• 1405 پنج‌شنبه 7 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6452 -
  • 1405 پنج‌شنبه 7 آبان

در عصر ارتباطات نبايد از تغيير هراس داشت

رضا فضلعلي

تمامي حوزه‌هاي حاكميتي به دنبال تحولات جهاني و پيشرفت‌هاي روزافزون در توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات، با ايجاد فضايي مجازي با دسترسي آسان و ارزان در امتداد فضاي واقعي دچار تغيير شده‌اند و مفهومي نسبي و ضعيف‌تر را با رشد بازيگران و كنشگران جديدي كه توانايي تغيير در محاسبات قدرت حاكميت‌هاي ملي را دارند، پديد آورده‌اند. از اين‌رو حكومت‌ها براي حفظ قدرت و امنيتي كه از گذشته تاكنون همواره به دنبال آن بوده و از مقولات حياتي آنها به شمار مي‌رود، بايد به فضاي مجازي با رويكردي صرفا تهديدآميز نگاه نكنند، زيرا فرصت نيز هست. بر اين باورم رسانه هوشمند ديجيتال، فاقد ثبات، پيوستگي و پايداري لازم در تعاملات مدني، كنترل‌ناپذير، محاسبه‌ناپذير، بي‌ثبات، زودگذر و بي‌شكل است؛ ناگهان فوران مي‌كند، به همان سرعت نيز محو مي‌شود و در مقابل پيوستن به يك بافت گفتماني با ثبات، مقاومت مي‌كند. اين رسانه فرياد و پاسخي به رخداد‌ها و عملكردهاست، در جامعه عصباني، بردباري تأمل و سكون ديده نمي‌شود؛ خشم چنان با بي‌اخلاقي خود را نشان مي‌دهد كه در ارتباط منظم و هدفمند جايي ندارد، به همين دليل مانع گفت و شنود مي‌شود. شهروند ناراضي با اينكه يك شهروند است، ولي نگران كل جامعه نيست بيشتر به خويشتن توجه مي‌كند. بنا بر نظريه آشوب جيمز روزنا در ساختار امروز جهان نظمي در بي‌نظمي حاكم است. گوستاو لوبون (۱۸۹۵) مدرنيته را عصر ازدحام‌هايي كه در آن ساختارهاي موجود قدرت در حال فروپاشي‌اند، صداي توده‌ها بر هر صدايي غالب مي‌شود، نمايندگان انتخابي و انتصابي بازيچه‌‌اي بيش نيستند، سنديكاها و اتحاديه‌ها به‌رغم تمام قوانين شرايط را تعيين مي‌كنند، تعريف مي‌كرد. آشوب از نظر او نوعي توازن قدرت جديد (با كمك رسانه‌ها) ايجاد مي‌كند كه به معناي بحران حاكميت است. بدون ترديد بحراني كه توازن قدرت و دولت را هدف قرار داده همان انقلاب ديجيتال است. 

در اين بحران تعداد و ويژگي‌هاي افراد مانند گذشته اهميت چنداني ندارد، زيرا اعضا بدون تصوير مشخص و پيوستگي خاصي در آن حضور ندارند، فرد همه‌ چيز هست و هيچ چيزي نيست. او هويت شخصي خود را بدون نام حفظ مي‌كند و با تلاش در ارتقاي پروفايل خود، نظرياتش را براي جلب ‌توجه جمع بيان مي‌كند. در گذشته رسانه‌هاي سنتي با ارتباطي يك‌سويه كه اغلب نيز نماينده يك نهاد قدرت بودند از جمع انسان‌ها «ما» مي‌ساختند، ولي ارتباطات ديجيتالي به دنبال جدا‌سازي ناخودآگاه است نه «ما» شدن‌ها! همان‌گونه كه پديده جهاني‌ شدن، تا حدود زيادي مرزها و نظم گذشته را زير سوال برد و با هجوم به فرهنگ‌ها، هويت‌ها و اقتصاد سرزمين‌ها، آنها را يا در خود حل كرد يا نابود ساخت تا امپراتوري مورد نظرش حاكم شود؛ در رسانه‌ ديجيتال، فرد صرفا با ساخت پروفايلش منفعل نيست؛ يعني در يك زمان، هم‌ گيرنده، هم فرستنده و هم توليد‌كننده اطلاعات است. به همين دليل بحران ارتباطات عقلاني با وجود تمامي پيشرفت‌ها در اغلب جوامع از نظر فكري به نوعي در رِخوت و عدم پويايي موج مي‌زند. كارايي، سهولت و ارزاني در ارتباطات ديجيتالي باعث شد كه تماس مستقيم به صورت واقعي را كنار بگذاريم، همراهان واقعي هر روز كم و كمتر شدند، ارتباطات بدون تن و بدون چهره هر روزه، امر واقعي را كمرنگ‌تر و امر خيالي جاي آن را گرفت. تلفن همراه نيز به عنوان يك دستگاه ديجيتال بدون نياز به بُعد زمان و مكان با حذف صورت‌هاي واقعي، عدم درك عميق ما را بيشتر كرد، بر بسياري از چالش‌ها سرپوش گذاشت و با فشار دكمه «لايك» توليد محتوا كرد؛ لايك‌هايي كه مي‌تواند در مقام تخريب يا بزرگ كردن ديگري در امري خيالي استفاده شود. روزگاري رودر روي يكديگر، چشم در چشم هم مي‌ايستاديم و موافقت، مخالفت يا شادي و غم خود را حتي با زبان صورت نشان مي‌داديم، ليكن در عصر اكس، رديت، تيك‌تاك، فيس‌بوك، اينستاگرام و... صورت‌ها ديگر خود واقعي‌شان نيستند، هيچ نگاهي زندگي نمي‌كند، فقط نمايشي است براي اسارت، حتي براي آدم‌هاي معقولي كه حرف‌هاي نامعقول را باور مي‌كنند، انسان‌هايي كه زنجيرهاي واقعيت‌ها را به جهنم آزادي ظاهري ترجيح مي‌دهند! رشد روزافزون اين پديده به عنوان اصلي‌ترين ابزار اطلاع‌رساني، همانند شمشيري دولبه است (سودمند - بي‌فايده)، لذا بدون برنامه‌‌ريزي، امكان توسعه و بهره‌وري وجود نخواهد داشت. ظهور و گسترش هر نوآوري گسترده، باعث به وجود آمدن تغييراتي در جنبه‌هاي مختلف زندگي است؛ تحول عقلاني به معناي تغيير از يك وضعيت به وضعيتي ديگر است كه از لحاظ كيفي با وضعيت اوليه متفاوت است. حمله به يك زيرساخت ديجيتال ممكن است همزمان بر نيروهاي نظامي و زندگي ميليون‌ها غيرنظامي نيز اثر بگذارد. امروزه جنگ‌هاي اطلاعاتي وسيله‌اي هستند تا با جابه‌جايي صفر و يك‌ها، سبب كاهش قدرت‌هاي اقتصادي و نظامي مي‌شوند. اين تفكر از يك سو با همكاري سامانه‌هاي غيرمتمركز و غيرسلسله مراتبي جديد و از سوي ديگر با ساختار سرمايه اجتماعي، اعتماد و حتي مباحث حقوق بشري پيوند خورده است. در جنگ‏هاي قديم دولت- ملت‌ها صرفا در ميدان فيزيكي عليه يكديگر با كشتار و تخريب‌هاي فراوان وارد نبرد مي‌شدند و اطلاعات توسط انسان‌ها تحليل و سپس درباره حمله تصميم‌گيري مي‌شد؛ اما فناوري‌هاي جديد امكان جمع‌آوري، پردازش و استفاده از حجم بسيار زيادي از داده‌ها را در كوتاه‌ترين زمان به عنوان ابزار جنگ فراهم كرده و از يك فرآيند عمدتا انساني و فيزيكي به سمت يك محيط تركيبي داده‌محور و خودكار پويايي كه در آن شبكه‌هاي اجتماعي با مشاركت ميليون‌ها كاربر با ايجاد حس ملي‌گرايي و روحيه مقابله با روايت‌هاي طرف مقابل براي كاهش اضطراب عمومي و افزايش احساس امنيت، تصويرسازي و بزرگ‌نمايي تهديد، بسيج نفرت عليه دشمن، هدايت تبليغاتي و جنگ رواني با هدف تاثيرگذاري بر روايت‌ها، افكار عمومي و بسيج مردم به بخشي از ميدان جنگ تبديل شده‌ است. از اين‌رو قدرت رسانه كاملا در اختيار دولت‌ها و رسانه‌هاي سنتي بزرگ، ديگر واسطه نيستند؛ محتواي اخبار، سانسور، حذف محتوا و دسترسي كاربران هر چند عادي نيز مي‌توانند بر فضاي ژئوپليتيكي، اطلاعاتي و نحوه ديده ‌شدن، بحران‌ها باشند. براساس نظريه كالدور در جنگ‏هاي جديد محيط نبرد فرق كرد، پيشرفت و دقت تكنولوژي‏هاي اطلاعاتي جديد جنگي از يك‌ سو و الزام پاسخگويي بازيگران سياسي به افكار عمومي ‏از سوي ديگر اهميت يافته است، شبكه‌اي شدنِ سازمان نظامي و حركت به سمت روش‌هاي سيبرنتيكي (ارتباطات و سيستم‌هاي كنترل خودكار) قصديت جنگ را از نابودي كامل طرف مقابل به اصل پيچيده‌ غافلگيري و آگاهي‌محوري بازگردانده است. در اين تحول اطلاعاتي، مغز متحرك تحليلگر به‌ صورت ارائه و عملياتي شدن سيستم‏هاي عصبي در فرماندهي نيروهاي در اختيار، كنترل ارتباطات اطلاعاتي، سازماندهي، برآورد نيرو، تحليل، تفسير و برنامه‌ريزي را به دست مي‌گيرد؛ همان اتفاقي كه در جريان جنگ تيگراي اتيوپي؛ هند و پاكستان؛ روسيه و اوكراين يا ايالات متحده و اسراييل با مخالفان خود به عنوان يك سلاح و ابزار قدرت استفاده شده است. مفهوم قدرت براي عده‌اي يعني سركوب و براي برخي عنصري سازنده است، قدرت گاهي با آزادي، گاهي با اجبار و تهديد، زماني با كنش جمعي همراه است؛ گروهي نيز قائل به فاصله‌اي بين خشونت و قدرت هستند؛ به همين دليل مفهوم قدرت مبهم است.
امروزه ساختار و الگوريتم پلتفرم‌ها (بستر) بر شكل روايت‌ها تاثير مي‌گذارد، لذا نحوه ارائه روايت‌ها براي مخاطبان به اندازه خود محتوا اهميت دارد، از اين‌رو در عصر ارتباطات ديجيتال، رسانه ديگر فقط وسيله انتقال پيام نيست، ابزاري در جهت پايداري وضع موجود است، زيرا‌ گيرنده پيام قادر به بستن چشمانش نيست، داده‌ها بدون لحظه‌اي توقف در مقابل چشمان هميشه باز او به نمايشگري مشغولند. پس بياييم باور كنيم در عصر حاضر فيلترينگ فضاي مجازي و پارازيت در پخش برنامه‌هاي ماهواره‌اي ديگر نشانه قدرت نيست و در بلندمدت جواب نمي‌دهد، براي توسعه و عقب نماندن از ديگران نبايد در قالب گذشته زندگي كرد و هراسي از تغيير داشت.
دكتراي علوم سياسي- مسائل ايران 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون