• 1405 شنبه 16 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6459 -
  • 1405 شنبه 16 آبان

چه شد كه به اينجا رسيديم؟

محمد پور خوش‌سعادت

تشييع پيكر حميد عليدوستي، پيشكسوت فوتبال ايران و پدر ترانه عليدوستي، مي‌توانست مراسمي براي اداي احترام به يك چهره ورزشي و همدردي با خانواده‌اي داغدار باشد؛ اما حواشي پس از آن، بار ديگر واقعيتي تلخ را به نمايش گذاشت: گويي در جامعه ما حتي سوگواري هم از منازعات سياسي در امان نمانده است. تصاوير حضور ترانه عليدوستي، علي دايي و ديگر چهره‌هاي ورزشي و هنري، به‌جاي آنكه فرصتي براي همدلي باشد، به ميدان تازه‌اي براي تخريب، تحقير و صف‌آرايي تبديل شد. عده‌اي از رفتار حاضران بهانه‌اي براي حمله ساختند و عده‌اي ديگر همان تصاوير را دستمايه تسويه‌حساب با مخالفان خود كردند. حتي سرود ملي نيز از اين منازعه بي‌نصيب نماند. اما مساله نه ترانه عليدوستي است و نه علي دايي. مساله اين است كه چه بر سر مناسبات اجتماعي ما آمده كه اختلاف سياسي تا اين اندازه به زندگي شخصي و روابط انساني نفوذ كرده است؟ چه شد كه به اينجا رسيديم؟ اختلاف، طبيعت جامعه متكثر است؛ اما خصومت، سرنوشت محتوم آن نيست. جامعه زماني دچار بحران همبستگي مي‌شود كه ديگري را نه صاحب عقيده‌اي متفاوت، بلكه عنصري نامطلوب و فاقد حق حضور بداند. آن روز ديگر كسي به نقد رفتار و انديشه ديگري بسنده نمي‌كند؛ بايد شخصيتش را تخريب كند، گذشته‌اش را زير سوال ببرد و حتي حق تعلق او به وطن را انكار كند. از همين روست كه گاهي يك طرف، اعتراض به حكومت را دشمني با ايران مي‌خواند و طرف ديگر، مخالفت با حكومت را تنها معيار وطن‌دوستي مي‌داند. چه تناقض تلخي! هر دو در ظاهر از ايران سخن مي‌گويند، اما در عمل بخشي از ايرانيان را از دايره تعلق ملي بيرون مي‌گذارند. ايران ملك اختصاصي هيچ جريان سياسي نيست. علي دايي پيش از آنكه موضوع داوري سياسي باشد، بخشي از حافظه ورزشي و سرمايه اجتماعي اين كشور است. ترانه عليدوستي نيز پيش از هر موضع و اختلافي، انساني است كه پدرش را از دست داده است.  مي‌توان با ديدگاه هر دو مخالف بود، اما مخالفت سياسي مجوز سلب حرمت انساني و تخريب شخصيت افراد نيست. خطاي بزرگ‌تر آن است كه تصور كنيم تمام جامعه را بايد در خيابان جست‌وجو كرد.   آن كه اعتراض مي‌كند، آن كه موافق است، آن كه منتقد است، آن كه سكوت كرده و آن كه از اين همه منازعه خسته شده، همگي بخشي از ايرانند. هيچ‌كدام را نمي‌توان به نفع تصوير مطلوب خود از جامعه حذف كرد. اين همانجايي است كه سياستگذاري عمومي بايد به خود بيايد. همبستگي ملي با بخشنامه و شعار ساخته نمي‌شود. با دعوت به وحدت نيز نمي‌توان شكاف‌هايي را ترميم كرد كه بر اثر سال‌ها بي‌اعتمادي، احساس تبعيض، ناديده‌گرفتن تفاوت‌ها و ضعف گفت‌وگو انباشته شده‌اند. ما بيش از هر زمان به سياست اجتماعي براي بازسازي اعتماد عمومي و احياي پيوندهاي ميان گروه‌هاي مختلف جامعه نياز داريم. در شرايط تهديد خارجي و جنگ، اين مساله ديگر صرفا يك دغدغه اخلاقي نيست؛ بخشي از قدرت ملي است. كشوري كه در داخل، سرمايه اجتماعي خود را فرسوده كند، در مواجهه با بحران‌ها هزينه بيشتري خواهد پرداخت. با اين فرمان، در جنگ و غيرجنگ، ايران بازنده است؛ حتي اگر هر اردوگاه تصور كند در جدال با اردوگاه ديگر پيروز شده است. البته همبستگي ملي به معناي تعطيل كردن نقد و اعتراض نيست. قرار نيست همه يكسان فكر كنند و يكسان زندگي كنند. هنر سياست‌ورزي و بلوغ اجتماعي آن است كه بتوانيم با وجود اختلاف، همچنان يكديگر را به رسميت بشناسيم و بر سر سرنوشت مشتركمان توافق داشته باشيم. چه شد كه به جايي رسيديم كه حتي در مراسم سوگواري نيز به جاي همدردي، به دنبال كشف موضع سياسي افراد مي‌گرديم؟ چه شد كه قهرمانان ملي و سرمايه‌هاي مشتركمان را به تملك اردوگاه‌هاي سياسي درآورديم؟ و تا كجا مي‌خواهيم در مسابقه حذف يكديگر پيش برويم؟ ايران به همه ايرانيان تعلق دارد؛ نه فقط آنان كه مثل ما فكر مي‌كنند و نه فقط آنان كه مثل ما زندگي مي‌كنند. بازسازي ملي از همين پذيرش ساده اما دشوار آغاز مي‌شود: مي‌توانيم با يكديگر اختلاف داشته باشيم، اما حق نداريم ايران را به ميدان تسويه‌حساب با يكديگر تبديل كنيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
رییس جمهور : در جنگ تمام‌عیار اقتصادی هستیم مانیفست مذاکره جراحی زن به شرط رضايت شوهر کابوس‌کنگره ترکش جنگ‌به‌کارگران چینی‌رسید وتوی دموکراسی از سوی ترامپ توليد علم ما ، عمدتا سكولار است سینمای بدون مولف؛ تولید است نه هنر زلزله دوگانه واشنگتن و تل‌آويو زلزله در امریکا و ادامه دومينوي تله تل‌آويو (۱۵) شوك و بهت انتخاباتي در اسراييل و امريكا اقتصاد بدون نفت با شعار محقق نمي‌شود در باب ساماندهي كافه‌ها هزينه جنگ در واشنگتن چه شد كه به اينجا رسيديم؟ سكوت هم قيمت پيدا مي‌كند قانونگذاري بر بستر ابهام وقتي هشدارهاي مهرجويي و نادري را جدي نگرفتيم... منزلت زن از نگاه بنيان‌گذار (۱۶) چه كسي از تخريب زرين‌كوب بهره مي‌برد؟ وداع با «شناسنامه آموزش و پرورش» بازنگري در سياست‌هاي توسعه سرزمين بازگشت به سينماي جنايي زلزله سياسي در واشنگتن ادامه دومينوي تله تل‌آويو (۱۵) در باب ساماندهي كافه‌ها منزلت زن از نگاه بنيان‌گذار (۱۶) چه شد كه به اينجا رسيديم؟ سكوت هم قيمت پيدا مي‌كند
کارتون
کارتون