گروه گزارش
برنامه موشكي ايران از دل يكي از دشوارترين مقاطع جنگ ايران و عراق متولد شد؛ زماني كه حملات موشكي به شهرهاي ايران، ضرورت دستيابي به سلاحي براي پاسخ متقابل را به يكي از اولويتهاي دفاعي كشور تبديل كرد. مسيري كه با موشكهاي وارداتي آغاز شد، بهتدريج به توليد موشكهاي بالستيك با برد ۲۰۰۰ كيلومتر رسيد.
در تاريخ برنامه موشكي ايران، نقطه آغاز را بايد نه در آزمايش يك موشك پيشرفته، بلكه در روزهايي جستوجو كرد كه شهرهاي ايران زير آتش موشكهاي عراقي قرار داشتند. جنگ شهرها، معادلهاي نابرابر پيش روي ايران گذاشته بود: عراق از موشكهاي بالستيك براي هدف قرار دادن شهرها استفاده ميكرد، اما ايران در آن مقطع نه زرادخانه موشكي قابل اتكايي در اختيار داشت و نه زيرساختي براي توليد اين تسليحات. همين نياز فوري به پاسخ متقابل، مسير شكلگيري يگان موشكي و سپس تلاش براي دستيابي به توان بومي را هموار كرد.
خبرگزاري تسنيم در گزارشي با عنوان «وضعيت صنعت موشكي ايران بعد از شهادت حسن طهرانيمقدم» كه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ منتشر شد، آغاز اين مسير را به سال ۱۳۶۳ و دور تازه حملات موشكي عراق به شهرهاي ايران مرتبط ميداند. بر اساس اين روايت، ايران براي تامين موشك سراغ ليبي رفت و تعدادي موشك اسكاد از اين كشور خريداري كرد. همزمان، سوريه پذيرفت آموزشهاي لازم براي بهكارگيري اين موشكها را در اختيار نيروهاي ايراني قرار دهد. به اين ترتيب، گروهي از نيروهاي توپخانه سپاه براي فراگيري شيوه استفاده از موشكهاي اسكاد به سوريه اعزام شدند و يگان موشكي سپاه پاسداران با فرماندهي حسن طهرانيمقدم شكل گرفت.
اما خريد موشك، تنها پاسخ كوتاهمدت به نياز جنگ بود. مساله اصلي، وابستگي به خارج و محدوديت دسترسي به تجهيزات و تسليحات در شرايط تحريم بود. از همين رو، تلاش براي بوميسازي فناوري موشكي از همان سالهاي نخست در دستور كار قرار گرفت. در روايت تسنيم، بخشي از موشكهاي خريداريشده از ليبي براي بررسي فني و مهندسي معكوس كنار گذاشته شد؛ اقدامي كه زمينه را براي عبور تدريجي از واردات و حركت به سمت توليد داخلي فراهم كرد. در سالهاي پاياني جنگ نيز توليد راكتهايي مانند نازعات، با بردي كمتر از موشكهاي اسكاد، بخشي از تلاش ايران براي ايجاد توان موشكي متناسب با نيازهاي ميدان جنگ بود.
از اسكاد تا شهاب؛ نخستين گامهاي
توليد داخلي
پس از پايان جنگ، مسير توسعه موشكي متوقف نشد. تجربه استفاده از اسكاد و تلاشهاي فني سالهاي جنگ، مبنايي براي ساخت نسل نخست موشكهاي بالستيك ايراني شد. تسنيم در گزارشي كه ۲۶ آبان ۱۳۹۳ با عنوان «از زلزله زلزالها تا قيام سجيلها؛ مشهورترين موشكهاي ايراني» منتشر كرد، شهاب ۱ را نخستين موشك بالستيك سوخت مايع ايران معرفي ميكند كه در سال ۱۳۷۰ به نتيجه رسيد و برد آن حدود ۳۰۰ كيلومتر بود. اين موشك از نظر ساختار به اسكاد بيشباهت نبود و در واقع گامي ابتدايي در مسير دستيابي به توان توليد موشكهاي بالستيك به شمار ميرفت.
پس از شهاب ۱، شهاب ۲ با بردي در حدود ۵۰۰ كيلومتر وارد اين مسير شد. اهميت اين مرحله فقط در افزايش برد نبود؛ تجربه به دستآمده در طراحي، ساخت و بهكارگيري موشكها به تدريج ظرفيت فني و صنعتي كشور را گسترش ميداد. نقطه عطف بعدي، آزمايش شهاب ۳ در سال ۱۳۷۷ بود؛ موشكي كه برد اوليه آن در گزارشهاي مختلف حدود ۱۱۵۰ تا ۱۳۰۰ كيلومتر اعلام شده است. با ورود شهاب ۳، توان موشكي ايران از محدوده موشكهاي كوتاهبرد و عملياتي فراتر رفت و امكان هدف قرار دادن فواصل دورتر در منطقه فراهم شد.
در ادامه، نسخههاي ارتقايافته اين موشك با نامهايي چون قدر توسعه يافتند. برد برخي از اين نسخهها تا حدود ۲۰۰۰ كيلومتر اعلام شد؛ عددي كه بعدها به يكي از شاخصهاي اصلي بحث درباره دامنه توان موشكي ايران تبديل شد. به اين ترتيب، فاصله ميان نخستين موشكهاي وارداتي و نسلهايي كه قادر به پوشش بخش وسيعي از منطقه بودند، در كمتر از دو دهه طي شد.
سجيل؛ عبور از سوخت مايع به سوخت جامد
مرحله مهم بعدي در تاريخ برنامه موشكي ايران، توسعه موشكهاي سوخت جامد بود. تفاوت اين فناوري با سوخت مايع صرفا به نوع پيشران محدود نميشد و از منظر آمادگي و شيوه بهكارگيري موشك نيز اهميت داشت. در موشكهاي سوخت مايع، آمادهسازي پيش از پرتاب به ملاحظات و زمان بيشتري نياز دارد؛ در حالي كه سوخت جامد امكان نگهداري و آمادهسازي متفاوتي را فراهم ميكند.
تسنيم در گزارش خود درباره پروژههاي موشكي حسن طهرانيمقدم، منتشرشده در ۲۵ آبان ۱۳۹۸، آزمايش سجيل را يكي از نقاط عطف اين مسير معرفي كرده است. سجيل ۱ در ۲۲ آبان ۱۳۸۷ آزمايش شد؛ موشكي دومرحلهاي با سوخت جامد كه برد آن حدود ۲۰۰۰ كيلومتر اعلام شد. آزمايش سجيل ۲ نيز در ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ انجام گرفت و پس از آن، خبرهايي درباره آغاز توليد اين موشك منتشر شد.
با توسعه سجيل، برنامه موشكي ايران وارد مرحلهاي تازه شد؛ مرحلهاي كه در آن، افزايش برد تنها معيار پيشرفت نبود و تنوع فناوري پيشران نيز اهميت پيدا كرد. در واقع، مسير طيشده از خريد اسكاد در ميانه جنگ تا توسعه موشكهاي سوخت جامد، نشان ميدهد برنامه موشكي ايران ابتدا پاسخي به يك نياز فوري در ميدان جنگ بود، اما بهتدريج به يك پروژه بلندمدت دفاعي و صنعتي تبديل شد؛ پروژهاي كه در دهههاي بعد، با معرفي نسلهاي تازه موشكي و ارتقاي قابليتهاي آنها ادامه يافت.
خرمشهر و خيبر؛ سرجنگي سنگين در كنار برد بالا
موشك خرمشهر در ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ و همزمان با رژه نيروهاي مسلح به مناسبت هفته دفاع مقدس براي نخستينبار به نمايش درآمد. اين موشك كه طراحي و توليد آن به وزارت دفاع نسبت داده شد، با برد اعلامشده ۲۰۰۰ كيلومتر، در همان زمان به عنوان يكي از موشكهاي بالستيك دوربرد ايران معرفي شد. رونمايي از خرمشهر با اظهارات اميرعلي حاجيزاده، فرمانده وقت نيروي هوافضاي سپاه، همراه بود كه جزيياتي از قابليتهاي آن را در اختيار رسانهها گذاشت.
خبرگزاري تسنيم در گزارشي كه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ با عنوان «۳گانههاي ۲۰۰۰ كيلومتري سپاه» منتشر كرد، به نقل از حاجيزاده نوشت كه خرمشهر ۲۰۰۰ كيلومتر برد دارد. حاجيزاده در حاشيه مراسم رژه درباره ويژگي اين موشك گفته بود: «اين موشك سر جنگي را تا هزار و ۸۰۰ كيلومتر حمل ميكند.» او همچنين به قابليت حمل چند كلاهك اشاره كرد و گفت:خرمشهر ميتواند بهجاي يك كلاهك، چند كلاهك را براي هدف قرار دادن چند هدف حمل كند. اين اظهارات در گزارشهاي خبري فارس از مراسم رونمايي نيز بازتاب يافت.
در اطلاعات منتشر شده درباره نمونه نخست خرمشهر، وزن سرجنگي ۱۸۰۰ كيلوگرم اعلام شد. تسنيم در گزارشي كه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ درباره وضعيت صنعت موشكي ايران منتشر كرد، خرمشهر را موشكي با سوخت مايع، برد ۲۰۰۰ كيلومتر و سرجنگي ۱۸۰۰ كيلوگرمي معرفي كرد و قابليت حمل چند كلاهك را نيز در شمار ويژگيهاي اعلامشده آن قرار داد. در همان گزارش، خرمشهر به عنوان يكي از دستاوردهاي موشكي سال ۱۳۹۶ ثبت شده است.
روند توسعه اين خانواده به نمونه اوليه محدود نماند. در بهمن ۱۳۹۷، همزمان با نمايشگاه دستاوردهاي دفاعي چهلمين سالگرد انقلاب، تصاوير و اطلاعاتي از نمونهاي با عنوان «خرمشهر ۲» منتشر شد. تسنيم در گزارشي با عنوان «تجهيز مهلكترين موشك بالستيك ايران به كلاهك جديد» كه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ منتشر شد، به تفاوت سرجنگي اين نمونه با نسخه اوليه پرداخت. بر اساس اين گزارش، سرجنگي خرمشهر ۲ به سامانه هدايتپذير مجهز شده بود و امكان كنترل آن تا مراحل پاياني مسير فراهم شده بود. در اين گزارش همچنين به نمايش نمونه ديگري از سرجنگي خرمشهر در رژه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ اشاره شده است؛ موضوعي كه نشان ميداد تغييرات اين خانواده تنها به بدنه موشك محدود نمانده و سرجنگيهاي متفاوتي نيز براي آن معرفي شدهاند.
چهارم خرداد ۱۴۰۲، وزارت دفاع از نسخه جديد اين خانواده با نام «خيبر» يا خرمشهر ۴ رونمايي كرد. اين مراسم با حضور محمدرضا آشتياني، وزير وقت دفاع برگزار شد. تسنيم در گزارش همان روز خود، برد خيبر را ۲۰۰۰ كيلومتر و وزن سرجنگي آن را ۱۵۰۰ كيلوگرم اعلام كرد. در اين گزارش آمده بود كه موشك از موتور سوخت مايع استفاده ميكند و طراحي آن بهگونهاي است كه موتور درون مخزن سوخت قرار گرفته؛ ويژگياي كه به گفته گزارش، طول موشك را به حدود ۱۳ متر كاهش داده است.
آشتياني در مراسم رونمايي، خرمشهر ۴ را نسخه ارتقايافته نمونههاي قبلي معرفي كرد و گفت: اين موشك حاصل تلاش چندساله متخصصان سازمان صنايع هوافضاي وزارت دفاع است. او همچنين از قابليت آمادهسازي سريع، سرجنگي سنگين و ويژگيهاي مربوط به عبور از سامانههاي پدافندي به عنوان مشخصات اعلامشده اين موشك نام برد. تسنيم در گزارش فني خود، سامانه هدايت و كنترل در فاز مياني پرواز را از تفاوتهاي مهم خيبر با نسلهاي پيشين خانواده خرمشهر دانست.
در مرور مشخصات اعلامشده اين خانواده بايد ميان نمونهها تفكيك قائل شد: براي خرمشهر اوليه، سرجنگي ۱۸۰۰ كيلوگرمي و قابليت حمل چند كلاهك مطرح شده بود؛ در معرفي خرمشهر ۴ يا خيبر، وزارت دفاع از سرجنگي شديدالانفجار ۱۵۰۰ كيلوگرمي سخن گفت. هر دو نسخه برد اعلامشده ۲۰۰۰ كيلومتري دارند، اما مشخصات سرجنگي و جزييات فني آنها يكسان نيست.
موشكهاي كروز؛ مسير متفاوت براي رسيدن به اهداف دوردست
در كنار توسعه موشكهاي بالستيك، ايران طي سالهاي گذشته مسير ديگري را نيز در برنامه موشكي خود دنبال كرده است: توسعه موشكهاي كروز با قابليت هدفگيري اهداف زميني در فواصل دور. اين مسير با موشكهايي مانند سومار و هويزه شناخته شد و در سالهاي بعد با معرفي موشك پاوه، برد اعلامشده كروزهاي زميني ايران افزايش پيدا كرد. برخلاف موشكهاي بالستيك كه پس از مرحله شتابگيري بخش عمده مسير را در يك مسير قوسي طي ميكنند، موشكهاي كروز در طول پرواز از نيروي پيشران استفاده ميكنند و در ارتفاع پايينتري حركت ميكنند. همين تفاوت، كروزها را به مكملي براي موشكهاي بالستيك در ساختار تسليحاتي تبديل كرده است.
يكي از نخستين نمونههاي شناختهشده اين خانواده، موشك سومار بود كه در اسفند ۱۳۹۳ رونمايي شد. در سالهاي بعد، موشك هويزه به عنوان نمونهاي با برد بيشتر معرفي شد. وزارت دفاع در ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ و همزمان با آغاز دهه فجر، از اين موشك رونمايي كرد. امير سرتيپ امير حاتمي، وزير وقت دفاع در مراسم رونمايي اعلام كرد كه هويزه بيش از ۱۳۵۰ كيلومتر برد دارد و براي مقابله با اهداف ثابت زميني طراحي شده است. او همچنين گفت: آزمايش پروازي اين موشك در برد ۱۲۰۰ كيلومتري انجام شده و موشك توانسته است اهداف تعيينشده را مورد اصابت قرار دهد.
خبرگزاري تسنيم در گزارش همان روز خود با عنوان «جديدترين موشك كروز زميني ايران با نام هويزه رونمايي شد» به نقل از حاتمي، ارتفاع پروازي پايين، آمادهسازي و واكنش سريع و دقت ناوبري و اصابت را از ويژگيهاي اعلامشده اين موشك برشمرد. اين گزارش همچنين برد هويزه را در مقايسه با سومار كه برد آن ۷۰۰ كيلومتر اعلام شده بود، گامي در افزايش برد كروزهاي زميني ايران توصيف كرد. تسنيم چند روز بعد، در گزارش تحليلي ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، هويزه را نخستين موشك كروز زميني ميانبرد ايران با اين ميزان برد معرفي كرد و به موفقيت آزمايش پروازي آن پرداخت.
چهار سال بعد، نام موشك پاوه به فهرست كروزهاي دوربرد ايران اضافه شد. اميرعلي حاجيزاده، فرمانده وقت نيروي هوافضاي سپاه، پنجم اسفند ۱۴۰۱ در برنامه تلويزيوني «صف اول» از عملياتيشدن يك موشك كروز با برد ۱۶۵۰ كيلومتر خبر داد و نام آن را پاوه اعلام كرد. تسنيم در گزارشي با عنوان «پاوه؛ جديدترين موشك كروز ايران با برد ۱۶۵۰ كيلومتر» كه همان روز منتشر شد، اين اظهارات را بازتاب داد. حاجيزاده در اين برنامه گفت: «موشك كروز با برد ۱۶۵۰ كيلومتر را عملياتي كرديم با نام پاوه به ياد شهداي كردستان.»
تسنيم در گزارش تكميلي خود در ۱۴ اسفند ۱۴۰۱، پاوه را در ادامه خانواده كروزهاي زميني ايران معرفي كرد و نوشت: برد اعلام شده آن نسبت به هويزه ۳۰۰ كيلومتر افزايش يافته است. در اين گزارش، تفاوتهايي در طراحي ظاهري پاوه با نمونههاي پيشين، از جمله محل قرارگيري موتور نيز مورد اشاره قرار گرفت. همچنين به گفته اين خبرگزاري، امكان طي مسيرهاي متفاوت براي رسيدن به هدف از ويژگيهايي است كه براي پاوه اعلام شده است.
بنابراين بر اساس گزارشهاي رسمي منتشر شده در رسانههاي رسمي به خصوص خبرگزاري تسنيم، روند اعلامشده توسعه كروزهاي زميني ايران از سومار با برد ۷۰۰ كيلومتر، به هويزه با برد بيش از ۱۳۵۰ كيلومتر و سپس پاوه با برد ۱۶۵۰ كيلومتر رسيده است. اين ارقام بر اساس مشخصاتي است كه مقامهاي دفاعي و رسانههاي رسمي اعلام كردهاند.
آيا ايران در برجام تعهدي درباره برد موشكهاي خود داده است؟
يكي از پرسشهايي كه همزمان با طرح احتمال افزايش برد موشكهاي ايران به بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر مطرح ميشود، نسبت اين موضوع با توافق هستهاي برجام است. آيا ايران در جريان مذاكرات هستهاي تعهدي براي محدود كردن برد موشكهاي خود پذيرفته بود؟ پاسخ به اين پرسش در متن برجام و قطعنامهاي كه در تاييد اين توافق به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل رسيد، قابل پيگيري است.
بررسي متن برجام نشان ميدهد كه در اين توافق هيچ تعهدي درباره محدود كردن برد موشكهاي ايران به ۲۰۰۰ كيلومتر يا هر عدد ديگري وجود ندارد. برنامه موشكي اساسا جزو موضوعات مورد توافق در مذاكرات هستهاي نبود و متن برجام نيز محدوديتي عددي براي برد موشكهاي ايران تعيين نكرده است. با اين حال، موضوع موشكهاي بالستيك در قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت، مصوب ۲۹ تير ۱۳۹۴، در ضميمه «ب» و بند سوم آن مورد اشاره قرار گرفت.
بر اساس اين بند، از ايران خواسته شده بود تا هشت سال پس از روز پذيرش برجام يا تا زماني كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي گزارش تاييدكننده «جمعبندي مبسوط» را ارايه كند- هركدام زودتر اتفاق بيفتد- از فعاليت مرتبط با موشكهاي بالستيكي كه براي داشتن قابليت حمل سلاح هستهاي طراحي شدهاند، از جمله شليك موشك با استفاده از چنين فناورياي، خودداري كند. بنابراين موضوع اين بند، موشكهاي داراي طراحي مرتبط با حمل سلاح هستهاي بود و نه تمام موشكهاي بالستيك ايران.
از سوي ديگر، درباره ماهيت حقوقي اين بند نيز اختلافنظر وجود داشت. عبارت انگليسي بهكاررفته در قطعنامه، «Iran is called upon» است كه به معناي «از ايران خواسته ميشود» است. تهران اين عبارت را توصيهاي و غيرالزامآور تفسير ميكند.
موضع ايران در اين زمينه از ابتدا روشن بود. حسين جابريانصاري، سخنگوي وقت وزارت امور خارجه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ در واكنش به انتقادها از رزمايش موشكي ايران اعلام كرد كه موشكهاي كشور براي دفاع متعارف طراحي شدهاند و هيچيك براي قابليت حمل كلاهك هستهاي ساخته نشدهاند.
او تاكيد كرد كه رزمايشهاي موشكي ايران با تعهدات برجامي تعارضي ندارند. در نتيجه، محدوديت ۲۰۰۰ كيلومتري موشكهاي ايران نه تعهدي در متن برجام بوده و نه عددي است كه در قطعنامه ۲۲۳۱ به عنوان سقف برد تعيين شده باشد.
ماجراي شليك موشك ايراني به ديهگو گارسيا يادآوري امكان عبور از سقف ۲۰۰۰ كيلومتري
در ميانه جنگ ۴۰ روزه، انتشار گزارشهايي درباره شليك دو موشك بالستيك از ايران به سمت پايگاه نظامي ديهگو گارسيا در اقيانوس هند، بار ديگر موضوع برد موشكهاي ايراني را به يكي از بحثهاي مهم نظامي و سياسي تبديل كرد، گزارشي كه اگرچه با تاييد رسمي تهران همراه نشد، اما از زاويه ديگري اهميت داشت: يادآوري اينكه سقف ۲۰۰۰ كيلومتري اعلامشده براي برد موشكهاي ايران لزوما به معناي پايان ظرفيت فني و امكان توسعه اين توانمندي نيست.
داستان از گزارش روزنامه امريكايي والاستريت ژورنال آغاز شد. اين روزنامه در اول فروردين ۱۴۰۵ به نقل از چند مقام امريكايي مدعي شد ايران دو موشك بالستيك ميانبرد به سمت پايگاه مشترك امريكا و بريتانيا در جزيره ديهگو گارسيا شليك كرده است. براساس اين گزارش، يكي از موشكها در ميانه مسير دچار نقص شد و يك ناو امريكايي نيز براي مقابله با موشك ديگر، رهگير اسام۳ شليك كرد. هيچيك از دو موشك به پايگاه اصابت نكردند و درباره موفقيت رهگيري موشك دوم نيز جزييات قطعي منتشر نشد.
اهميت اين گزارش بيش از آنكه به نتيجه نظامي شليك مربوط باشد، به فاصله هدف بازميگشت. پايگاه ديهگو گارسيا در اقيانوس هند و در فاصله تقريبي ۳۸۰۰ كيلومتري تهران قرار دارد. اين پايگاه از مراكز مهم نظامي امريكا در خارج از خاك اين كشور است و بهدليل ميزباني از هواپيماها و بمبافكنهاي راهبردي، جايگاهي ويژه در محاسبات نظامي واشنگتن دارد. بنابراين، مطرح شدن نام اين پايگاه به عنوان مقصد يك حمله موشكي، به سرعت اين پرسش را ايجاد كرد كه آيا توان موشكي ايران از محدودهاي كه تاكنون بهطور رسمي درباره آن صحبت شده، فراتر رفته است؟
خبرگزاري مهر در اول فروردين، با بازتاب گزارش والاستريت ژورنال، هدف قرار دادن ديهگو گارسيا را نشانهاي از بردي فراتر از تصور پيشين دشمن توصيف كرد. خبرگزاري فارس نيز در همين روز گزارشي درباره ادعاي والاستريت ژورنال منتشر كرد. نكته قابل توجه آن بود كه در روايت رسانههاي داخلي نيز فاصله اين پايگاه به عنوان مهمترين بخش ماجرا برجسته شد؛ فاصلهاي كه با برد اعلامشده ۲۰۰۰ كيلومتري موشكهاي ايران همخواني نداشت.
اگرچه اسماعيل بقايي، سخنگوي وزارت امور خارجه، مسووليت ايران در اين شليك را رد كرد و ادعاها را در چارچوب عمليات پرچم دروغين دانست، اما ماجراي ديهگو گارسيا در ميانه جنگ حامل پيام ديگري نيز بود؛ سياست اعلامشده ايران در محدود نگه داشتن برد موشكهاي بالستيك در محدوده ۲۰۰۰ كيلومتر، همواره به عنوان يك انتخاب راهبردي مطرح شده، نه سقفي كه الزاما از ناتواني فني ناشي شود. از همين منظر، مطرح شدن احتمال شليك به هدفي در فاصله نزديك به دو برابر اين محدوده، بار ديگر امكان بازنگري در اين سياست و حركت به سمت بردهاي بيشتر را به بحث گذاشت.
طرح چنين گزارشي در جريان جنگ يادآور اين نكته بود كه معادله موشكي ايران الزاما در مرزهاي اعلامشده متوقف نميماند. جنگ ميتواند محاسبات تهديد، نيازهاي عملياتي و اولويتهاي دفاعي را تغيير دهد و آنچه پيش از جنگ يك سقف سياسي و راهبردي تلقي ميشد، ممكن است در شرايط تازه دوباره موضوع بازبيني قرار گيرد. ديهگو گارسيا از اين منظر، بيش از يك هدف دوردست، يادآور امكان بلندپروازي بيشتر در برنامه موشكي ايران بود.
آيا جنگ ۴۰ روزه معادله برد موشكي ايران را تغيير ميدهد؟
برد ۲۰۰۰ كيلومتري موشكهاي ايران طي سالهاي گذشته، بيش از آنكه صرفا يك شاخص فني باشد، بخشي از چارچوب اعلامشده سياست دفاعي كشور بوده است؛ چارچوبي كه مقامهاي نظامي بارها تاكيد كردهاند بر اساس ارزيابي تهديدها و ملاحظات راهبردي تعيين شده، نه ناتواني در دستيابي به بردهاي بيشتر. با اين حال، جنگ ۴۰ روزه و گسترش دامنه تهديدها، بار ديگر اين پرسش را پيش كشيده است كه آيا محدوده جغرافيايي تهديدهاي پيش روي ايران تغيير كرده و به دنبال آن، سياست تعيين برد موشكها نيز نيازمند بازنگري است؟
در سالهاي گذشته، مقامهاي نظامي ايران بارها درباره چرايي محدود ماندن برد موشكها در محدوده ۲۰۰۰ كيلومتر توضيح دادهاند. يكي از صريحترين اظهارات در اين زمينه را حسين سلامي، جانشين وقت فرمانده كل سپاه، چهارم آذر ۱۳۹۶ در برنامه تلويزيوني «نگاه يك» مطرح كرد. او با اشاره به تلاش كشورهاي اروپايي براي محدود كردن برنامه موشكي ايران گفت: «اگر تا امروز برد موشكهايمان را تا دو هزار كيلومتر نگه داشتهايم و فعلا افزايش ندادهايم، بهدليل نداشتن فناوري نيست.» سلامي در ادامه هشدار داد كه اگر كشورهاي اروپايي بخواهند وارد حريم موشكي ايران شوند، ممكن است تهران در سياست تعيين برد موشكها تجديدنظر كند. اين اظهارات در همان زمان در خبرگزاري تسنيم و ديگر رسانههاي داخلي بازتاب يافت.
چند سال بعد، اين موضع از سوي مقامهاي ديگر نظامي نيز تكرار شد. سردار عباس نيلفروشان، معاون عمليات وقت سپاه در گفتوگو با تسنيم كه ۱۸ شهريور ۱۴۰۲ منتشر شد، درباره امكان افزايش برد موشكها گفت: «ما به لحاظ فناوري هيچ مشكلي براي افزايش برد موشكهايمان نداريم، اما برد موشك بر مبناي دكترينهاي عملياتي و بر مبناي تهديدات تعريف ميشود كه امروز بر مبناي منويات فرمانده معظم كل قوا برد ۲۰۰۰ كيلومتري تعريف شده است.» او در ادامه تاكيد كرد كه اگر نياز يا تدبير جديدي ابلاغ شود، محدوديت فني براي افزايش برد وجود ندارد؛ با اين حال، در آن مقطع تمركز نيروهاي مسلح بر ارتقاي كيفيت و قابليت موشكها در همين محدوده برد بود. اين اظهارات نشان ميداد كه از نگاه فرماندهان نظامي، عدد ۲۰۰۰ كيلومتر يك محدوديت فناورانه قطعي نيست و تغيير آن به تصميم راهبردي و ارزيابي تهديدها وابسته است.
اما جنگ ۴۰ روزه شرايطي متفاوت را پيش روي اين محاسبات قرار داد. در جريان اين جنگ، علاوه بر حملات مستقيم امريكا و اسراييل، موضوع احتمال گسترش دامنه درگيري و مشاركت كشورهاي خارج از منطقه نيز مطرح شد. به اين ترتيب، بحث درباره برد موشكي ديگر تنها به توان هدف قرار دادن اهداف در محدوده خاورميانه محدود نماند و پرسش از تناسب برد فعلي با دامنه تهديدهاي احتمالي اهميت بيشتري پيدا كرد.
خبرگزاري تسنيم ۱۹ شهريور ۱۴۰۵ گزارشي با عنوان «برد موشكي ايران بايد به بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر افزايش يابد» منتشر كرد. اين گزارش در قالب برنامه «مرز واقعيت - تفسير جنگ» تهيه شده بود و سيدمحمد طاهري، مسوول ميز نظامي گروه تفسير جنگ تسنيم، در آن به بررسي احتمال تغيير سياست تعيين برد موشكي پرداخت. طاهري با اشاره به اينكه برد ۲۰۰۰ كيلومتري بر اساس تهديدهاي پيش از جنگ تعيين شده بود، گفت: «قبل از جنگ براي مقابله با تهديدات برد ۲۰۰۰ كيلومتري براي توان موشكي كشور پيشبيني شده بود.» او سپس با اشاره به گسترش دامنه تهديدها به خارج از منطقه، خواستار كنار گذاشتن محدوديت فعلي و افزايش برد موشكها شد.
طاهري در بخش ديگري از اين برنامه گفت كه از نظر فني، امكان توليد موشكهايي با برد بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر در داخل كشور وجود دارد و تحقق چنين امكاني ميتواند سطح بازدارندگي ايران را افزايش دهد. او همچنين تاكيد كرد كه در شرايط جديد، افزايش توان تهاجمي نيروهاي مسلح بايد بدون وقفه دنبال شود. اهميت اين اظهارات در آن است كه بحث افزايش برد موشكها را از سطح يك احتمال نظري به موضوعي براي بررسي در فضاي رسانهاي و كارشناسي داخلي وارد ميكند؛ هرچند طاهري در اين برنامه، مقام تصميمگير درباره سياست موشكي كشور معرفي نشده است.
با اين حال، ميان طرح ضرورت افزايش برد، وجود توان فني براي ساخت موشكهاي دوربردتر و اتخاذ تصميم رسمي براي تغيير سياست، فاصله وجود دارد. گزارش ۱۹ شهريور تسنيم نيز خبر از صدور دستور تازه يا آغاز توليد موشكهايي با برد بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر نميدهد، بلكه ديدگاه يك مسوول رسانهاي و نظامي اين خبرگزاري را درباره ضرورت بازنگري در سياست پيشين منعكس ميكند. از سوي ديگر، اظهارات نيلفروشان در سال ۱۴۰۲ نشان ميدهد كه پيش از جنگ نيز امكان فني افزايش برد از سوي مقامهاي نظامي مطرح شده بود، اما مبناي تعيين برد، ملاحظات دكترين عملياتي و ارزيابي تهديدها عنوان ميشد.
در نتيجه، جنگ ۴۰ روزه بار ديگر موضوع بازنگري در سقف برد موشكي ايران را به بحث گذاشته است؛ اما براي پاسخ قطعي به اين پرسش كه آيا معادله ۲۰۰۰ كيلومتري تغيير كرده، بايد منتظر موضع رسمي نهادهاي تصميمگير و اعلام تغيير در سياست دفاعي كشور ماند. هشدار اخير اما نبايد دور از نظر و محاسبات نگه داشته شود؛ پاسخ ايران به هر اشتباهي «فوري و بدون محدوديت جغرافيايي خواهد بود».