بررسي عملكرد
فدراسيون دووميداني در ناگويا
وعدههاي محقق نشده در حاشيههاي مديريتي
گروه ورزش
بازيهاي آسيايي ۲۰۲۶ آيچي - ناگويا با تمام فراز و نشيبهايش براي كاروان ورزش ايران به پايان رسيد. كارواني كه با كسب ۱۹ نشان طلا و مجموع ۵۲ مدال جايگاه ششم قاره كهن را از آن خود كرد تا نسبت به دوره پيشين در هانگژو يك پله صعود را تجربه كند. اما در ميان انبوه رشتههاي ورزشي عملكرد دووميداني - مادر ورزشها - بيش از هميشه و ساير رشتهها زير ذرهبين كارشناسان ورزش قرار دارد. رشتهاي كه با اعزام ۱۱ ورزشكار، دستاوردي چهار مداله (يك طلا، دو نقره و يك برنز) را به ارمغان آورد. اما براي تحليل اين عملكرد بايد فراتر از اعداد نگاه كرد و ديد آيا اين ويترين نشاندهنده يك بازسازي ساختار است يا صرفا محصول درخشش چند چهره مستعد در ميان دريايي از سوءمديريت و حواشي كه فدراسيون را به مسلخ برده است؟
طلسمشكنيهاي تاريخي در سايه ناكارآمدي
بدون ترديد قهرماني محمدرضا طيبي در پرتاب وزنه مهمترين اتفاق دووميداني ايران در ناگويا بود. ثبت ركورد ۲۰ متر و ۸۱ سانتيمتر و شكستن ركورد بازيهاي آسيايي نه تنها او را بر سكوي نخست نشاند، بلكه به حسرتي ۵۲ ساله در اين ماده از دووميداني در اين مسابقات پايان داد. از زمان جلال كشميري در بازيهاي آسيايي ۱۹۷۴ تهران پرتاب وزنه ايران ديگر رنگ طلا را به خود نديده بود. بازگشت به اين قله نمادينترين دستاورد فني است. اما در كنار او زهرا زارعي با كسب مدال نقره در دوي ۴۰۰ متر ديوار پيشفرضهاي منفي در مورد دووميداني زنان ايران را شكست. اين نخستين مدال يك زن ايراني در تاريخ دووميداني بازيهاي آسيايي است، دستاوردي كه فارغ از رنگ مدال اهميت بنيادين دارد و ثابت ميكند كه بخش زنان دووميداني ميتواند به عنوان يك مخزن مدالآوري جديد در برنامهريزيهاي كلان قرار بگيرد. همچنين نقره علي اميريان در 800 متر و برنز صادق صميمي در پرتاب ديسك از ديگر مدالهاي دووميداني در آيچي ناگويا 2026 بود.
وقتي استاندارد قرباني سومدیریت ميشود
اما در حالي كه مدال آوران در حال ثبت تاريخ بودند فاجعهاي در گوشهاي ديگر از ميدان رقم خورد كه نميتوان به سادگي از كنار آن گذشت: ماجراي ديسكاليفه شدن فاطمه محيطيزاده در رشته هفتگانه. محيطيزاده كه شانس مسلم كسب مدال طلاي تاريخي بود به دليل استفاده از كفش غيرمجاز از دور رقابتها كنار گذاشته شد. اين يك افتضاح مديريتي تمام عيار است. در همان زمان كه اين اتفاق رخ داد سوالات بسياري در رسانهها و افكار عمومي شكل گرفت كه هنوز پاسخي به آنها داده نشده. اينكه چگونه ممكن است در جلسات فني پيش از مسابقات مسوول يا نماينده تيم ملي ايران نتواند استانداردهاي كفش را براي ورزشكارش تفهيم كند؟ چرا حتي يك نفر آخرين آپديتهاي مربوط به قوانين استفاده از تجهيزات را چك نكرده بود؟ اما ادعاي فدراسيون مبني بر ثبت شكايت با توجه به عدم حضور احسان حدادي در محل مسابقات صرفا اقدامي نمايشي و صوري بود تا تلاشي واقعي براي حقخواهي. اين يعني ورزشكاري كه سالها زحمت كشيده به همين سادگي به دليل سهلانگاري و ناآگاهي تيم همراه شانس مدال را از دست ميدهد.
مديريت مبتني بر تنش
كارنامه مديريتي فدراسيون در ناگويا فراتر از اين خطاهاي فني با بحرانهاي مديريتي هم گره خورده است. پيش از اعزام درگيريهاي عجيبي رخ داد. فرزانه فصيحي المپين پرافتخار كشورمان به دلايلي اجازه حضور در اردو پيدا نكرد. البته اين ماجرا پيشينه طولاني داشت بهطوري كه در گذشته طبق گزارش رسانهها يكي از اعضاي كميته اجرايي در حضور رييس فدراسيون، برخورد بسیار تندبا مربي فصيحي كرده بود! اين جو مسموم نه تنها فصيحي را از كمپ تيمهاي ملي دور كرد كه شكاف عميق ميان قهرمانان و مديريت فدراسيون را بار ديگر نمايان كرد.
بعد از مسابقات احسان حدادي، رييس فدراسيون در مصاحبهاي به برخي قهرمانان دووميداني تاخت و آنها را ورزشكار اينستاگرامي خواند. در پاسخ فصيحي حدادي را با لفظ تند «بدنامترين ورزشكار تاريخ ايران» خطاب كرد كه حواشي بسياري به دنبال داشت. به گزارش هفت صبح، فصيحي نوشت: «خطاب به [...] ورزشكار تاريخ ايران! در جهان موازي تو بايد پشت ميلههاي زندان ميبودي و از هيچ حق شهروندي برخوردار نميشدي، ولي چه كنيم كه سرنوشت صدها و هزاران جوان پاك و معصوم رو سپردن دستت و حالا فاز نصيحت برداشتي.» در روزهاي گذشته همچنين شاهد مصاحبههاي تند برخي خانوادههاي دووميداني از جمله محمد ارزنده ركورددار پرش طول عليه مديريت فدراسيون و احسان حدادي بوديم كه نشان ميدهد اين فدراسيون نه يك محيط امن براي قهرمانان كه ميدان تصفيه حسابهاي شخصي شده است. ارزنده با بيان اينكه چرا وعده فدراسيون براي ده مدال محقق نشد به خبرگزاري مهر گفت: «در شرايطي كه هدف كسب ۱۰ مدال اعلام شده بود، ليگ تعطيل شد، مسابقات ردههاي پايه برگزار نشد، تيم اميد به مسابقات قهرماني آسيا اعزام نشد و بسياري از ورزشكاران نيز در مسابقات بينالمللي حضور پيدا نكردند تا براي بازيهاي آسيايي آماده شوند. با وجود تمام اين مسائل در نهايت فقط چهار مدال به دست آمد و فدراسيون بايد درباره اين عملكرد توضيح بدهد.» ارزنده در واكنش به صحبتهاي مطرح شده درباره محدوديت حضور احسان حدادي، رييس فدراسيون دووميداني در مجامع بينالمللي نيز گفت: «اگر اين موضوع صرفا در حد شايعه است مسوولان بايد در مجامع بينالمللي حضور پيدا ميكردند و چنين شايعاتي را تكذيب ميكردند. در بازيهاي آسيايي روساي فدراسيونها حضور داشتند و تنها رييس فدراسيون دووميداني ايران در اين رويداد حضور نداشت. اگر اين موضوع صرفا يك شايعه است بايد درباره آن شفافسازي شود، اما غيبت حدادي اين گمانه را ايجاد كرده كه شايد اين مساله به حواشي و اتفاقات رخداده براي ورزشكاران ايران در كره جنوبي مرتبط باشد.» علاوه بر اين مسائل حضور افرادي در كادر اعزامي كه نامشان در پروندههاي حاشيهاي ديده ميشد، پرسشهاي جدي برانگيخت. از جمله حضور هادي سپهرزاد كه حدادي در ماجراي اتهام تجاوز به دووميدانيكاران ايران در كره جنوبي قول تعليق او را داده بود، اما در بازيهاي آسيايي به عنوان مربي و سرپرست (به صورت غير رسمي) تيم را همراهي كرد. همه اين اتفاقات باعث اين پرسش شد كه آيا فدراسيون دووميداني به حياط خلوت افرادي تبديل شده كه بايد براي پاسخگويي در جايگاه ديگري باشند؟
آيا وعدهها محقق شد؟
احسان حدادي پيش از بازيها از تغيير چهره دووميداني سخن گفته بود. اگر معيار قضاوت را نه فقط تعداد مدال، بلكه كيفيت عملكرد بدانيم فدراسيون در بخش تاريخسازي دستاوردهايي داشته، اما در بخش مديريت و صيانت از ورزشكار به شدت شكست خورده است. از ۱۱ ورزشكار اعزامي ۷ نفر ناكام بودند و در كنار آنها حواشي مربوط به ديسكاليفه شدن محيطيزاده و قهر قهرمانان بزرگي چون فصيحي يا حضور فرد تعليق شده در كنار تيم نشان ميدهد كه ساختار فدراسيون شرايط نابساماني دارد.
دووميداني ايران در ناگويا چهرهاي دوگانه داشت از يك سو طلاي طيبي و نقره زارعي كه افقهاي جديدي را ترسيم كردند و از سوي ديگر ناكامي اكثريت كاروان اعزامي و تكرار خطاهاي مديريتي آماتورگونه كام علاقهمندان به اين رشته به خصوص طرفداران برخي ورزشكاران را تلخ كرد. اين چهار مدال نبايد سرپوشي بر ضعفهاي ساختاري و مديريتي باشد. اگر فدراسيون نتواند محيطي امن و حرفهاي براي ورزشكارانش فراهم كند حتي طلاهاي بيشتر هم نميتواند اعتبار از دست رفته را بازگرداند. ناگويا زنگ بيداري بود، اما با اين فرمان دووميداني ايران بيش از آنكه در مسير دويدن براي ركوردها باشد در مسير سقوط در چالههاي مديريتي است.