• 1405 يکشنبه 10 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6454 -
  • 1405 يکشنبه 10 آبان

ايران و امريكا از تله تل‌آويو تا ابتكار تهران (۱۱)

محمدجواد حق‌شناس

جنگ‌ها با تصميم دولت‌ها آغاز مي‌شوند، اما ادامه يا پايان آنها تنها در اختيار فرماندهان و سياستمداراني نيست كه نخستين فرمان حمله را صادر كرده‌اند. در پس هر جنگ، مجموعه‌اي از نيروهاي سياسي، اقتصادي و امنيتي حضور دارند كه منافع و محاسبات متفاوتي دارند. برخي خواهان گسترش رويارويي‌اند، برخي از استمرار بحران سود مي‌برند و گروهي ديگر براي جلوگيري از جنگي فرسايشي تلاش مي‌كنند. در بحران كنوني ايران و امريكا نيز پرسش اساسي اين است: چه كساني از ادامه جنگ سود مي‌برند، چه كساني هزينه آن را مي‌پردازند و تهران چگونه مي‌تواند ابتكار عمل را به دست گيرد؟در يادداشت پيشين «تله تل‌آويو» براي توضيح خطري به كار رفت كه مي‌تواند منازعه تاريخي اعراب و اسراييل را به رويارويي فراگير ايران و اسراييل و سپس شكاف عميق‌تر ايران با كشورهاي عربي تبديل كند؛ مسيري كه امريكا را نيز بيشتر درگير يك جنگ فراگير مي‌سازد. خروج از اين تله مستلزم شناخت آرايش نيروهاي موثر بر تصميم‌هاي تهران، واشنگتن و پايتخت‌هاي منطقه است. در اسراييل، بخشي بزرگ از جريان‌هاي راستگرا و امنيت‌محور، فشار نظامي بر ايران را ضرورتي راهبردي مي‌دانند. براي نتانياهو، بحران ايران با رقابت‌هاي داخلي و مساله بقاي سياسي نيز پيوند يافته است. با اين‌ حال، نبايد همه تصميم‌هاي امنيتي اسراييل را به منافع شخصي نخست‌وزير فروكاست. در ميان مخالفان او نيز جريان‌هايي حضور دارند كه درباره مهار قدرت منطقه‌اي ايران اختلاف بنياديني با دولت كنوني ندارند. بنابراين تغيير دولت در تل‌آويو لزوما به معناي پايان تهديد نظامي نيست. در امريكا نيز صف‌بندي‌ها پيچيده‌تر از تقسيم‌بندي جمهوري‌خواه و دموكرات است. جريان‌هاي مداخله‌گر، استفاده از قدرت نظامي را ابزاري براي تحميل شرايط مطلوب واشنگتن مي‌دانند. در مقابل، باراك اوباما در سخنراني اخير خود در كليولند، جنگ با ايران را غيرضروري خواند و با يادآوري تجربه توافق هسته‌اي ۲۰۱۵، از ظرفيت ديپلماسي دفاع كرد. در درون دولت ترامپ نيز مواضع جي‌دي ونس و گزارش‌هاي مربوط به تلاش او براي گشودن مسير گفت‌وگو تأمل‌برانگيز است؛ هرچند درباره محتواي تماس‌هاي اخير و ميزان اختيار او اختلاف وجود دارد. 

مخالفت بخش‌هايي از كنگره و جريان ماگا با جنگ طولاني نيز نشان مي‌دهد حمايت از فشار بر ايران الزاما به معناي موافقت با استمرار جنگ نيست. در ايران، تمايز ميان منافع ملي و منافع گروهي اهميت دارد. تحريم‌هاي طولاني، در كنار آسيب به توليد و معيشت مردم، زمينه پيدايش شبكه‌هايي از واسطه‌گري، رانت و تجارت غيرشفاف را فراهم كرده‌اند. برخي از اين شبكه‌ها ممكن است از استمرار وضعيت استثنايي منتفع شوند؛ هر چند بهره‌مندي از تحريم، به ‌تنهايي دليل حمايت از جنگ نيست. در مقابل، بخش‌هاي گسترده‌اي از جامعه ايران خواهان امنيت، ثبات و آينده‌اي قابل پيش‌بيني‌اند. دولت پزشكيان نيز بر ديپلماسي و كاهش تنش تاكيد كرده، اما تحقق اين رويكرد به انسجام تصميم‌گيري و توان اجراي تعهدات نياز دارد. در ميان همسايگان، عراق موقعيتي ويژه دارد. بغداد همزمان از مناسبات راهبردي با تهران و واشنگتن برخوردار است و گسترش جنگ، اين موقعيت را با چالشي بنيادين روبه‌رو مي‌كند. حضور گروه‌هاي مسلح، خطر كشيده ‌شدن حملات به خاك عراق، آسيب‌پذيري صادرات نفت و احتمال تشديد شكاف‌هاي داخلي، هزينه‌هاي بحران را افزايش مي‌دهد. فواد حسين، وزير امور خارجه عراق، با تاكيد بر ضرورت بازگشت ايران و امريكا به مذاكرات، آمادگي بغداد را براي تسهيل گفت‌وگوها اعلام كرده است. عراق مي‌تواند از آسيب‌پذيري راهبردي خود فرصتي براي ميانجيگري بسازد؛ مشروط بر آنكه حاكميت ملي و استقلال تصميم‌گيري اين كشور محترم شمرده شود. كشورهاي عربي خليج‌فارس نيز از گسترش جنگ بيشترين آسيب را مي‌بينند. امنيت انرژي، تجارت، سرمايه‌گذاري و مسيرهاي كشتيراني، منافع مشتركي است كه عربستان سعودي، قطر، عمان و ديگر همسايگان جنوبي ايران را به كاهش تنش علاقه‌مند مي‌كند. پاكستان و تركيه نيز با ظرفيت‌هاي سياسي و ارتباطي خود مي‌توانند در گشودن مسير گفت‌وگو نقش‌آفرين باشند. اين كشورها صرفا ميانجي نيستند؛ امنيت و آينده اقتصادي آنان نيز با سرنوشت بحران پيوند خورده است. در برابر اين آرايش نيروها، چهار مسير قابل تصور است: نخست، جنگ فرسايشي با حملات محدود، تهديدهاي متقابل و فشار اقتصادي كه منابع ملي را تحليل مي‌برد؛ دوم، گسترش منطقه‌اي جنگ و درگير شدن بيشتر همسايگان، زيرساخت‌هاي انرژي و مسيرهاي كشتيراني؛ سوم، توقف شكننده درگيري‌ها بدون حل اختلافات بنيادين و چهارم، حركت به سوي توافقي مرحله‌اي، متقابل و قابل راستي‌آزمايي كه كاهش تنش نظامي را به ترتيبات امنيتي و اقتصادي پايدارتر پيوند دهد. اين سناريوها سرنوشت‌هايي از پيش تعيين‌ شده نيستند و تصميم‌هاي سياسي مي‌توانند مسير بحران را تغيير دهند. در همين نقطه است كه «ابتكار تهران» معنا پيدا مي‌كند. ابتكار نبايد صرفا به اعلام آمادگي براي مذاكره محدود بماند. ايران مي‌تواند دستور كاري فراگير پيشنهاد كند كه توقف حملات، امنيت كشتيراني در تنگه هرمز، حفاظت از زيرساخت‌هاي غيرنظامي، كاهش محدوديت‌هاي اقتصادي و ايجاد سازوكار منطقه‌اي جلوگيري از درگيري را در چارچوبي منسجم قرار دهد. چنين رويكردي مي‌تواند منافع مشترك همسايگان را به پشتوانه‌اي براي ديپلماسي تبديل كند. شناخت تفاوت منافع واشنگتن و تل‌آويو نيز ضروري است. حمايت امريكا از امنيت اسراييل واقعيتي راهبردي است، اما هزينه‌هاي جنگ طولاني، امنيت انرژي، روابط با كشورهاي عربي و پيامدهاي داخلي درگيري نيز بر محاسبات واشنگتن اثر مي‌گذارند. ديپلماسي ايران بايد اين تفاوت‌ها را بشناسد، بي‌آنكه درباره استقلال تصميم‌گيري امريكا از اسراييل دچار خوشبيني شود. با اين‌ همه، ابتكار خارجي بدون بازنگري در شيوه حكمراني داخلي به نتيجه پايدار نمي‌رسد. كشوري كه مي‌خواهد در محيطي پرمخاطره تصميم‌هاي بزرگ بگيرد، به اعتماد عمومي، مشاركت شهروندان، شفافيت و پاسخگويي قدرت نياز دارد. «جمهوري سوم» در چنين افقي، تنها پيشنهاد تغيير قواعد حقوقي نيست؛ دعوت به تغيير پارادايمي است كه امنيت ملي را با رفاه مردم، استقلال را با تعامل سازنده و اقتدار را با مسووليت‌پذيري پيوند مي‌دهد. خروج از تله تل‌آويو نه با انتظار براي شكست نتانياهو يا تغيير دولت در واشنگتن، بلكه با تغيير محاسبات راهبردي آغاز مي‌شود. ابتكار تهران يعني بازپس ‌گرفتن توان تعيين دستور كار؛ تبديل ايران از كشوري كه ناگزير به واكنش در برابر تصميم ديگران است، به بازيگري كه در طراحي آينده امنيت منطقه سهم دارد. معيار موفقيت چنين ابتكاري نيز نه پيروزي در جنگ روايت‌ها، بلكه كاهش رنج مردم، حفظ استقلال كشور و گشودن راهي براي صلح و توسعه پايدار است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها