امروزه حجم گسترده اي از رسانهها، اخبار و اطلاعات در اختيار مردم قرار دارد. در اين ميان، نسل Z ارتباط گستردهاي با فضاي مجازي و رسانهها دارد و بخش مهمي از دريافت اطلاعات، ارتباطات و تعاملات خود را از طريق رسانهها انجام ميدهد. بنابراين، هر كاربر رسانه، بهخصوص نسل جوان، در مواجهه با اين حجم از اخبار و اطلاعات بايد به سواد رسانهاي مجهز باشد تا بتواند پيامهاي رسانهاي را درست تشخيص دهد و در برابر جوسازيها، شايعات و اطلاعات نادرست، واكنشي آگاهانه داشته باشد. سواد رسانهاي باعث ميشود مخاطب از حالت منفعل خارج شده و به مخاطبي فعال تبديل شود؛ يعني هر خبري را بدون تحقيق، صحتسنجي و تفكر نپذيرد و در استفاده از رسانهها هدفمند عمل كند.
سواد رسانهاي چيست؟
اصطلاح «سواد رسانهاي» براي نخستين بار توسط هربرت مارشال مكلوهان در سال ۱۹۶۵ به كار برده شد. از دهه ۱۹۷۰، موضوع سواد رسانهاي مورد توجه برخي كشورهاي اروپايي و امريكاي لاتين قرار گرفت و آموزش آن در كشورهايي مانند فنلاند و دانمارك شكل گرفت. در سال ۱۹۷۸ نيز در كانادا با تشكيل انجمن سواد رسانهاي، اين موضوع بيشتر مورد توجه قرار گرفت. سازمان يونسكو در سال ۱۹۸۲ بيانيهاي درباره آموزش سواد رسانهاي صادر كرد كه با عنوان «بيانيه گرونوالد» شناخته شد و به تأييد ۱۹ كشور رسيد. در ايران نيز از اواسط دهه ۱۳۸۰، موضوع سواد رسانهاي در ميان منابع دانشگاهي مورد توجه قرار گرفت و استادان و پژوهشگران مقالات و كتابهاي متعددي در اين زمينه ترجمه و تأليف كردند. برگزاري همايشها و همانديشيهاي مختلف نيز نشاندهنده افزايش توجه به اهميت آموزش سواد رسانهاي در جامعه بود.
چهار اصل سواد رسانهاي
سواد رسانهاي را ميتوان در چهار محور اصلي بررسي كرد:
۱. رسانهشناسي
۲. شناخت جريان رسانه
۳. تفكر انتقادي
۴. آداب استفاده از رسانه
در رسانهشناسي، انواع رسانهها، از تلفن همراه تا فضاي مجازي، زبان رسانه و مفهوم بازنمايي بررسي ميشود.
در شناخت جريان رسانه، موضوعاتي مانند منابع رسانه، ارتباط رسانهها با قدرت، جريانهاي رسانهاي و نقش حوزههايي مانند سينما، ورزش، بازي، سرگرمي، موسيقي و سلبريتيها مورد توجه قرار ميگيرد. در آداب استفاده از رسانه نيز بررسي ميكنيم كه چه كسي، چه چيزي را، چه زماني، در چه مكاني، به چه ميزان و با چه شكلي از رسانه دريافت يا منتشر ميكند. هدف اين است كه استفاده از رسانه آگاهانه و متناسب با نياز مخاطب باشد.
زبان رسانه و قدرت تصوير
زبان رسانه تنها كلمات نيست؛ تصوير، صدا، موسيقي، داستان و نحوه نمايش موضوعات نيز بخشي از زبان رسانه هستند. تصوير ميتواند پيامي را به شكلي ماندگارتر از خواندن يا شنيدن منتقل كند. به همين دليل، نسل جوان علاقه زيادي به تعامل با محتواي تصويري دارد. تصوير گرچه تنها يك قاب است، اما ميتواند دنيايي از معنا و پيام را در خود جاي دهد. بنابراين، مخاطب بايد بتواند علاوه بر آنچه در تصوير ميبيند، پيامهاي پنهان و معنايي را كه تصوير منتقل ميكند نيز بررسي كند.
قدرت خلق واقعيت رسانه
برخي رسانهها تمام واقعيت را بيان نميكنند؛ بلكه بخشي از واقعيت را انتخاب و برجسته ميكنند. حتي ممكن است يك اتفاق به شكلي روايت شود كه برداشت خاصي در ذهن مخاطب ايجاد كند. از اين رو، رسانه ميتواند بر برداشت مخاطب از واقعيت تأثير بگذارد. نسل جوان نبايد هر پيام رسانهاي را بدون بررسي و با اعتماد صددرصدي بپذيرد، بلكه بايد منبع، هدف و شيوه ارايه پيام را بررسي كند.
تفكر انتقادي
تفكر انتقادي يعني نگاه دقيق و ناقدانه به مسائل و بررسي منطقي پيامها براي تشخيص درست از نادرست. رسانهها ميتوانند بر فكر و ذهن، ذائقه و ميل و در نهايت رفتار مخاطب تأثير بگذارند. هر رسانه با هدفي مشخص پيامي را توليد و منتشر ميكند. اين اهداف ميتواند تبليغاتي، ترغيب به خريد كالا، دعوت به فعاليت اجتماعي يا القاي عقايد، ارزشها، هنجارها و آرمانهاي خاص باشد. در مواجهه با يك خبر نيز نبايد فقط به دليل همسو بودن آن با باورهاي خودمان، آن را درست بدانيم. شنيدن ديدگاه مقابل و بررسي منابع مختلف به مخاطب كمك ميكند تا تصميم آگاهانهتري بگيرد.
پنج ركن سواد رسانهاي
براي تحليل يك پيام رسانهاي ميتوان پنج ركن را مورد توجه قرار داد:
۱. پيام
۲.گيرنده
۳. فرستنده
۴. محيط
۵. مجرا
شناخت اين پنج ركن به مخاطب كمك ميكند بداند چه پيامي را، از سوي چه كسي، در چه محيطي و از چه طريقي دريافت كرده است و آيا اساسا به چنين پيامي نياز دارد يا خير.
فنون اقناع؛ رسانه چگونه بر مخاطب اثر ميگذارد؟
يكي از مهمترين موضوعات در سواد رسانهاي، شناخت فنون اقناع است. هر پيام رسانهاي فقط براي انتقال اطلاعات توليد نميشود؛ گاهي هدف آن تغيير نگرش، ايجاد احساس، معرفي محصول يا ترغيب مخاطب به انجام رفتاري خاص است.
۱. اعتبار منبع: گاهي رسانه براي افزايش تأثيرگذاري پيام از افراد شناختهشده، متخصصان، نخبگان، چهرههاي محبوب يا افراد عادي استفاده ميكند. حضور يك چهره شناختهشده ممكن است پذيرش پيام را آسانتر كند. اما بايد ميان اعتبار شخص و اعتبار ادعا تفاوت قائل شد. شناختهشده بودن يك فرد به تنهايي دليل درست بودن تمام سخنان او نيست.
۲. تداعي معاني:در اين روش، يك محصول، ايده يا پيام با احساساتي مانند زيبايي، شادي، موفقيت، امنيت و آرامش پيوند داده ميشود. براي مثال، ممكن است يك تبليغ به جاي تمركز بر ويژگيهاي واقعي محصول، فضايي از شادي يا موفقيت ايجاد كند تا مخاطب محصول را با همان احساس مرتبط كند.
۳. ترساندن: در اين شيوه، با برجسته كردن يك خطر يا وضعيت ناخوشايند، احساس نگراني در مخاطب ايجاد ميشود و سپس راهحل يا ديدگاهي خاص ارايه ميشود.
البته بايد ميان هشدار واقعي و ترساندن براي اقناع تفاوت قائل شد و بررسي كرد كه ميزان ترس ايجادشده با شواهد موجود تناسب دارد يا خير.
۴. تكرار: تكرار يك پيام باعث ميشود آن پيام براي مخاطب آشناتر شود و احتمال ماندگاري آن در ذهن افزايش پيدا كند. اما تكرار شدن يك ادعا، دليل درست بودن آن نيست. مخاطب نبايد آشنايي را با حقيقت اشتباه بگيرد.
۵. شوخي: شوخي و طنز ميتواند احساس مثبتي در مخاطب ايجاد كند و باعث شود پيام، محصول يا موضوع موردنظر با همان احساس مثبت در ذهن او ثبت شود. به همين دليل، بسياري از تبليغات ابتدا تلاش ميكنند مخاطب را سرگرم كنند و سپس پيام اصلي خود را منتقل كنند.
۶. تطميع: در تطميع، با ارايه يك منفعت يا تشويق، مخاطب به انجام كاري يا پذيرش ديدگاهي ترغيب ميشود. در چنين شرايطي بايد پرسيد: چه چيزي به من پيشنهاد ميشود و در مقابل، از من چه انتظاري وجود دارد؟
۷. ادعاي آشكار: گاهي پيامهاي رسانهاي با استفاده از آمار، اعداد، نمودارها يا عباراتي مانند «بر اساس تحقيقات» ظاهري مستند پيدا ميكنند. اما وجود عدد يا آمار بهتنهايي كافي نيست. بايد منبع اطلاعات و امكان بررسي آن را نيز مورد توجه قرار داد.
۸. شدت: استفاده از واژههايي مانند «بهترين»، «ارزانترين»، «محبوبترين» و «بيشترين» ميتواند تصويري قطعي و برتر از يك محصول يا موضوع ايجاد كند.
در چنين شرايطي بايد پرسيد: بر اساس چه معياري اين موضوع «بهترين» يا «ارزانترين» معرفي شده است؟
۹. نماد: برخي تصاوير، كلمات، اشيا، لوگوها، پرچمها و نشانهها معنايي فراتر از ظاهر خود دارند. شناخت نمادها به مخاطب كمك ميكند لايههاي مختلف پيام رسانهاي را بهتر درك كند.
۱۰. مقايسه: در روش مقايسه، دو محصول، دو گزينه يا دو ديدگاه در كنار يكديگر قرار ميگيرند و مخاطب ممكن است به سمت انتخاب يكي از آنها هدايت شود. در اينجا بايد بررسي كرد كه چه معيارهايي براي مقايسه انتخاب شده و چه اطلاعاتي ممكن است از مقايسه حذف شده باشد؛ زيرا نحوه ارايه مقايسه نيز ميتواند بر انتخاب مخاطب تأثير بگذارد.
جمعبندي
سواد رسانهاي به نسل جوان كمك ميكند در برابر حجم گسترده اخبار، اطلاعات و پيامهاي رسانهاي، مخاطبي منفعل نباشد. مخاطب باسواد رسانهاي منبع پيام، هدف فرستنده، محيط و شيوه انتشار پيام را بررسي ميكند و با شناخت فنون اقناع، مغالطهها و روشهاي اثرگذاري رسانه، تصميم آگاهانهتري ميگيرد. نسل Z كه حضور گستردهاي در فضاي مجازي دارد، بيش از هر زمان ديگري به مهارت تحليل پيامهاي رسانهاي نيازمند است. آموزش سواد رسانهاي، تقويت تفكر انتقادي و ايجاد زيرساختهاي مناسب ميتواند به نسل جوان كمك كند تا رسانه را بهتر بشناسد، هدفمندتر از آن استفاده كند و در مواجهه با اخبار و پيامهاي مختلف، به جاي پذيرش سريع، ببيند، بشنود، بررسي كند و سپس تصميم بگيرد.