«اعتماد» از يك پرونده كيفري خبر ميدهد
مرگ مشكوك دختر ۱۴ساله در لبه پرتگاه
بهاره شبانكارئيان
دي ماه سال ۱۴۰۴، پرونده مرگ مشكوك دختري ۱۴ ساله به نام «آتنا.م» با صدور راي دادگاه كيفري دو شهرستان پرديس تعيين تكليف شده است، اما در حال حاضر پرونده در دادگاه تجديد نظر در حال بررسي است. حادثه در شهريور ماه ۱۴۰۳ در بومهن تهران اتفاق افتاده و اين دختر نوجوان به طرز عجيبي از لبه يك پرتگاه كه توسط شهرداري گودبرداري شده به پايين پرت شده است؛ آتنا به خواست پسري كه با او در ارتباط بوده به آن مكان رفته است. وكيل شاكي در اين باره به «اعتماد» ميگويد: «مرحومه به آن مكان فرا خوانده شده و سپس اين اتفاق افتاده و جان خود را از دست داده است. جاي سوال است كه چرا اين پسر؛ يعني متهم رديف دوم، آتنا و آن پسري كه فكر ميكرده با آتنا در ارتباط است را به آن مكان خطرناك دعوت كرده! درحالي كه يك پارك در ششصد، هفتصد متري اين پرتگاه وجود داشته است.»
شهرداري؛ متهم رديف اول
در مورد پرونده اين دختر جوان در راي دادگاه آمده است: «درخصوص اتهام شهرداري بومهن به عنوان شخص حقوقي كه آقاي «ع.م» به عنوان شخصيت حقيقي شهرداري بومهن نماينده آن است داير بر تسبيب در قتل شبه عمدي مرحومه «آتنا.م» به ميزان ٢٠درصد تقصير و «ع.ج» داير بر تسبيب در قتل شبه عمدي مرحومه «آتنا.م» به ميزان ٥٠درصد تقصير، نظر به شكايت اوليا دم متوفي، تحقيقات و بازجوييهاي معمول دادسرا، نظريههاي پزشكي قانوني و نظريه هيات سه نفره كارشناسي كه مصون از اعتراض مانده و تقصير مرتكبان محرز شده است و متهم رديف دوم نيز به رفتار ارتكابي خود اقرار دارد و عوامل بروز حادثه ناشي از تقصير شهرداري عبارت است از عدم رعايت نظامات دولتي و اصول ايمني توسط شهرداري بومهن به ايجاد موانع بازدارنده درخصوص پرتگاه محل حادثه و عدم نصب علائم هشداردهنده است و اقدامات مرتكب رديف دوم كه ناشي از تقصير او است عبارتند از: دعوت از مرحومه به نزديكي لبه پرتگاه و نيز ايجاد شرايط مخوف كه موجب وحشت و اضطراب و در نتيجه عكسالعمل نادرست متوفي در تصميمگيري شده و موجب سقوط از پرتگاه و نهايتا منجر به فوت مشاراليها ميشود. بزه انتسابي به متهمان محرز است و مستند به مواد ۲، ۱۰، ۱۴، ۱۸، ۱۹، ۲۳۰، ۱۴۰، ۱۴۵، ۵۰۶، ۴۴۸، ۴۵۰، ۴۵۲، ۴۵۴، ۴۶۲، ۴۸۸ از قانون مجازات اسلامي مصوب ١٣٩٢ و بند ب ماده ٢٩١ و تبصره مواد ۲ و ۶ قانون كاهش مجازات حبس تعزيري و ماده ۶۱۶ از قانون مجازات اسلامي مصوب ١٣٧٥ (بخش تعزيرات) حكم محكوميت متهم رديف اول (شهرداري) به پرداخت ٢٠درصد از نصف ديه كامل مرد مسلمان و متهم رديف دوم به پرداخت ٥٠درصد از نصف ديه كامل مرد مسلمان در حق اوليا دم متوفي و نسبت به جنبه عمومي و متهم رديف دوم به سبب تاثير بيشتر او در تحقق بزه، شرايط و اوضاع و احوال خاصي كه سبب مرگ مرحومه شده، گستره نقض جرم، اغفال مرحومه و كشاندن ايشان در ساعت غير متعارف شب به محيط ناايمن، سن و سال مرحومه كه تحت تاثير عواطف، احساسات و شورنوجواني در غياب خانواده با مرتكب رديف دوم همراهي كرده است و منتج به فوت شده سبب تشديد مجازات از لحاظ جنبه عمومي جرم به بيش از حداقل مجازات به تحمل ٨ ماه حبس تعزيري ومضافا در راستاي مجازات تكميلي ملزم به يادگيري حرفه مشخص با تاييديه فني وحرفه اي ظرف مدت دو سال است.
بازسازي صحنه جرم انجام نشده و خيلي سادهانگارانه از جان يك آدم گذشتهاند
«محمد كريمي» وكيل پدر آتنا در مورد اين پرونده به «اعتماد» ميگويد: «آتنا با پسري در ارتباط بوده كه اين پسر فكر ميكرده آتنا همزمان با پسر ديگري نيز در ارتباط است. روز حادثه كه ۲۱ شهريور ماه ۱۴۰۳ بوده، اين پسر يعني متهم رديف دوم، آتنا و پسري كه به او شك داشته را به آن مكان خطرناك دعوت ميكند. پسري كه از سوي متهم رديف دوم به آنجا فراخوانده ميشود، همراه يكي از دوستانش به آن مكان ميرود؛ در واقع چهار نفر سر صحنه حاضر ميشوند؛ آتنا، دوست پسر آتنا (متهم رديف دوم)، پسري كه مورد ظن متهم رديف دوم بوده و دوست آن پسر. آنچه از شواهد و اظهارات شهود پيداست اين است؛ زماني كه آتنا به آن مكان رفته، لباسش خاكي بوده است. انگار متهم رديف دوم، مرحومه را زده بوده، اما مدركي دال بر اينكه اين دختر كتك خورده باشد، وجود ندارد. يك دوربين مداربسته در آن محدوده وجود داشته كه وقتي ما درخواست بررسي دوربين را داديم به ما گفتند زاويه اين دوربين با آن مكان همخواني ندارد. تنها سرنخ اين پرونده پسري است كه با آتنا در ارتباط بوده و او را به آن مكان خطرناك فرا خوانده است. محل مورد نظر هم بومهن شهرك طلاييه بوده است؛ در اين شهرك جايي شبيه يك پرتگاه به عمق پنجاه، شصت متر وجود دارد. اين پرتگاه هم توسط شهرداري گودبرداري شده كه بتواند از آنجا به عنوان تاسيسات حمل و نقل بهرهبرداري كند. اين پرتگاه نيز بدون وجود علائم هشداردهنده در آنجا ايجاد شده است. به گفته شهود يعني آن دو پسري كه سر صحنه حضور داشتهاند، متهم رديف دوم در لبه پرتگاه با اين افراد صحبت كرده است؛ يعني به نحوي قصد قدرت نمايي داشته است. بين صحبتهايش سيلي محكمي به صورت آتنا و همچنين با لگد به پسري كه فكر ميكرده با آتنا در ارتباط است، زده. يكي از شاهدان گفته؛ در اين ميان ناگهان آتنا به پايين پرت شده است. به نظر ميرسد كه كسي حقيقت را نميگويد. اولا بازپرس براي بازسازي صحنه جرم اقدام نكرده و فقط اين افراد را به كلانتري منتقل كرده است؛ در اين پرونده خيلي ساده انگارانه از جان يك آدم گذشتهاند. فقط يك افسر تحقيق به عنوان كارشناس حوادث بر سر صحنه آمده و ما از كارشناسي ايشان متوجه شدهايم كه شاكله اين ماجرا پسري است كه با آتنا در ارتباط بوده و اين افراد را به آن مكان خطرناك دعوت كرده و آتنا به پايين پرت شده است.»
تلفن همراه مرحومه هرگز پيدا نشد
وكيل شاكي در ادامه ميگويد: «وقتي آتنا به پايين پرت شده، زخمي ميشود و او را به بيمارستان ميرسانند، اما جراحات وارده منجر به فوت آتنا ميشود. موضوعي كه در اين پرونده اهميت دارد اين است كه چيزي مكتوم مانده و آن هم تلفن همراه آتنا است كه حاوي اطلاعات و پيامهايي بوده كه رد و بدل شده است. در واقع تلفن همراه آتنا اصلا پيدا نشده است. شهود (پسري كه از سوي متهم رديف دوم مظنون به ارتباط با آتنا بوده و دوست اين پسر) اظهار كردهاند؛ آتنا روزي كه سر صحنه حضور پيدا كرده اصلا موبايلش همراهش نبوده و حتي لباسش جيب نداشته كه موبايل خود را داخل جيبش قرار داده باشد. متهم رديف دوم هم عنوان كرده كه موبايل آتنا را برنداشته است. در حالي كه تلفن همراه آتنا داخل خانهشان هم نبوده است. حتي در نقطهزني كه انجام شده آخرين مكان همان مكان خطرناكي بوده كه آتنا حضور داشته است. با اين حال جلسه رسيدگي تشكيل شده و پرونده ابتدا در شعبه ۳ بازپرسي بوده و سپس به شعبه ۱۰۴ دادگاه كيفري دو شهرستان پرديس ارجاع داده شده است. دادگاه، شهرداري (متهم رديف اول) و پسري كه با آتنا در ارتباط بوده (متهم رديف دوم) را به ديه محكوم كرده، اما هنوز پرونده براي پرداخت ديه به اجراي احكام ارجاع نشده است؛ به هر حال واقعيت امر مكتوم مانده است. بايد تحقيقات بهتري صورت ميگرفت تا مشخص ميشد چرا آتنا به آن مكان خطرناك فرا خوانده شده است! هدف پسري كه با آتنا در ارتباط بوده (متهم رديف دوم) از اين دعوت چه بوده است! جاي سوال است كه چرا اين پسر؛ يعني متهم رديف دوم، آتنا و آن پسري كه فكر ميكرده با آتنا در ارتباط است را به آن مكان خطرناك دعوت كرده! در حالي كه يك پارك در ششصد، هفتصد متري اين پرتگاه وجود داشته است. متهم رديف دوم حتي بازداشت نشده و با قرار كفالت آزاد است. آن دو پسر ديگر كه يكي شخصي بوده كه متهم رديف دوم فكر ميكرده با آتنا در ارتباط است و همچنين دوست اين شخص هيچ صحبت خاصي نكرده و كاملا ترسيدهاند. با اين حال نوع فراخواندن آتنا و پسر مظنون توسط متهم رديف دوم كمي مشكوك است. بنده با آن دو پسر كه سر صحنه حضور داشتهاند، صحبت كردهام؛ از نوع حرف زدن آنها مشخص بود كه ترسيدهاند و چيزي را پنهان ميكنند. در هر صورت يك اتفاقي افتاده و آتنا جان خود را از دست داده است. ما تا الان به همه جا مراجعه كردهايم كه يك تحقيق جامع در مورد اين پرونده انجام شود، اما متاسفانه راه به جايي نبردهايم. پرديس، بومهن و رودهن از نظر نقاط حادثهخيز شهرهاي ناامني هستند. اگر كارشناس حوادث به اين شهرها اعزام شود بيش از ۲۰ نقطه حادثهخيز شناسايي ميشود. اين شهرها جزو حواشي شهر تهران محسوب ميشوند و عدم اهميت به اين شهرها باعث وقوع اتفاقات عجيب ميشود و جرايم خرد نيز در اين شهرها بيشتر است. بنده همچنين از شهردار بومهن درخواست كردهام به محل حادثه مراجعه كند تا محل را از نزديك ببيند.»