• 1405 يکشنبه 12 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6319 -
  • 1405 دوشنبه 21 ارديبهشت

رسانه و مساله وجودي ايران

علي ربيعي

بنا بر يافته‌هاي علمي از طريق پژوهش‌هاي ميداني و نيز بر اساس گفت‌وگوهاي اجتماعي، اولين و مهم‌ترين دريافت جامعه از اصلاحات، تغيير در شيوه حكمراني رسانه و به خصوص سياست‌هاي سازمان صدا و سيماست. علاوه بر اينكه اين امر موجب افزايش سرمايه اجتماعي حاكميت خواهد شد، به اعتقاد من، آزادي رسانه و تغييرات در رويكردهاي صدا و سيما آثار مثبتي بر افزايش اعتماد و آرامش داخلي خواهد داشت. يكي از پيش‌فرض‌هاي مهم براي فهم وضعيت امروز رسانه در ايران، پذيرش اين واقعيت است كه بحران ديگر يك وضعيت مقطعي و گذرا نيست. ما در جهاني زندگي مي‌كنيم كه زيست اجتماعي و سياسي آن با سطوح مختلفي از بحران گره خورده است. در چنين شرايطي، سازگاري رسانه با وضعيت بحران نيز نمي‌تواند امري موقت باشد، بلكه بايد به يك مهارت و ظرفيت پايدار در نظام رسانه‌اي تبديل شود. به نظر مي‌رسد در شرايط ايران، همچنان در وضعيتي قرار داريم كه نيازمند تداوم ژورناليسم بحران هستيم. به همين دليل، توسعه دانش اين حوزه، تقويت ادبيات نظري آن و گفت‌وگو درباره سياستگذاري رسانه‌اي در شرايط بحران ضرورتي جدي است. بدون شناخت نظام‌هاي بحران و سازوكارهاي آنها نيز نمي‌توان چشم‌انداز روشني براي روزنامه‌نگاري در چنين شرايطي ترسيم كرد. چنين دريافته‌‌‌ام كه هنوز اهميت رسانه، نه در سطح جامعه و نه حتي در ميان سياستگذاران، به‌طور كامل درك نشده است و برداشتي سطحي و مطلقا ابزاري از آن دارند. اين در حالي است كه طي يك قرن گذشته رسانه در همه جوامع، متناسب با نوع رابطه ميان حاكميت و جامعه، به يكي از مهم‌ترين نهادهاي اثرگذار تبديل شده و اين اهميت نيز روزبه‌روز افزايش يافته است. كاركرد رسانه‌ها در نظام‌هاي مختلف سياسي نيز متفاوت است؛ در برخي كشورهاي قدرتمند و هژموني‌طلب، رسانه كاركرد تهاجمي و برون‌مرزي دارد و برخي كشورها هدف اين تهاجم قرار مي‌گيرند. در برخي نظام‌هاي سياسي، رسانه نه به عنوان مفهومي انسجام‌بخش، بلكه به عنوان ابزار سياست‌هاي محدود داخلي قرار مي‌گيرند. ايران نيز با چالش‌هايي در هر دو حوزه اخير مواجه است.
جنگ‌ها به ميدان ذهن منتقل شده‌اند- در دوران مدرن نقش رسانه‌ها در جنگ‌ها، جايگاه خاصي دارند.اين ابزارها در دوران كنوني نقشي تعيين‌كننده يافته‌اند. افكار عمومي امروز تا حد زيادي از طريق نظام ارتباطات اجتماعي شكل مي‌گيرد؛ نظامي كه بخش مهمي از آن بر رسانه‌ها، به‌ويژه رسانه‌هاي نوين و شبكه‌هاي اجتماعي استوار است. در چنين شرايطي، عمليات رواني به يكي از مولفه‌هاي اصلي جنگ‌ها تبديل شده و پيوندي مستقيم با عملكرد رسانه‌ها پيدا كرده است. ماهيت جنگ‌ها نيز در سال‌هاي اخير دستخوش تغيير پارادايم شده است. اگر در گذشته جنگ‌ها عمدتا بر نيروي زميني و سپس توان هوايي و دريايي استوار بودند، امروز اطلاعات، هوش و عمليات رواني نقش تعيين‌كننده‌تري يافته‌اند. اين بدان معنا نيست كه الگوهاي كلاسيك جنگ كنار گذاشته شده‌اند، بلكه نشان مي‌دهد وزن مولفه‌هاي اطلاعاتي و رواني به‌طور قابل ‌توجهي افزايش يافته است. در چنين وضعيتي جامعه خود به يكي از ميدان‌هاي اصلي جنگ تبديل مي‌شود.
رسانه و مساله وجودي ايران- در يك دهه اخير، مساله رسانه در ايران به ‌شدت با مساله وجودي كشور گره خورده است. هدف قرار گرفتن روح و روان جامعه ايراني از سوي دشمنان، در كنار برخي كاستي‌هاي داخلي از جمله بي‌توجهي به نقش رسانه و ضعف در برنامه‌ريزي، اين پيوند را عميق‌تر كرده است. در حوزه دفاع از تماميت ارضي، نظام سياسي پس از انقلاب، عملكرد قابل ‌توجه و درخشاني داشته است، اما در حوزه بازنمايي و ايجاد ادراك جمعي مقاوم اين دستاوردها، آن‌گونه كه بايد موفق عمل نشده است. به بيان روشن‌تر، در دفاع از «تماميت ذهني ايرانيان» موفق نبوده‌ايم. 
فقدان سياست رسانه‌اي واقعي- يكي از دلايل اين وضعيت، آشفتگي در سياست‌هاي رسانه‌اي و حتي فقدان سياست رسانه‌اي به معناي واقعي آن است. آنچه گاه به عنوان سياست رسانه‌اي مطرح مي‌شود، در عمل بيشتر به دستورالعمل و بخشنامه شباهت دارد تا يك چارچوب راهبردي. در واقع، ما در حوزه رسانه بيش از آنكه با سياست رسانه‌اي مواجه باشيم، با آيين‌نامه‌ها و محدوديت‌ها روبه‌رو هستيم. در حالي كه كشور نيازمند يك سياست رسانه‌‌اي است به نحوي كه رسانه را به مثابه عنصر مقاومت‌ساز در شرايط جنگ و نيز به‌طور كلي موجب ذهنيت و ارتباطات توسعه و انسجام‌بخش جامعه باشد. وظيفه نهاد علم نيز پرداختن به توليد ادبيات و نظريه‌پردازي در حوزه‌هايي مانند روزنامه‌نگاري جنگ، روزنامه‌نگاري توسعه، هويت‌بخش ملي، روزنامه‌نگاري بحران، روزنامه‌نگاري صلح و... و حتي مفهوم «تماميت ذهني ايرانيان» است. 

مساله مغفول جريان خاكستري-  يكي ديگر از چالش‌هاي مهم، الگوي توليد محتوا و توزيع رسانه‌اي در كشور است. جريان اصلي رسانه در ايران عمدتا بر كاركرد تحكيمي براي تفكري خاص متمركز بوده است؛ يعني حفظ و تقويت مخاطباني كه از پيش همراه هستند. اين كاركرد در جاي خود ضروري است، اما خطر از آنجا آغاز شد كه رسانه جريان اصلي در همين كاركرد متوقف مانده است. خارج از اين كاركرد، بخش مهمي از جامعه قرار دارد كه مي‌توان آن را جريان خاكستري ناميد؛ مردمي كه نه در گروه اول قرار مي‌گيرند و نه كاملا مخالف هستند، بيشتر همراه با ثبات‌گرايي خواهان تغييرات در طيفي از آنها هستند. اين بخش از جامعه نقشي تعيين‌كننده در شكل‌گيري افكار عمومي دارد. اگر اين گروه مورد توجه قرار نگيرد، عملا بخش مهمي از ميدان اثرگذاري رسانه از دست رفته خواهد بود. رسانه‌ها به‌طور كلي سه كاركرد اصلي دارند: تحكيمي، توجيهي و تهاجمي. 
رسانه امنيتي شده يا امنيت‌ساز- يكي از مسائل مهم در ايران امنيتي شدن ميدان فعاليت رسانه است. در اين زمينه لازم است خود مفهوم امنيت بازتعريف شود. امنيت مفهومي ذهني، نسبي، فراخ و حتي توخالي است. هر چيزي مي‌تواند به نام امنيت درون اين ظرف جاي گيرد. اساسا بايد مشخص شود امنيت براي چه كسي و در چه سطحي تعريف مي‌شود و چه نسبتي با امنيت جامعه دارد. مطالعات نشان مي‌دهد به نام امنيت، از ظرفيت امنيت‌ساز رسانه غافل شده‌ايم و شنيدن صداهاي متكثر، متنوع و نقادانه از اعتماد به داخل كاسته و زمينه مهاجرت مرجعيت رسانه از داخل را فراهم ساخته است. در برخي نگاه‌ها، رسانه نه به عنوان يك عامل قدرت، بلكه به عنوان يك مزاحم ديده مي‌شود. چنين نگاهي مانع از شكل‌گيري سياستگذاري جامع در حوزه رسانه و بهره‌گيري از ظرفيت آن در تقويت قدرت ملي و امنيت مي‌شود. در بزنگاه‌هايي مانند جنگ و بحران -مانند اين روزها- حسرت رسانه‌هاي تاثيرگذار با صداهاي داخلي نمايان مي‌شود.
روزنامه‌نگاري در ميانه جامعه و حاكميت - هنر روزنامه‌نگاري در شرايط امروز آن است كه بتواند ميان ديدگاه‌هاي حاكميت، درك جامعه و الزامات جنگ توازن برقرار كند. روزنامه‌نگار نمي‌تواند صرفا از يك زاويه به موضوع نگاه كند، بلكه بايد همزمان تحولات اجتماعي، مطالبات مردم و تهديدهاي موجود را در نظر داشته باشد. جامعه ايران جامعه‌اي متكثر است؛ بخشي از آن خواهان تغييرات در چارچوب موجود است و بخشي ديگر خواستار تغييرات بنيادين است. در چنين شرايطي، روزنامه‌نگاري بايد بتواند ميان اين واقعيت اجتماعي و الزامات ناشي از تهديد خارجي نقش ميانجيگرانه، واسطه‌اي، روشنگرانه و افق‌گشا ايفا كند.
رسانه به مثابه پدافند ذهني جامعه - جنگ‌هاي اخير تا حد زيادي بر عمليات رواني متكي بوده‌اند و در اين ميان تلاش شده نوعي گسست ذهني ميان ايران، جامعه و نهادهاي آن ايجاد شود؛ گويي ايران از مردم و مولفه‌هاي واقعي خود جدا شده است. در برابر اين وضعيت، روزنامه‌نگاري بايد بتواند اين گسست ذهني را ترميم كند و تصوير واقع‌بينانه‌تري از جامعه ارايه دهد. در سال‌هاي گذشته، مرجعيت خبر و روايت به ‌تدريج از رسانه‌هاي داخلي خارج شده و بازيگران خارجي توانسته‌اند در شكل‌دهي به ذهنيت عمومي نقش پررنگ‌تري ايفا كنند. در چنين شرايطي، مساله روزنامه‌نگاري تنها انجام وظايف حرفه‌اي مرسوم نيست، بلكه رسانه با مسووليتي گسترده‌تر در قبال آينده ايران و يكپارچگي ملي مواجه است. نظام رسانه‌اي بايد بتواند به ‌مثابه نوعي پدافند ذهني براي جامعه عمل و از ذهنيت ايرانيان در برابر روايت‌هاي مخرب دفاع كند. البته اين نه تنها به معناي چشم‌پوشي از نقد سياست‌هاي داخلي نيست، بلكه چالشي براي يافتن توازني ميان حفظ نقش انتقادي رسانه و تقويت انسجام ذهني جامعه است.
فهم پيچيدگي رخدادهاي اجتماعي-  دفاع از ذهنيت ايرانيان زماني باورپذير خواهد بود كه امكان نقد درون‌زا نيز حفظ شود. مديريت افكار عمومي در نهايت به اين بازمي‌گردد كه رسانه چگونه مي‌تواند در ميان گفتارهاي متكثر، مسير تحليلي خود را پيدا كند. در تحليل رخدادهاي دي ‌ماه سال گذشته نيز با واقعيتي پيچيده مواجه شديم. با نگاهي به روايت‌ها مي‌شد دريافت، روايت‌هاي مسلط در برخي رسانه‌هاي مطرح، همه ابعاد ماجرا بازنمايي نشده‌اند. در برخي روايت‌ها، همه ماجراهاي دي‌ماه را به انتهاي ماجرا (دخالت خارجي) گره زده و عوامل علت‌ساز اقتصادي، اجتماعي و رواني ناديده گرفته شده‌اند. برخي نيز بيشتر سياست‌ها و عملكردهاي حكومت را بازنمايي مي‌كردند در صورتي‌ كه در فهم درست از اين ماجرا، علاوه بر عوامل علي، سياست‌هاي جاري نمي‌توان نقش‌هاي براندازانه و فراخوان‌هاي خون‌طلبانه را ناديده گرفت يا فقط همين نقطه را ديد. اساسا در اين يادداشت، برخي رسانه‌نماهاي فارسي‌زبان مزدور را مدنظر ندارم (تكليف آنها معلوم است)، بلكه منظورم روايت‌سازي‌‌ها در درون مرزهاي ملي است.  درك واقعيت اجتماعي نيازمند آن است كه زمينه‌ها، پيامدها و لايه‌هاي مختلف اجتماعي و سياسي به‌طور همزمان ديده شوند. يكي از آسيب‌هاي جدي فضاي رسانه‌اي و تحليلي ما نيز همين جايگزين شدن برچسب‌زني به جاي گفت‌وگوي تحليلي است. توجه به رسانه در بحران، سياست‌هاي رسانه‌اي، امنيت‌ساز بودن رسانه و هنر روزنامه‌نگاري در ميانه جامعه، حاكميت و تهاجم خارجي و ضرورت حفظ ذهنيت جامعه مسائلي هستند كه بيش از هر زمان ديگري نيازمند پرداختن اصلاح‌گرايانه به آن هستيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون