• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

ديپلماسي در سايه تهديد؛ چشم‌انداز مذاكرات هسته‌اي

محسن پاك‌آيين

در بحث مذاكرات هسته‌اي ايران و امريكا و اظهاراتي كه اخيرا ازسوي ديپلمات‌هاي كشورمان در اين زمينه مطرح شده است بايد توجه داشته باشيم كه ايران هميشه اعلام كرده آمادگي دارد طرف‌هاي مدعي را متقاعد كند كه ايران به دنبال ساخت سلاح هسته‌اي نيست و در اين مسير حركت نمي‌كند. در اين زمينه نيز پيشنهادهای متعددي ازسوي ايران ارايه شده است. ازسوي ديگر، مطالبه اصلي ما اين بوده كه اگر قرار است برخي محدوديت‌ها را بپذيريم، اين محدوديت‌ها در ازاي رفع تحريم‌هاي ايالات‌متحده باشد؛ يعني پذيرش محدوديت بايد همراه با لغو تحريم‌ها ازسوي طرف مقابل صورت گيرد. اين موضع، حتي پيش از برجام، بارها از‌سوي ايران اعلام شده است و نشان مي‌دهد كه ايران همواره يك موضع با ثبات و منطقي در مذاكرات مختلف داشته است. به واقع اين طرف مقابل است كه معمولا مباحث ديگري را مطرح مي‌كند، به ويژه موضوعاتي كه ارتباط مستقيم با دفاع كشور دارد. ما بارها تاكيد كرده‌ايم كه توان دفاعي ايران جزو خطوط قرمز است و هيچ‌گاه قابل مذاكره نخواهد بود، بنابراين در مقطع كنوني و بالاخص در زمينه مساله هسته‌اي از‌سوي ايران مشكلي پيش نخواهد آمد و هيچ‌گاه اراده‌اي براي به بن‌بست كشاندن مذاكرات وجود ندارد، چراكه هدف تهران رسيدن به يك توافق عادلانه است؛ توافقي كه در سايه آن، هم طرف مقابل متقاعد شود ايران به دنبال ساخت بمب اتمي نيست و هم حقوق و منافع ايران، به ويژه لغو تحريم‌هاي ظالمانه، تامين شود. با اين همه اگر طرف مقابل اين فرمول را بپذيرد، مي‌توان نسبت به نتيجه مذاكرات خوشبين بود، اما اگر ادعاهاي جديد يا مطالبات غيرقابل پذيرشي مطرح شود، طبيعي است كه ايران آنها را نخواهد پذيرفت و مسير مذاكرات مي‌تواند به سمت بن‌بست حركت كند، همان‌طور كه در گذشته نيز تجربه شده است. درنهايت، بايد اراده واقعي هر دو طرف سنجيده شود؛ اينكه دولت امريكا تا چه حد اراده دارد و جمهوري اسلامي ايران چه ميزان اراده براي رسيدن به يك جمع‌بندي عادلانه و توافق مثبت دارد. 

اما سوال اصلي اين است كه آيا امريكا صرفا شعار مي‌دهد يا واقعا به دنبال حل اختلافات خود با ايران است. در اين زمينه بايد توجه داشت كه امريكايي‌ها معمولا زياده‌خواهي مي‌كنند. همان‌طور كه پيش‌تر اشاره شد، در مقطع فعلي اگر آنها واقعا بخواهند به يك تصميم عادلانه برسند، اين امر امكان‌پذير است، اما اگر كماكان مطالبات غيرمنطقي و فراتر از چارچوب مذاكره مطرح شود، طبيعي است كه ايران زير بار آن نخواهد رفت و مسير مذاكرات به سمت توافق منصفانه حركت نخواهد كرد. ازسوي ديگر برخي تحليلگران معتقدند كه با استناد به پيشنهاداتي كه ايران در حوزه برنامه هسته‌اي مطرح كرده، ممكن است اين برداشت ايجاد شود كه تهران همچنان در چارچوب پارادايم توافق ۲۰۱۵، يعني همان برجام، مذاكره مي‌كند، اما بايد توجه داشت كه محيط راهبردي تغيير كرده و شرايط امروز با زمان برجام كاملا متفاوت است. پرسش اين است كه آيا تهران دچار خطاي محاسباتي شده و واقعا به دنبال نسخه‌اي مشابه برجام است يا اينكه اين تحليل بيش از حد ساده‌انگارانه است، به‌ ويژه آنكه امريكا هميشه دموكرات‌ها را بابت برجام نقد مي‌كرد و درنهايت در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. در اين مورد واقعيت اين است كه برجام اكنون به پايان رسيده و پرونده آن بسته شده است. ده سال از دوره برجام گذشته و ماهيت مذاكرات دوره برجام با شرايط فعلي به ‌طور بنيادين متفاوت است. در آن زمان مذاكرات شش كشور طرف مقابل ايران را تشكيل مي‌دادند كه شامل اروپايي‌ها، روسيه و چين بود و ايران تنها يك طرف به شمار مي‌رفت. اما اكنون مذاكرات بين ايران و امريكا به ‌صورت غيرمستقيم و با ميانجيگري عمان انجام مي‌شود و ماهيت آن صرفا گفت‌وگو ميان دو كشور است. در اين چارچوب، بايد مشخص شود مطالبات طرفين چيست. امريكا نگراني خود را درباره امكان دستيابي ايران به تسليحات هسته‌اي مطرح مي‌كند و ايران نيز مساله تحريم‌ها و محدوديت‌هاي اقتصادي تحميل ‌شده بر كشور را مورد تاكيد قرار مي‌دهد. در اين فرآيند، هر دو طرف بايد به ‌طور همزمان تعهدات خود را بپذيرند؛ يعني امريكا تحريم‌ها را لغو كند و ايران محدوديت‌هاي معين هسته‌اي را بپذيرد. اگر اين فرمول پذيرفته شود و مسائل ديگري مطرح نشود، مي‌توان نسبت به دستيابي به توافق خوشبين بود، اما در غير اين صورت، احتمال دستيابي به نتيجه مطلوب مجددا كاهش مي‌يابد. بنابر اظهارات آقاي حميد قنبري، معاون ديپلماسي اقتصادي وزارت امور خارجه يكي از محورهاي مهم پيشنهادي ايران در مذاكرات، وارد كردن منافع اقتصادي مستقيم امريكا در حوزه‌هاي نفت، گاز و خريد هواپيما است؛ امري كه هدف از آن، پايدارسازي توافق و تضمين اثرگذاري آن بر اقتصاد ايران عنوان شده است. پرسش اين است كه ساختار سياسي ايالات‌متحده اساسا اجازه چنين شراكتي را مي‌دهد و تجربه گذشته چه درس‌هايي براي اين موضوع دارد؟ در اين مورد واقعيت اين است كه ايران هيچ‌گاه با همكاري اقتصادي امريكا در كشور مخالفت نداشته است. اما چالش اصلي اينجاست كه دولت امريكا همزمان با اعمال تحريم‌ها عليه ايران، شركت‌هاي خود را نيز از سرمايه‌گذاري در ايران محروم كرده بود. به عبارت ديگر، اگر تحريم‌ها لغو شود و توافقي حاصل گردد، شركت‌هاي امريكايي مي‌توانند در چارچوبي عادلانه و مبتني بر اعتماد متقابل در ايران سرمايه‌گذاري كنند؟ لذا در صورتي كه رييس‌جمهور امريكا نگاهي اقتصادي داشته باشد و واقعا به دنبال رونق گرفتن شركت‌هاي امريكايي باشد، بايد زمينه لغو تحريم‌ها را فراهم كند تا اين فرصت براي شركت‌هاي خصوصي ايجاد شود، بنابراين ايران مشكلي با حضور اين شركت‌ها در كشور ندارد، اما اگر شركت‌ها نتوانند به ايران ورود كنند، دليل آن تحريم‌هايي است كه خود دولت امريكا وضع كرده است. براي نمونه، محدوديت‌هايي كه شركت‌هايي مانند بويينگ را از فروش هواپيما به ايران منع كرده و ساير شركت‌هاي خودروسازي و فناوري نيز مشمول آن شده‌اند، بنابراين موانع اقتصادي نه از جانب ايران، بلكه ازسوي تحريم‌هاي امريكا ايجاد شده و ايران به اين محدوديت‌ها معترض نيست. در كنار بحث اقتصادي، تهديد نظامي امريكا نيز يكي از محورهاي جدي مذاكرات و ارزيابي‌هاي ايراني است. دونالد ترامپ بارها از احتمال حمله نظامي به ايران در صورت شكست مذاكرات سخن گفته و حضور نظامي امريكا در منطقه را تشديد كرده است. با اين حال، به باور من اين تهديدها بيشتر يك ابزار فشار براي كوتاه كردن زمان مذاكرات و ايجاد فضاي رواني است تا يك اقدام عملي. تجربه گذشته نشان مي‌دهد كه حتي زماني كه مذاكرات به توافق نرسيد، امريكا به ايران حمله نكرد؛ چراكه در جريان مذاكرات، طرح‌ها و ارزيابي‌هاي لازم انجام شده بود و امكان رسيدن به توافق وجود داشت. بلوف نظامي فعلي، مشابه تجربه پيشين است؛ زماني كه در پايان جنگ ۱۲ روزه، رژيم اسراييل تحت فشار قرار داشت امريكا ناگزير به بمباران تاسيسات هسته‌اي كشورمان شد و دليل آن عدم توافق نبود، بنابراين اين فضا يك عمليات رواني پيچيده براي اثرگذاري بر روند مذاكرات است. مسوولان ايراني، به ويژه مذاكره‌كنندگان، كاملا از اين موضوع آگاه هستند و اين نوع تهديدها تاثير چنداني بر مسير تصميم‌گيري ايران ندارد. مسير ايران روشن است و حقوق ملت و امنيت كشور بايد تحقق يابد و مذاكرات بايد در چارچوب حفظ منافع و امنيت ملي ادامه پيدا كند. در واقع، ايران با شناسايي و تحليل دقيق فضاي عملياتي و رواني طرف مقابل، تلاش مي‌كند همزمان با مقاومت در برابر فشارها، فرصت‌هاي مذاكراتي را به نفع خود مديريت كند. با اين همه بايد توجه داشت كه در سطح منطقه و جهان، ايران و امريكا تنها با مخالفت رژيم صهيونيستي روبه‌رو هستند. اكثر كشورهاي جهان و حتي كشورهاي منطقه، علاقه‌مندند كه تهران و واشنگتن به توافقي پايدار و عادلانه دست يابند؛ چراكه عدم دستيابي به اين توافق مي‌تواند صلح و ثبات جهاني را به خطر اندازد. در اين ميان، نقش رژيم اسراييل به‌ ويژه تحت رهبري بنيامين نتانياهو و همفكرانش قابل توجه است. آنها براي حفظ موقعيت و بقاي خود، منافع‌شان را در تحريك و تشديد تنش بين ايران و امريكا مي‌بينند و از وقوع جنگ ميان دو كشور سود مي‌برند. به همين دليل، نمي‌توان بي‌توجه از كنار احتمال مداخلات و فشارهاي اسراييل عبور كرد. تجربه گذشته نشان داده كه اسراييل در جريان مذاكرات، فعالانه آماده‌باش بوده و سعي داشته با اقدامات خود، فضاي مذاكرات را تحت تاثير قرار دهد. ايران، با آگاهي از اين واقعيت و با درنظر گرفتن سابقه تهديدها و تلاش‌هاي رواني طرف مقابل، مسير خود را براي دستيابي به توافقي كه حقوق ملي، امنيت و منافع اقتصادي كشور را تامين كند، ادامه مي‌دهد. در كنار مسائل منطقه‌اي و بين‌المللي، شرايط داخلي امريكا نيز نقش تعيين‌كننده‌اي در رفتار دولت ترامپ دارد. انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره بزودي برگزار مي‌شود و ترامپ به ‌خوبي مي‌داند كه هرگونه تغيير در تركيب كنگره مي‌تواند برنامه‌هاي او را با مشكل مواجه كند، به ‌ويژه اگر جمهوري‌خواهان اقليت شوند. علاوه بر اين، مشكلات جدي اجتماعي و اقتصادي در داخل كشور، ازجمله رسوايي‌هايي همچون پرونده جفري اپستين و فشارهاي سياسي، دولت او را تحت تاثير قرار داده است. در عرصه بين‌المللي نيز، دولت ترامپ با چالش‌هاي متعددي روبه‌رو است. او هم با همسايگان امريكا درگير است، هم روابطش با متحدان اروپايي متشنج شده و هم در مسائل صلح در غزه و اوكراين نتوانسته دستاوردي كسب كند. روابط با چين نيز دچار بحران است و همچنين در حال خروج از نهادهاي بين‌المللي است كه اين مساله چالش‌هايي را براي واشنگتن ايجاد كرده است. در چنين شرايطي، جهان عملا عليه ترامپ است. با اين حال، ماهيت غيرقابل پيش‌بيني شخصيت او نشان مي‌دهد كه حتي در مواجهه با مشكلات گسترده، امكان بروز رفتارهاي غيرمنتظره و شگفت‌آور وجود دارد.
ديپلمات پيشين

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون