حرف درماني ترامپ در جنگ عليه ايران
حميد روشنايي
پوپوليستها غالبا افرادي سخنور هستند كه ميتوانند با سخنانشان ذهنها را در تسخير خود در آورند. آنها با مهارت كارهاي خود را با واژگاني زيبا توجيه ميكنند و تشويق حاضران را بر ميانگيزند. پوپوليستها ميتوانند بدترين رفتار غيراخلاقي را با بيان و كلمات زيبا جلوه دهند. آنها در استفاده از واژگان، رويكرد خاص و متفاوتي نسبت به ديگر گروهها دارند. اصولا، از زبان براي برقراري ارتباط مستقيم و احساس همدلي با تودهها بهره ميگيرند و در عين حال سعي ميكنند پيامهاي ساده، قابل فهم و اغلب احساسي داشته باشند. ترامپ تبلور واقعي از يك پوپوليست است. او در بيان مطالب نهايت مهارت را دارد. كلام او اولا ساده و عاميانه و قابل فهم براي همه است، ثانيا با زبان بدن، كلمات را تكميل ميكند و به ذهنها ميسپارد، ثالثا با احساس صحبت ميكند و احساسات مخاطبان را بر ميانگيزاند، رابعا شعار ميسازد (اول امريكا) و آن را تكرار ميكند، خامسا جملات مثبت را به خود و كلمات با بار منفي را به مخالفان نسبت ميدهد (كاري كه با بايدن رييسجمهور سابق امريكا كرد) و.. ترامپ توانسته در مدت رياستجمهورياش، برگ جديدي را در تاريخ امريكا رقم بزند. وي در ابتدا، با شيوههاي مختلف مردم اين كشور را جذب كرد و با اقداماتي مانند ايجاد تصويري قوي و همدلانه از خود و طرفدارانش و با استفاده از زبان اقناعي، اعتماد، وفاداري و احساس مسووليت را نسبت به خود در مخاطب، به وجود آورد. او همچنين با دوگانهسازي (ما و آنها) توانست سيستم انتخابات امريكا را به چالش بگيرد و در دو دوره رايگيري، (عليرغم مخالفت بسياري از نخبگان اين كشور) به پيروزي برسد. او با شخصيسازي رياستجمهوري امريكا و حمله به طرفهاي مقابل، خود را قهرمان نشان داد و يك هالهاي از پادشاهي براي خودش به وجود آورد. ترامپ پس از دستگيري و انتقال رييسجمهور ونزوئلا، در اوج موفقيت بود كه با فريب نتانياهو، وارد جنگ با ايران شد. ابتدا به دليل تصورات غلط، فكر ميكرد كه با كشتن رهبران سياسي و نظامي ايران، ميتواند در ظرف چند روز ايران را تسليم خود نمايد. براي همين با بزرگنمايي قدرت نظامي امريكا، در ابتدا تلاش داشت به سرعت مساله را حل كند.
ولي شرايط آنگونه كه فكر ميكرد، پيش نرفت و مجبور به تخيلبافي گرديد. مجموعه سخنانش را از ابتداي جنگ 40 روزه تاكنون درنظر بگيريد: «تمايل رهبران جديد ايران براي گفتوگو با وي، فقدان رهبري در ايران، تغيير كامل حكومت در ايران، تلاش ايران براي ساخت سلاح هستهاي، دفن شدن ذخاير اورانيوم ايران در اعماق زمين پس از بمباران امريكا در جنگ 12 روزه، موافقت ايرانيها با بازگرداندن «غبار هستهاي» (منظور اورانيومهاي 60درصد) به امريكا، نابودي نيروي هوايي، دريايي و ارتش ايران، كنترل و باز كردن تنگه هرمز، اسكورت نفتكشها ازسوي نيروي دريايي امريكا، نابودي زيرساختها و...» كه به گفته روزنامه همشهري (15/2/1405) بيش از 80 دروغ بزرگ بوده است و همچنان ادامه دارد. ترامپ هماكنون تلاش ميكند با استفاده از كلمات، ناتوانيها و اشتباهات خود را بپوشاند و توجيه نمايد. بر همين اساس است كه بنا به يافتههاي يكي از معروفترين پايگاههاي فكتچك امريكا، فقط ۳درصد از سخنان ترامپ، كاملا درست است و 39درصد آن دروغ و 19درصد كاملا دروغ (دروغ شاخدار) ميباشد. اينكه چرا وي تلاش ميكند با حرف درماني، مشكلات و ناتوانيهايش را پوشش دهد، جاي تأمل دارد:
1- شخصيت ترامپ: همانطور كه گفته شد او يك پوپوليست است كه از بيماريهاي اخلاقي و رواني رنج ميبرد. او شخصيتي خودشيفته، متكبر، دروغگو، فريبكار و نمايشگر دارد و نميتواند شكست را بپذيرد و وقتي با ناتواني مواجه ميشود سعي دارد با كلام خود، آن خلأ را پر نمايد.
2- موقعيت ترامپ: وي تاكنون توانسته از ذخيرههاي سالهاي گذشته و جايگاهي كه امريكا در طول 100 سال گذشته به دست آورده، بهره برده و سوءاستفاده كند. يعني با بهرهبرداري از شرايط خود و اعتبار امريكا، دست به دروغپردازي ميزند. جالب است بدانيد عليرغم آنكه همگان از واقعيتها مطلع هستند اما بازارهاي جهاني (به خصوص نفت) باز فريب ترامپ را ميخورند و قيمتها با توييتهاي او بالا و پايين ميرود، زيرا تصورشان آن است كه رييسجمهور يك ابرقدرت سخن ميگويد.
3- ترس از شكست: همانطور كه بيان گرديد شخصيت و موقعيت ترامپ در بيان مطالب تاثير فراوان دارد اما احساس آنكه چه سرنوشتي براي وي پس از برملا شدن واقعيت به وجود ميآيد، او را به ترس ميكشاند و مجبور به دروغگويي ميكند. او فردي است كه در دنياي كوچك خودش به همه چيز (از ثروت گرفته تا قدرت) رسيده است و نميتواند نشدن را تحمل كند. شايان ذكر است كه افراد ديكتاتور و متكبر، بيش از همه از ضعف دروني رنج ميبرند.
4- طرفداران نادان: از قديم گفتهاند: مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. افراد ناداني كه در داخل امريكا (و بعضا در جهان) هستند و دوست دارند يك قهرمان دروغين داشته باشند و تحت تاثير سخنان او قرار گيرند، نقش مهمي در اوجگيري ترامپ دارند. اين ضعف دموكراسي است كه افراد ظاهر فريب ميتوانند با سخنانشان تودهها را به وجد آورده و راي آنها را به دست آورند. هر چند براي آقاي ترامپ به دليل مشكلات اقتصادي امريكا، اين طرفداري در حال كاهش است اما باز هم افرادي هستند كه دل به سخنان او بستهاند.
5- فضاي مجازي: يكي از عوامل مهم در رشد عوامفريبي، شبكههاي اجتماعي و فضاي مجازي است. در اين شبكهها ميتوان به آساني و بدون هيچ راستيآزمايي، دروغ گفت و ديگران را به سوي خود كشاند. ترامپ هم به شدت علاقهمند به اين فضاي جعلي است و براي همين يك شبكه خصوصي براي خودش ساخته و از آن نهايت سوءاستفاده را ميكند.
به هر صورت، ترامپ با استفاده از حرف درماني تلاش گستردهاي جهت كاهش قيمت نفت و حفظ پرستيژ امريكا مينمايد. هر چند اين شيوه نيز براي هميشه نميتواند واقعيتها را كتمان كند و در دنياي اطلاعات امروز، حقايق خود را نشان ميدهد و سيه روي ميشود آنكه در او غش باشد.