• 1405 يکشنبه 3 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6448 -
  • 1405 يکشنبه 3 آبان

پاسخ روانپزشكان به «اعتماد» درباره تاثير آسيب‌هاي رواني بر مردم

کرختی روانی جامعه

بنفشه سام‌گيس 

حال رواني جامعه ايران، هيچ خوب نيست. خوب نبودن حال آدم‌ها، در هر سن و قشر و با هر موقعيت شغلي و اجتماعي و رفاهي و تحصيلي، فقط يك جمله نيست، بلكه نمود عيني اين جمله، امروز و در آغاز دومين ماه پاييز 1405، با هشدارهاي روانپزشكان و مقايسه نتايج چند سرشماري پررنگ مي‌شود. روانپزشكاني كه در مطب يا بيمارستان‌هاي روانپزشكي كار مي‌كنند، با حرف‌هايي كه از بيمارانشان مي‌شنوند، در كنار آنچه در اين 17 ماه و از هفته پاياني خرداد پارسال بر جامعه ايران گذشت، اين تحليل را دارند كه آسيب رواني اين 17 ماه، در هيچ سالي از اين 4 دهه، نظير نداشته، چون علاوه بر تاثيرپذيري رواني افراد از سه بحران جنگ‌هاي 12 روزه و 40 روزه و حادثه دي پارسال، تورم و گراني و ناتواني در گذران زندگي و تامين رفاه حداقلي هم، به رخدادهاي سياسي و اجتماعي اين 17 ماه گره خورده و مثلث عوامل مختل‌كننده سلامت روان تكميل شده است. روانپزشكان مي‌گويند نتيجه هجوم اين عوامل به پيكر نحيف جامعه، افت شديد توان و تاب‌آوري در مقابل خيز و نوسان معمول زيست اجتماعي است و اگرچه فراز و نشيب‌هاي زندگي، به شكل‌گيري هويتي قدرتمند منجر مي‌شود ولي وقتي افراد، در دل جامعه‌اي گرفتار مي‌شوند كه چاله‌هاي متعدد و عميق بحران، سطحش را فراگرفته ولي لابه‌لاي بحران‌ها، تدبير و امكاني براي آسايش و نفس تازه كردني نيست و دورنمايي روشن و دلپذير هم به چشم نمي‌آيد، استمرار تلاش و اميد به ادامه، براي بسياري بي‌معنا يا كمرنگ مي‌شود و اين، همان بزنگاه فروپاشي سلامت روان است؛ تاب‌آوري كمتر كه مساوي است با آسيب‌هاي رواني بيشتر.

 

هشدار اعداد؛ جدي اما ناكافي

در اين 4 دهه، چند مطالعه ملي و كشوري بر وضعيت سلامت روان ايراني‌ها انجام شد. در مطالعه ملي سال 1378 در جمعيت بالاتر از 15 سال و با عنوان «طرح ملي سلامت و بيماري» شيوع اختلالات روان در ايران، 21 درصد برآورد شد و 0.6 درصد كل مبتلايان، دچار اختلالات سطح شديد بودند. سال 1390 مطالعه جديدي در سطح كشور نشان داد كه 23.6 درصد جمعيت 15 تا 64 ساله كشور و بيش از 12 ميليون نفر (20.8 درصد مردان و 26.5 درصد زنان) دچار يكي از انواع اختلالات رواني هستند و شدت بيماري 34.3 درصد از مبتلايان (بيش از 4 ميليون و 100 هزار نفر) در حد شديد بود.

 سال 1400، مطالعه ديگري در جمعيت 15 تا 64 ساله كشور انجام شد. طبق نتايج اين مطالعه، شيوع انواع اختلالات روانپزشكي به 25.1 درصد افزايش يافته بود (24.5 درصد مردان و 25.7 درصد زنان) از هر 4 نفر در گروه سني 15 تا 64 ساله كشور، يك نفر حداقل به يك اختلال روانپزشكي مبتلا بود و نتايج اين مطالعه نشان داد كه شيوع اختلالات در ساكنان روستاها 26.5 درصد، در شهرها 24.7 درصد، در طبقات متوسط و كم درآمد در مجموع 56.3 درصد و در طبقات پر درآمد 20.3 درصد است.

طبق نتايج اين مطالعه، افسردگي با شيوع 13.7 درصدي، شايع‌ترين اختلال رواني در جامعه ايران بود.

نزديك‌ترين بحران به مطالعه‌اي كه سال 1400 انجام شد، همه‌گيري كرونا و تاثيرات اجتماعي و اقتصادي اين همه‌گيري بر وضعيت زندگي تمام مردم كشور بود. به تعبير روانپزشكان، فراگيري رنج، گاهي مي‌تواند به پادزهر رنج تبديل شود، چون مساوات در توزيع سوگ و درد و مصيبت، مي‌تواند تلخي «چرا من؟» را تا حد بسيار زيادي تعديل كند. پيمايش سال 1400 در زماني انجام شد كه هنوز هيچ دورنمايي از رخدادهاي تلخ پاييز 1401 و جنگ‌هاي 12 روزه و 40 روزه و حادثه دي 1404 فرض نمي‌شد و هنوز، جامعه، چنين كه امروز مي‌بينيم، سوگوار نبود.

در اين 17 ماه، به دنبال سه بحران جنگ و حادثه دي ماه كه جامعه ايران، ناخواسته تجربه كرد هم، چند مطالعه با موضوع محدود و منحصر به تاثير فوري بحران جنگ بر سلامت روان مردم و اقشار خاص انجام شد كه آنها هم نتايج اميدبخشي نداشت.

يكي از اين مطالعات، غربالگري وزارت بهداشت براي حدود 3 ميليون و 200 هزار نفر از اقشار مختلف مردم از ابتداي جنگ 40 روزه است. ‌نتايج اين غربالگري در مورد اضطراب، افسردگي و علايم اختلال استرس بعد از سانحه PTSD نشان داد كه حدود ۷۰۰ هزار نفر از جمعيتي كه تحت بررسي قرار گرفته بودند، به مداخلات روانشناختي و تعدادي هم به درمان دارويي نياز داشتند.

سنجش تروماي رواني جنگ، از ديگر مطالعاتي است كه با تمركز بر تاثير فوري جنگ بر سلامت روان انجام شد و نتايج اين سنجش، با اينكه تعداد جمعيت پاسخگو، بسيار كمتر از انتظار بود، اما هشدارهاي مهمي داشت.

اين سنجش، از اول تا آخر خرداد امسال و به مدت يك ماه، به صورت آنلاين و با پرسشنامه‌اي در سه سطح ارزيابي، توسط سازمان بهزيستي كشور انجام شد و جمعيت هدف - 60 ميليون فرد بالاي 18 سال در كشور - پيامك شركت در سنجش دريافت كردند اما فقط حدود 435 هزار نفر (كمتر از يك درصد) به سوالات اين سنجش پاسخ دادند. نتايج اين سنجش نشان داد كه 16.3 درصد پاسخگويان (70 هزار و 723 نفر) از نظر تاثير مخرب جنگ بر سلامت روان و ابتلا به اختلال استرس بعد از سانحه، در سطح پرخطر قرار دارند.

طبق نتايج اين پايش ملي، بيشترين شيوع تروماي رواني جنگ، در استان تهران (شيوع 20.15 درصدي)، خراسان رضوي (شيوع 8.84 درصدي)، اصفهان (شيوع 6.65 درصدي) و فارس (شيوع 5.82 درصدي) بود چنانكه در استان تهران، بيش از 14 هزار نفر، در استان خراسان رضوي 6250 نفر، در استان اصفهان 4706 نفر و در استان فارس 4114 نفر از نظر ابتلا به اختلال استرس بعد از سانحه، در وضع پرخطر قرار داشتند.

 

روانپزشكان درباره سلامت رواني جامعه چه تحليلي دارند؟

گراني هزينه درمان اختلالات رواني، ناآگاهي جامعه نسبت به علايم اختلالات رواني و انگ اجتماعي مراجعه به روانپزشك و روانشناس، باعث شده كه مراجعات مرتبط با درمان اختلال روان، در مقايسه با مراجعات مرتبط با دردهاي جسماني با علايم باليني، در شمار كمترين‌ها باشد. بسياري از بيماران و مبتلايان اختلالات روان، حتي با بروز علايم آشكار هم، حاضر به مراجعات درماني نيستند، اما حتي مراجعه همان تعداد قليل به روانپزشكان و روانشناسان و نمود بسياري نشانه‌ها در سيماي جامعه، كفايت مي‌كند كه روانپزشكان، تحليلي از حال دروني ايران داشته باشند. هفته قبل، انجمن علمي روانپزشكان ايران، همايشي با عنوان «روانپزشكي در زمانه ناپايدار» و با تمركز بر تروماي اجتماعي و آسيب رواني بحران‌ها برگزار كرد و در حاشيه همايش، رييس و تني چند از اعضاي اين انجمن، به همراه مديركل سلامت روان وزارت بهداشت، در جمع خبرنگاران روزنامه «اعتماد» و خبرگزاري آتيه و روزنامه همشهري، به سوالاتي درباره تاثير بحران‌هاي اخير بر روان رنجور ايرانيان پاسخ دادند.

يكي از سوالاتي كه خبرنگار «اعتماد» از سيد وحيد شريعت، رييس اين انجمن علمي پرسيد، درباره سلامت روان پرستاران و پزشكان كشور بود؛ پزشكان و پرستاراني كه در 17 ماه اخير، در بيمارستان‌ها به مداواي مجروحان و آسيب‌ديدگان سه بحران مشغول بودند و در اين مواجهه تلخ با اين همه زخم و از پشت پرده‌هاي اشك، بايد فقط به ايفاي وظيفه حرفه‌اي خود فكر مي‌كردند. سوال «اعتماد» اين بود كه آسيب‌هاي رواني اين پرستاران و پزشكان، چقدر با آسيب رواني بقيه افراد جامعه متفاوت است كه شريعت در جواب «اعتماد» گفت: «تعدد برخورد با حوادث تلخ و آسيب‌زننده، از مواردي است كه مي‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه منجر شود. كادر درمان، هم به دليل نوع كار و وضعيت استراحت و شيفت‌هاي نامنظم و هم به دليل برخورد با آسيب‌ديدگان حوادث و بحران‌ها، بيشتر در معرض اختلالات سلامت روان هستند، چون علاوه بر آنكه نمي‌توانند خودمراقبتي مناسبي براي خودشان داشته باشند، چون خواب و خوراك درستي ندارند در حالي كه تاكيد اصول اوليه خود مراقبتي، بر خواب منظم و توجه به تغذيه و ورزش و فاصله گرفتن از اخبار بد است، اما كادر درمان، مثل خبرنگاران، در دل اخبار بد هستند و بنابراين، بروز اختلالات سلامت روان براي كادر درمان بيشتر است. طبق گزارش‌هاي ما، در يك‌سال اخير، تعداد زيادي از كادر درمان، با شرايط بحراني در مراكز درمان مواجه بودند و به ‌شدت آسيب ديدند. بسياري از اعضاي كادر درمان، مي‌توانند با استرس مواجهه با بحران كنار بيايند و به تدريج به شرايط پايدار برگردند، اما تعداد زيادي هم دچار مشكلات ادامه‌دار و دامنه‌دار مي‌شوند و كاركردشان آسيب مي‌بيند كه در اين مورد هم گزارش‌هاي زيادي وجود دارد.»

سوال ديگر خبرنگار «اعتماد» از رييس انجمن علمي روانپزشكان ايران، درباره احوال خود روانپزشكان بود و اينكه با رخدادهاي 17 ماه اخير، حال روانپزشكان چطور است و جراحات روحي روانپزشكان، تا چه حد متفاوت از جراحات روحي پرستاران و پزشكان باليني است كه شريعت در جواب اين سوال هم گفت: «حال ما، مثل بقيه مردم است. البته مطالعه‌اي درباره حال روانپزشكان نداشتيم و مشكل اين است كه روانپزشكان، كمتر به روانپزشك مراجعه مي‌كنند و شايد دليل آمار بالاي ميزان خودكشي در روانپزشكان نسبت به ساير تخصص‌ها، همين است كه براي درخواست كمك، به روانپزشك مراجعه نمي‌كنند و كمك نمي‌گيرند، چون فكر مي‌كنند خودشان مي‌توانند و بلدند خودشان را مداوا كنند در حالي كه روانپزشك، معمولا نمي‌تواند براي خودش درمانگر خوبي باشد. ما هم مثل پرستاران و پزشكان بخش‌هاي باليني و بيمارستاني، در مواجهه با قربانيان و آسيب‌ديدگان اين بحران‌ها دچار آسيب و تروماي رواني مي‌شويم ولي براي ما كه جزييات بيشتري از زندگي افراد مي‌دانيم، ممكن است همذات‌پنداري، بيشتر اتفاق بيفتد با اينكه مديريت احساسات و هيجان و همدلي به جاي همدردي را ياد گرفته‌ايم.»

خبرنگار «اعتماد» از مديركل سلامت رواني وزارت بهداشت هم درباره آسيب‌هاي رواني پزشكان و پرستاران در بيمارستان‌هاي محل ارجاع مجروحان و قربانيان بحران‌هاي 17 ماه اخير پرسيد كه دكتر محمدرضا شالبافان در جواب اين سوال به «اعتماد» گفت: «ارديبهشت امسال، پرسشنامه آنلاين براي بيش از 300 هزار نفر از كادر سلامت ارسال شد تا به سوالاتي درباره افسردگي، اضطراب و اختلال استرس بعد از سانحه پاسخ دهند. حدود 20 هزار نفر به اين سوالات پاسخ دادند كه درصد ابتلا به اضطراب و افسردگي و استرس بعد از سانحه در همين جمع، متاسفانه نسبتا بالا بود و حالا مطالعات درباره انتساب اين اختلالات به بحران‌هاي يك‌سال اخير در حال انجام است. طبق پروتكلي كه در دست داشتيم، مقرر بود كه اگر فردي در معرض خطر اختلالات رواني بود، درباره خودمراقبتي آموزش مي‌گرفت و اگر ميزان خطر، مثبت ارزيابي مي‌شد به فرد اعلام مي‌شد كه در صورت تمايل، با همكاران حوزه سلامت روان در تماس باشد تا براي اقدامات تخصصي پيگيري شود كه تعداد كمي، درخواست خدمات تخصصي در مراكز جامع سلامت داشتند. كادر سلامت، در تمام بحران‌هاي سال گذشته متاسفانه با صحنه‌هاي ناگوار جدي مواجه بودند كه حتما تاثير جدي و منفي بر سلامت روانشان مي‌گذارد و حتما نيازمند توجه ويژه‌اند. كادر سلامت و به خصوص آن تعدادي كه در خط مقدم و در مواجهه با پيكرهاي آسيب‌ديدگان و كشته‌شدگان يا در محل‌هايي بودند كه مواجهات مكرر با اين موارد داشتند، آسيب‌هاي بيشتري متحمل شده‌اند.»

يكي از روانپزشكان حاضر در جمع خبرنگاران روزنامه «اعتماد»، روزنامه همشهري و خبرگزاري آتيه، دكتر مهدي صابري بود كه از روانپزشكان همكار با سازمان پزشكي قانوني است و در پاسخ به «اعتماد» درباره تاثير بحران‌هاي 17 ماه اخير بر سلامت روان جامعه، به يافته‌اي دردناك اشاره كرد؛ اينكه جامعه در مواجهه با اين حجم از بحران، به كرختي و سستي رواني دچار خواهد شد.

 «كرختي جمعي، در جامعه‌اي رخ مي‌دهد كه تحت فشارهاي بسيار زيادي قرار مي‌گيرد و مكرر با اخبار و اتفاقات بسيار بدي مواجه مي‌شود و تروماهاي جمعي اتفاق مي‌افتد و هنوز از يك تروما در نيامده، با تروماي ديگري روبه‌رو مي‌شود. در مطالعات مختلف، معلوم شده كه در چنين جوامعي، افراد به تدريج واكنش‌هاي عاطفي و هيجاني را نشان نمي‌دهند و به تدريج، سست و كرخت و بي‌حس مي‌شوند و چندان متعجب و ناراحت نمي‌شوند. به نظر مي‌رسد كه در جامعه ما در دو سال اخير، حجم تروما به قدري زياد و پيوسته بوده كه دچار چنين وضعي شده‌ايم و انگار به موازات فاصله گرفتن مردم از يكديگر و كاهش دورهمي‌ها و ديدارهاي فاميلي و دوستانه، مردم از نظر عاطفي هم ضعيف و سست شده‌اند. ارتباط اين كرختي و بي‌حسي با خشونت و جرم قابل بحث است، چون در ابتدا، جامعه در مقابل تروما واكنش دارد و سپس از ميزان واكنش‌ها كاسته مي‌شود ولي در مواجهه با تروماي جديد، واكنش جديد دارد منتهي اين‌بار، واكنش‌ها، شديد و ناگهاني و به صورت رفتارهاي خشن و جرم بروز مي‌كند كه افزايش قابل توجه خشونت‌هاي خانگي هم مويد همين وضعيت است.»

صابري در پاسخ به «اعتماد» درباره موقتي بودن اين بي‌حسي و كرختي و امكان بازگشت مردم به واكنش‌هاي عادي هم گفت: «تجارب تاريخي نشان داده كه اين بازگشت، خيلي زمانبر است و اين كرختي و بي‌حسي به سرعت برطرف نمي‌شود و حتي با وجود اتفاقاتي كه باعث برطرف شدن عوامل استرس‌زا و تروماتيك شده، باز هم تا مدتي جامعه در خشم و خشونت باقي مانده و بازگشت به شرايط عادي، چندان فوري نيست چون اين كرختي، يك وضع جمعي است كه در سطح جامعه، هم نمود دارد و هم تداوم دارد.»

سوال ديگري كه خبرنگار «اعتماد» از اين جمع روانپزشكان پرسيد، درباره تفاوت ماهيت بحران‌هاي 17 ماه اخير و تفاوت تاثير رواني اين بحران‌ها بر سلامت روان جامعه بود و اينكه تفاوت تاثير رواني جنگ‌هاي 12 روزه و 40 روزه، با تاثير رواني اتفاقات دي و تفاوت تاثير رواني بحراني تحميلي از بيرون يك كشور با آتش و گلوله‌اي كه از كف خيابان برخاسته، چيست كه فرناز اعتصام كه دبير علمي اين همايش بود، در جواب اين سوال به خبرنگار «اعتماد» گفت: «در حالت عادي اگر افراد به خاطر حوادث طبيعي مثل توفان و زلزله جان خود را از دست بدهند، تحمل اين فوت بسيار راحت‌تر است تا اينكه توسط يك موجود انساني ديگر از بين بروند، چون در شكل دوم، احساس بسيار بدي در روان مردم ايجاد مي‌شود و اين احساس، يك تروماي جمعي است. تاثير مهم اين تروماي جمعي بر سلامت روان، علاوه بر درد و سوگ، كاهش و گسستگي حس تعلق و اعتماد اجتماعي و پيوندهاي بين افراد است و سوگ ايجاد شده بر اثر اين تروماي جمعي هم، برخلاف سوگ حادثه طبيعي يا سوگ جنگ، سوگ دردناك‌تر و با خشم بيشتري خواهد بود.»

نكته مورد اشاره در پاسخ اين روانپزشك، كاهش پيوندهاي اجتماعي به مثابه كاهش سرمايه اجتماعي بود كه دكتر اعتصام، در پاسخ به «اعتماد» تاييد كرد كه «به دنبال بحران‌هايي كه از كف جامعه برمي‌خيزد، احساس اعتماد كاهش مي‌يابد و افراد، اعتمادشان به يكديگر را از دست مي‌دهند، چون همان‌طور كه گفتيد، طرف ديگر حادثه، آدم‌هايي از كف خيابان و عين خود همين مردم هستند و بنابراين سرمايه اجتماعي خرد هم آسيب مي‌بيند.»

خبرنگار «اعتماد» از روانپزشكان حاضر در اين جمع، درباره افزايش مراجعات مطب‌هاي روانپزشكي در 17 ماه اخير پرسيد كه دكتر صابري در جواب اين سوال گفت: «اين افزايش احتمالا در مراجعات به مراكز دولتي اتفاق افتاده، ولي مراجعات مطب‌ها در اين مدت، زياد نبوده مگر تعداد معدودي از افرادي كه بر اثر جنگ يا حوادث دي ماه دچار آسيب رواني شده‌اند و به مطب‌ها مراجعه كردند.»

اما دكتر شالبافان پاسخ كامل‌تري براي اين سوال داشت و به «اعتماد» گفت: «معاونت درمان وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشكي مي‌توانند درباره افزايش مراجعات به مطب‌هاي روانپزشكي بعد از بحران‌هاي اخير آمار دقيق بدهند ولي لزوما به دنبال افزايش بحران، نمي‌توان انتظار افزايش مراجعات به مطب‌هاي روانپزشكي را داشت و افزايش آمار مراجعات هم، مساوي با افزايش بحران نيست. چالش اصلي وزارت بهداشت همين است كه مردم، با اينكه به خدمات سلامت روان نياز دارند، اما به دلايل مختلف و از جمله كمبود سواد سلامت روان، مراجعه نمي‌كنند در حالي كه افزايش مراجعات، خيلي مثبت است، چون به معناي افزايش درك مردم از ضرورت مراجعه است. شواهد عمومي نشان مي‌دهد كه خدمات سلامت روان، نياز جدي جامعه است. شواهد حاكي از اين است كه هميشه، حال جامعه بعد از بحران‌ها بدتر مي‌شود. حال جامعه ايران هم خوب نيست. هر بحران انساني يا طبيعي، حتما شرايطي ايجاد مي‌كند كه حال جامعه بد مي‌شود.»

سوال ديگري كه خبرنگار «اعتماد» از رييس انجمن علمي روانپزشكان پرسيد، درباره وضعيت سلامت روان بيماران مراجعه‌كننده به مطب‌هاي روانپزشكي بود. پاييز پارسال و حدود سه ماه بعد از جنگ 12 روزه، «اعتماد» اين سوال را از سيد وحيد شريعت پرسيده بود و شريعت در جواب گفت كه طبق مشاهداتش و اطلاعاتش، بيماران با وقوع جنگ به وضع اولشان برگشتند و حالشان بدتر شده و بايد درمان را از اول شروع كنند. حالا يك‌سال از اين جواب گذشته بود و دو بحران ديگر هم اضافه شده بود و هنوز هم تهديد جنگ بالاي سر مردم بود و گراني و تورم هم، به بقيه عوامل برهم زننده سلامت روان مردم اضافه شده بود. حالا وضع سلامت روان بيماران چگونه بود؟ همان تعداد معدودي كه به مطب‌هاي روانپزشكي مراجعه مي‌كردند، از نظر بهبودي يا وخامت شرايط رواني‌شان در چه وضعي قرار داشتند؟ شريعت در جواب اين سوال گفت: «حال تعدادي از بيمارانمان بدتر شده. وقتي تنش‌ها و استرس‌هاي مكرر اتفاق مي‌افتد و ادامه مي‌يابد، تعداد افراد دچار عود علايم بيشتر مي‌شود. در بين بيمارانمان، با تعداد بسيار زيادي مواجهيم كه شرايطشان تقريبا كنترل شده بود ولي در يك‌سال اخير، از محل كار اخراج شدند و درآمدشان را از دست دادند يا بر اثر تجربه سوانح مختلف يا به دليل از دست دادن يكي از عزيزانشان در حوادث اين مدت يا حتي به دليل ناتواني از پرداخت هزينه زندگي، علايم بيماري‌شان عود كرده. دلايل مختلفي در اين يك‌سال باعث تشديد وضع بيمارانمان شده است. چند وقت قبل به شوخي به يكي از بيمارانم مي‌گفتم الان با وضعي مواجهيم كه داروي هيچ كدام از بيمارانم را كم نمي‌كنم در حالي كه به‌طور معمول، هميشه تعدادي افراد جديد وارد سير درمان مي‌شوند و تعداد ديگري هم در حال خروج از سير درمان هستند، اما در حال حاضر، هيچ بيمار در حال خروج از سير درمان نداريم كه بتوانيم ميزان دارو را به حدي كاهش دهيم كه به قطع مصرف دارو برسد يا حداقل تعداد اين‌گونه بيماران بسيار نادر است. روانپزشك، زماني ميزان داروي بيمارش را كم مي‌كند كه حس كند اين بيمار مي‌تواند با اين وضع زندگي و اين شرايط به گونه‌اي كنار بيايد و استرس‌هاي جديد، چندان برهم زننده شرايط زندگي نباشد ولي شرايط فعلي، به ما اجازه كاهش دارو نمي‌دهد.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
وب گردی
قدردانی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از بانك ملت/ تاكید بر تقویت همكاری ها در حوزه زیرساخت های صنعت گردشگری سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است