تينا جلالي
حميد نعمتالله از كارگردانان مولف سينماي ايران كه هر فيلمش كلاس درس براي فيلمسازان جوان و علاقهمندان سينماست. نعمتالله اين روزها فيلم بت را بر پرده سينماها دارد، اثري بحثبرانگيز با موضوع فضاي مجازي و چالشهاي حولآن كه اتفاقا با استقبال مخاطبان و خصوصا جوانان همراه شده و نظرات مختلف آنها را درپي داشته است. گفتوگوي ما با حميد نعمتالله پيش روي شماست:
جناب نعمتالله! شما از فيلمسازان بيحاشيه سينما هستيد، اما « قاتل و وحشي» در كارنامه شما فيلم پرحاشيه به شمار ميآيد، هنگام ساخت « قاتل و وحشي» به ابعاد پيچيده ساخت و حواشي آن واقف بوديد؟
بله روشن بود. اسمش حاشيه باشد يا متن، ميدانستم فيلمي نيست كه بيسروصدا بيايد و برود. بله ميدانستم اين فيلم مسير ناهمواري پيش رو دارد.
پس چرا آن را ساختيد؟
مجبور بودم. چيزي در اين حدود. فيلم لازمي بود؛ هم براي من و هم براي جامعه. به قاتل و وحشي اعتقاد داشتم و به اينكه بايد بهايش را بپردازم.
اما سرنوشت خوبي نداشت، موافقيد؟
داشت. موضوع كامروايي فيلم و من نيست. موضوع عكسالعملي است كه درست ميداني از تو سر بزند. پايينتر از قاتل و وحشي يا كندتر از آن يا محتاطتر از آن را نميخواستم. بنابر اين پشيمان نيستم كه انجامش دادم و از اكران عمومياش هم نااميد نيستم. ساخت «قاتل و وحشي» بيهوده نبود حتي اگر براي هميشه در توقيف بماند و البته ميدانيم كه اينطور نخواهد ماند.
چقدر خوب كه به اكران عمومي « قاتل و وحشي» اميد داريد... با محمد مهدي طباطبايي نژاد (معاون نظارت و ارزشيابي سازمان سينمايي) چند هفته پيش مصاحبه داشتم كه گفت: رفع توقيف « قاتل و وحشي» حتي مشمول زمان نميشود مگر حكم فقهي تغيير كند... نظر شما چيست؟
عجب. ايشان خيالمان را راحت كردند و كار را در آوردند.
اما جداي از تبعاتي كه توقيف فيلم در مسير كاري فيلمساز دارد، ميخواهم بدانم بر روح شما و اساسا فيلمسازان چه تاثير مخربي داشت؟
از روحم خبر ندارم، اما روانم خوب خطخطي شد.
جناب نعمتالله! به جشنواره فيلم فجر 43 اشاره كنيم، تا دقيقه ۹۰قرار بود « قاتل و وحشي» در جشنواره به صورت تك سانس به نمايش درآيد، ناگهان ورق برگشت و اجازه نمايش فيلم داده نشد، چه اتفاقي افتاد جلوي اكران گرفته شد؟
بله، نمايش گردانندگان جشنواره بود. هيچ كدامشان نميگويند آن شب چه شد؟ هيچوقت جواب درست ندادند. خودشان هم نميدانند. واقعيت اين است ترسو هستند. مديرند و مسوول اما تصميمهاي سخت نميگيرند. مياندازند گردن يكديگر. تصميماتي كه بهعهده آنهاست اما دردسر دارد اما شانه خالي ميكنند. و گرنه فيلم قاتل و وحشي همان سال اول اكران ميشد.
اميدواريم اكران فيلم « قاتل و وحشي» را در سينماها شاهد باشيم، اما در حال حاضر شما فيلم «بُت» را بر پرده سينماها داريد، وقتي به پايان فيلم «بُت» ميرسيم احساس ميكنيم بار زيادي روي دوشمان است، فيلم سنگيني است... موافقيد؟
بله احتياج به تمركز و سوزاندن فسفر دارد.تماشاي فيلم بُت، درگيرتان ميكند و مورد شماتت قرار ميگيريد. احساس آشنايي نيست و بسياري از تماشاگران تاثيرش را بر نميتابند.
فيلم قاتل و وحشي هم تاثيرش همينطور است؟
قاتل و وحشي برونگراتر است و بُت درونگراتر.قاتل و وحشي داستان سرراستتري دارد و پر پلانتر و پرتحركتر است.
يكي از مهمترين نكات فيلم بُت، بازي متفاوت ليلا حاتمي است كه بسيار خوب از پس نقش برآمده، اما چرا اسم «ليلا» را براي كاراكتر اصلي فيلم بُت انتخاب كرديد؟ از ابتدا در فيلمنامه همين نام بود؟
از همان ابتدا اين شخصيت اسمش ليلا بود و قرار بود ليلا حاتمي بازياش كند. اين همنامي مرز ميان بازيگر و شخصيت را كمي محو ميكند؛ انگار چيزي از واقعيت به جهان داستان نشت كرده است.
از طرفي «بُت» پر از نشانهها و ارجاعات به تاريخ سينماست.
بله و نام «ليلا» هم يادآور فيلم مهرجويي است كه ليلا حاتمي در آن بازي كرده؛ انگار خاطره يك فيلم در فيلم ديگري ادامه پيدا ميكند. خود نام ليلا هم با «ليل»، يعني شب، پيوند دارد و در فيلمي كه قصهاش درباره نخوابيدن است، اين نسبت معناي تازهاي پيدا ميكند. از طرفي ليلا نامي آشنا در ادبيات عاشقانه ماست؛ نامي كه با شيفتگي و حتي جنون گره خورده و اين هم بيارتباط با جهان «بُت» نيست. دوست دارم يك اسم بتواند همزمان چند معنا داشته باشد، بيآنكه هيچكدام را به تماشاگر تحميل كند. شايد ليلاي اين فيلم فقط نام يك شخصيت نباشد؛ نام شبي باشد كه قرار نيست تمام شود.
راستي يحيي كيست؟ دربارهاش اطلاعات كمي در فيلم ميآيد؟
به نظرم درباره همه يحييها اطلاعات كمي هست.او غريب است.نبايد دربارهاش زياد گفت، يحيي غريبانه كشته ميشود.
جناب نعمتالله! وقتي به فيلم بُت نگاه ميكرديم اين پرسش در ذهنم شكل گرفت كه آيا شخصيتهاي فيلم، نمونه بيروني دارند؟
بله فراوان نمونه بيروني دارند.
و نكته ديگر در همه فيلمهايي كه ساختيد نگاه خاصي داريد... از فيلم بوتيك گرفته تا آرايش غليظ، رگ خواب و... كه مجموعه آنها در كنار هم سبك شما را ميسازد اما جالب است كه هيچوقت به دام تكرار نيفتاديد...اين نكته از مراقبه خاصي ميآيد؟
مراقبه خاصي نيست. شايد فقط سعي ميكنم به چيزهايي كه هنوز نميدانم، نزديك شوم. تكرار وقتي شروع ميشود كه آدم خيال كند خودش را شناخته. من هنوز از خودم و از آدمها غافلگير ميشوم. شايد همين كنجكاوي باعث شده.
كار تازهاي در دست ساخت داريد به نام داشآكل.چه چيزي در داستان داشآكل براي شما جالب است؟
داشآكل برايم قصه تنهايي مردي است كه پناه ديگران است، اما خودش پناهي ندارد. مردي كه زورش به همه ميرسد جز به سرنوشت خودش. در اين روزگار سخت ايران، قصه آدمهايي كه ميخواهند شريف بمانند و زير بار شرافتشان ميشكنند، برايم معناي ديگري دارد.