فرشته فريادرس
«وقتي اينترنت نيست، زندگي كجا گير ميكند؟» شايد در ساعتهاي نخست، مساله فقط بيخبري از شبكههاي اجتماعي يا ناتواني در فرستادن يك پيام باشد. اما بعد چه؟ وقتي كار پيش نميرود، درآمد به خطر ميافتد، دسترسي به اخبار محدود ميشود، پژوهش نيمهتمام ميماند يا نميتوانيم با خانوادهاي كه دور از ما زندگي ميكند تماس بگيريم، آنوقت قطع اينترنت ديگر فقط قطع دسترسي به يك شبكه نيست؛ بخشي از زندگي روزمره از دسترس خارج شده است. يك روز، چند روز يا حتي يك هفته قطعي اينترنت شايد با تغيير برنامهها و پيدا كردن راههاي جايگزين قابل مديريت باشد. اما يك ماه چطور؟ آيا ميتوان يك ماه بدون اينترنت كار كرد، درس خواند، اخبار را دنبال كرد، امور روزمره را پيش برد و از حال آدمهايي كه دوستشان داريم باخبر ماند؟ براي بررسي تاثير قطعي اينترنت بر زندگي مردم، با 14 نفر از افراد با حرفه متفاوت گفتوگو كردهايم و از آنها درباره تجربهها و نگرانيهايشان در صورت قطع اينترنت پرسيدهايم. اين موضوع با توجه به اظهارات وحيد يزدانيان، معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات وزارت ارتباطات، درباره احتمال قطعي اينترنت در شرايط جنگي، اهميت بيشتري پيدا ميكند. روايت اين افراد نشان ميدهد، پيامدهاي قطعي اينترنت به محدود شدن فعاليت در شبكههاي اجتماعي خلاصه نميشود؛ اختلالي كه ميتواند از كار و معيشت افراد تا دسترسي به اخبار و اطلاعات، انجام كارهاي روزمره و حفظ ارتباط با خانواده و دوستان را تحت تاثير قرار دهد.
كارهايي كه پيش نميروند
«پژوهشم را چه كنم؟» اين نخستين سوالي است كه مهناز از خودش ميپرسد؛ وقتي از او ميخواهيم تصور كند اينترنت از فردا براي يك ماه قرار است، قطع شود. براي يك دانشجوي دكتري كه بخش زيادي از كارش به جستوجوي مقالهها، دسترسي به منابع علمي، دريافت و ارسال فايل و ارتباط با ديگر پژوهشگران وابسته است، يك ماه قطعي اينترنت فقط به معناي دوري از فضاي مجازي نيست؛ يعني عقب افتادن پژوهش و از دست دادن زمان و فرصتهايي كه جبرانشان به سادگي ممكن نيست. براي او، اينترنت ديگر يك ابزار جانبي نيست؛ بخشي از زندگي علمي و حرفهاي او است. درحالي كه در جهان همچنان مقاله منتشر ميشود، اطلاعات تازهاي در دسترس قرار ميگيرد و اتفاقات جديدي رخ ميدهد. او ميگويد در چنين وضعيتي احساس ميكند «از اتفاقات و اطلاعات روز عقب ميماند».
«نيلاب»، دانشجوي خارجي كه در حال نوشتن پاياننامه است، ميگويد: بخش زيادي از كارهايش، از پژوهش و دسترسي به منابع علمي تا پيشبرد پاياننامه، به اينترنت وابسته است. اما دوري از خانواده هم باعث ميشود قطعي اينترنت براي او معنايي فراتر از يك مشكل تحصيلي داشته باشد. وقتي از خانواده دور هستي، تماسها و پيامهاي اينترنتي بخشي از ارتباط روزمرهاند و از دست دادن اين امكان ميتواند دلتنگي را دشوارتر كند.
اين نگراني اما براي «فاطمه» خبرنگار، مساله روشنتر و مستقيمتر است: «به عنوان يك خبرنگار، قبل از هر چيزي نميتوانم كارم را انجام بدهم.» نگرانياي كه براي او صرفا به يك احتمال محدود نميشود، چراكه او تجربه قطعي قبلي اينترنت را دارد و ميگويد با آغاز جنگ و قطع اينترنت، تعديل شده است. به همين دليل، وقتي صحبت از قطعي يكماهه اينترنت به ميان ميآيد، حتي نگران است كه كارفرما قطعي اينترنت را بهانهاي براي قطع همكاري يا پرداخت نكردن حقوق قرار دهد.
«امين رجبخواه»، فعال رسانهاي هم نگراني مشابهي دارد. وقتي از او ميپرسيم در صورت قطع يكماهه اينترنت، نخستين كاري كه ديگر نميتواند انجام دهد چيست، كوتاه پاسخ ميدهد: «كار». وقتي هم ميپرسيم بيشتر از همه دلتنگ چه چيزي خواهد شد، باز هم ميگويد: «كار».
براي زهره، ديگر فعال رسانهاي، قطعي اينترنت بيش از هر چيز ميتواند به معناي از دست رفتن فرصتهاي كاري و كاهش درآمد باشد. او ميگويد: اگر دسترسي به اينترنت قطع شود، فرصتهايي را از دست ميدهم كه انجام آنها به اينترنت وابسته است و همين مساله بهطور غيرمستقيم بر درآمدش تاثير بگذارد.
«مهدي خاكي فيروز»، فعال رسانهاي، اما از اختلال در ارتباطات كاري، دسترسي به ايميلها، پيامرسانها و اطلاعات تماس گرفته تا دشواري ارتباط با دوستان و بستگان خارج از كشور و بيخبري از وضعيت زندگي آنها ميگويد. به گفته او، اين وضعيت علاوه بر مختل كردن آموزش آنلاين، دسترسي به مقالات علمي، ابزارهاي هوش مصنوعي، مسيريابها و سرگرميها، ارتباط با همكاران خارجي را نيز به دليل وابستگي به پيامرسانهاي بينالمللي دشوار كرده است. او همچنين از كاهش كارايي ابزارهاي ديجيتال به دليل وابستگي متقابل آنها خبر ميدهد و ميگويد: اين محدوديتها پيامدهاي اقتصادي مستقيمي نيز به همراه داشتهاند؛ بهطوريكه درآمد حدود ۴۰درصد كاهش يافته و هزينهها تا ۱۰ درصد افزايش پيدا كردهاند. به گفته خاكي فيروز، براي دسترسي بهتر به اينترنت، حتي سفر به شهرهاي مرزي يا كشورهاي همسايه نيز به يكي از راهكارهاي برخي افراد تبديل شده است.
وقتي جهان پشت يك صفحه خاموش ميشود
به گزارش «اعتماد»، وقتي از «ليلا»، صاحب كسبوكار ميپرسيم در صورت قطع يكماهه اينترنت، اولين فكري كه به ذهنش ميرسد چيست، ميگويد: «كارم را چه كنم؟» او نميتواند ميزان خسارت احتمالي اين قطعي را دقيق برآورد كند، اما درباره زيانبار بودن آن ترديدي ندارد و ميگويد: «چون كارم در بستر اينترنت است، قطعا ضرر زيادي خواهيم كرد.» براي «وحيد سراوند»، كارشناس اقتصادي، قطعي اينترنت لزوما به معناي توقف كار نيست، اما ميتواند روند فعاليتهايش را كندتر و دشوارتر كند. وقتي از او ميپرسيم اگر قرار باشد در اين يك ماه فقط به يكي از قابليتهاي اينترنت دسترسي داشته باشد، كدام را انتخاب ميكند، پاسخ ميدهد: «امور بانكي». انتخابي كه نشان ميدهد، دسترسي به خدمات بانكي نيز تا چه اندازه براي انجام امور روزمره اهميت دارد.
«سعيد مختاري»، فعال اقتصادي هم به پيامدهاي مختلف قطعي اينترنت اشاره ميكند؛ از اختلال در امور بانكي، مالي، اداري و خريد گرفته تا دشواري دسترسي به وبسايتها و صفحات خارجي مرتبط با شغل و حرفهاش. به گفته او، اين محدوديتها ميتوانند علاوه بر دشوارتر كردن كارهاي روزمره، زيان مالي هم به همراه داشته باشند. نگراني او فقط به كار و مسائل اقتصادي محدود نميشود. مختاري ميگويد: قطع اينترنت، ارتباط با دوستان، همكاران و بهويژه نزديكاني را كه در فاصلههاي دور زندگي ميكنند، دشوارتر ميكند.
يك تحليلگر بازارهاي مالي، از زاويه ديگري همين مساله را توضيح ميدهد. «سعيد درويش»، بيش از همه دلتنگ «آزادي بيشتر بر بستر اينترنت بينالملل و دسترسي به منابع مختلف» خواهد شد. براي او، حتي اگر همه فعاليتها كاملا متوقف نشوند، كيفيت ارتباط كاهش پيدا ميكند و كارها كندتر ميشوند.
در ميان اين روايتها، پويا فيروزي، فعال اقتصادي از زاويهاي كليتر به موضوع نگاه ميكند. به گفته او، اينترنت براي همه افراد، فارغ از اينكه خبرنگار، دانشجو، فعال اقتصادي يا شهروند عادي باشند، دو كاركرد اصلي دارد: «اطلاعات و ارتباط». او ميگويد: با قطع اينترنت، «نه اطلاعاتي به دست ما ميرسد و نه ميتوانيم با ديگران ارتباط داشته باشيم». اين دو كاركرد، بخش مهمي از تاثير قطعي اينترنت بر زندگي روزمره را نشان ميدهند. از نگاه فيروزي، اينترنت را نميتوان صرفا وسيلهاي براي سرگرمي يا ابزاري براي انجام كار دانست؛ دسترسي به اطلاعات و امكان ارتباط با ديگران، بخش جداييناپذير زندگي امروز است و قطع آن ميتواند بر جنبههاي مختلف زندگي افراد تاثير بگذارد.
اما پيامدهاي قطعي اينترنت به توقف كار، كاهش درآمد يا از دست رفتن فرصتهاي شغلي محدود نميشود. «سارا»، از كاربران فضاي مجازي ميگويد كه بيش از همه دلتنگ شبكههاي اجتماعي و دسترسي به اخبار و اطلاعات خواهد شد؛ چون نگران است از اتفاقات روز عقب بماند. براي او، يك ماه قطعي اينترنت يعني دور شدن از فضايي كه تا پيش از اين، بخشي عادي از زندگي روزمرهاش بوده است.
يك كارمند واحد انفورماتيك، بيش از همه نگران ارتباط با اقوامش در خارج از كشور است. «الهام»، جدا از ذكر كردن سخت شدن فرآيند كار، اينترنت را راهي براي دسترسي به كانالهاي خبري و ارتباط با دنياي بيرون ميداند. اگر قرار باشد در اين يك ماه فقط به يك قابليت اينترنت دسترسي داشته باشد، انتخابش «كانالهاي خبري و تلگرام» است. او قطعي اينترنت را بيش از هر چيز به معناي «اعمال محدوديت» ميداند.
براي «سيرانوش»، اما اين وابستگي حتي به مدرسه فرزندش هم ميرسد. بخشي از تكاليف و اطلاعرسانيهاي كلاسهاي دبستان از طريق كانالها و گروههاي مدرسه انجام ميشود و قطع اينترنت ميتواند اين روند را هم مختل كند. به اين ترتيب پيامدهاي قطعي اينترنت فقط به زندگي شخصي و كاري او محدود نميشود و ممكن است بر روند تحصيل فرزندش نيز اثر بگذارد.
در مجموع، يك ماه قطعي اينترنت براي هركدام از اين افراد معناي متفاوتي دارد؛ براي يكي، نگراني از دست دادن شغل و درآمد است، براي ديگري، عقب ماندن از پژوهش و تحصيل يا دشوار شدن كارهاي روزمره. براي برخي نيز احتمال قطع اينترنت، پيش از هر چيز، يادآور وقوع اتفاقي بزرگتر، مانند جنگ است. با وجود اين تفاوتها، همه اين روايتها به يك نقطه مشترك ميرسند: اينترنت ديگر صرفا ابزاري براي سرگرمي يا وسيلهاي جانبي نيست، بلكه به بخشي از زيرساخت زندگي روزمره، حرفهاي، علمي و اجتماعي مردم تبديل شده است. اين وابستگي گسترده، اظهارات معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات وزارت ارتباطات درباره احتمال قطع اينترنت در شرايط جنگي را به موضوعي فراتر از يك تصميم فني تبديل ميكند. روايت اين 14 نفر نشان ميدهد كه چنين تصميمي ميتواند كسبوكارها را مختل كند، درآمد و امنيت شغلي افراد را به خطر بيندازد، فعاليتهاي علمي را عقب بيندازد و ارتباط با خانواده و جهان بيرون را دشوار سازد. از اين رو، پرسش فقط اين نيست كه در صورت قطع اينترنت، مردم از چه امكاناتي محروم ميشوند، بلكه اين است كه در تصميمگيري درباره چنين محدوديتي، پيامدهاي آن براي زندگي و معيشت مردم تا چه اندازه در نظر گرفته شده و چه راهكاري براي كاهش اين هزينهها وجود دارد؟