مجتبي بيگدلي، كارشناس ارشد روانشناسي و داراي دكتراي مديريت روانشناسي (دي بياي) و مبدع شبيهسازي ذهن و يادگيري عصبي شناختي، پيرامون اين تكنيك و نحوه درمان كيانوش عياري، نويسنده و كارگردان توضيح ميدهد و در ادامه نيز تجربيات كيانوش عياري را آوردهايم.
بيگدلي شرح ميدهد كه يادگيري عصبيشناختي يك روش آموزشي است كه در واقع در اين روش، مدلهاي يادگيري حركتي را به مغز انتقال ميدهيم. يعني آن اطلاعاتي را كه اصطلاحا مغز ما بايد از تعامل با محيط دريافت كند يا تجربيات موفقي كه مغز بايد به دست بياورد و براي يك بيمار دريافت اين تجربيات عملا غير ممكن است، مثل فردي كه تعادل ندارد يا هيچوقت راه رفتن با تعادل را تجربه نميكند كه بتواند آن را تمرين كند يا ياد بگيرد. مثلا بيماري كه مشكل حركتي دارد و توان حركتي يا حركتهاي روتين روزانه مثل راه رفتن، درست بلند كردن پا و خم و راست كردن زانو يا بالا بردن دست، بالا بردن پا، يك سري به قول معروف حركتهايي كه افراد سالم در طول روز انجام ميدهند و كساني كه دچار مشكل و محدوديت حركتي ميشوند آنها را نميتوانند تجربه كنند مغزشان هم نميتواند به خاطر محدوديتي كه آن بيماري برايشان ايجاد كرده از محيط بگيرد. حالا ما چهكار ميكنيم؟ ما در اين روش ميآييم و فرد را در موقعيتهايي قرار ميدهيم. يعني برايش فضايي مانند راه رفتن يا حركت صحيح را شبيهسازي ميكنيم و به واسطه لمسهايي كه روي بدن انجام ميدهيم آنها را به حافظه عصبي ميسپاريم. يعني باعث ميشويم كه اصطلاحا كد بشود يا مغز اصطلاحا شرطي شود و حافظه عصب آن حركت را ياد ميگيرد و به خاطر خودش ميسپارد.
استاد عياري با اين تكنيك درمان شدند؟
بهبود يافتند و درمان ادامه دارد.
يعني ما ادعايي هم نداريم كه ايشان بهطور كامل درمان شوند، يا هر بيمار ديگري ميتواند بهطور كامل با اين روش درمان شود. در واقع با ادامه جلسات باعث ميشود كه شرايط حركتي بيمار بهتر شود و اين براي افراد مختلف متفاوت است يعني مطلق نيست. مثلا ممكن بود آقاي عياري واقعا نتيجه هم نگيرد و به شرايط جسمي، عصبي، ژنتيكي و مسائل محيطي خيلي بستگي دارد. در اين شرايط خود بدن بايد اين اجازه را بدهد. اين در اصل يك مدل آموزشي است نه يك مدل درماني. مدل آموزشي كه ميتواند باعث تقويت سيستم عصبي ما و ذهن ما شود و به ما كمك كند كه ما بتوانيم توانمنديهاي خودمان را توسعه دهيم.
پس از توضيحات مجتبي بيگدلي، تجربيات درمان را با چند سوال از استاد عياري جويا ميشويم كه در ادامه ميخوانيد.
سلام آقاي عياري، مطلع شديم كه شما درگير يك بيماري شدهايد. لطفا توضيح بدهيد كه چه بيماري بوده است؟
سال ۱۴۰۱ در شهرستان نور سه ماه، چهار سكته خفيف مغزي داشتم. بعد هم در اول دي ماه سال 1402 يك تشنج قوي داشتم كه حدود ۴۸ ساعت در كما بودم. بعد آن خيلي بيحوصله شدم. افسردگي زياد داشتم. كمي هم بد اخلاقتر شدم. به هر حال بعضي از اين موارد مثل افسردگي كمرنگتر شده ولي مثلا راه رفتن مشكل بود. در عين حال پاركينسون هم گرفتم. البته شبهپاركينسون بود.
قبل از مراجعه به دكتر بيگدلي، درمانهاي ديگري هم انجام داده بوديد؟
پيش آقاي دكتر، جلسات فيزيوتراپي را دايم داشتم ولي حقيقت تاثير چنداني نداشت.
نه فيزيوتراپي، نه كار درماني تاثير زيادي نداشت. اما با دو جلسه كار با آقاي دكتر بيگدليشاملو، بزرگترين مشكل من كه عدم تعادل بود و خيلي اذيتم ميكرد كمتر شده است. مشكلات ديگري هم داشتم مثل بد راه رفتنم كه نميتوانستم به راحتي سوار ماشين شوم، اينها خيلي برايم اهميت نداشت كه عدم تعادل برایم خيلي مهم بود و خوشبختانه بهتر شد.
چطور با دكتر بيگدلي آشنا شديد؟
يكي از همكاران سابق، آقاي فريدون بخشايش كه در سينما و مدير تداركات و مدير توليد بودند. من فقط به علم اعتقاد دارم. دكتر بيگدليشاملو با استفاده از علم فوقالعادهاش و ذهنيتهاي خودش كاري را انجام ميدهد كه اختراع خودش است. واقعا قابل توجه است كه عدم تعادل من كم شده است.
در چند جلسه؟
دو جلسه.
شما عدم تعادلتان بهتر شد؟
خيلي بهتر شد يا سوار ماشين بهراحتي نميتوانستم بشوم الان خيلي فرق كرده است.
درمان شما هنوز ادامه دارد؟
بله.
در حال حاضر، شما به كسي توصيه ميكنيد كه به آقاي دكتر بيگدلي مراجعه كند؟
منتظرم چند جلسه ديگر مراجعه كنم و وضعم از الان بهتر شود و بعد بله، چون چند نفري در ذهن من هستند كه حتما بايد به ايشان مراجعه كنند.
شما در مطب دكتر بيگدلي، بهبودي افراد ديگر را هم ديدهايد؟
فيلم جواني را ديدم كه اماس داشت و خيلي خوب شده بود. در مطب هم با چند نفري آشنا شدم كه بهبودي قابل توجهي داشتند.
اماس، آلزايمر و... ولي ايشان موفقترين زمينهاش رفع لكنت است. در اين زمينه خيلي موفق بودهاند.
در پايان اگر مطلب ديگري هم هست در خدمتتان هستيم.
تشكر ميكنم.