• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6423 -
  • 1405 دوشنبه 30 شهريور

نسلي كه در را از داخل مي‌بندد

علي خورسند جلالي

درِ اتاق بسته است، هدفون روي گوش قرار دارد و تلفن همراه روي حالت بيصداست. ممكن است از پشت در، اين تصوير نشانه انزوا، افسردگي يا گسست از خانواده به نظر برسد؛ اما براي جواني كه درون اتاق نشسته، ماجرا گاهي معناي ديگري دارد؛ اينجا تنها جايي است كه كسي او را ارزيابي نميكند. لازم نيست درباره آيندهاش توضيح بدهد، از ظاهرش دفاع كند، به پرسشهاي تكراري درباره كار و ازدواج پاسخ دهد يا وانمود كند كه حالش خوب است. تنهايي، براي بخشي از نسل z، اتاقي بدون داور است.

معمولا درباره تنهايي جوانان با زبان آسيبشناسي حرف ميزنيم. شبكههاي اجتماعي، كرونا، كاهش معاشرتهاي حضوري و وابستگي به تلفن همراه را كنار هم ميگذاريم و به اين نتيجه ميرسيم كه نسل تازه، توانايي برقراري ارتباط را از دست داده است. اين توضيح بخشي از واقعيت را ميبيند، اما يك پرسش را بيپاسخ ميگذارد؛ اگر جوانان از تنهايي رنج ميبرند، چرا بسياري از آنان بارها خودشان آن را انتخاب ميكنند؟

شايد پاسخ اين باشد كه آنچه آنان انتخاب ميكنند، الزاما بيكسي نيست؛ فاصلهگرفتن موقت از روابطي است كه بيش از آنكه پناه باشند، به محل بازخواست تبديل شدهاند. نسلي كه از كودكي در معرض مقايسه بوده است (از نمره مدرسه و رتبه كنكور تا درآمد، ظاهر، تعداد دنبالكنندگان و سبك زندگي) طبيعي است كه گاهي جايي را بخواهد كه در آن مجبور به اثبات خود نباشد. پيشتر، خانه و جمع دوستان چنين پناهي فراهم ميكردند، امروز خود اين فضاها نيز ممكن است ادامه همان ميدان رقابت باشند.

در بسياري از خانوادهها، گفتوگو هنوز با پرسشگري اشتباه گرفته ميشود. «درست چه شد؟»، «كي سر كار ميروي؟»، «دوستت چرا از تو جلو افتاد؟» و «بالاخره ميخواهي با زندگيات چه كار كني؟» پرسشهايي هستند كه ظاهرا از سر نگراني مطرح ميشوند، اما در گوش جواني كه از آينده خود مطمئن نيست، مانند اعلام مداوم ناكافيبودن شنيده ميشوند. او به اتاقش پناه ميبرد، نه لزوما چون خانواده را دوست ندارد، بلكه چون ديگر انرژي دفاع از خود را ندارد.

براي نسلهاي پيشين، تنها ماندن غالبا مترادف محرومشدن از جهان بود. سرگرمي، خبر، دوستي و حتي فرصتهاي شغلي در بيرون از خانه قرار داشتند. نسل  z اما ميتواند در خلوت خود فيلم ببيند، موسيقي گوش كند، بازي كند، كار كند، آموزش ببيند و با دوستانش در ارتباط باشد. درنتيجه، اتاق ديگر پايان جهان اجتماعي نيست؛ نسخهاي قابلكنترل از آن است. در فضاي آنلاين ميتوان زمان پاسخدادن را انتخاب كرد، پيامي را ناديده گرفت، گفتوگويي را ترك كرد يا كسي را بيصدا كرد. جهان بيرون چنين دكمههايي ندارد.

همين امكان كنترل، يكي از تفاوتهاي مهم تجربه تنهايي در نسل جديد است. بسياري از جوانان از رابطه فرار نميكنند؛ از رابطهاي فرار ميكنند كه راه خروج ندارد. معاشرت حضوري گاهي آنان را در موقعيتي قرار ميدهد كه بايد ساعتها نقش فردي سرحال، اجتماعي و اميدوار را بازي كنند. ارتباط مجازي، هرچند كمعمقتر، به آنان اجازه ميدهد ميزان حضورشان را تنظيم كنند. نسلهاي قبلي رابطه را معمولا امري پيوسته ميديدند؛ نسل  z بيشتر به ارتباط تنظيمشده گرايش دارد؛ نزديكشدن، فاصلهگرفتن و دوباره بازگشتن.

عامل ديگري نيز در كار است؛ رابطه براي نسلي كه با نااطميناني اقتصادي و رواني بزرگ شده، پرهزينهتر از گذشته به نظر ميرسد. دوستي، عشق و حتي يك ديدار ساده، فقط به زمان نياز ندارد؛ هزينه رفتوآمد، كافه، لباس و مشاركت در سبك زندگي جمع را نيز به همراه ميآورد. جواني كه درآمد ثابت ندارد يا هنوز به خانواده وابسته است، ممكن است پيش از هر معاشرتي حساب كند كه آيا توان مالي آن را دارد يا نه. گاهي جمله «حوصله ندارم بيرون بيايم» پوششي محترمانه براي «پولش را ندارم» است.

در كنار آن، فرهنگ نمايش نيز ارتباط را فرسوده كرده است. نسل  z  بيش از هر نسل ديگري ميداند كه لحظههاي عادي زندگي ممكن است ثبت، منتشر و قضاوت شوند. حضور در يك مهماني ديگر فقط حضور در يك مهماني نيست؛ احتمال ديدهشدن در عكسها و روايت ديگران نيز هست. وقتي هر جمعي ميتواند صحنه توليد محتوا شود، خلوت به تنها جايي تبديل ميشود كه فرد هنوز مالك تصوير خويش است. او در تنهايي لازم نيست خوش بگذراند تا ديگران ببينند كه خوش ميگذراند.

اين انتخاب البته تناقضي دردناك در خود دارد. سازمان جهاني بهداشت در گزارش سال ۲۰۲۵ خود اعلام كرد حدود يكپنجم نوجوانان و جوانان احساس تنهايي ميكنند، بنابراين نميتوان هر عقبنشيني از جامعه را نشانه استقلال دانست.

تنهايي انتخابي ممكن است آرامشبخش باشد، اما وقتي طولاني شود، گاهي به تنهايي تحميلي بدل ميشود؛ فرد در را براي چند ساعت آسودگي ميبندد و پس از مدتي درمييابد كه ديگر كسي آن سوي در منتظرش نيست.

خطاي رايج اين است كه مسووليت اين وضعيت را يكسره بر دوش خود جوانان بگذاريم؛ چرا بيرون نميآيند، چرا معاشرت نميكنند و چرا هميشه در تلفن همراهاند؟ شايد پرسش دقيقتر اين باشد كه بيرون از اتاق چه چيزي براي استقبال از آنان وجود دارد. شهري كه فضاي عمومي ارزان و امن ندارد، بازار كاري كه آيندهاي قابلپيشبيني عرضه نميكند، خانوادهاي كه تفاوت را با انحراف اشتباه ميگيرد و جامعهاي كه هر انتخاب شخصي را به موضوع داوري تبديل ميكند، نبايد از بستهبودن درِ اتاق جوانان شگفتزده شود.

نسل  z الزاما عاشق تنهايي نيست. بسياري از آنان تشنه رابطهاند، اما رابطهاي كه در آن مجبور نباشند مدام نسخه قابلقبولتري از خود ارايه دهند. آنان از جمع نميگريزند؛ از جمعي خستهاند كه در آن شنيده نميشوند، اما پيوسته مورد سنجش قرار ميگيرند. ترجيح تنهايي، در چنين شرايطي، بيش از آنكه اعلام بينيازي از ديگران باشد، تلاشي براي حفظ بخشي از اختيار فردي است.

اگر ميخواهيم درهاي بسته باز شوند، كوبيدن بيشتر بر آنها راهحل نيست. بايد جهان آن سوي در را كمداوريتر، كمهزينهتر و قابلاعتمادتر كرد. جوان زماني از اتاق بيرون ميآيد كه مطمئن باشد بيرون، دادگاهي براي محاكمه سبك زندگي او تشكيل نشده است. گاهي پشت درِ بسته، كسي از جامعه قهر نكرده؛ فقط ميخواهد مدتي در جايي باشد كه مجبور نيست از بودنِ خودش دفاع كند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون