• 1405 چهارشنبه 15 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6437 -
  • 1405 چهارشنبه 15 مهر

مسجد جامع الهه نگهبان بافت تاريخي يزد

مهدي دهقان منشادي

در ارتفاعي حدود پنجاه متري از سطح بافت قديم يزد، بالاي يكي از دو مناره‌ رفيع مسجد جامع ايستاده‌ام و به مناره روبرويي آن و بافت يكپارچه خشت و گلي زير پايم نگاه مي‌كنم. بافت تاريخي يزد با خانه‌ها و معابر گلين خود همچون قاليچه‌اي ابريشمين و نفيس پاي مسجد جامع گسترده شده و نقش‌هايي را از درازناي تاريخ‌،پيش رويم قرار مي‌دهد. سرگيجه من در آن بالا ناشي از فوبياي ارتفاع نيست بلكه از عظمت سازه‌هاي خرد و كلان اين بافت خارق‌العاده از شهر دچار حيرت و شگفتي شده‌ام. انديشه عميق و توجه به هريك از اجزاي اين مجموعه ثبت شده جهاني، آدمي را به اعماق تاريخ مي‌برد و داستان زندگي يك شهر و مردمانش را پيش چشم بازگو مي‌كند. 
هر موقع از سال و ماه و روز مي‌توان پا به بافت تاريخي و محوطه مسجد جامع يزد گذاشت و از انرژي متشعشع از اجزاي خشت و گلي آن حظي ماورايي برد؛ زيرا نسيم زندگي و پايداري، از ماوراي زمان به مشام بازديد‌كنندگان مي‌رسد. اين بخش از سرزميني كه قرن‌ها به دارالعباده شهرت داشته است سرشار از انرژي مثبت است از آن رو كه ميليون‌ها نفر از شهروندان و عابران اين نقطه از زمين طي سده‌هاي متوالي با اخلاص و با تمام وجود خود دعا كرده و انرژي‌ پاك انفاس‌شان هنوز در اين محوطه جريان دارد. فضاهاي مقدس و ماورايي هميشه و در هر حال دعا و ورد را از مغز بر سر زبان‌ها آورده و تمنيات آدمي را به پرواز در مي‌آورند. هزار سال پيش در محدوده مسجد جامع يزد محل آتشكده‌اي بود كه مغان در نورانيت آتش نظاره مي‌كردند و با خدا به زبان خود صحبت مي‌كردند. آتش هميشه نور و انرژي داشته و با نفس‌هاي گرم مومنانِ خداجو ودردمندانِ كام‌جو به پيوستگي رسيده و در اجزاي فضا ذخيره مي‌شده است. سال‌ها بعد از ورود اسلام به يزد و بعد از خاموشي آتشِ آن آتشكده، مسجدي بر جاي آن ساخته شد و بازسازي و نوسازي‌هاي متعددي در آن شكل گرفت تا مسجد جامع كنوني در دسترس ما باشد اما مكان آن به انرژي‌زايي و انرژي بخشي خود در طول زمان ادامه داده است. مسجد جامع يزد از ديرينه‌اي نهصد‌ساله برخوردار است. ده هزار متر مربع پهنه دارد؛ گنبد دو پوش آن با كاشي‌كاري‌هاي منحصر به فرد در داخل و خارج همچون طاق آسمان محافظ نمازگزاران از باد و باران و آفتاب بوده است؛ بلندترين مناره‌هاي جهان روي دو طرفِ سردرش ايستاده و با 52 متر ارتفاع از سطح زمين لحظه‌اي چشم از نگهباني خود بر نمي‌دارند: نگهباني از شهر، از بافت ارزشمندش و از مردمانش. مسجد با كاشي‌كاري‌هاي آبي و فيروزه‌اي رنگ و كتيبه‌هايي با آيات قرآني با خط كوفي، شبستان را در آغوش كشيده و با هفت درش پذيراي مردمان هفت محله بوده است. حوض آب جلوي مسجد همگان را به پاك بودن و خلوص دعوت كرده و در اقليم داغ كويري خنك‌كننده دماغ رهگذران مي‌باشد. موجوديت مسجد جامع كنوني حاصل تلاش و همت حاكمان، مهندسان، استادكاران و كارگران ناشناس زيادي در دوران مختلف تاريخي است كه با قدم‌هاي خرد و كلان خود باعث شدند اين بناي عظيم از پس آشوب‌هاي زمان و فراز و نشيب روزگاران عبور كند و خود را همچون الهه نگهباني سراپا نگاه دارد تا به مدد زايش انرژي‌هاي مثبت، بافت خشت و گلي اطراف خود را از گزند حوادث زمانه مصون دارد. سال‌هاي زيادي موذنان مسجد نفس‌زنان از پله مناره‌ها بالا مي‌رفتند و بانگ اذان را بر سر و روي محلات اطراف مي‌پاشيدند و از مردم مي‌خواستند به سوي بهترين كارها و رستگاري بشتابند. فضاي مسجد آكنده از عبادت و دعاي مردمي است كه راز و نياز خود را محرمانه در گوش پروردگار خود زمزمه مي‌كردند و همه نماز گزاردن‌ها، قرآن خواندن‌ها، نذر دادن‌ها، دعا كردن‌ها و اوراد شبانه‌روزي در طول تاريخ دراز اين مسجد به انباشتن انرژي در اجزاي آن كمك كرده و به اين سازه رفيع و عظيم قدرت الهي داده تا همچون الهه‌اي نگهبان از اين شهر خشت و گلي و مردمانش حفاظت كند.  زماني كه در دهه 1360 اسكناس دويست ريالي ارزش زيادي‌ داشت تصوير مسجد جامع يزد را به عنوان نمادي از ميراث فرهنگي ارزشمند ايران به سينه خود چسبانده بود تا به مردم بگويد همچنان كه قدر پول خود را مي‌دانند قدردان ميراث فرهنگي خود هم باشند. گذر زمان اما اسكناس دويست ريالي را از ارزش و شوكت و رونق انداخت اما ارزش و شوكت و رونق مسجد جامع روز به روز پيش چشم مردم و بازديدكنندگان بيشتر شد. عظمت اين الهه نگهبان و ارزش و دلربايي بافت خشت و گلي شهر يزد از بالاي مناره‌هاي مسجد جلوه‎اي ديگر دارد.  از پله‌هاي آجري و خاك‌آلودِ مناره مسجد كه همچون تونلي استوانه‌اي شكل در دل زمان جلوه مي‌كند پايين مي‌آيم. چشمانم كه به تاريكي عادت كرده بود، با نمودار شدن روزنه، نور را مي‌بيند و گويي روزنه‎اي از تاريخ گشوده مي‌شود.
لباس‌هايم خاك تاريخ را گرفته است و اين ذرات غبار شايد اتم‌هاي متلاشي شده از اجزاي بدن سازندگان اين مسجد باشد كه از فراسوي زمان پس از خوابي طولاني در گورستان گوشه‌اي از شهر بر بال بادهاي كويري سوار شده‌ و خود را به سازه‌اي رسانده‌اند كه خود خالق آن بوده‌اند. اين‌ اتم‌هاي پراكنده، از آنِ كساني است كه روزي روزگاري همچون ما نفس داشتند و در زحمت‌كشي روزانه‌شان روي داربندهاي بنايي متصل به مناره زير لب اشعار مولانا را چنين زمزمه مي‌كردند: در اين خاك، در اين خاك، در اين مزرعه پاك/ به جز مهر به جز عشق دگر بذر نكاريم...

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون