• 1405 سه‌شنبه 31 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6424 -
  • 1405 سه‌شنبه 31 شهريور

«اعتماد» از زندگي و زمانه آيت‌الله شبيري زنجاني گزارش مي‌دهد

مرجع عاليقدر در متن و حاشيه فقاهت و سياست

گروه گزارش

حوزه علميه قم در تمام طول عمر خود، در سالهاي قبل و بعد از انقلاب همواره ميدان پنهان و آشكارِ تلاقي «سياست» و «فقاهت» بوده است؛ ميداني كه در آن، خطكشيهاي جناحي تلاش كردهاند مرجعيت را به پذيرش چارچوبهاي خود وادارند و مرجعيت نيز متقابلا در دوران اين مرزبندي را تغيير داده است. اما در اين ميان، روايت زندگي و زمانه آيتالله سيد موسي شبيريزنجاني، قصهاي نسبتا متفاوت است، روحانيای كه در سالهاي رشد تصاعدي روحانيون انقلابي شمايل ايستادگي بر سنّتِ استقلالِ فقهي بود. او كه از برجستهترين و دقيقترين استوانههاي علمي قم شناخته ميشود، نه چهرهاي پرهياهو در سخنرانيهاي سياسي، بلكه فقيهي مكتبي بود كه دقيقا با «سكوتهاي معنادار»، «روابط فراجناحي» و «كنشهاي بنيادين حوزوي»، نامش در مهمترين گلوگاههاي سياسي چهار دهه اخير وجود داشت. شايد مساله اصلي در بررسي سيره سياسي و زندگي آيتالله شبيري زنجاني، درك اين پارادوكس ظاهري باشد؛ چگونه يك مرجع تقليدِ كاملا سنتي و دوريگزين از مناصب حكومتي، به يكي از چهرههاي مهم در رخدادهاي سياسي تبديل ميشود؟ از ايستادن در نقطه عطف تاريخي آذر ۱۳۸۸ و اقامه نماز بر پيكر آيتالله منتظري در اوج التهابهاي سياسي، تا ردّ توصيهنامهها و خطونشانهاي رسانهاي برخي چهرههاي روحاني صاحب منصب در حاكميت و نهادهاي حوزوي. سلوك او تنها يك منش شخصي نبود بلكه بازخوانشِ الگوي «مرجعيت مستقلِ شيعه» بود. رفتارشناسي استثنايي او در قبال چهرههاي منتقد، حريمداري بيچونوچرا از سنتهاي ديرين حوزه علميه قم و نحوه مواجهه او با فشارهاي گروههاي سياسي تندرو در دو دهه اخير ما را به اين نقطه ميرساند؛ آيت اللهشبيري زنجاني شمايل «استقلال و ايستادگي بيهياهو» در ميانه فقاهت و سياست بود.

از مكتب رجال قم تا سنت استقلال؛ مروري بر شناسنامه علمي و سياسي آيتالله شبيري زنجاني

آيتالله سيد موسي شبيري زنجاني در هشتم اسفند ۱۳۰۶ در شهر قم و در خانوادهاي ديده به جهان گشود كه علم، زهد و فقه در آن پيشينهاي ديرينه داشت. پدرش، آيتالله سيد احمد شبيري زنجاني، از عالمان و مجتهدان سرشناس و صاحبنامي بود كه پس از سالها تدريس و تحقيق در حوزه علميه زنجان، به دعوت مستقيم آيتالله شيخ عبدالكريم حائري يزدي، موسس حوزه علميه قم، راهي اين شهر شد. رشد و نمو در چنين بستري، از همان دوران كودكي، مسير آينده و زيست حوزوي فرزندش را رقم زد و او را در مسير فقاهت و اجتهاد قرار داد. آغاز تحصيلات حوزوي آيتالله سيد موسي شبيريزنجاني به سالهاي ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ قمري، مصادف با اوايل دهه ۱۳۲۰ شمسي بازميگردد. دقت نظر و استعداد علمي او سبب شد تا دوره سطوح مقدماتي و عالي حوزه را كه معمولا سالها به طول ميانجاميد، ظرف مدت كوتاه سه تا چهار سال با موفقيت كامل به پايان برسانداو در دوران فراگيري دروس سطح، از شاگردان استادان بنام حوزه وقت بود. كتاب «حاشيه ملاعبدالله» را نزد شهيد مرتضي مطهري فراگرفت، بخشي از «شرح لمعه» را در كلاس شيخ عبدالجواد جبلعاملي آموخت و مباحث پايهاي و پيچيده «رسائل» و «كفايه» را نزد آيتالله خميني و آيتالله مرتضي حائري به اتمام رساند. هنوز ۱۷ بهار از عمر او نگذشته بود كه وارد دروس خارج فقه و اصول شد؛ در حالي كه عنوان كمسنترين و جوانترين شركتكننده را در درس خارج آيتالله سيد صدرالدين صدر به خود اختصاص داده بودپس از آن، روش اجتهادي و مكتب فكري او در طول بيش از دو دهه شاگردي بزرگترين و نامدارترين مراجع و اساتيد قم و نجف شكل گرفت. او نزديك به يك دوره كامل در درس اصول و حدود ۲۱ سال در درس فقه آيتالله سيد محقق داماد حضور فعال داشت و به يكي از شاخصترين و زبدهترين شاگردان اين استاد معرفي ميشدعلاوه بر اين، او سالها از درسهاي زعيم وقت حوزه قم، آيتالله العظمي بروجردي، در مباحث عميق فقهي و رجالي استفاده كرد و براي تكميل و ارتقاي بيشتر اندوختههاي علمي خود، مدتي راهي حوزه علميه نجف شد تا در دروس خارج آيتاللهالعظمي سيد ابوالقاسم خويي و آيتالله سيد عبدالهادي شيرازي شركت جويد و از حوزه كهنسال نجف نيز توشه بردارد. او تدريس رسمي خارج فقه را از دهه ۱۳۴۰ شمسي و در زمان حيات استاد برجستهاش آيتالله محقق داماد آغاز كرد. كرسي درس خارج او در طول بيش از چهار دهه، همواره به عنوان يكي از پررونقترين، دقيقترين و علميترين حلقههاي درسي در حوزه علميه قم شناخته شده است. شهرت علمي و جايگاه ممتاز او در ميان اهل علم، بيش از هر چيز بر دو پايه كليدي و منحصربهفرد استوار بود؛ نخست، مكتب اختصاصي و صاحبسبك او در علم رجال و حديثشناسي است؛ بهگونهاي كه بسياري از پژوهشگران و حوزويان، او را بيترديد برجستهترين و دقيقترين فقيه در علم رجال و تبارشناسي راويان حديث در عصر حاضر ميدانند. روش ويژه او در تعيين طبقات راويان، بررسي اسناد، كشف تحريفات متني و تصحيح دقيق منابع اصيل رجالي، از جمله تصحيح ماندگار كتاب «رجال نجاشي» با استناد به ۱۴ نسخه خطي ناياب، تحولي بزرگ و نوين در پژوهشهاي حديثي و رجالي شيعه ايجاد نمود. پايه دوم، اقدامات ساختاري او براي ارتقاي حوزه است كه در همين راستا با تأسيس «مدرسه فقهي امام محمد باقر(عدر سال ۱۳۸۰ و سپس «مركز فقهي امام محمد باقر(عدر سال ۱۳۹۱، بستري تخصصي، مدرن و حرفهاي براي تربيت نخبگان در علوم فقه، اصول و رجال فراهم ساخت. پس از درگذشت آيتالله محمدعلي اراكي در سال ۱۳۷۳، جامعه مدرسين حوزه علميه قم نام آيتالله شبيري زنجاني را در شمار يكي از هفت مرجع تقليد واجد شرايط كشور اعلام كرد؛ مرجعيتي كاملا اصيل كه برآمده از مقبوليت عميق علمي، اخلاقي و حوزوي او در ميان بدنه سنتگراي قم بود. اما مدت زيادي از تن دادن به مرجعيت خودداري كرد. همچنين وي تا نيمه سال ۱۳۹۲ اقدام به تأسيس سايت براي دفتر خود نكرد و زندگينامه خود را انتشار نداده بود. تا سال ۱۳۷۷ رساله توضيحالمسائلي منتشر نكرده بود و همين عوامل باعث شده شهرت چنداني در ميان عموم نداشته باشد.

فعاليت در نهضت اسلامي

رويكرد و مواضع آيتالله شبيري زنجاني در جريان نهضت اسلامي پيش از پيروزي انقلاب ۱۳۵۷، بر مداري مشخص و سنتي استوار بود كه شامل حمايت شفاف از آرمانهاي مذهبي، همراهي وثيق با علماي شاخص و در عين حال پرهيز جدي از رفتارهاي تند، حزبگرايانه و ساختارشكنانه ميشداسناد تاريخي باقيمانده و اعلاميههاي رسمي دوران مبارزه بهخوبي گواهي ميدهند كه او از همان بدو آغاز نهضت در دهه ۱۳۴۰، همواره از جايگاه و موضع نهاد مرجعيت و شخص امام خميني پشتيباني ميكرده است. امضاي او در ذيل دهها بيانيه و اعلاميه مهم و سرنوشتساز علماي حوزه علميه قم در اعتراض به اقدامات حكومت پهلوي به چشم ميخورد كه از جمله آنها ميتوان به بيانيههاي اعتراضي نسبت به دستگيري و بازداشت امام خميني در سال ۱۳۴۲، بيانيههاي تحريم برخي اقدامات و لايحههاي حكومتي و همچنين تلگرافهاي حمايتي متعدد به مراجع تبعيدي اشاره كردعلاوه بر امضاي بيانيهها، او در مقاطع حساس و سرنوشتساز پيش از انقلاب، همراه با ديگر مدرسين برجسته و سرشناس حوزه علميه قم، با تعطيل كردن دروس رسمي خود يا اقامه نمازهاي جماعت اعتراضي، همراهي عملي خود را با حركت عمومي مردم و روحانيت مبارز نشان ميداد. او همچنين به واسطه مباحثات علمي قديمي و ارتباطات نزديك حوزوي، با چهرههاي كليدي و اثرگذار نهضت اسلامي مانند آيتالله بهشتي، آيتالله مطهري، آيتالله موسوي اردبيلي و آيتالله خامنهاي نشستها، همفكريها و جلسات مستمر و مداومي در شهرهاي قم و تهران برقرار ميكرد. با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوري اسلامي، رفتارشناسي و الگوي زيست سياسي و حوزوي آيتالله شبيري زنجاني بر يك اصل ثابت و دستنخورده استوار ماند و آن ترجيح مطلقِ فعاليتهاي علمي و حوزوي، حفظ اصالت مرجعيت سنتي و دوريگزيني كامل از ورود به مناصب اجرايي، قضايي و حكومتي بوددر دههاي كه اكثر روحانيون شاخص و سرشناس حوزه قم وارد نهادهاي قضايي، قانونگذاري، شوراي نگهبان و پستهاي مديريتي كشور شدند، آيتالله شبيري هيچگونه سمت رسمي، دولتي يا حكومتي را نپذيرفت و تمام مسووليتها و پيشنهادهاي اجرايي را رد كرد. با اين حال، سلوك او در طول دهه دشوار ۱۳۶۰ واجد ويژگيها و اثرگذاريهاي خاص خود بود. او به دليل روابط رفاقتآميز، عاطفي و حوزوي ديرينه با چهرههاي ارشد و تصميمگير نظام، همواره طرف مشورتهاي خيرخواهانه و غيررسمي قرار ميگرفت و خاطرات بازگو شده از جلسات او با مسوولان ارشد در سالهاي ابتدايي انقلاب و دوران جنگ تحميلي، نشاندهنده نفوذ كلام عميق او بدون ورود به بازيها و منازعات سياسي و جناحي استدر تمام طول اين دهه، تمركز اصلي و اولويت نخست او بر حفظ كيان و اصالت حوزه علميه قم، تربيت مجتهدان شايسته و جلوگيري از خالي شدن حوزهها از علميت، تقوا و استقلال فكري قرار داشت. بيت و كلاسهاي درس او در سراسر دهه ۶۰ به عنوان محيطي امن، آرام و علمي براي طلاب و فضلاي حوزه با ديدگاهها و گرايشهاي گوناگون شناخته ميشد و او تلاش ميكرد مواضع، توصيهها يا نقدهاي ناصحانه خود را نه در قالب سخنرانيها و بيانيههاي جنجالي رسانهاي، بلكه در ديدارهاي خصوصي با رهبران و مسوولان نظام و از طريق سنتيترين مسيرهاي رايزني حوزوي منتقل سازد.

روابط با بيت آيتالله منتظري  از نماز بر پيكر پدر تا تلاش براي آزادي پسر

روابط ميان آيتالله سيد موسي شبيري زنجاني و آيتالله حسينعلي منتظري، فراتر از يك همسويي سياسي زودگذر، ريشه در سنتهاي ديرين حوزه علميه قم، رفاقتهاي ديرپاي علمي و وفاداري به موازين اخلاقِ حوزوي دارد. در طول چند دهه تحولات پرفرازونشيب سياسي در ايران، بهويژه پس از مغضوب واقع شدن آيتالله منتظري و تقابل رسمي نهادهاي قدرت با وي، آيتالله شبيري زنجاني از معدود مراجع تقليدي بود كه مرز ميان «سياستزدگي» و «حقوق حوزوي و اخلاقي» را كاملا تفكيك كرد. او در سختترين شرايط امنيتي و سياسي، پيوند خود را با بيت و خانواده منتظري گسستناپذير نگه داشت؛ رفتاري كه به يكي از ماندگارترين فصلهاي زيست سياسي و حوزوي او بدل شد. پيشينه آشنايي و ارتباط آيتالله شبيري زنجاني با آيتالله منتظري به دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ شمسي در قم بازميگردد. هر دو از برجستهترين شاگردان درس خارج فقه و اصول آيتاللهالعظمي بروجردي و آيتالله سيد محقق داماد بودند. مباحثات دقيق علمي، اشتغال به تحقيق در مباني فقهي و حضور مشترك در حلقههاي علمي قم، زمينهساز احترام متقابل عميقي ميان اين دو فقيه شد. در سالهاي پيش از انقلاب و در دوران اوج مبارزات، اين ارتباط علمي به همفكريهاي حوزوي در حمايت از نهضت متصل شد. پس از پيروزي انقلاب و حتي در دوران قائممقام رهبري آيتالله منتظري، آيتالله شبيري زنجاني همواره شأن علمي و فقهي او را پاس ميداشت، هرچند خود از ورود به مناصب رسمي حكومتي دوري ميجست. پس از ماجراي عزل آيتالله منتظري و بهويژه پس از سخنراني جنجالي او در ۱۳۷۶ كه به ايجاد حصر خانگي پنجساله انجاميد، بيت او تحت شديدترين تدابير امنيتي و مراقبتها قرار گرفت و ارتباط جامعه حوزوي با او تقريبا قطع شد. با پايان يافتن حصر خانگي در بهمن ۱۳۸۱، در حالي كه هنوز فضاي سنگين رواني و سياسي بر حوزه قم حاكم بود و بسياري از چهرهها از نزديك شدن به بيت منتظري پرهيز ميكردند، آيتالله شبيري زنجاني در اقدامي شجاعانه از نخستين مراجع برجستهاي بود كه به ديدار آيتالله منتظري رفت. اين ديدار، نه تنها شكسته شدن رسمي انزواي چند ساله منتظري را به تصوير كشيد، بلكه پيام روشني به بدنه حوزه علميه فرستاد مبني بر اينكه حرمت و جايگاه علمي يك فقيه با تصميمات و متغيرهاي سياسي دستخوش تغيير نميشود. نقطه عطف و تاريخيترين فراز اين ارتباط، در آذرماه ۱۳۸۸ و در اوج التهابات سياسي پس از انتخابات رياستجمهوري رقم خورد. درگذشت آيتالله منتظري در آن فضاي شديدا امنيتي و قطبيشده، حوزه را در برابر يك بحران بزرگ قرار داده بود. در شرايطي كه رسانههاي رسمي و نهادهاي قدرتمند تمام تلاش خود را براي سانسور و محدودسازي تشييع جنازه به كار بسته بودند، مساله اقامه نماز بر پيكر او به موضوعي بسيار حساس بدل شد. آيتالله شبيري زنجاني با پذيرش مسووليت اقامه نماز ميت بر پيكر آيتالله منتظري در حرم حضرت معصومه(س)، شجاعت حوزوي بينظيري از خود نشان داد. حضور او در رأس نمازگزاران و اقامه نماز بر پيكر يكي از اصليترين چهرههاي منتقد، در آن مقطع تاريخي، اقدامي بسيار پرمعنا تلقي شد كه استقلال مرجعيت سنتي قم را در برابر فشارهاي رسمي به رخ كشيد. وفاداري آيتالله شبيري زنجاني به اين پيوند ديرين، پس از درگذشت آيتالله منتظري نيز خاتمه نيافت و در قبال ساير اعضاي خانواده او ادامه يافت؛ نماز بر پيكر همسر آيتالله منتظري در فروردين ۱۳۸۹، يعني تنها چند ماه پس از حوادث آذر ۸۸ و در حالي كه هنوز فضاي امنيتي بر بيت منتظري حاكم بود، حاجيه خانم رباني (همسر آيتالله منتظري) درگذشت. آيتالله شبيري زنجاني بار ديگر شخصا بر پيكر وي نماز خواند تا نشان دهد رفتار او در سال قبل يك موجسواري سياسي نبوده، بلكه برآمده از يك اصل اخلاقي و حوزوي پايدار است. پس از انتشار فايل صوتي تاريخي آيتالله منتظري درباره ماجراهاي تابستان ۱۳۶۷، احمد منتظري (فرزند وي) دادگاهي و به حبس تعزيري محكوم شد. در جريان بازداشت و اجراي حكم دادگاه ويژه روحانيت، آيتالله شبيري زنجاني از جمله مراجع برجستهاي بود كه با ورود مستقيم، رايزنيهاي سطح بالا و پيگيريهاي نافذ نزد رهبري و مسوولان قضايي، نقش كليدي در تعليق حكم، آزادي و تخفيف مجازات احمد منتظري ايفا كرد. فرم ارتباط شبيريزنجاني با بيت آيتالله منتظري الگوي ويژهاي از «سلوك حوزوي مستقل» را نمايش داد. او در سالهاي پر التهاب پاياني دهه 80، بدون آنكه بيانيههاي تند سياسي صادر كند يا وارد بازيهاي جناحي شود، با رفتارهاي كاملا عملي -مانند اقامه نماز، ديدارهاي شخصي و وساطتهاي گرهگشا- حريم فقه، اخلاق و حرمت بزرگان حوزه را پاس داشت. اين ايستادگي بيهياهو در پرونده خانواده منتظري، نه تنها مرجعيت او را در ميان فضلا و نخبگان حوزه تعميق كرد، بلكه توانست سنتي را در حوزه علميه قم زنده نگه دارد.

نامه جنجالي محمد يزدي و بحران حرمت مرجعيت: فراز و فرود يك تقابل تاريخي در قم

در پنجم آبانماه ۱۳۹۷، انتشار يك نامه سرگشاده در فضاي سياسي و حوزوي ايران، موجي كمسابقه از شوك، حيرت و واكنشهاي تند را به راه انداخت. اين نامه با امضاي محمد يزدي، رييس وقت جامعه مدرسين حوزه علميه قم و خطاب به آيتاللهالعظمي سيد موسي شبيريزنجاني نوشته شده بود؛ اتفاقي بيسابقه كه يكي از بيپردهترين، علنيترين و جنجاليترين مواجهههاي نهادهاي حوزوي رسمی با يك مرجع تقليد برجسته، مستقل و سنتي شيعه را در تاريخ معاصر قم رقم زد. اصل اين جنجال بزرگ به انتشار تصاويري از سفر آيتالله شبيري زنجاني به تهران و ديدار صميمانه او با برخي از شاگردان و چهرههاي سرشناس جناح اصلاحطلب بازميگشت. در اين ديدار چهرههاي شاخصي همچون سيد محمد خاتمي، رييسجمهور سابق ايران، عبدالله نوري و سيد محمد موسويخوئينيها حضور داشتند كه همگي پيشينه روابط حوزوي و علمي ديرينهاي با آيتالله شبيري داشتندمحمد يزدي در نامه سرگشاده خود، با لحني كاملا آمرانه، تند و غيرمعمول، اين ملاقات را موجب «ناراحتي و تعجب» خادمان نظام دانست و مدعي شد كه اين اقدام باعث سوءاستفاده چهرههايي شده است كه او آنها را «مغضوب نظام» ميناميد. او در بخش پاياني نامه، با لحني هشدارگونه و تهديدآميز از اين مرجع تقليد مسلم خواست تا احترام مقام و موقعيت مرجعيت خود را حفظ كرده و از تكرار چنين ديدارهايي جدا و براي هميشه پرهيز كند. انتشار اين نامه تنها اعتراض به يك ديدار ساده حوزوي نبود، بلكه از نظر بخش وسيعي از استادان حوزه، طلاب و فعالان سياسي، «تخطي آشكار از مرزهاي سنتي احترام به مقام مرجعيت» و «تلاشي ناموفق براي تابعسازي نهاد مستقل مرجعيت از تمايلات و خطكشيهاي جناحي» تلقي شد. همين امر باعث شد تا موجي فراگير و كمنظير از اعتراضها، بدنه حوزه علميه قم و فضاي رسانهاي كشور را فراگيرد. يكي از نخستين و ملموسترين پيامدهاي اين ماجرا، استعفاي فوري آيتالله عندليب همداني از عضويت در شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود كه در استعفانامهاش تصريح كرد حفظ حرمت مرجعيت را از اوجب واجبات ميداند و توانايي اصلاح اين رويههاي مخرب را در خود نميبيند. در همين راستا، سيد محمد غروي از اعضاي باسابقه جامعه مدرسين نيز نگارش و ارسال اين نامه را يك «خطاي استراتژيك» بزرگ از سوي يزدي خواند. همزمان، مراجع و استادان برجسته حوزه همچون آيتالله بيات زنجاني، آيتالله هاشمزاده هريسي و محسن غرويان، نسبت به شكسته شدن حريم مرجعيت سنتي و دستاندازي رفتارهاي سياسي به كيان اصيل حوزه هشدار دادند و جمع زيادي از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم نيز در نامهاي سرگشاده، از انتشار چنين ادبياتي ابراز تأسف و تأثر عميق كردنددر عرصه سياسي نيز علي مطهري، نايبرييس وقت مجلس شوراي اسلامي، لحن نامه يزدي را «تهديدآميز و موجب وهن روحانيت و حوزه» توصيف كرد و علي شكوريراد، دبيركل حزب اتحاد ملت، با يادآوري جايگاه والا و متقنِ علمي و اخلاقي آيتالله شبيريزنجاني تأكيد كرد كه اينگونه حرمتشكنيهاي جناحي، هيچ اعتبار و حريمي را براي نهادهاي رسمي حوزوي باقي نميگذارد. در تمام طول اين توفان خبري و جنجال بزرگ رسانهاي، آيتالله شبيريزنجاني خود هيچ بيانيهاي صادر نكرد، پاسخ رسمي نداد و از هرگونه واكنش شتابزده پرهيز نمود. اين سكوت سنگين، بزرگوارانه و خويشتندارانه، در عمل به نقطه قوّتي مضاعف براي تثبيت الگوي سلوكي او بدل شد و نشان داد كه مرجعيت اصيل و مستقل شيعه، براي رفتوآمدهاي علمي و حوزوي خود نيازي به اخذ مجوز از نهادهاي سياسي ندارد. ماجراي نامه محمد يزدي، نقطهاي پررنگ در تاريخ معاصر حوزه قم باقي ماند و بيش از پيش مرزبندي «مرجعيت سنتي و مستقل» را آشكار ساخت.

دهه اخير و سالهاي اخير: پناهگاه سنت و مواضع فقيهانه در روزهاي پرالتهاب

در ۱۰ سال اخير و با ورود آيتالله سيد موسي شبيري زنجاني به نهمين دهه از حياتش، جايگاه او به عنوان يكي از آخرين بازماندگان نسل طلايي حوزههاي علميه قديم و نماد «مرجعيت مستقل شيعه» بيش از پيش  تثبيت شد. در اين دوران، اگرچه به دليل كهولت سن و بيماري، فعاليتهاي درسي و حوزوي او كاهش يافت و حضورش در مجامع عمومي محدودتر شد، اما حساسيتها نسبت به مواضع، سكوتها و حتي رفتوآمدهاي بيت او به اوج خود رسيد. سلوك او در مواجهه با بحرانهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي دهه اخير، بر همان مبناي استوارِ «نقد ناصحانه، دوري از قطبيسازي و دفاع از حقوق مردم و حوزويان» باقي ماند. يكي از محورهاي اصلي مواضع او در ۱۰ سال اخير، بازتاب گلهمنديها و فشارهاي شديد اقتصادي بر معيشت مردم بوده است. او در ديدارهاي معدود خود با مسوولان عاليرتبه اجرايي و قضايي كشور، همواره بر لزوم ناكارآمديزدايي، تدبير در اداره كشور و پرهيز از تصميماتي كه موجب فشار بر طبقات ضعيف جامعه ميشود تأكيد ميكرد. آيتالله شبيري زنجاني رفتار كارگزاران را سنجهاي براي قضاوت مردم درباره اصل دين ميدانست و در گفتوگوهاي خصوصي، نسبت به پيامدهاي دينزدگي ناشي از مشكلات معيشتي و رفتارهاي نادرست مسوولان هشدار ميداد.

دغدغهمندي براي حفظ كيان علمي  و استقلال حوزه علميه قم

در جريان حوادث و ناآراميهاي اجتماعي سالهاي اخير، رويكرد او مبتني بر رواداري، حفظ حرمت جان و مال مردم و دوري از خشونت بود. او در قبال برخوردهاي امنيتي و قضايي با معترضان و همچنين بازداشت طلاب و فضلاي منتقد، همواره از مسيرهاي غيررسمي و رايزنيهاي مستقيم حوزوي براي تخفيف مجازاتها، آزادي بازداشتشدگان و حفظ كرامت انساني استفاده ميكرد. بيت او در تمام اين سالها مرجعي براي مراجعه خانوادههاي آسيبديده و زندانيان سياسي بود؛ امري كه نشان داد استقلال مرجعيت از قدرت، به معناي بيتفاوتي نسبت به رنجهاي جامعه نيست. همزمان، يكي از مهمترين دغدغههاي او در سالهاي پاياني، حفظ كيان علمي و استقلال حوزه علميه قم در برابر موجهاي سياسي و امنيتيسازي بود. او نسبت به تضعيف بنيه علمي حوزهها، جناحي شدن منابر و دروس، و تقليل يافتن شأن اجتهاد به رفتارهاي روزمره سياسي ابراز نگراني ميكرد. تأسيس و تقويت مراكز تخصصي فقهي توسط او و فرزندانش در همين راستا دنبال شد تا سنت پژوهشهاي دقيق رجالي و فقهي در ميان نسل جديد طلاب زنده بماند و حوزه از خالي شدن از مجتهدان مستقل آسيب نبيند. در سالهاي پاياني، با وجود بروز برخي بيماريها و بستريشدنهاي مقطعي، بيت او همچنان نقطهاي براي التقاي طيفهاي گوناگون انديشه در قم و تهران بود. حتي در روزهايي كه هجمههاي رسانهاي از سوي برخي جريانهاي تندرو عليه او اوج ميگرفت، او با وقار و سكوتي فقيهانه از وارد شدن به مجادلات سخيف پرهيز كرد. مجموع مواضع و رفتارهاي او در ۱۰ سال اخير نشان داد كه ميتوان در درون ساختارهاي پيچيده سياسي ايران، مرجعي ماند كه نه وابستگي و انقياد را ميپذيرد و نه اصل دغدغهمندي براي مردم و سنتهاي دين را رها ميكند؛ سلوكي كه نام او را به عنوان الگوي «ايستادگي ناصحانه و بيهياهو» در حافظه تاريخي حوزه علميه قم حك كرد. در نهايت، كارنامه زيست علمي و سياسي آيتالله سيد موسي شبيري زنجاني، ترسيمكننده الگويي نادر و ماندگار از «مرجعيت اصيل و مستقل شيعه» در عصري پرالتهاب است. او نشان داد كه ميتوان در بطن پيچيدهترين مناسبات قدرت و در قمِ پس از انقلاب، زيست كرد اما استقلال فقهي، حرمت سنتهاي ديرين حوزه و آزادگي اخلاقي را به مسلخ جناحيگري و خوشايندِ نهادهاي سياسي نبرد. با اين وجود همواره حرمت حاكميت را حفظ كرده و از مسير روحاني در چهارچوب جمهوري اسلامي ذرهاي منحرف نشد. از ايستادگي بيهياهو بر پيكر آيتالله منتظري و بياعتنايي موقرانه به خطونشانهاي رسانهاي، تا پناه بودن براي نقدها و رنجهاي جامعه؛ همگي گواهي ميدهند كه قدرت واقعي مرجعيت نه در تصدي مناصب حكومتي، بلكه در نفوذ معنوي، ژرفاي علمي و وفاداري به اخلاق نهفته است. شبيري زنجاني در غوغاي سياستزدگي، سنّت «استقلالِ فقيهانِ قم» را زنده نگه داشت؛ سنتي كه نام او را نه به عنوان يك مرجع تقليد مرسوم در قم، بلكه به عنوان استوانهاي متين، آزادانديش و ماندگار در تاريخ معاصر تشيع ثبت كرده است.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون