• 1405 يکشنبه 19 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6440 -
  • 1405 يکشنبه 19 مهر

سلاح پنهان در لحظه اتصال فيلترشكن‌ها

علي ميرزامحمدي

ماه‌هاست كه در تجربه زيسته كاربران اينترنت در ايران، به ‌ويژه هنگام اتصال به فيلترشكن‌ها پديده‌اي قابل تأمل رخ مي‌دهد. اين پديده به پخش اجباري محتواهايي در بدو باز شدن نرم‌افزار مربوط مي‌شود كه به‌ ظاهر زير لواي «تبليغات بازرگاني» عرضه مي‌شوند، اما ماهيت، پيام و كاركرد آنها كوچك‌ترين شباهتي به قواعد رايج بازاريابي تجاري ندارد.  تكميل اين يادداشت، مديون گفت‌وگو با برخي دوستان مطلع ازجمله آقايان مهندس مهدي صادقي و مهندس ياسين آقايي در حوزه مسائل فني مرتبط با فيلترشكن‌هاست كه از آنها سپاسگزاري مي‌كنم. از منظري ديگر اين يادداشت هشداري است درباره رويدادي كه فراتر از يك آگهي ساده، بايد در عرصه حكمراني فضاي مجازي و امنيت رواني جامعه مورد واكاوي قرار گيرد.  تأمل در اين باب از منظر جامعه‌شناسي سياسي و ارتباطات، ابعاد مهمي را آشكار مي‌سازد: 
نخست، تغيير ماهيت تبليغ از كالا به نااميدي: درحالي كه آگهي‌هاي تجاري در پي معرفي خدمات يا كالا هستند، اين محتواها بر پمپاژ ناكارآمدي ساختار، تعميق شكاف‌ها و ترغيب به ناآرامي تمركز دارند. در اينجا توجه مخاطب براي دستكاري افكار عمومي خريداري مي‌شود.
دوم، ساز و كار مالي و اجاره‌دهندگان بيلبورد: سازندگان فيلترشكن لزوما توليدكننده اين پيام‌ها نيستند؛ آنها صرفا فضاي برنامه خود را مانند يك بيلبورد اجاره مي‌دهند. سيستم‌هاي تبليغاتي بين‌المللي به شيوه حراج خودكار عمل مي‌كنند و جريان‌هاي داراي بودجه كلان با پرداخت بالاترين رقم، اين جايگاه‌ها را براي كاربران داخل ايران پيش‌خريد مي‌نمايند. سازنده فيلترشكن نيز به دليل سود دلاري، چشمان خود را بر محتوا مي‌بندد.
سوم، هدف‌گيري نقطه ضعف رواني: كاربر در ثانيه‌هاي اتصال، در اوج كلافگي و عصبانيت ناشي از قطعي ارتباط قرار دارد. طراحان پيام دقيقا همين بازه حساسيت و آسيب‌پذيري هيجاني را هدف مي‌گيرند تا نااميدي را بر ذهن مخاطب بنشانند. 

چهارم، جعل هويت گروه‌هاي سياسي داخل كشور: يكي از ترفندهاي خطرناك، توليد كليپ با نام و نشان احزاب و تشكل‌هاي قانوني داخل ايران است. هدف از اين كار، باورپذير كردن شايعات، تشديد بدبيني ميان جناح‌ها و ايجاد تقابل‌هاي ساختگي درون كشور است. 
پنجم، رصد داده‌هاي رفتاري: اين صفحات صرفا پيام‌رسان نيستند، بلكه ميزان مكث، كليك يا رد كردن ويديو را اندازه مي‌گيرند. اين واكنش‌ها به طراحان كمك مي‌كند نبض احساسي جامعه را بسنجند و كارزارهاي بعدي را دقيق‌تر طراحي كنند.
ششم، فرسايش رواني ناشي از تكرار مداوم: كاربران ايراني روزانه ده‌ها بار فيلترشكن را قطع و وصل مي‌كنند. اين مواجهه مكرر با روايت‌هاي بحران‌زا، به صورت قطره‌چكاني واقعيت ذهني فرد را دگرگون مي‌سازد و احساس بن‌بست اجتماعي ايجاد مي‌كند.
هفتم، بهره‌گيري از جذابيت هوش مصنوعي: استفاده از پويانمايي‌هاي پرتحرك و چهره‌سازي و صداسازي رايانه‌اي سبب مي‌شود جذابيت بصري، سد دفاعي منطق مخاطب را بشكند و پيام سياسي در قالب يك ويديوي كوتاه جذاب منتقل شود.
مواجهه با اين پديده نيازمند اتخاذ رويكردي واقع‌گرايانه، ايجابي و چندوجهي است: 
۱. احزاب و شخصيت‌هاي سياسي بايد در برابر سوءاستفاده از نام و تابلوي خود هوشيار باشند و با موضع‌گيري سريع، راه را بر اين بازي‌هاي دروغين ببندند.
۲. سياستگذاران بايد در الگوي انسداد فراگير اينترنت تجديدنظر كنند؛ چراكه فيلترينگ گسترده، ميليون‌ها شهروند را ناخواسته به سوي دالان‌هاي ناامن فيلترشكن‌ها و قرار گرفتن در معرض اين حملات كشانده است.
۳. تقويت پدافند حقوقي و رصد بين‌المللي: پلتفرم‌هاي توزيع آگهي ضوابط مشخصي عليه محتواي نفرت‌پراكن و جعل هويت دارند. نهادهاي مدني و حقوقي حوزه فناوري مي‌توانند با مستندسازي اين تخلفات، پلتفرم‌هاي ميزبان را به پاسخگويي و مسدودسازي اين كارزارها وادار كنند.
4. افزايش سواد رسانه‌اي جامعه ضروري است تا كاربران بدانند هيچ فيلترشكن رايگاني خيرخواهانه نيست و هزينه آن با امنيت رواني مخاطب تامين مي‌شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون