• 1405 دوشنبه 16 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6411 -
  • 1405 دوشنبه 16 شهريور

يوسف پزشكيان؛ نقد آري تخريب و توهين خير!

امير ستاري سراي

آنچه در مواجهه با يوسف پزشكيان بيش از هر چيز قابل توجه است، نه نسبت خانوادگي او با رييس‌جمهور، بلكه شيوه‌اي است كه در برابر گفت‌وگو و نقد از خود نشان مي‌دهد. او - تا آنجا كه در تعامل با او و سخنانش ديده‌ام - از قرار گرفتن در معرض ديدگاه‌هاي متفاوت پرهيز نمي‌كند و خود را در حاشيه امني از افراد هم‌نظر محصور نمي‌سازد. اهل گفت‌وگوست، مي‌شنود و اجازه مي‌دهد ديدگاهش در معرض پرسش و نقد قرار بگيرد. اين ويژگي، به‌ويژه براي كسي كه به يكي از نزديك‌ترين افراد به رييس‌جمهور تبديل شده، اهميت بيشتري دارد. قدرت و نزديكي به قدرت معمولا اين خطر را ايجاد مي‌كند كه فرد به تدريج در حلقه‌اي از موافقان قرار بگيرد؛ حلقه‌اي كه اخبار و تحليل‌ها را گزينش مي‌كند، مخالفت را محدود مي‌سازد و تصويري كنترل ‌شده از جامعه به صاحب قدرت منتقل مي‌كند. دور ماندن از چنين حاشيه امني و تن دادن به گفت‌وگو با افراد و ديدگاه‌هاي متفاوت، در هر جايگاهي يك امتياز رفتاري محسوب مي‌شود. البته نقدپذيري به معناي خطاناپذيري نيست و اهل گفت‌وگو بودن نيز به معناي درست بودن همه سخنان نيست. يوسف پزشكيان مي‌تواند اشتباه كند، تحليل نادرست داشته باشد يا در تشخيص يك مساله دچار خطا شود؛ همان‌گونه كه هر روزنامه‌نگار، تحليلگر، سياستمدار يا صاحب‌نظري ممكن است چنين كند. اهميت موضوع در اين است كه سخن او بايد امكان نقد شدن داشته باشد، نه اينكه پيش از نقد، خود او هدف قرار بگيرد. در ماه‌هاي اخير، بخشي از واكنش‌ها به اظهارنظرهاي او از همين مرز عبور كرده است. استفاده از تعابيري مانند «يوسف بابا» و ادبيات مشابه، به جاي آنكه با محتواي سخن او مواجه شود، گوينده را هدف مي‌گيرد. ممكن است سخني سطحي يا تحليلي نادرست باشد، اما راه اثبات آن، استدلال است. اگر حرفي غلط است، بايد نشان داد كجاي آن غلط است؛ اگر تحليلي ناقص است، بايد بخش ناقص آن را مشخص كرد و اگر استدلالي نادرست است، بايد استدلالي قوي‌تر در برابر آن قرار داد. تحقير، جايگزين استدلال نيست. اتفاقا وقتي كسي خود را در معرض گفت‌وگو قرار مي‌دهد، پاسخ مناسب به او بايد جدي‌تر و دقيق‌تر باشد. 

جامعه گفت‌وگومحور، افراد را به دليل اشتباه‌شان نقد مي‌كند؛ جامعه گرفتار هياهو، پيش از بررسي سخن، درباره گوينده حكم صادر مي‌كند. از سوي ديگر، در ارزيابي سخنان يوسف پزشكيان بايد ميان «بيان يك واقعيت» و «دفاع از آن واقعيت» تفاوت گذاشت. اگر او از شرايط دشوار اقتصادي، اجتماعي يا سياسي كشور سخن مي‌گويد يا نسبت به پيامدهاي شكاف و تفرقه هشدار مي‌دهد، لزوما به معناي ناديده گرفتن مشكلات مردم يا نفي حق مطالبه‌گري نيست. مي‌توان منتقد دولت بود و دشواري‌هاي كشور را نيز ديد. مي‌توان از مسوولان پاسخ خواست و در عين حال نسبت به پيامدهاي تضعيف ساختار اداره كشور بي‌تفاوت نبود. مي‌توان خواهان عملكرد بهتر دولت بود، اما از شكست كشور خوشحال نشد. اينها تناقض نيست؛ بخشي از بلوغ سياسي است. از همين‌جا بايد ميان «نقد دولت» و «پروژه شكست دولت» نيز تفكيك كرد. دولت بايد نقد شود، مديران بايد پاسخگو باشند و عملكردشان بايد زير ذره‌بين افكار عمومي قرار بگيرد؛ اما دولت صرفا يك رقيب سياسي نيست. ناكامي هر دولت مي‌تواند هزينه‌هايي ايجاد كند كه آثار آن بر زندگي مردم باقي بماند. رقابت سياسي نبايد اين واقعيت را از نظر دور كند. با اين حال، شايد مهم‌ترين بحث درباره يوسف پزشكيان، نه شخصيت او، بلكه جايگاهي باشد كه به واسطه نزديكي و اعتماد به رييس‌جمهور پيدا كرده است. رييس‌جمهور، حتي اگر اهل ارتباط با مردم باشد، نمي‌تواند با همه گروه‌هاي اجتماعي به صورت مستقيم گفت‌وگو كند. اطلاعات نيز در ساختار رسمي معمولا از مسير گزارش‌هاي اداري، تحليل‌هاي كارشناسي و سلسله ‌مراتب مديريتي عبور مي‌كند. هر كدام از اين مسيرها ممكن است، آگاهانه يا ناخواسته، بخشي از واقعيت جامعه را تعديل يا حذف كنند. فردي كه امكان ارتباط مستقيم با گروه‌هاي متنوع اجتماعي و دسترسي نزديك به رييس‌جمهور را دارد، مي‌تواند بخشي از اين فاصله را پر كند؛ يعني صداي جامعه را پيش از آنكه در فيلترهاي رسمي دستخوش تغيير شود، منتقل كند. اگر اين ظرفيت درست به كار گرفته شود، ديگر صرفا يك امتياز خانوادگي نيست؛ مي‌تواند به يك ظرفيت ارتباطي براي حكمراني تبديل شود. البته همين جايگاه، مسووليتي مضاعف نيز ايجاد مي‌كند. انتقال صداي جامعه زماني ارزشمند است كه صدا همان‌گونه كه شنيده مي‌شود منتقل شود، نه آن گونه كه شنيدنش براي قدرت خوشايندتر است. و نزديكي به رييس‌جمهور نبايد به معناي اعمال نفوذ شخصي يا برخورداري از مصونيت باشد. هرچه دسترسي بيشتر باشد، ضرورت پاسخگويي نيز بيشتر است. بنابراين يوسف پزشكيان را نه بايد تقديس كرد و نه تحقير. جايگاه او اتفاقا اقتضا مي‌كند بيش از بسياري ديگر در معرض پرسش و نقد باشد. اما اين نقد بايد متوجه سخن، تحليل و عملكرد او باشد، نه نسبت خانوادگي يا شخصيت او. اگر حرفي درست است، بايد پذيرفت؛ اگر غلط است، بايد رد كرد و اگر ناقص است، بايد تكميلش كرد. فرزند رييس‌جمهور بودن نه دليل درستي سخن است و نه دليل نادرستي آن. شايد بهترين معيار در مواجهه با هر اظهارنظر او اين باشد كه به جاي پرسيدن «چه كسي اين حرف را زده؟» بپرسيم: «آيا اين حرف درست است؟» يوسف پزشكيان را مي‌توان نقد كرد؛ حتي به دليل جايگاهش بايد جدي‌تر نقد كرد. اما اگر قرار است گفت‌وگو جاي هياهو را بگيرد، بايد يك اصل ساده را رعايت كنيم: او را نقد كنيم، اما تخريب و توهين نكنيم.
وكيل پايه يك دادگستري و استاد دانشگاه

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها