• 1405 يکشنبه 19 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6440 -
  • 1405 يکشنبه 19 مهر

«اعتماد» در گفت‌وگو با كوروش احمدي بررسي می کند

ونس چه می‌گوید

تنش تهران و واشنگتن از سطح اختلافات هسته‌اي فراتر رفته و به مناقشه بر سر ترتيب‌بندي تعهدات، رفع فشارهاي اقتصادي و چارچوب امتيازدهي متقابل تبديل شده؛ وضعيتي كه چشم‌انداز احياي ديپلماسي را پيچيده كرده است. اين درحالي است كه آرايش نظامي امريكا در منطقه بيش از آنكه بيانگر تصميم قطعي براي جنگ باشد، مي‌تواند بخشي از راهبرد فشار تركيبي و تقويت اهرم چانه‌زني در برابر ايران ارزيابي شود. درحالي كه مذاكرات تهران و واشنگتن زير سايه اختلاف بر سر پرونده هسته‌اي و رفع محاصره دريايي با چشم‌انداز روشني روبه‌رو نيست، تحركات نظامي امريكا و اختلاف ديدگاه مقام‌هاي اين كشور درباره غني‌سازي، گمانه‌زني‌ها درباره مسير پيش‌روي تنش‌ها را افزايش داده است.  در همين راستا كوروش احمدي، ديپلمات پيشين ايران در سازمان ملل، در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن بعيد دانستن تصميم قطعي واشنگتن براي آغاز جنگي گسترده، بر سناريوي تداوم فشار اقتصادي و اجتناب‌پذير بودن وقوع دور جديدي از رويارويي ميان ايران و امريكا تاكيد كرد.

عبور واشنگتن از تفاهم اسلام‌آباد

كوروش احمدي، ديپلمات پيشين كشورمان در سازمان ملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره شرايط پيچيده ديپلماسي ميان تهران و واشنگتن گفت: اقداماتي در مسير ديپلماتيك در حال انجام است، اما به نظر مي‌رسد اين روند به ‌تدريج به بن‌بست نزديك مي‌شود، چراكه طرفين بر مواضع خود پافشاري مي‌كنند و نشان چنداني از آمادگي لازم براي انعطاف‌پذيري و پيشبرد سريع‌تر مذاكرات در آنها ديده نمي‌شود. ازسوي ديگر، مجموعه مواضع امريكا نشان مي‌دهد كه واشنگتن آمادگي بازگشت به چارچوبي مشابه تفاهم اسلام‌آباد را ندارد. گويا امريكا از اين چارچوب عبور كرده و مدعي است كه صرفا درباره برنامه هسته‌اي ايران مذاكره مي‌كند و در ازاي پيشرفت در اين مذاكرات، امتيازاتي به تهران خواهد داد؛ رويكردي كه ايران تاكنون با آن موافق نبوده است. طرح پيشنهادي هفت‌روزه ايران نيز در واقع بازتوليد همان يادداشت تفاهم اسلام‌آباد است. رويكرد جديد امريكا با مواضعي كه ايران طي چند ماه گذشته اتخاذ كرده، اختلافات و تعارض‌هاي بسياري دارد. تاكيد واشنگتن بر مذاكره درباره برنامه هسته‌اي و ادعاهاي آن درباره محدود كردن غني‌سازي ايران به سطوح بسيار پايين نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است. در اين رابطه، امريكا امتيازات احتمالي خود به ايران را به پيشرفت مذاكرات هسته‌اي گره زده و ظاهرا رفع محاصره دريايي را نيز به نتيجه اين مذاكرات مشروط كرده است. در مذاكرات قبل از توافق اسلام‌آباد، قرار بر اين بود ايران در ازاي اعطاي امتيازاتي در حوزه هسته‌اي، ازجمله كاهش ذخاير اورانيوم غني‌شده يا پايين آوردن سطح غني‌سازي، امتيازاتي از امريكا دريافت كند. در يادداشت تفاهم اسلام‌آباد، مذاكره هسته‌اي به بعد موكول شد و قرار شد كه ايران در ازاي دريافت امتيازات مهمي، صرفا با بازگشايي تنگه هرمز موافقت كند. اكنون واشنگتن مدعي است كه حتي رفع محاصره دريايي نيز بايد در ازاي امتيازدهي ايران در حوزه هسته‌اي انجام شود. اين تغيير رويكرد، مسير مذاكرات را دشوارتر كرده است. به نظر مي‌رسد روند مذاكرات يا متوقف شده يا با كندي بيشتري پيش مي‌رود و طرفين همچنان بر مواضع خود پافشاري مي‌كنند.

از غني‌سازي صفر تا مصالحه هسته‌اي

اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره مواضع متفاوت مقام‌هاي امريكايي، ازجمله جي‌دي ونس، معاون دونالد ترامپ و ماركو روبيو، وزير خارجه امريكا درباره مساله هسته‌اي گفت: موضع‌گيري‌ونس، در يك چارچوب سنتي شبيه به برجام قرار مي‌گيرد، چراكه بر كاهش معنادار سطح غني‌سازي اورانيوم در ايران تاكيد دارد. اهميت اين موضع‌گيري از آن جهت است كه دولت ترامپ از آغاز دوره دوم رياست‌جمهوري او، خواستار توقف كامل غني‌سازي در ايران بوده است. در دوره نخست رياست‌جمهوري ترامپ، بحث او بر سر اصلاح برجام بود؛ گزاره‌اي كه يكي از محورهاي آن، محدوديت فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران در عين تداوم غني‌سازي و در مقابل، رفع تحريم‌ها بود. اما در دوره دوم ترامپ، رويكرد او تغيير كرده و غني‌سازي صفر به عنوان خواسته اصلي مطرح شده است. بنابراين، ميان دو رويكرد تفاوت معناداري وجود دارد. در شرايط فعلي، طرح كاهش سطح غني‌سازي به يك، دو يا سه درصد يا اعمال محدوديت‌هاي معنادار در اين زمينه، آن‌گونه كه از اظهارات ونس برمي‌آيد، با خواسته پيشين واشنگتن مبني بر توقف كامل غني‌سازي تفاوت دارد و از همين رو اهميت پيدا مي‌كند. با اين حال، پرسش اصلي اين است كه آيا اين موضع‌گيري بازتاب‌دهنده ديدگاه واقعي خود شخص ترامپ است و آيا اين دولت او در كل چنين رويكردي را پذيرفته است يا خير. در حال حاضر نمي‌توان با قطعيت به اين پرسش پاسخ داد. ازسوي ديگر، روبيو معتقد است فرصت‌ها از دست رفته‌اند؛ بدان معنا كه از نگاه او، بازگشت به شرايط پيشين ديگر به‌سادگي امكان‌پذير نيست. به هر حال، همواره اين بحث مطرح بوده كه رويكرد روبيو در قبال ايران با ديدگاه برخي ديگر از اطرافيان ترامپ تفاوت دارد. روبيو در طيف تندروتر اطرافيان رييس‌جمهور امريكا قرار مي‌گيرد، در‌حالي كه ونس بر حل مسائل از مسيرهاي مسالمت‌آميز تاكيد دارد. اين اختلاف ديدگاه در اظهارات و مصاحبه‌هاي مقام‌هاي امريكايي نيز بازتاب يافته است. با اين حال، مساله اصلي آن است كه احتمالا باتوجه به ديدگاه‌هاي متفاوت، دولت ترامپ هنوز در قالب روندي منسجم براي تصميم‌گيري به جمع‌بندي مشخصي نرسيده‌اند.

آرايش نظامي؛ مقدمه جنگ يا اهرم فشار بر تهران؟

احمدي در ادامه، درباره آرايش نظامي منطقه در پي تحركات واشنگتن به «اعتماد» گفت: از زمان انتشار خبر حركت سومين ناوگروه هواپيمابر امريكا از سواحل اين كشور به سمت منطقه، تحركات نظامي واشنگتن مورد توجه قرار گرفته است. همچنين، يك مجموعه آبي-‌خاكي با قابليت پياده‌ كردن نيرو در ساحل و اجراي عمليات زميني در حال اعزام به منطقه است. شمار نيروهاي همراه اين دو مجموعه نيز حدود ۹ هزار نفر برآورد مي‌شود.  به گفته اين تحليلگر ارشد مسائل بين‌الملل، تحول ديگر، اعزام دو مجموعه سامانه پدافند هوايي پاتريوت به قطر و عربستان‌سعودي است كه كاركرد آن مقابله با موشك‌هاي ايران در صورت وقوع جنگ سوم است. در كنار اين تحركات، رييس ستاد ارتش اسراييل اخيرا به امريكا سفر كرد تا درباره ابعاد نظامي تحولات و اقدامات احتمالي در دستور كار، اطلاعات كسب كند. هفته گذشته نيز نتانياهو به ابوظبي سفر كرد. همچنين، حوالي ۱۰ سپتامبر، فرماندهان نظامي امريكا و اسراييل به همراه فرماندهان نظامي هفت كشور عربي نشستي در آلمان برگزار كردند. مجموع اين تحركات نظامي، اظهارات و تهديدهاي ترامپ و سخنان او در مجمع عمومي سازمان ملل، نشانه‌هايي هستند كه بايد موردتوجه قرار گيرند. با اين حال، به باور من، اين تحولات لزوما به معناي وقوع جنگ سوم نيست. تهديدها و آرايش نظامي ممكن است با هدف ايجاد بازدارندگي صورت گرفته باشند، به ‌ويژه آنكه ايران نيز از احتمال اقدام پيش‌دستانه سخن گفته است. ازسوي ديگر، امريكا مي‌تواند با اين تحركات در پي تقويت قدرت چانه‌زني خود در مذاكرات و سوق دادن روند آن به سمت خواسته‌هايش باشد. احتمال ديگر اين است كه واشنگتن بخواهد گزينه‌هاي بيشتري دراختيار داشته باشد تا رييس‌جمهور امريكا درنهايت از ميان آنها انتخاب كند. بنابراين، بعيد مي‌دانم تا اين مقطع تصميم نهايي براي آغاز جنگي گسترده عليه ايران گرفته شده باشد. احمدي در ادامه به «اعتماد» گفت: در كنار سناريوي وقوع جنگ، سناريوي ديگري نيز مطرح است؛ تداوم وضعيت فعلي، يعني محاصره دريايي و افزايش فشار اقتصادي بر ايران. ممكن است امريكا بخواهد طي دو تا سه ماه آينده با ادامه اين وضعيت، فشار بر تهران را افزايش دهد و آن را به پذيرش امتيازهاي موردنظر واشنگتن وادار كند.  اين سناريو در دو تا سه ماه گذشته نيز يكي از گزينه‌هاي مطرح است. در اين ميان، ديدگاه كشورهاي عربي و ديگر كشورهاي منطقه يكسان نيست. برخي از جنگ و آنچه «يكسره كردن كار» مي‌نامند، حمايت مي‌كنند؛ در مقابل، برخي ديگر ترجيح مي‌دهند محاصره دريايي و فشار اقتصادي ادامه يابد تا بدون ورود به جنگي جديد و خسارت‌زا براي آنها، اهداف موردنظر خود را دنبال كنند.

دو محاسبه متفاوت در ميانه تنش با ايران

اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» پيرامون تاثير دو متغير مهم انتخابات امريكا و اسراييل بر تحولات منطقه وتشديد احتمالي تنش ميان تهران و واشنگتن گفت: به باور من بخش عمده تاثيرگذاري انتخابات امريكا بر تنش‌هاي ميان تهران و واشنگتن انجام شده است. از اين پس، حتي اگر تحولات ديگري در روند جنگ و مذاكره رخ دهد، لزوما نمي‌تواند تغيير عمده و معني‌داري بر انتخابات امريكا داشته باشد. در امريكا، به‌طور كلي، افكار عمومي معمولا و ازجمله در دوره‌هاي انتخاباتي اهميت چنداني براي سياست خارجي قائل نيست و مردم معمولا توجه چنداني به اين حوزه ندارند، مگر اينكه بحران بزرگي در خارج از كشور، به‌ ويژه در قالب يك جنگ با تلفات بالا، رخ داده باشد. براي مثال، در جنگ ويتنام نزديك به 60 هزار سرباز امريكايي كشته شدند و اين جنگ نيز ۱۵ سال طول كشيد. اما جنگ با ايران، جنگي عمدتا هوايي بوده و تعداد تلفات نيروهاي امريكايي در آن نيز چندان زياد نبوده است. بنابراين، مردم امريكا حساسيت چنداني نسبت به خود جنگ ندارند. به واقع، تاثير اصلي جنگ بر جامعه امريكا، به‌صورت غيرمستقيم و از مسير اقتصاد بروز پيدا كرده است. البته اين موضوع مطلق نيست، اما به‌ طور عمده، حساسيت افكار عمومي امريكا نسبت به جنگ بيشتر ناشي از پيامدهاي اقتصادي آن است، كمتر بابت خود جنگ. لذا بعيد به نظر مي‌رسد كه از حالا تا شروع انتخابات تحول اقتصادي كاملا جديدي رخ دهد كه تاثير متفاوتي بر انتخابات امريكا بگذارد. اگر جنگ در همين مقطع متوقف شود، بازگشت شاخص‌هاي اقتصادي به وضعيت پيش از جنگ ممكن است يك تا دو ماه زمان ببرد. ازسوي ديگر، اگر جنگ شدت بگيرد، باز هم مدتي طول مي‌كشد تا آثار آن در اقتصاد امريكا، ازجمله در قيمت نفت و بهاي بنزين در جايگاه‌هاي سوخت، نمايان شود و قيمت‌ها افزايش قابل‌توجهي پيدا كنند.  اين تحليلگر ارشد سياست خارجي در ادامه به «اعتماد» گفت: اما درباره اسراييل، يكي از احتمالاتي كه مطرح مي‌شود اين است كه نتانياهو به دليل نگراني از شكست در انتخابات، به آغاز جنگي جديد روي بياورد. با اين حال، من احتمال چنين اقدامي را نيز چندان بالا نمي‌دانم، زيرا اسراييل بدون همراهي امريكا و دريافت مجوز صريح واشنگتن، عليه ايران دست به اقدام نظامي نمي‌زند. در جنگ ۱۲روزه نيز امريكا با اسراييل همراه بود و در حوزه دفاع موشكي، اين كشور و همچنين برخي كشورهاي منطقه و كشورهاي اروپايي به اسراييل كمك كردند. بنابراين، بعيد است نتانياهو صرفا با هدف بهبود موقعيت خود در سياست داخلي و جلوگيري از شكست در انتخابات، دست به اقدامي نظامي گسترده عليه ايران بزند كه بدون حمايت امريكا و همراهي ديگر كشورها امكان‌پذير نباشد. ازسوي ديگر، فضاي سياسي داخلي اسراييل نيز فعال و پوياست و رقباي نتانياهو قطعا به اقدامي كه با هدف بهبود موقعيت انتخاباتي او صورت بگيرد، واكنش نشان خواهند داد. حتي ممكن است چنين اقدامي نتيجه معكوس داشته باشد و به‌جاي تقويت موقعيت نتانياهو، به تضعيف آن منجر شود.

گشايش جبهه‌هاي جديد

احمدي در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» پيرامون احتمال فعال شدن جبهه جديدي عليه ايالات‌متحده در صورت از سرگيري رويارويي ميان تهران و واشنگتن توسط محور مقاومت گفت: حوثي‌ها در جنگ ۱۲روزه و جنگ 40 روزه وارد درگيري نشدند و اقدامي انجام ندادند؛ يعني برخلاف حزب‌الله كه اقداماتي عليه اسراييل انجام داد يا تحركاتي كه ازسوي حشدالشعبي صورت گرفت، حوثي‌ها عمدتا از جنگ كنار ماندند.

به باور من، حوثي‌ها تا حد زيادي سياست مستقل خودشان را دنبال مي‌كنند. درست است كه مورد حمايت ايران هستند و از ايران كمك‌هايي دريافت مي‌كنند، اما در عين حال، ملاحظات و محاسبات خاص خود را دارند و متناسب با شرايط‌شان درباره چگونگي اقدام تصميم مي‌گيرند. بنابراين، اگر جنگ گسترده ديگري ميان ايران و امريكا رخ دهد، بايد ديد آيا حوثي‌ها مانند دو جنگ گذشته از درگيري كنار مي‌مانند يا اين‌بار وارد جنگ مي‌شوند. آنها معادلات خاص خود را در ارتباط با امارات و عربستان دارند و يكي از اهداف اصلي‌شان نيز تثبيت كنترل خود بر سراسر يمن است. حوثي‌ها در دوره اول رياست‌جمهوري ترامپ نيز با امريكا وارد جنگي كوتاه‌مدت شدند، اما اين درگيري سريعا پايان يافت و طرفين به نوعي آتش‌بس و ترك مخاصمه رسيدند. به باور احمدي احتمال ورود حشدالشعبي و حزب‌الله به درگيري بيشتر است. اگر ايران بار ديگر هدف حمله قرار بگيرد، اين احتمال وجود دارد كه حشدالشعبي و حزب‌الله، مانند دفعات گذشته، تا حدي كه توان و امكاناتشان اجازه مي‌دهد، وارد درگيري شوند و سطحي از مشاركت نظامي را در اين جنگ داشته باشند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون