ديپلماسي ايران در شرايط پساجنگ بايد بر بهرهبرداري بهموقع از اهرمهاي ژئوپليتيكي، واقعبيني در محاسبه توازن قوا و حفظ كانالهاي مذاكره استوار باشد. در همين راستا نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل نيز فرصتي براي ترسيم روايت ايران، فعالسازي ديپلماسي چندجانبه و جلوگيري از شكلگيري اجماع منطقهاي عليه كشورمان فراهم خواهد كرد. سيد محمدعلي سيدحنايي، رييس انديشكده ديپلماسي ملل و كارشناس ارشد مسائل سياست خارجي، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره امكان احياي ديپلماسي ميان ايران و امريكا و شروط تهران گفت: «اهرمها و كارتهاي ديپلماتيك معمولا عمر كوتاهي دارند و زمان در ديپلماسي عنصر تعيينكنندهاي است. كشورها بايد از فرصتها و امتيازهايي كه دراختيار دارند، در زمان مناسب استفاده كنند، زيرا تاخير ميتواند اين اهرمها را بياثر كند يا حتي به زيان آنها تمام شود.» اين كارشناس ارشد مسائل سياست خارحي با اشاره به تنشهاي اخير افزود: «برخي تصور ميكردند ايران ظرف چند روز شكست ميخورد، اما ايران با تكيه بر مزيتهاي ژئوپليتيكي و اجتماعي خود از اين وضعيت عبور كرد و اهرمهايي به دست آورد. هنر ديپلماسي آن است كه اين اهرمها در مذاكرهاي برابر و جهت تامين منافع ملي بهكار گرفته شوند؛ در غير اين صورت، دست مذاكرهكننده خالي ميشود.» سيدحنايي با تاكيد بر ضرورت پرهيز از خطاي محاسباتي خاطرنشان كرد: «تاريخ ايران نمونههايي از فاصلهگرفتن انتظارات از واقعيت را نشان ميدهد. جنگ دوم ايران و روسيه، كه پس از عهدنامه گلستان رخ داد و به عهدنامه تركمانچاي در ۱۸۲۸ انجاميد، نمونهاي از اين وضعيت بود. در آن بازه زماني، ايران نتوانست توازن قوا با روسيه را بهدرستي محاسبه كند و پس از شكست، امتيازهاي ارضي و مالي بيشتري واگذار شد.» رييس انديشكده ديپلماسي ملل در ادامه گفت: «تهران بايد بر پايه توان واقعي خود، شرايط طرف مقابل و تحولات منطقهاي و بينالمللي مذاكره كند. نه ميتوان آنچه در جنگ به دست نيامده را صرفا از راه ديپلماسي مطالبه كرد و نه ناكامي ديپلماتيك را با جنگ جبران كرد؛ واقعبيني شرط كسب بيشترين منافع ملي است.»
نشست سالانه سازمان ملل براي ايران فرصتساز است
سيدحنايي درباره ظرفيت نشست مجمع عمومي سازمان ملل براي كاهش تنشها نيز به «اعتماد» گفت: «سازمان ملل، به عنوان مهمترين نهاد بينالمللي در حوزه روابط و حقوق بينالملل، فرصت مناسبي براي اعلام مواضع رسمي ايران و پيگيري حقوق كشور در سطح جهاني است. مجمع عمومي بهويژه از اين جهت اهميت دارد كه افزون بر تريبون رسمي، دهها ديدار دوجانبه و چندجانبه در يك بازه كوتاه در حاشيه نشست انجام خواهد شد.»
او با اشاره به نقض حقوق بينالملل در جنگهاي اخير افزود: «ايران بايد با اتكا به منشور ملل متحد، قواعد حقوق بينالملل و اسناد معتبر، روايت خود از حملات، خسارتهاي وارد شده به زيرساختها و آثار تحريمهاي يكجانبه را به زبان حقوقي و قابل طرح در مجامع بينالمللي ارايه كند. به عنوان نمونه ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، تهديد يا توسل به زور عليه تماميت ارضي يا استقلال سياسي دولتها را منع ميكند؛ هرچند ارزيابي حقوقي هر درگيري نيازمند بررسي جزييات آن است.» اين كارشناس ارشد حوزه سياست خارجي ادامه داد: «اگر ايران در ارايه روايت و پيگيري حقوقي خود فعال نباشد، روايتهاي يكجانبه عليه كشور تقويت ميشود. به همين دليل، ديدار با مقامهاي كشورهاي مختلف بايد فراتر از بيان مواضع باشد و به جلب حمايت، توسعه همكاريهاي مشترك و رفع سوءتفاهمها منتهي شود.»
سيدحنايي در ادامه گفت: «از منظري ديگر نشستهاي دوجانبه زماني ثمربخش هستند كه خروجي مشخص داشته باشند؛ از توافق براي پيگيري حقوقي تا پروژههاي مشترك و سازوكارهاي همكاري. ديپلماسي فعال در مجمع عمومي بايد بتواند موضع ايران را مستقيما به دولتها منتقل و زمينه حل مسائل با بازيگران مختلف را فراهم كند.»
محاسبات ترامپ غيرقابل پيشبيني است
سيدحنايي در پاسخ به اين سوال كه آيا ايران و امريكا تا پيش از انتخابات مياندورهاي امريكا به مسير ديپلماسي بازميگردد يا شاهد تشديد تنشها يا رويارويي فراگير خواهيم بود، گفت: «ترامپ نشان داده بازيگري غيرقابل پيشبيني است؛ بنابراين نميتوان با قطعيت درباره رويكرد بعدي او داوري كرد. با اين حال، اقدام نظامي در ميانه برگزاري مجمع عمومي سازمان ملل و نزديك شدن به انتخابات مياندورهاي، ميتواند از نظر سياسي براي او هزينهزا باشد.»
اين كارشناس ارشد سياست خارجي در ادامه افزود: «بخشي از تحركات و تهديدهاي اخير را ميتوان تلاشي براي افزايش قدرت چانهزني امريكا در مذاكرات با چين و حتي ايران دانست. در اين چارچوب، فشار و نمايش آمادگي براي تشديد تنش، بيش از آنكه الزاما مقدمه اقدام نظامي باشد، ميتواند ابزاري براي كسب اهرمهاي بيشتر در مذاكره تلقي شود.»
رييس انديشكده ديپلماسي ملل در ادامه تصريح كرد: «باوجود اين، غيرقابل پيشبيني بودن رفتار ترامپ همچنان متغيري تعيينكننده است و نميتوان احتمال تغيير ناگهاني محاسبات او يا وقوع تحولات پيشبينينشده را ناديده گرفت.»
چين و ضرورت ثبات منطقهاي
سيدحنايي در ارزيابي نقش چين و سفر رييسجمهوري اين كشور به امريكا نيز خاطرنشان كرد: «چين بهدليل پروژههاي بلندمدت اقتصادي و فناورانه در خاورميانه و نيز وابستگي به ثبات بازار انرژي، خواهان كاهش تنش در منطقه است. افزايش ناامني ميتواند قيمت انرژي را بالا ببرد و به منافع پكن آسيب بزند؛ از اين رو، چين اين هدف را از مسير ارتباط با شركايي مانند عربستان و پاكستان نيز دنبال ميكند.» او افزود: «اگر ايران به دنبال همكاري راهبردي با چين است، بايد توجه داشته باشد كه هر اقدامي كه ثبات منطقهاي را در بلندمدت تضعيف كند، ميتواند تهران و پكن را از يكديگر دور كند. چين به منطقهاي باثبات و فعال در حوزه اقتصاد و فناوري نياز دارد و ايران بايد در تعريف نقش خود، منافع چين را نيز مدنظر قرار دهد.» اين كارشناس ارشد مسائل سياست خارجي با اشاره به احتمال طرح موضوع ايران در ديدار رهبران چين و امريكا تصريح كرد: «يكي از محورهاي گفتوگو ميان پكن و واشنگتن احتمالا ايران خواهد بود؛ اما تهران بايد با نقشآفريني فعال، مانع از آن شود كه ديگران درباره سرنوشت ايران تصميم بگيرند. استقلال واقعي يعني ايران موضوع معامله ميان قدرتها نباشد و خود در تعيين سرنوشتش نقش اصلي را ايفا كند.»
سيدحنايي ادامه داد: «امريكا نيز از منظر خود بهدنبال ثبات در خاورميانه، تمركز بيشتر بر رقابت با چين و تثبيت جايگاه اسراييل در منطقه است. در چنين وضعيتي، ايران بايد سياستي در پيش بگيرد كه ضمن لحاظ منافع چين، استقلال كشور را حفظ كند.»
رييس انديشكده ديپلماسي ملل در ادامه گفت: «چين مايل به كمك براي مساعدشدن فضاست، اما احتمالا تمايلي به درگيري مستقيم در معادلات منطقه ندارد. اگر ايران منافع پكن را ناديده بگيرد، ممكن است چين در موضوعات منطقهاي به مواضع امريكا نزديكتر شود، زيرا از ناامني خاورميانه و افزايش قيمت انرژي آسيب ميبيند.»
شكستن اجماع امنيتي عليه ايران
سيدحنايي درباره نشستهاي سنتكام با كشورهاي عربي و هدف امريكا از اين رايزنيها گفت: «در سالهاي گذشته، امريكا و اسراييل كوشيدهاند ايران را بهجاي اسراييل به عنوان تهديد اصلي امنيتي منطقه معرفي كنند. اين برداشت در بخشي از كشورهاي عربي خليجفارس نيز تقويت شده؛ كشورهايي كه با توجه به عدم توازن جمعيتي، سرزميني و توانمنديهاي ايران، بهدنبال شريكي بيروني براي تامين امنيت خود بودهاند. همگراييهاي امنيتي اسراييل و برخي كشورهاي عربي نيز تاحدي بر تهديد ادراكشده ازسوي ايران استوار بوده است.» اين كارشناس ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه افزود: «ايران بايد مراقب باشد در تله امنيتيسازي طراحيشده ازسوي امريكا و اسراييل قرار نگيرد و در ذهن همسايگان به عنوان عامل ناامني تثبيت نشود. از اين رو، حفظ گفتوگو و ارتباط با كشورهايي مانند عمان، قطر، عربستان و امارات اهميت دارد تا اجماعي منطقهاي عليه تهران شكل نگيرد. در ميان اعضاي شوراي همكاري نيز رويكردها يكسان نيست؛ قطر و عمان بيشتر بر تعامل ديپلماتيك تاكيد دارند و عربستان نيز ميان بازدارندگي و انعطاف ديپلماتيك توازن برقرار ميكند.» رييس انديشكده ديپلماسي ملل ادامه داد: «جنگ دير يا زود پايان مييابد، اما جغرافيا تغيير نميكند و ايران و همسايگان عرب آن ناگزير از همزيستياند. تهران بايد با تاكيد بر حسن همجواري، كانالهاي ارتباطي را باز نگه دارد، روايت خود را مستقيم منتقل كند و اجازه ندهد بازيگران بيروني ميان ايران و كشورهاي منطقه فاصلهگذاري كنند.»
سيدحنايي درباره حق پاسخ ايران در صورت حمله احتمالي نيز تصريح كرد: «اگر كشوري عليه ايران وارد اقدام نظامي شود، تهران حق دارد در چارچوب دفاع مشروع پاسخ دهد؛ اما اين حق در حقوق بينالملل به وقوع حمله مسلحانه و رعايت الزامات حقوقي آن گره خورده است.» ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق ذاتي دفاع فردي يا جمعي را در صورت وقوع حمله مسلحانه بهرسميت ميشناسد.
حفظ مسيرهاي غيررسمي ديپلماسي
سيدحنايي درباره ديدار احتمالي بنيامين نتانياهو با ماركو روبيو و تاثير آن بر تحولات ايران گفت: «نتانياهو با ترامپ و طيف موسوم به شاهينهاي فعال در حوزه سياست خارجي در دولت امريكا ارتباط نزديكي دارد و افرادي مانند روبيو و پيت هگست نيز عموما مواضع سختگيرانهتري درقبال ايران اتخاذ كردهاند. در مقابل، گزارشها و مواضع علني نشان ميدهد جيدي ونس نسبت به درگيري نظامي طولانيمدت محتاطتر است و در مقاطعي بر خويشتنداري تاكيد داشته است؛ هر چند اين تفاوتها نبايد به معناي شكافي قطعي و پايدار در دولت امريكا تلقي شود.» رييس انديشكده ديپلماسي ملل در ادامه افزود: «در چنين شرايطي ايران بايد از ظرفيت ديپلماسي غيررسمي استفاده كند و مسيرهاي ارتباطي خود را با طيفهايي كه به مذاكره و پايان جنگ تمايل بيشتري دارند، باز نگه دارد. هدف، ايجاد يا تشديد اختلاف در دولت امريكا نيست، بلكه جلوگيري از شكلگيري اجماع كامل عليه ايران و فراهم كردن امكان گفتوگو در زمان مناسب است.» اين كارشناس ارشد مسائل سياست خارجي ادامه داد: «جنگ ميتواند اختلاف ديدگاهها را در درون دولت امريكا آشكارتر كرده و تهران بايد با شناخت دقيق اين تفاوتها، گزينههاي ديپلماتيك را زنده نگه دارد. ديپلماسي عرصه بدهبستان و يافتن راهحل است و نميتوان در هيچ مقطعي، درهاي گفتوگو را بهطور كامل بسته تلقي كرد.» سيدحنايي در پايان گفت: «پايان ديپلماسي، احتمال غلبه منطق جنگ را بيشتر ميكند. هر چند ايران بايد براي دفاع از خود آمادگي داشته باشد، حلوفصل مسائل از راه ديپلماسي در قياس با جنگ كمهزينهتر است و بايد در اولويت بماند.»
بابالمندب و نظم در حال گذار
سيدحنايي در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» درباره پيشروي حوثيها در يمن و چرايي پرهيز امريكا از مداخله مستقيم به نفع عربستان گفت: «پيشروي حوثيها برگ برندهاي است كه اكنون دراختيار ايران قرار دارد. همانگونه كه پيشتر اشاره كردم، مهم است از همه كارتها و ابزارهاي ديپلماتيك براي بهرهبرداري از شرايط ايجادشده و كسب حداكثر منافع براي كشور استفاده كنيم. پيشروي حوثيها در يمن، بدون هماهنگي با ايران و بهصورت خودجوش، نشان ميدهد منطق مقاومت در منطقه همچنان زنده است. مقاومت ممكن است ضعيف شود، اما چون يك انديشه و ايدئولوژي است، بهطور كامل از بين نميرود.»
او افزود: «سياست امريكا در قبال عربستان را ميتوان با سه عامل توضيح داد: نخست، توافق اخير مكه كه ميتوان آن را در تقابل با جبهه غربي و اسراييل ارزيابي كرد و شايد واشنگتن ميخواهد به عربستان نشان دهد بدون امريكا با مشكل مواجه ميشود. دوم، نزديكي عربستان به چين در سالهاي اخير و سوم، تلاش امريكا براي تبديل اسراييل به قدرت منطقهاي. در اين چارچوب، كشورهاي قدرتمند منطقه، ازجمله ايران، عربستان و تركيه، تضعيف ميشوند.»
رييس انديشكده ديپلماسي ملل در پايان گفت: «منطقه و جهان در حال گذار به نظمي جديد هستند؛ نظمي كه تحولات در آن به سرعت، گاه خشونتبار و شرايط ديپلماتيك در آن شكننده است. در چنين وضعيتي، بازماندن كانالهاي ديپلماتيك ضروري است. همانقدر كه آمادگي براي جنگ و بازدارندگي اهميت دارد، آمادگي براي گفتوگو، مذاكره و حل مسائل از مسير ديپلماسي نيز لازم است. ايران بايد با نقشآفريني فعال، در نظم منطقهاي و جهاني آينده كه اقتصاد و فناوري نيز در آن اهميت خواهد داشت، از منافع كشور و ملت صيانت كند.»