• 1405 جمعه 3 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6315 -
  • 1405 چهارشنبه 16 ارديبهشت

سرمايه از سرمايه‌دار جداست

مهرداد احمدي‌شيخاني

ماركس جمله‌اي طلايي دارد كه مي‌گويد: «سرمايه از سرمايه‌دار جداست.» براي فهم اين جمله مثالي مي‌زنم. فرض كنيد كه به ‌شدت با موضوعي مخالفيد و غير از شما، بخش بزرگي از جامعه هم چنين عقيده‌اي دارند. حالا فرض كنيد با خودروی شخصي خود در خيابان رانندگي مي‌كنيد و به انبوه جمعيت معترضي مي‌رسيد كه در خيابان مشغول شعار دادن و تظاهرات هستند و همان اعتراض شما را فرياد مي‌زنند، به احتمال بسيار زياد با اين معترضان همدل و همراهيد و طبيعي است كه بخواهيد به آنان بپيونديد؛ در اين وضعيت چه خواهيد كرد؟ آيا بلافاصله از خودرو پياده مي‌شويد و به صف معترضان مي‌پيونديد؟ به احتمال بسيار زياد جواب منفي است، زيرا منطقا حتي اگر بخواهيد وارد اعتراض شده و با معترضان خياباني كه مثال آوردم همراه شويد، ابتدا سعي مي‌كنيد خودروي خود را در جايي مطمئن پارك كنيد كه اگر به هر دليلي اين اعتراض به خشونت گراييد، آسيبي به خودروي شما كه سرمايه‌تان است، وارد نشود و اين همان تعبيري است كه ماركس به‌ كار برده، همان جمله كه «سرمايه از سرمايه‌دار جداست». به عبارتي شايد شما بتوانيد از جان خود بگذريد، ولي گذشتن از پول و سرمايه‌تان به همين سادگي‌ها امكان‌پذير نيست كه يادآور همان تعبير عاميانه است: «جانم را بگير ولي پولم را نگير!»  سه روز پيش ترامپ از اين گفت كه دوشنبه صبح به وقت خاورميانه، عملياتي را براي خارج‌ كردن كشتي‌هاي گرفتار در خليج‌فارس آغاز خواهد كرد و كريدوري براي عبور امن اين كشتي‌ها از تنگه هرمز آماده كرده است. دوشنبه صبح به وقت خاورميانه، اين عمليات آغاز شد و تا اينجاي كار، تقريبا نتيجه اين عمليات روشن شده، اما سوال اينجاست كه چرا ترامپ به چنين تصميمي رسيد؟ براي پاسخ به اين پرسش لازم است تا به مجموعه تحولات اين چند سال نظري بيندازيم. از حدود دو دهه پيش، امريكا به ترسيم چالش اصلي آينده خود مبادرت كرد و نقشه راه خود را در كنترل چين ديد. در اين چالش، گستره‌اي كه امريكا لازم مي‌ديد تا براي حفظ هژموني خود وارد عمل شود.

 داراي نقاط درگيري متعددي بود كه هر يك به تناسب، زمانبندي، شروع درگيري متفاوتي داشت. همزمان با ترسيم اين نقشه راه، چين نيز براي تعميق و گسترش پروژه قدرتمندسازي اقتصاد خود تا نوك قله و برتري اقتصادي در جهان، به طراحي اهداف و عمل به برنامه‌هاي بلندمدتي را آغاز كرد. مهم‌ترين اين برنامه‌ها كه به خارج از مرزهاي چين مربوط مي‌شد، به ترتيب اولويت، ابتدا گسترش مرزهاي دريايي بود تا بتواند از سلطه دريايي امريكا بر آبراه‌هاي نزديك مرزهاي خود جلوگيري كند، لذا ساخت جزاير مصنوعي در درياي چين كه سبب پيشروي مرزهاي دريايي چين در اطراف خود مي‌شد، به سرعت آغاز شد كه امريكا را براي جلوگيري از اين پروژه به تكاپو انداخت. پروژه بعدي، «راه‌آهن جاده ابريشم» بود كه آن هم براي خروج از سلطه امريكا بر مسيرهاي درياي طراحي و در دست ساخت قرار گرفت كه از طريق كشورهاي آسياي ميانه، روسيه و نهايتا اوكراين، وارد اروپا مي‌شد و ارتباط تجاري چين با اروپا را خارج از سلطه امريكا ايجاد مي‌كرد كه اين طرح نيز با راه‌اندازي جنگ اوكراين كه بخشي از همان نقشه راه امريكا براي جلوگيري از رشد اقتصادي چين بود، متوقف ماند و به نظر نمي‌رسد كه چين ديگر بتواند بهره‌برداري از اين راه‌آهن جاده ابريشم را به نتيجه برساند. مرحله بعدي نقشه راه امريكا براي جلوگيري از رشد اقتصادي چين، كنترل بازار انرژي‌اي بود كه دولت پكن بسيار به آن نيازمند است. اولين گام امريكا در اجراي اين طرح، در اختيار گرفتن چاه‌هاي نفت ونزوئلا بود كه به سادگي و طي يك عمليات ۵ ساعته و با دستگيري «مادورو» حاصل شد. گام بعدي، چاه‌هاي نفت ايران بود كه براي در اختيار گرفتن آن، امريكا به يك «پرش سه گام» مبادرت كرد. در گام اول، با جنگ ۱۲ روزه، منافذ داخلي كشورمان را فعال كرد، در گام دوم با گستردن «دام دي‌ماه» را جلوي پاي حاكميت كشورمان نهاد و با فضاسازي گسترده رسانه‌اي بر سر تعداد كشتگان دي‌ماه، زمينه رواني براي افكار عمومي داخلي خود جهت آغاز جنگ را آماده كرد تا گام سوم كه حمله به ايران بود را توجيه كند و در نهايت در گام سوم با ترور و به شهادت رساندن رهبري، به همراه بيش از ۴۰ نفر از فرماندهان رده‌بالاي كشور، پرش نهايي را انجام داد. برنامه‌ريزي ترامپ به گونه‌اي بود كه پس از گام سوم و انجام پرش، اطمينان داشت كه بلافاصله ايران تسليم خواهد شد، براي همين هم بود كه از قبل، سفر به چين زمانبندي شده بود. ولي مقاومت و استراتژي باورنكردني ايران، برنامه آن سفر طوري بود كه ترامپ از موضع قدرت تمام كه هم قبلا جلوي پيشروي پكن در درياي چين گرفته شده بود، هم راه‌آهن جاده ابريشم در اوكراين كور شده بود و هم دسترسي به نفت ونزوئلا از كف رفته بود، به چين برود، به هم ريخت. براي همين بود كه امريكا، موعد سفر را يك ماه به عقب انداخت، ولي همچنان با بسته بودن تنگه هرمز، نه تنها آن برتري كه ترامپ مي‌خواست به رخ «شي جين پينگ» بكشد امكان‌پذير نبود، بلكه سفر يك شكست خورده به كشور رقيب بود، رقيبي كه هم به صراحت به امريكا براي محاصره دريايي ايران هشدار مي‌داد كه با آتش بازي نكنيد و هم براي اولين‌بار طي تمامي اين سال‌ها، وقتي امريكا تهديد مي‌كرد كه هر كس به خريد نفت ايران بپردازد، تحريم مي‌شود؛ چين به پالايشگاه‌هاي خود، علنا دستور داد كه تحريم را ناديده بگيرند. حالا ترامپ يا بايد از خير سفر به چين بگذرد كه اين يعني نابودي هژموني ۸۰ ساله يا از موضع ضعف به چين سفر كند يا در آخرين روزها با يك حركت تبليغاتي، ژستي پيروزمندانه به خود بگيرد. براي همين است كه فارين‌پاليسي مي‌گويد: «دولت فعلي ايالات متحده تمايل دارد دستاوردهاي سريع و ملموسي را كه مي‌توان از نظر سياسي تبليغ كرد، در اولويت قرار دهد، نه سرمايه‌گذاري در روابط بلندمدت. قدرت نرم نيازمند صبر و انباشت تدريجي است، در حالي كه قدرت سخت نتايج فوري، هر چند كوتاه‌مدت به همراه دارد.» و طرح خارج‌ كردن كشتي‌هاي گرفتار در خليج‌فارس هم دقيقا براي همين دستيابي به «دستاوردهاي سريع و ملموس» كه بتوان آن را تبليغ كرد، انجام شد كه تا اينجا سركنگبين صفرا فزوده. البته هنوز ۱۰ روز به سفر ترامپ به چين مانده و تصوير يك رهبر شكست‌خورده، تصويري نيست كه ترامپ به آن رضايت بدهد. براي همين احتمالا طي مدت باقيمانده در اين ۱۰ روز، هر رخدادي را مي‌توان انتظار كشيد. شايد تنها آن تصويري كه ماركس از سرمايه و سرمايه‌دار ترسيم مي‌كند، جلوي حركات جنون‌آميز ترامپ در اين ۱۰ روز را بگيرد، چراكه آنچه در خليج‌فارس مي‌گذرد، بزرگ‌ترين تهديد براي سرمايه است، تهديدي كه ترامپ مي‌تواند با جنون خود، كل آن سرمايه را به آتش بكشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون