سلامت روان ميشود همچنين باعث ميشود استرسهاي فردي كاهش پيدا كند. واعظمهدوي ميگويد: «جنگ استرس ميآورد طبيعتا انسان وقتي صداي بمب ميشنود و كشته شدن افراد را ميبيند، ميترسد ولي وقتي در جمع قرار ميگيرد اشخاص اين وحشت را تبديل به عزم و اراده براي مقابله با دشمن ميكنند. ما شاهد اين بوديم كه مثلا در راهپيمايي روز قدس خود راهپيمايي مورد حمله قرار گرفت ولي همزمان مردم شعار ميدادند و در واقع اتحاد خودشان را اعلام ميكردند.» او ادامه ميدهد: «يكي از مسائل مهمي كه در شرايط مقابله با فضاي بحرانزاي اجتماعي بسيار مهم است بحث تابآوري اجتماعي است. تابآوري در عرصه فيزيك به اين معناست كه مثلا يك شيئي بعد از اينكه در معرض فشار قرار ميگيرد بتواند به حالت اولش برگردد.»
واعظمهدوي ميافزايد: در حقيقت اين گردهماييها يك عاملي براي تابآوري جامعه در برابر بمبارانهاي دشمن و حمله وحشيانه دشمن امريكايي - صهيونيستي بودند كه توانستند بعد از شكلگيري رشد كرده و فراگير شوند.
به گفته او سه عامل وجود دارد كه محققان به عنوان عوامل سرمايه روانشناختي ميشناسند. اولين مورد احساس اميدواري است كه ما در اين گردهماييهاي شبانه شاهد آن هستيم. دومين عامل احساس خوشبيني نگاه نسبت به آينده و اميد به پيروزي است كه در اين گردهماييها شكل ميگيرد. مورد سوم احساس مشاركت در جنگ است كه انگيزه ايجاد ميكند و در نهايت به ايجاد حس تابآوري ميانجامد. واعظ مهدوي ميگويد: در اين گردهماييها اشخاصي را با سليقهها و روحيات مختلف ميبينيم. افراد پير و جوان، كساني كه با صندلي چرخدار حضور پيدا ميكنند يا خانمهايي كه با پوششهاي مختلف و گاهي با كالسكه كودكانشان در جمع حاضر ميشوند. اين اتفاقات يا راهپيماييهاي خودرويي و... جز با خلاقيت مردم به وجود نميآيد. او ميافزايد اين حضور شبانه كه عامل جدي افزايش تابآوري در جامعه ما شده يك پديده بينالمللي شده كه جا دارد محققان و جامعهشناسان و تاريخدانهاي ما اين پديده را بررسي و تبيين كنند. اين پديده باعث از بين رفتن ترس عمومي در جامعه شده كه خود قابل بررسي است. به گفته او ارتقای حس وطندوستي و وطنپرستي باعث ارتقای روحيه ملي و مذهبي نيز در جامعه شده كه يك اثر فرهنگي و آموزشي بسيار مهم دارد كه تبليغات يأسآفرين و دروغپراكني دشمن را خنثي ميكند.
واعظ مهدوي ميافزايد در مجموع اين حضور و شكلگيري سرمايه اجتماعي و همبستگي ملي كه در نهايت به حمايت از رهبري و اركان تصميمگير كشور ميانجامد در همين راهپيماييها محقق ميشود.