هیچ چیز درباره ما، بدون ما
اعظم صوفیانی
هفته پایانی سپتامبر (و در ایران از ۲ تا ۸ مهر ماه)، هفته جهانی ناشنوایان است. ناشنوایان یک گروه اجتماعی حدود ۲۰درصدی (براساس آمار سازمان بهداشت جهانی و تنوع میزان شنوایی) در دنیا هستند که هویت خود را نه برمبنای ناتوانی، بلکه بر پایه زبان و فرهنگی مستقل بنا کردهاند. هفته جهانی ناشنوایان، فرصتی است تا از نگاه پزشکی و معلولیتمحور عبور کنیم و به مفهوم حقوق شهروندی و هویت برسیم؛ در واقع اینکه چقدر فضا و دسترسی فراهم کنیم که فردی از جامعه ناشنوایان بتواند در کنار افراد غیرناشنوا حضور داشته باشد.
ناشنوایی طیفی از مشکلات شنیداری (از خفیف تا عمیق) را شامل میشود که میتواند ناشی از عوامل ژنتیکی، عفونت، سر و صدا، بالا رفتن سن یا مصرف داروهای خاص باشد. این وضعیت فراتر از یک مشکل جسمی، میتواند منجر به انزوا، تنهایی و آسیبهای اجتماعی شود. در این یادداشت سعی میکنیم با این جامعه و ابعاد مختلف زیستِ آنها آشنا شویم.
یک جامعه جهانی با نهادهای مستقل
ناشنوایان دارای نهادهای مستقل بینالمللی خود هستند. فدراسیون جهانی ناشنوایان
(World Federation of the Deaf) با نام اختصاری WFD از سال ۱۹۵۱ تاسیس شده، با تمرکز بر حقوق انسانی و زبانی، نقش کلیدی در تدوین «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت» (CRPD) در سازمان ملل ایفا کرده است. این فدراسیون که تمام اعضای هیات مدیره آن ناشنوا هستند، بر این باور است که ناشنوایان باید در تصمیمگیریهای سیاسی موثر بر زندگیشان مشارکت داشته باشند.
ناشنوایان دارای رویدادهای ورزشی اختصاصی و نمادهای فرهنگی مخصوص خود هستند. «دیفلیمپیک» (Deaflympics)، المپیک مخصوص ناشنوایان، رویدادی بینالمللی است که از سال ۱۹۲۴ میلادی به صورت چهار سال یک بار در ورزشهای تابستانی و زمستانی برگزار میشود و از پارالمپیک متمایز است. در ایران نیز فدراسیون ورزشهای ناشنوایان، سابقه درخشانی در این رقابتها دارد. جامعه ناشنوایان پرچم مخصوص به خود نیز دارند؛ «پرچم اتحاد زبان اشاره» با ترکیب رنگهای فیروزهای، سرمهای و زرد، نمادی از همبستگی، هویت فرهنگی و پیوند جهانیِ زبانهای اشاره است که به جای انزوا، بر فراگیری و مشارکت تاکید میکند.
برقراری ارتباط در جامعه ناشنوایان
بسیاری تصور میکنند زبان اشاره تنها مجموعهای از حرکات دست برای انتقال پیام است، اما زبان اشاره، زبان اصلی و مادری و بخشی از هویت ناشنوایان برای حرف زدن، بیان احساسات و ارتباط با همدیگر است. این زبان، نه صرفا ابزار ارتباطی، بلکه شرط اصلی برخورداری از حقوق برابر است. وقتی زبان اشاره در قوانین یک کشور به عنوان زبان رسمی شناخته شود ناشنوایان میتوانند در آموزش، رسانه، دادگاه، بیمارستان و همه عرصههای اجتماعی به طور برابر حضور داشته باشند و حقوق آنها به عنوان شهروندان برابر تضمین میشود. زبان اشاره یعنی زندگی، هویت و حقوق کامل ناشنوایان. در کنار زبان اشاره، ناشنوایان از طریق لبخوانی و مترجم ناشنوایان نیز با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار میکنند. روش دیگر ارتباط جامعه ناشنوایان، فرزندان یا افراد خانواده آنها هستند.
در سالهای اخیر، تکنولوژی از طریق دسترسی به اتصال تصویری، ارتباط گرفتن را برای ناشنوایان تسهیل کرده است. برای یک فرد ناشنوا، اینترنت تنها فضایی برای سرگرمی نیست، بلکه تنها راه برای برقراری ارتباط از طریق زبان اشاره است. برای ارتباط گرفتن، اولویت اول آنها تماس تصویری است تا بتوانند از طریق زبان اشاره و لبخوانی ارتباط بهتری برقرار کنند، همچنین ارتباطات غیرکلامی در فهم و انتقال پیام بسیار نقش دارد. پیامک یا متن، اولویت بعدی آنهاست. پیام صوتی چندان مطلوب نیست، اما با ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند صوت را به متن تبدیل کنند. واتساپ، زمانی که فیلتر نبود، رایجترین ابزار ارتباطی برای تماس تصویری با کیفیت برای آنها بود. آنها دایما بسته اینترنت میخرند. فیلتر شدن شبکههای اجتماعی یا محدود شدن پهنای باند برای تماسهای تصویری، در واقع قطع کردن پل ارتباطی این جامعه با جهان است. این چالش در لحظات بحرانی، از یک محدودیت ارتباطی به یک بحران انسانی تبدیل میشود یعنی حذف کامل ناشنوایان از چرخه ایمنی جامعه.
باتوجه به جمعیت ناشنوایان در دنیا، آنها در عرصههای مختلف، از ورزش و هنر تا کار و دانشگاه فعال هستند. در حقوق ناشنوایان گفته میشود که ناشنوا خودش میتواند مدیر، رهبر، تصمیمگیرنده و الگو باشد. مثل ريیس موسسات ناشنوایان، نماینده مجلس، استاد دانشگاه، مدرس، کارآفرین، فعال اجتماعی، مدیر مدرسه ناشنوایان یا کسی که برای حقوق ناشنوایان قانونگذاری میکند. مهمترین اصل این است که تصمیمهایی که برای جامعه ناشنوا گرفته میشود باید توسط خود ناشنواها باشد.
برای آشنایی بیشتر با این جامعه، به نقل قولهایی از افراد این جامعه اشاره میکنم. همانطور که حقوق آنها اشاره میکند «هیچ چیز درباره ما، بدون ما» باید این جامعه را از زبان خودشان دید و شنید و برایشان تصمیمگیری کرد.