چه كساني دفاع از ميهن را به حاشيه ميبرند؟
جعفر گلابی
براي بسياري از ناظران و تحليلگران تابآوري ايران در مقابل انواع فشارهاي بيسابقه و همهجانبه محل شگفتي و بعضا ستايش است.هيچ كس نميتواند اين ميزان از ظرفيت و توانايي دفاعي خصوصا در مردم را تصادفي بداند و نسبت به پشتوانه فكري و فرهنگي ايستادگي يك ملت تشكيك كند. ما در زمانه معاصر انواع نمونههاي وادادگيهاي مفرط را ديدهايم.هنگامي كه ارتش صدام به كويت حمله كرد شاهد كوچكترين مقاومتي از سوي ارتش و مردم اين كشور نبوديم با اينكه كويت مستحضر به حمايت اروپا و امريكا و حتي كشورهاي حاشيه جنوبي خليجفارس بود ولي حتي براي چند روز نتوانستند و در خود نميديدند كه از كشور خويش دفاع كنند . اين مثال را از آن جهت آوردهام كه هيچ مناقشهاي در آن نيست در حالي كه مثالها از اين دست كم نيستند و همه بر آن وقوف دارند. ايران و مردم و نيروهاي مسلحش در حالي جلوي يك ائتلاف نانوشته از امريكا و ناتو گرفته تا دولتهاي عربي نفتخيز و اسراييل و مصر ايستادند كه بيش از ۲۰ سال زير شديدترين تحريمهاي ممكن قرار دارند و در ابتداي حمله و تجاوز، رهبري انقلاب و فرماندهان ارشد سپاه و ارتش را ترور كردند. در چرايي و چگونگي اين مقاومت اعجاببرانگيز سخن بسيار است ولي ميتوان هر كشور ديگر را در نظر گرفت و به صراحت نتيجه گرفت كه شايد كمتر كشور ديگري در جهان وجود داشته باشد كه با شرايط مشابه روبهرو شود و اين ميزان از خود استحكام نشان دهد. فرض كنيم روسيه با آن وسعت و ارتش مجهز (بدون دخالت دادن قدرت اتمي) از سوي ناتو مورد حمله قرار ميگرفت و در ساعت اول سران و فرماندهانش را از دست ميداد آيا احتمال فروپاشي اين كشور دور از ذهن نبود؟ ستايش اخير رييسجمهور اين كشور از استقامت ايران شايد از چنين مقايسه مقدري نشأت گرفته باشد و آقاي پوتين محاسبه كرده كه با گستردگي عظيمي حملهاي كه به ايران صورت گرفت و نتايج اوليه آن، آيا نظام تحت رهبري او هنگام چنين پديدهاي ميتوانست همچنان بماند؟ وزير كشور پاكستان هم كه اتفاقا سهم مهمي در ميانجيگري داشت و بارها به ايران آمد بهگونهاي ديگر لب به ستايش كشور ما گشود و خواستار الگو گرفتن خصوصا در خودكفايي از ايران شد.
اگر واقعبينانه در اين مثالها غور كنيم حساب بسياري از كشورهاي جهان مشخص و قدر و قيمت كار ملت ايران بيش از پيش نمايان ميشود و بدون اغراق با وجود هزينههاي سنگين طي ۷ ماه گذشته ايران معجزهوار ايستادگي كرد. اگر ديگران در خلوت و جلوت انگشت تحير از پايداري ايران بر دهان ميبرند چرا ما در درون قدر اين كار عظيم را ندانيم؟ چرا با وحدت و همبستگي روزافزون كار را به سرانجام نرسانيم؟ ميتوان قسم جلاله خورد كه اگر با سهلانگاري، تشتتآفريني، حاشيهسازي، اصل كردن فرعيات، خودتحقيري، منفعتجويي، غفلت از جنگ در هر سطحي به كارنامه درخشان و تاريخي ملت ايران خدشهاي وارد شود، بالاترين سرزنشهاي تاريخي و حتي جهاني متوجه ما خواهد شد.آيندگان چه قضاوتي راجع به برخي نخبگانخواهند كرد اگر از گوهر تابناك بروز يافته در دفاع مقدس مردم و نيروهاي مسلح به خوبي حراست نكنيم و با مجادلات حقيرانه راه نفوذ دشمنان را باز كنيم؟ در سخنان و بيانيهها و نوشتههاي برخي سوپرآزاديخواهان و انقلابيهاي دوآتشه نگاه كنيد گويي اساسا ما جنگي دهشتناك با هزاران بمباران نداشتهايم! معلوم نيست كساني كه اين روزها از كوچك شدن سفره مردم فرياد و فغان ميكنند و اتفاقا در ميان افراطيون دو جناح در اين مورد اشتراك تبليغاتي ديده ميشود، چگونه جنگ و تحريم را مورد چشمپوشي قرار ميدهند؟ آيا انصاف يك حمايت چند سطري از تلاشهاي قابل تقدير دولت در ايشان وجود ندارد؟ گراني هست و همه دلسوزان از آن رنج ميبرند و صادقان اگر كاري از دستشان برآيد براي محرومان ميكنند ولي اين مساله بستري براي موجسواري و فرصتطلبي رندان در خطرناكترين روزهاي ايران نيست. در كدام جنگ در طول تاريخ تورم سر به فلك نكشيده است؟ آيا همين حالا در اولين اقتصاد جهان تورم افزايش پيدا نكرده است؟ واقعا اين سوال گزنده و جدي و پاسخ طلب وجود دارد كه بزرگ كردن و تمركز روي سفره مردم با كدام نيت و هدف صورت ميگيرد؟ آيا به اين وسيله خطرهاي موحشي كه متوجه كشور است را رندانه به حاشيه نميبرند؟! اين انتظار از مدعيان مردمگرايي وجود دارد كه اگر واقعا رفع شرور كنوني از ايران براي خانمها و آقايان اولويت يا موضوعيت ندارد آن را صادقانه با مردم در ميان بگذارند و در اوج جنگ و خطر، بر مطالبات هزار بار گفته خود تاكيد كنند. واقعيت و اخلاق و انسانيت و از همه مهمتر ملاحظه ميهن و حتي سياست اقتضا ميكند كه گروههاي سياسي مرتبا و به صراحت دفاع از وطن را برجسته كنند و از تجاوز تبري بجويند و حمايت از فرزندان ملت در نيروهاي مسلح را وجهه همت خود قرار دهند. بيش از دو سال است كه نيروهاي مسلح در سرما و گرما آرام و قرار ندارند و گفته ميشود كه به كمترين مرخصيها اكتفا كردهاند. ما با كدام حداقلهاي اخلاقي ميتوانيم بياعتنايي كنيم و به برجستهسازي امور ديگر بپردازيم؟ براي ثبت در تاريخ بايد گفته شود كه امروز قطعا هيچ مسالهاي بر دفاع از ميهن رجحان ندارد و كساني كه رندانه بر امور ديگر تاكيد ميكنند، پاسخي در پيشگاه خداوند و ملت مظلوم و دلير و تاريخ نخواهند داشت.