• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6423 -
  • 1405 دوشنبه 30 شهريور

نگاهي به نمايش «رومولوس» به كارگرداني قيس يساقي

اقتباس يا فروكاستن پيچيدگي‌هاي سياسي؟

محمدحسن خدايي

شايد اين هم از بختياري ما اهالي تئاتر باشد كه اين روزها اجرايي از «رومولوس كبير» فريدريش دورنمات در سالن استاد سمندريان مجموعه ايرانشهر بر صحنه آمده و بار ديگر نام حميد سمندريان را به واسطه ترجمه خوب و روان از متن نمايشنامه دورنمات، در ذهنها زنده كرده است. رومولوس كبير را ميتوان يك كمدي سياسي قرن بيستمي در نظر گرفت كه در خوانش فواد زيدانلويي در مقام نمايشنامهنويس تغييراتي يافته و بنابر مناسبات توليد و ايدئولوژي حاكم بر كليت اجرا، تن به تقليلگرايي داده و قيصر روم را بدل به پادشاهي كرده كه بيش از تخت سلطنت به مرغدارياش اهميت ميدهد و در اين مسير، چنان راه افراط پيشه ميكند كه تاج و تختش به مخاطره بيفتد. صد البته در نمايشنامه دورنمات هم اين علاقه غيرعادي به مرغهاي دربار نمودي غيرقابل انكار دارد، اما در روايت فواد زيدانلويي، كار چنان بالا گرفته كه در پايان نمايش با نوعي مسخشدگي تمامعيار روبهرو شويم كه ميل فزاينده رومولوس به مرغ شدن را موكد كند. ماحصل اين خوانش تقليلگرايانه از جهان مالوف دورنمات، برساختن يك وضعيت ساده و فاقد پيچيدگي است. اين ساده كردن يك زيستجهان پيچيده، اجراي رومولوس به كارگرداني قيس يساقي را به مسيري ناشناخته كشانده كه ارتباط مخاطبان را با شخصيتها دچار اختلال كند.

 براي قياس متن دورنمات و اجرايي كه اين شبها در سالن استاد سمندريان بر صحنه است، ميتوان به نظريه سيستمهاي اجتماعي نيكلاس لومان رجوع كرد. از اين طريق شايد بتوان به آسيبشناسي رويكرد اجراي قيس يساقي پرداخت و در مذمت سادهكردن بيش از اندازه سيستم‌‌ اجتماعياي گفت كه بر مدار پيچيدگي سامانيافته، اما شوربختانه اينجا بدل به جهاني ساده شدهكه كاريكاتوريستي مينمايد. لومان اعتقاد دارد يك سيستم اجتماعي پيچيده در نسبت با محيط اطرافش معنا مييابد و متعين ميشود. بنابراين محيط اجتماعي، نقش اساسي در روابط و مناسبات آدمها، نهادها و اشيا با يكديگر دارد. از دل فهم اين نسبتها ميتوان كاركرد يك جامعه را با تمامي عناصر پيدا و پنهانش، به دقت مشاهده كرد و در باب كارآمدياش به قضاوت نشست. پس وقتي در بازنمايي نظم سياسي امپراتوري روم به وقت اضمحلال و حمله قريبالوقع دشمن خارجي، پيچيدگي سيستم كنار گذاشته ميشود و همهچيز بدل به سادگي مفرط ميشود ميتوان حدس زد كه رومولوس قيس يساقي، تقليلگرايانه به چه مشكلاتي دچار شده است. به ديگر سخن، بسياري از عرصههاي حيات اجتماعي كه محل مناقشه است و در نمايشنامه دورنمات به زبان كمدي بيان شده در اجراي قيس يساقي به كل حذف شده يا بياهميت جلوه داده ميشود. فيالمثل بيشترين زماني كه رومولوس بر صحنه حرف ميزند و توجه از خود نشان ميدهد، پرسش از مرغها و تعداد تخممرغهايي است كه آن روز به دست آمده. در طول اجرا وقتي مخاطبان با قصه نمايش بيشتر آشنا شده و روايت قيصر را از اين روزهاي دشوار پي ميگيرند آن چيزي كه نظرشان را جلب ميكند دغدغه مداوم رومولوس در رابطه با مرغداني است. پس دليلي ندارد اين مخاطبان حاضر در سالن استاد سمندريان، خسته و دلزده، اين پرسش را مطرحكنند كه چرا اين حجم از زمان اجرا به رابطه قيصر و مرغهايش اختصاص داده شده است. هر قدر نمايش رومولوس قيس يساقي دچار تكرار در اين زمينه ميشود و امكانهاي خويش را به درستي استفاده نميكند دورنمات رويكرد متفاوتي نسبت به تاريخ روم اتخاذ كرده و كمدي را بازتابي از يك وضعيت پيچيده سياسي ميداند. او با زيركي و نگاه انتقادي كه به هر دو اردوگاه چپ و راست سياسي دارد، صحنه را از طريق مواجهه با نيروهاي مختلف اجتماعي، بدل به مينياتوري از وضعيت عمومي جامعه روم به سال 476 بعد از ميلاد مسيح ميكند. به مولفههايي چون قدرت سياسي، نژاد، مليت، سرمايهداري، مردم، قانون پرداخته ميشود و نظرگاه دورنمات از زبان شخصيتها خطاب به جامعه ارايه ميگردد. رومولوس همان فيگور مورد علاقه دورنمات است كه از قدرت سياسي دلزده شده و در پي مرگي باشكوه به دست فرمانده ژرمنهاست. نوعي نگاه نيهليستي به جهان كه از جايگاه نمادين پادشاهي خسته شده و ميخواهد با نفي امر ايجابي، از طريق كارينكردن، سيستم سياسي روم را از هم بپاشاند. موفقيت يا شكست رومولوس چندان اهميتي ندارد چراكه براي دورنمات نفي اين جايگاه قدرت و فراتر رفتن از اين موقعيت فرادستانه مهم است. در خوانشي كه نمايشنامهنويس و كارگردان ايراني در پيش گرفتهاند خبر چنداني از اين ديدگاه فلسفي به جهان نيست و به نظر ميآيد پلاتي كه نمايشنامهنويس براي از نو روايت كردن يك قصه معلوم در پيش گرفته، چندان كه بايد نتوانسته به سرانجامي خودبسنده نائل شود و مخاطبان را درگير كار خود كند.

 به لحاظ طراحي صحنه، سينا ييلاقبيگي تلاش دارد فضايي ملهم از شكوه مضمحل پادشاهي و آشفتگي يك مرغداني را بسازد. در گوشه سمت راست، يك سازه چوبي تعبيه شده كه توامان محل لانه براي جوجهها است و شيب به نسبت ملايمي دارد و محل استراحت و استقرار رومولوس است. همچنانكه در گوشه و كنار صحنه، استفاده از سازههاي كوچك و بزرگ چوبي، در خدمت فضاسازي اجرا بوده كه توضيحش رفت. نور زرد رنگي كه صحنه را دربر گرفته، در باورپذير كردن فضاي التقاطي دربار و مرغداني موثر عمل كرده و حسي از صميميت را به مخاطبان منتقل ميكند. همچنانكه آهنگسازي بابك كيواني از نقاط خوب اجرا است. يك موسيقي تلفيقي كه گاهي به تعزيه نزديك ميشود و گاهي به فضاي پرآشوب يك نظم سياسي بحرانزده. لباسهايي كه براي بازيگران طراحي شده را نيوشا مولاييان برعهده داشته و اينجا هم تلفيقي از امر نو و كهنه مشاهده ميشود. در نتيجه ميتوان اين نكته را متذكر شد كه رومولوس قيس يساقي، يك محصول هيبريدي و التقاطي پسامدرنيستي است. چه در روايت كه كمدي دورنمات را بيش از پيش ساختشكني ميكند تا از نو روايت كند و چه در عناصر اجرايي كه اين تركيب فضاهاي نامتجانس، جهاني متناقضنما را برميسازد.

 بازيگراني چون اسماعيل گرجي، فرشاد قاسمي، اميرحسين بلندي، مهسا صبوري و محمد لقمانيان در اين پروژه تئاتري مشاركت داشته و به نسبت توانستهاند در خدمت سياستهاي اجرا باشند. اسماعيل گرجي تلاش دارد با حضوري متفاوت، يك شخصيت مذبذب را به نمايش گذارد. گاهي اين حضور با طمانينه همراه است و گاهي با نمايشي از جنون مهارنشدني. بيشك براي او كه نقشهاي به يادماندني اين سالها را بازي كرده، نقش رومولوس نبايد چندان سخت باشد اما او توانسته با مهارت خويش، ارزشافزودهاي درخور براي اين اجرا توليد كند و تماشاگران را مجذوب حضور خويش كند. جالب آنكه اجرا با حضور محمد لقمانيان در مقام فرمانده سپاه ژرمنها، جان تازهاي ميگيرد و يكي از صحنههاي تماشايي اين اجرا، گفتوگوهاي پرتنش اين دو شخصيت سياسي است. در اين ميان حضور گاه و بيگاه عروسكهايي كه قرار است در كابوس‌‌هاي رومولوس به شكل مرغ و خروس نقشآفريني كنند چندان كه بايد نتوانسته به امر تماشايي بدل شود. حضور اين عروسكها اغلب اوقات بسيار كوتاه بوده و در روند امور تاثير عمدهاي ايفا نميكند.

 درنهايت ميتوان گفت اجراي رومولوس براي قيس يساقي كه آثاري چون مثلِث و جك لارن را در كارنامهاش دارد يك امتياز متوسط محسوب ميشود كه تا رسيدن به منزل مقصود همچنان راه درازي در پيش دارد.

به هر حال در اين اجرا با غولي چون دورنمات شوخي شده و توان اين گروه براي عبور از اين نويسنده تاريخساز محدود است. اميد كه در آينده شوخي با آثار كلاسيك جهان ادبيات، با پتانسيل بيشتري براي اين دوستان اتفاق بيفتد و ماحصل كار رضايت مخاطبان را جلب كند. بازي با بزرگان به نيرو و خلاقيت بيشتري احتياج دارد و در اين مسير نميتوان با حداقلها وارد ميدان نبرد شد و انتظار پيروزي داشت.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون