• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6423 -
  • 1405 دوشنبه 30 شهريور

تهران در محاسبات چين

بهمن اكبري

سفر سيدعباس عراقچي به پكن و ديدار او با وانگ يي، تنها يك روز پيش از تماس تلفني وزير خارجه چين با ماركو روبيو، اهميت اين تحولات را فراتر از يك رايزني دوجانبه قرار داده است. آنچه اكنون اهميت دارد، نه تنها محتواي هر يك از اين گفت‌وگوها، بلكه همزماني ديپلماسي چين با تهران و واشنگتن در آستانه تعاملات سطح بالاي احتمالي ميان شي جين‌پينگ و دونالد ترامپ است. بر اساس گزارش وزارت خارجه چين كه به نقل از رويترز منتشر شده، وانگ يي و ماركو روبيو درباره روابط دوجانبه و تحولات خاورميانه گفت‌وگو كرده‌اند. وانگ همچنين بر ضرورت آمادگي دو كشور براي مرحله بعدي «تعاملات بلندپايه» با تأكيد بر برابري، احترام متقابل و اقدام متقابل تأكيد كرده است. در همان چارچوب، وزارت خارجه چين اعلام كرده است كه وانگ و عراقچي درباره روابط تهران و پكن و تحولات منطقه گفت‌وگو كرده‌اند. وانگ همچنين بر حمايت چين از حقوق و منافع ايران، ضرورت بازگشت طرف‌هاي درگير به تفاهم اسلام‌آباد و حل اختلافات از مسير گفت‌وگو تأكيد كرده است. اين توالي زماني به‌تنهايي اثبات نمي‌كند كه ميان گفت‌وگوهاي پكن با تهران و واشنگتن هماهنگي يا معامله‌اي درباره ايران صورت گرفته است؛ چنين نتيجه‌اي به شواهد بيشتري نياز دارد. اما نشان مي‌دهد كه پرونده خاورميانه در حال حاضر در دو كانال مهم ديپلماتيك چين، يعني تهران و واشنگتن، همزمان در حال پيگيري است. در تحليل نقش چين بايد از دو برداشت ساده فاصله گرفت: نخست اينكه پكن حامي ايران است و دوم اينكه چين يك ميانجي بي‌طرف ميان تهران و واشنگتن به‌شمار مي‌رود. رفتار چين نشان مي‌دهد كه پكن در درجه نخست، منافع ملي و راهبردي خود را دنبال مي‌كند. روابط اقتصادي چين با ايران، مناسبات گسترده آن با كشورهاي عربي خليج فارس، اهميت بازار امريكا و همچنين نياز اين كشور به ثبات مسيرهاي انرژي و تجارت، مجموعه‌اي از ملاحظات را در سياست خاورميانه‌اي پكن شكل مي‌دهد. از اين نگاه، مواضع چين درباره ايران را بايد در چارچوب مديريت ريسك و حفظ منافع خواند. پكن از گسترش جنگ و بي‌ثباتي منطقه‌اي متضرر مي‌شود، اما اين الزاما به معناي آن نيست كه در تمام محاسبات راهبردي، اولويت‌هاي چين و ايران يكسان باشد. اين تمايز براي سياست خارجي تهران اهميت دارد: همكاري با چين زماني پايدارتر خواهد بود كه بر منافع عيني، پروژه‌هاي مشخص و سازوكارهاي قابل اتكا استوار شود، نه بر انتظار حمايت نامحدود. در چنين شرايطي، سفر وزير خارجه ايران به پكن را مي‌توان بخشي از تلاش تهران براي انتقال مستقيم ديدگاه‌ها و ملاحظات خود به يكي از مهم‌ترين بازيگران نظام بين‌الملل دانست. مساله اصلي اين نيست كه چين از ايران حمايت كند يا در برابر امريكا قرار گيرد؛ مساله اين است كه منافع ايران در محاسبات چين درباره آينده منطقه حضور داشته باشد. اگر پرونده ايران در گفت‌وگوهاي چين و امريكا به بخشي از يك سبد بزرگ‌تر مسائل تبديل شود، تهران بايد بتواند منافع و خطوط قرمز خود را پيش از شكل‌گيري توافقات يا تفاهمات احتمالي، به طرف‌هاي موثر منتقل كند. به ديگر بيان، ديپلماسي ايران نبايد تنها به دريافت و تفسير تصميمات قدرت‌هاي بزرگ محدود شود؛ بلكه بايد تا حد امكان در شكل‌دهي به محاسبات آنها نيز نقش داشته باشد. اشاره چين به تحولات خاورميانه بدون توجه به جايگاه خليج فارس و تنگه هرمز قابل فهم نيست. چين يكي از اقتصادهاي بزرگ مصرف‌كننده انرژي جهان است و امنيت مسيرهاي انتقال انرژي براي آن اهميت مستقيم دارد. از نگاه ايران، هرمز بخشي از معادله امنيت ملي و بازدارندگي است؛ اما از منظر چين، ثبات خليج فارس با امنيت انرژي، تجارت و كشتيراني پيوند خورده است. در نتيجه، ميان تهران و پكن در ضرورت جلوگيري از جنگ فراگير، منافع مشتركي وجود دارد؛ اما در نحوه مديريت بحران، لزوما همه محاسبات يكسان نيست. اين همان نقطه‌اي است كه ديپلماسي مي‌تواند اهميت پيدا كند: تبديل ظرفيت‌هاي ژئوپليتيكي به اهرم گفت‌وگو و چانه‌زني، بدون آنكه اين ظرفيت‌ها به بحران گسترده‌تر اقتصادي و امنيتي تبديل شوند.  وانگ يي در گفت‌وگو با عراقچي همچنين نسبت به سرايت تنش‌هاي منطقه‌اي به يمن و درياي سرخ هشدار داده و بر حل مسائل از مسير گفت‌وگو و مذاكره تأكيد كرده است. اين موضع را مي‌توان در چارچوب نگاه گسترده‌تر چين به امنيت منطقه ارزيابي كرد. از ديد اقتصادي، خليج فارس، درياي عمان، درياي سرخ و مسيرهاي اصلي تجارت جهاني، مجموعه‌اي از نقاط به‌هم‌پيوسته‌اند. تشديد بحران در يكي از اين مناطق مي‌تواند آثار آن را به ساير مسيرهاي انرژي و تجارت منتقل كند. 

ازاين‌رو، چين احتمالا بيش از آنكه به دنبال ورود مستقيم به منازعه‌هاي منطقه‌اي باشد، به دنبال مهار سرايت بحران و حفظ ثبات محيط پيراموني تجارت و انرژي است.
تاكيد «وانگ يي » بر «تعاملات بلندپايه» ميان چين و امريكا نيز نبايد از اين چارچوب جدا شود. روابط پكن و واشنگتن مجموعه‌اي بسيار گسترده‌تر از پرونده خاورميانه دارد و مسائل اقتصادي، تجاري، فناوري و امنيتي ميان دو كشور در كنار موضوعات منطقه‌اي قرار دارند.
ازاين‌رو، ايران نبايد فرض كند كه موضوع آن الزاما محور اصلي گفت‌وگوي چين و امريكا خواهد بود؛ اما در عين حال، نبايد نسبت به احتمال قرار گرفتن مسائل ايران و خاورميانه در اين گفت‌وگوها نيز بي‌تفاوت باشد. مساله اصلي براي تهران، پيش‌بيني نتيجه مذاكرات قدرت‌هاي بزرگ نيست، بلكه افزايش ظرفيت اثرگذاري بر محاسبات آنهاست. اين امر مستلزم ديپلماسي فعال با چين، روسيه، كشورهاي همسايه و كشورهاي خليج فارس و نيز استفاده موثرتر از ظرفيت‌هاي چندجانبه است. تحولات اخير يك درس مهم براي سياست خارجي ايران دارد: در نظام بين‌الملل، اهميت ژئوپليتيكي به‌تنهايي كافي نيست. كشوري زماني مي‌تواند از موقعيت ژئوپليتيكي خود بهره ببرد كه آن را به ظرفيت ديپلماتيك، اقتصادي، فناورانه و نهادي تبديل كند. چين در حال گفت‌وگو با تهران و واشنگتن است و همزمان تلاش مي‌كند از گسترش بحران خاورميانه جلوگيري كند. در چنين شرايطي، سياست خارجي ايران بايد نه بر انتظار از يك قدرت خارجي، بلكه بر افزايش گزينه‌هاي خود استوار باشد. ازاين‌رو، «پكن پيش از واشنگتن» را مي‌توان فراتر از نام يك سفر ديپلماتيك ديد. اين تعبير مي‌تواند نشانه يك ضرورت راهبردي باشد: پيش از آنكه قدرت‌هاي بزرگ درباره نظم منطقه‌اي گفت‌وگو كنند، ايران بايد بتواند منافع خود را به بخشي از محاسبات آن نظم تبديل كند. سرانجام، مساله اصلي اين نيست كه پكن در رقابت خود با واشنگتن در كدام سمت مي‌ايستد؛ مساله اين است كه تهران تا چه اندازه مي‌تواند از روابط خود با پكن، مسكو، همسايگان و ساير بازيگران براي افزايش دامنه انتخاب و استقلال تصميم‌گيري بهره برد. ديپلماسي موفق، تنها يافتن يك حامي قدرتمند نيست، بلكه ساختن شرايطي است كه ديگران نتوانند درباره آينده يك كشور، بدون درنظرگرفتن منافع آن تصميم بگيرند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون