ترامپ بعد از انتخابات كنگره
حميد روشنايي
انتخابات ميان دورهاي كنگره امريكا كه قرار است در 3 نوامبر 2026 برگزار گردد، نه تنها براي اين كشور مهم است بلكه احتمالا جهان را با تحولاتي مواجه خواهد كرد. آقاي ترامپ كه تاكنون از همراهي مجلس نمايندگان و سناي امريكا براي پيشبرد اهداف خود بهره برده، اكنون با خطر شكست در انتخابات و واگذاري يك يا هردوی مجالس به حزب دموكرات روبهروست. تصور برخورد آقاي ترامپ با انتخاباتي كه احتمال شكست در آن وجود دارد، بسيار سخت نيست زيرا او در گذشته نشان داده است كه حاضر به پذيرش باخت نیست. براي مثال در انتخابات رياستجمهوري امريكا در سال 2020 و پس از شكست از جو بايدن، نه تنها آن را نپذيرفت بلكه مدعي تقلب نيز گرديد و هنوز دموكراتها و بايدن را براي اين منظور مورد سرزنش قرار ميدهد. آنچه براي ما در اين مقوله مهم است اينكه اگر انتخابات مياندورهاي كنگره امريكا در ماه نوامبر با كاهش كرسيهاي حزب جمهوري و واگذاري آنها به دموكراتها، صورت پذيرد چه شرايطي براي آقاي ترامپ به وجود ميآيد؟ عليرغم آنكه رييسجمهور در ايالات متحده از قدرتي بسيار برخوردار است اما در زمينههاي مختلف از جمله تصويب بودجه، سوال و استيضاح رييسجمهور و وزرا، ايجاد قوانين، تعيين قضات و... كنگره نقش مهمي دارد. در نتيجه، انتخابات چه نمايندگان و چه سنا ميتواند سرنوشت و آينده امريكا را تعيين نمايد. اگر جمهوريخواهان بتوانند شرايط كنوني را در دو مجلس حفظ نمايند، آقاي ترامپ با فراغ بال و اعتماد به نفس بيشتر، به اقدامات ساختارشكنانه خود، ادامه خواهد داد. اما حزب جمهوريخواه در انتخاب نمايندگان در هر دو يا يك مجلس شكست بخورد، سناريوهاي ذيل شكل ميگيرد:
اول آنكه دموكراتها مجلس نمايندگان را به دست آورند و سنا در اختيار جمهوريخواهان باشد، در آن صورت، تصويب قوانين مورد حمايت ترامپ دشوارتر و نقش نظارتي و تحقيقاتي كنگره پررنگتر خواهد شد. موضوعاتي مانند بودجه و سقف بدهي ميتوانند به ابزار مذاكره جدي تبديل شوند، احتمال تحقيقات گستردهتر درباره دولت افزايش مييابد و رابطه كاخ سفيد و مجلس احتمالا بسيار تقابليتر ميگردد.
دوم آنكه جمهوريخواهان هم مجلس نمايندگان و هم سنا را از دست بدهند و دموكراتها اكثريت را داشته باشند. در اين صورت شرايط رييسجمهور امريكا بهشدت سخت خواهد شد، زيرا ترامپ با كنگرهاي مخالف، وارد دو سال پاياني ميشود و احتمال رويارويي سياسي افزايش مييابد. مسير قانونگذاري ترامپ از طريق كنگره بهشدت محدود ميشود، دموكراتها ميتوانند طرحهاي جمهوريخواهان را متوقف كنند، تاييد نامزدهاي قضايي و برخي مقامهاي ارشد دشوار يا متوقف ميشود، بيشترين ظرفيت نظارتي و تحقيقاتي عليه دولت به وجود ميآيد. بههرصورت، از دست رفتن سنا براي ترامپ، بهدليل تاييد قضات فدرال و بسياري از مقامهاي ارشد رياستجمهوري بسيار مهم است. اما از نظر موقعيتشناسي، يك واقعيت براي ترامپ وجود دارد كه ميتواند در سياست خارجي و حتي داخلي او، خود را نشان دهد و آن اينكه ديگر براي او دليلي جهت محافظهكاري وجود نخواهد داشت. او ديگر اميدي به پيروزي در هيچ زمينهاي نداشته و چون نميتواند در انتخابات بعدي رياستجمهوري شركت كند، دست به انتقام خواهد زد. به اين مفهوم كه در داخل، با وتو، مصوبات كنگره را باطل ميكند و در خارج بيپرواتر از گذشته، با كشورهاي ديگر برخورد خواهد كرد و به خصوص اگر جنگ با ايران ادامه داشته باشد، جسورتر خواهد شد. ممكن است تصور شود كه اقدامات خودسرانه ترامپ پس از شكست، به استيضاح او منجر ميشود. اما لازم بهذكر است كه استيضاح رييسجمهور در امريكا، يك فرآيند پيچيده و دشوار دارد. براي استيضاح يا قضات عالي ديوان فدرال بايد به مجلس پيشنهاد دهد يا مجلس نمايندگان، راسا اقدام ميكند و پس از انجام تحقيقات و طرح در كميته قضايي مجلس، براي رايگيري به صحن مجلس نمايندگان ميفرستد و پس از كسب راي 50+1 به سنا ارسال ميشود. در مجلس سنا نيز پس از شنيدن سخنان رييسجمهور و رايگيري، حداقل بايد 67 درصد نزديك به دو سوم سناتورها به استيضاح راي مثبت بدهند. به نظر نميرسد ترامپ بعد از انتخابات بهرغم احتمال شكست (حداقل در مجلس نمايندگان)، تفاوت بسياري با ترامپ كنوني داشته باشد. با اين تفاوت كه ديگر اميدي به آينده ندارد و درصدد انتقام خواهد بود.