• 1405 جمعه 3 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6315 -
  • 1405 چهارشنبه 16 ارديبهشت

نتيجه جعل و تبعيض رسانه‌اي

عباس عبدي

گل بود به سبزه آراسته شد؛ پيش از جنگ هم دسترسي به اطلاعات و اخبار معتبر سخت بود، اكنون با وجود وضع امنيتي كشور مرز اخبار واقعي از جعلي مخدوش‌تر شده است. در فضاي ملتهب كنوني برخي افراد اخباري را مي‌گويند كه يا دروغ است يا مرجعي براي تأييد و رد آنها نيست و كسي هم جرأت تكذيب عمومي آنها را ندارد و در اين فضاي ارتباطي تبعيض‌آميز، اين اخبار براي مخاطبان آن خط خبري، پذيرفته شده تلقي مي‌شوند و بر همان اساس موضع‌گيري مي‌كنند. اين كار اغلب از طرف تندروهاي مجلس است كه تحت نام نمايندگي هر چه بخواهند مي‌گويند و كسي هم در مقام اصلاح آنها برنمي‌آيد، به ويژه كه تأييد و رد اخبارشان معنادار و مهم است. البته آنان مثل هر شهروندي حق ابراز نظر ولو بي‌ربط را دارند. ولي از طرف حكومت حرف زدن امر ديگري است. در كنار اينها تعداد زيادي موضوع وجود دارد كه با زندگي روزمره مردم در ارتباط است ولي نه اظهار مي‌شود و نه به تناسب مورد بحث و گفت‌وگوي عمومي قرار مي‌گيرند. اخبار بيكاري‌ها، از دست دادن كسب و كار و درآمد، تورم و قيمت‌ها، مسائل اجتماعي، رشد اقتصادي، خسارات ديگري كه در راه است و... همه اينها مي‌تواند درك جامعه و مردم را از آنچه  مي‌گذرد بهبود بخشد و به واقعيت نزديك نمايد. براي نمونه يك نماينده ۵ روز پس از محاصره دريايي امريكايي‌ها در توييتر نوشت: «نفت ايران با قيمت تقريبا دو برابر قبل از جنگ در حال فروش است... اخذ عوارض از كشتي‌ها در تنگه هرمز برقرار است... كشور مشكل صادرات و واردات ندارد. ترسوها به سيل خروشان ملت بپيوندند و...». اين خبر پس از محاصره امريكا خلاف واقع و گمراه‌كننده است.
 ايران بايد بتواند نفت را استخراج و صادر كند تا خسارات بزرگ فني براي چاه‌ها پيش نيايد و به منابع نفتي كشور خسارت وارد نشود. اكنون و با محاصره مزبور اين مشكل كم‌كم به وجود خواهد آمد. مساله مهم‌تر حذف درآمدهاي حاصل از اين وضع است. همچنين واردات از همسايگان گران‌تر و با ريسك بالاتر خواهد بود. ايرادي ندارد كه بگوييم همه اينها را بايد تحمل كرد و جنگيد، ولي چرا بايد واقعيت را نگفت؟

آيا همين جعل خبر به معناي آن نيست كه فقط با تحريف واقعيات است كه مي‌توانند ديگران را با اتهام ترسو بودن، دعوت به پيوستن به سيل خروشان ملت كنند؟ و الا معلوم نيست اگر واقعيت را بگويند آيا كسي اطراف آنها خواهد ماند؟ گرچه واقعيت دير يا زود آشكار خواهد شد ولي آن زمان براي جبران تبعات اين جعليات خيلي دير خواهد بود. يكي ديگر از كارهاي تندروهاي طرفدار جنگ بي‌پايان، ايفاي نقش سخنگويي از طرف رهبري است. معلوم نيست، اينها چگونه چنين ارتباطي دارند كه خبر را به نحوي مي‌گويند كه گويي در آنجا حاضر بوده‌اند. اين نوع خبرسازي‌ها به جريان‌سازي مي‌انجامد و در ذهن و روان تندروها رسوب مي‌كند و تبعات خود را به كشور بار خواهد كرد. ديگري مي‌گويد: «وقتي مردم در خيابان از محتواي مذاكره اطلاعي ندارند، چطور با فريادهاي خود روي آن تأثير بگذارند؟! ميز مذاكره اگر حمايت خيابان را مي‌خواهد، بايد با او صادقانه سخن بگويد و اجازه ندهد تا خيابان، اخبار مذاكره را از دشمن بشنود.» خوبه كه طرفدار شفافيت شده‌اند، ولي مگر ميز مذاكره بدون اجازه مقامات ذي‌صلاح چيده شده؟ به علاوه كافي است خيابان براي طرفداران هر خط مشي، متمايز شود تا وزن آنان معلوم‌ گردد. به اين هم نياز نيست. ابتدا توافق كنند، سپس براي تاييد نظر مردم به رفراندوم گذاشته شود هر چه مردم گفتند قبول است. آن ديگري براي نمايش خود همسايگان را با ادبيات ترامپي تهديد مي‌كند در حالي كه معلوم نيست چه كاره است؟ ديگري در روزنامه خود نوشته كه تنگه را بايد حداقل ۱۰ سال پيش مي‌بستيم ولي غرب‌زده‌ها نگذاشتند. نويسنده يك لحظه هم فكر نمي‌كند، مگر كسي مي‌خواست ببندد كه غرب‌زده‌ها نگذاشتند؟ مگر اين اقدام همچون اين‌بار، جز در اختيار رهبري نظام بود؟ به علاوه ۵ سال پيش كه همه خودي و يكدست شديد چرا تنگه را نبستيد؟ متاسفانه جريان سياسي طرفدار جنگ با هدف پايان يافتن زيست متعارف در ايران، آزاد است هر رفتار رسانه‌اي داشته باشد. در مقابل، دستان جريان طرفدار كوشش براي رسيدن به توافقي پايدار و به سود ايران به نسبت بسته است و جريان سوم ضد ايراني نيز آزادانه از رسانه‌هاي فرامرزي كار خود را مي‌كند. نتيجه اين وضعيت به زيان كشور است. آنان بدون اطلاع دقيق از ميدان و وضع كشور در پي ادامه جنگ هستند و براي سياستگذاران جريان‌سازي مي‌كنند. قطعا چنين تصميماتي موفق و به سود كشور نخواهد بود، ولي تندروها مسووليت هر شكستي را متوجه مجريان سياست‌هاي كلان خواهند نمود. بدتر اينكه اكثريت مردم هم با تصميماتي كه يك اقليت رانتي از كف خيابان تحميل كنند همدلي نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پياز.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون