توازن اقتدار ديپلماسي و اهرمهاي نوين
اميرعباس ميرزاخاني
حضور و سخنراني دكتر مسعود پزشكيان در هشتاد و يكمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد، رويدادي فراتر از يك نطق متعارف ديپلماتيك و در حقيقت تبيين دكترين نوين امنيت ملي جمهوري اسلامي در گذار از يك نقطه عطف تاريخي بود. با توجه به شناختي كه از رييسجمهور پزشكيان ميرود، معلوم بود كه اين سخنراني بعد از جنگ ۴۰ روزه و شهادت رهبر انقلاب اسلامي و جمعي از فرماندهان نظامي و افراد سياسي و مردم بيدفاع كشور، با سخنرانيهاي ديگر روساي جمهور متفاوت است. پيام محوري اين سخنراني جهاني بر اين واقعيت استوار بود كه ايران پساجنگ، با تركيب بازدارندگي سخت ميداني و ديپلماسي فعال حقوقي، قواعد بازي تحميلي غرب را به چالش كشيده و موازنه قدرت جديدي را در سطح منطقهاي و جهاني بر بنيان سهگانه «عزت، حكمت و مصلحت» بازتعريف كرده است. در اين يادداشت ميكوشم به جنبههاي مختلف راهبردي اين سخنراني بپردازم.
۱- بازسازي مشروعيت بينالمللي و معكوسسازي اتهام تروريسم: رييسجمهور با رد قاطع اتهامات سنتي واشنگتن، موقعيت ايران را از موضع تدافعي متهم، به مدعي و قرباني اصلي تروريسم دولتي دگرگون ساخت. استناد دقيق به بمباران مراكز زيست غيرنظامي، كاربرد بمبهاي خوشهاي عليه كودكان و شهادت رهبران عالي و دانشمندان، استاندارد دوگانه غرب را به چالش كشيد و تصويري مقتدر، مظلوم و قانونمدار در وجدان عمومي جنوب جهاني و ناظران بيطرف ترسيم كرد.
۲- دادخواهي غزه و احياي آرمان مقاومت رهاييبخش: افشاي ژنوسايد رژيم صهيونيستي و شهادت دهها هزار انسان بيدفاع، محور ديپلماسي عمومي رييسجمهور بود. وي نشان داد كه مقاومت، واكنشي ناگزير و طبيعي به اشغالگري است. ايران پيگيري حقوقي، اخلاقي و رسانهاي را در راس تعهدات خود نشاند تا در كنار بازدارندگي ميداني، اركان مشروعيت ادعايي رژيم اشغالگر در محافل بينالمللي فروپاشد.
۳- بازتعريف راهبرد هستهاي از حق توسعه تا اهرم موازنه: پزشكيان با تاكيد بر پارادوكس آشكار ميان سكوت در برابر زرادخانه اتمي تلآويو و
فشار حداكثري بر تهران، معادله «نه سلاح كشتارجمعي، نه محروميت از دانش صلحآميز» را تثبيت كرد. با اين حال در شرايط نوين پس از جنگ تحميلي، ايران نشان داد كه ادامه همكاري با آژانس يا بازنگري در معاهده انپيتي، تابعي مستقيم از رفتار طرفهاي مقابل و بخشي از موازنه بازدارندگي ملي است.
۴- امنيت بومي و تفكيكناپذيري منافع در خليجفارس: نقد انسداد كشتيراني و مداخلات بحرانآفرين فرامنطقهاي، متضمن اين پيام بنيادين بود كه امنيت در آبراهههاي حياتي قابل تجزيه نيست. تنگه هرمز نميتواند معبري امن براي صادرات نفت جهاني باشد در حالي كه منافع مشروع ايران هدف تحريم و تهديد قرار دارد؛ لذا امنيت يا براي همه تضمين ميشود يا هيچ كس از آن منتفع نخواهد شد.
۵- نقد بنيادين نظم تكقطبي و تعميق همگرايي جنوب: هشدار پيرامون ابزارسازي قدرتهاي هژمون از سازمان ملل، همگرايي تهران را با ساختارهاي نوين جهاني نظير بريكس و شانگهاي برجسته ساخت. پزشكيان تاكيد كرد كه ناكارآمدي نهادهاي بينالمللي در استيفاي حقوق پايمال شده ملتها، مقاومت جمعي كشورهاي مستقل در برابر يكجانبهگرايي مالي و سياسي را به ضرورتي اجتنابناپذير بدل كرده است.
۶- موازنه نامتقارن و پيوند راهبردي دو گلوگاه دريايي: هماهنگي ژئوپليتيك با مقاومت دلاورانه يمن و تسلط بر تنگه بابالمندب، جزيره ميون و وروديهاي درياي سرخ، همافزايي بيسابقهاي با اقتدار دريايي ايران در تنگه هرمز ايجاد كرده است. ايجاد اين تنگناي موازنهبخش، آسيبپذيري حياتي اقتصاد جنگافروزان را آشكار ساخته و پرهزينهترين اهرم نامتقارن را براي رفع محاصره اقتصادي فراهم آورده است.
۷- حقوقيسازي كنش دفاعي و سامانه تبديل ميدان به دادگاه: پاسخهاي دفاعي كشور در چارچوب يك راهبرد جامع حقوقي مستندسازي شده است. تدوين كيفرخواستهاي رسمي عليه آمران و عاملان متجاوز امريكايي و صهيونيستي و پيگيري دعاوي در مراجع بينالمللي، هرگونه تجاوز نظامي را به هزينه مستمر حقوقي و تعقيب بينالمللي براي مجرمان جنگي مبدل ميسازد.
۸- جهاد تبيين و پيروزي در نبرد ادراكي و روايتها: بيانات پزشكيان ضربهاي هوشمندانه به كمپين جنگ شناختي دشمن بود. در شرايطي كه امپراتوري رسانهاي غرب در پي مقصرنمايي مقاومت و توجيه جنايات تجاوزكارانه بود، شفافيت و سرعت عمل در روايتگري حقيقت، حقانيت موضع جمهوري اسلامي را بر افكار عمومي جهانيان حاكم كرد.
۹- آمادگي براي تعامل سازنده از موضع بازدارندگي: پيام پاياني رييسجمهور، ترسيم مرز ميان ديپلماسي عزتمندانه و تسليم بود؛ درهاي مذاكره تنها در صورت توقف تهديدات و بر پايه برابري گشوده است. جمهوري اسلامي با پشتوانه خون شهدا و قدرت ميداني، پاي ميز گفتوگو حاضر ميشود، نه از موضع اضطرار.
پيوند ناگسستني ميدان و ديپلماسي در دوران پساجنگ: سخنراني دكتر پزشكيان بازتاب دكترين منسجم نظام در مواجهه با تهديدات وجودي بود. اين موضعگيري اثبات كرد كه شهادت فرماندهان و آسيبهاي ناشي از جنگ ۴۰ روزه، نهتنها اراده ملي را فرسايش نداده، بلكه دستگاه ديپلماسي و توان بازدارندگي نامتقارن كشور را به سطحي نوين از انسجام، ابتكار و استحكام رسانده است.