براي ايران آباد
بهروز بهزادي
جنگ در خليج فارس ادامه دارد. تازه به جنگ نفتكشها رسيده است. ناوگان جنگي امريكا به محاصره ايران ادامه ميدهند. بيشترين فشار به اقتصاد كشور وارد آمده است. گرچه مقاومت نيروهاي ايراني در برابر دشمن جانانه است تا جايي كه قدرت نظامي ايران زبانزد جهانيان شده است. از آنجا كه معتقدم ميتوانيم بر مشكلات فائق شويم، اوضاع كشور را طي سال گذشته در دو اپيزود بررسي كردهام.
1- گرفتار تورم وارداتي شدهايم؛ تورمي كه محصول تحريم و جنگ امريكا است. تورمي كه با پيشینه تحريم اقتصادي توسط همين كشور، آهستهآهسته آغاز شد و اينك به اوج رسيده است. زيرا كه به جنگ آغشته شد و كشتيهايي كه روي آب محاصرهمان كردند و هواپيمايي كه پيشتر آمدند و راه براي آنان گشودند. البته بمبهايي روي شهرهايمان ريختند. بمبهايي كه نه عروسي ميشناختند و نه عزا، نه دانشگاه ميشناختند و نه كودكستان و دبستان. اينها قوز بالاقوز شد بر مشكلات ناشي از چند دهه گذشته كه توليد ناخالص كشور صددرصد افزايش پيدا كرده بود ولي حتي يك ريال از درآمد آن نصيب كارمندان و كارگران نشد و اقتصاد كشور زير فشار رفت.
2- ثابت شده است كه تورم، طبقات بالاي جامعه را که ثروت و مكنت بسيار دارند متمولتر ميكند و طبقات مياني يعني كارمندان و كارگران و در كل مزدبگيران را فقيرتر ميكند. البته طبقه بازرگانان و كسبه خرد از تورم آسيب چنداني نميبينند، چرا كه در هر شرايطي مبلغي روي اجناس خريداري شده ميكشند و ميفروشند. پس آسيب اصلي را كارمندان و كارگران و بازنشستگان كه درآمد ثابتي دارند میبینند و روزبهروز فقيرتر ميشوند. اما آنان كه از يك پارچه تا چند پارچه زمين دارند، خانه دارند، طلا و نقره دارند خريدار وسايل آنتيكاند و در كل از اين خانه به آن ويلا ميروند و ماشينهاي لاكچري ميخرند و شايد هواپيماي خصوصي دارند، روزبهروز چاقتر و ثروتمندتر ميشوند.
3- حالا چندي است رييسجمهوري آمده است كه خرابيها را آباد كند، نظم و نسق به كار دولت و ديوانسالاري بدهد. ماشين خود را روشن كرد كه راه بيفتد ولي ديو امريكا تنوره كشيد و بههمراه اسراييل به ايران حمله كرد و هنوز هم دستبردار نيست.
البته اگر قدرت نظامي ما نبود خاكمان را به توبره ميكشيدند، صد آفرين به دليرمردان مدافع كشور. شوري در جامعه پيدا شده بود. پزشكيان و گروهش با شعار وفاق ملي ميخواستند روح جديدي بر پيكر بروكراسي و اقتصاد كشور تزريق كنند كه اين حمله چنان كه ميبينيم چون سد اسكندر مقدوني جلوی آن ايستاد. با اين حال جنگ و تحريم شديدي كه ميتوانست به قحطي منجر شود گرچه قيمتها را بالا برد ولي نتوانست مغازهها را خالي از اجناس كند، البته مشكلاتي در توزيع به وجود آمده است كه طبيعي است. در زمان دولت پزشكيان بسياري از مشكلات جامعه نيز حل شده است. مشكلاتي كه زنان به عنوان نيمي از جمعيت كشور با آن روبهرو بودند، مساله اينترنت كه براي مدتي قطع بود و ميرفت كه همچنان بماند و بسياري ديگر از اصلاحاتي كه ميدانيم يك چنين دولتي اگر منابع مالي ناشي از فروش نفت داشته باشد مسلم است گامهاي بزرگي براي آبادي و آزادي برميدارد. بايد اين دولت را حمايت كنيم.