• 1405 دوشنبه 11 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6455 -
  • 1405 دوشنبه 11 آبان

نسل Z، اقتصاد مقاومتي و مساله‌اي به نام فرصت

مبينا رحمان‌پور

در نگاه عمومي، ايده‌اي كه هنوز به درآمد نرسيده، اغلب چيزي بيش از يك سرگرمي تلقي نمي‌شود. ايده‌هاي جوانان گاهي پيش از آنكه فرصت آزموده ‌شدن پيدا كنند، قضاوت مي‌شوند؛ نه بر اساس ظرفيت و ارزش احتمالي‌شان، بلكه با اين پرسش كه چقدر هزينه دارند و چه زماني به نتيجه مي‌رسند. اين نگاه، پيش از آنكه موانع اقتصادي راه را دشوار كند، مي‌تواند انگيزه آغاز را از ميان ببرد. جوان به ‌تدريج ياد مي‌گيرد ايده‌اش را جدي نگيرد؛ نه لزوما چون به آن باور ندارد، بلكه چون احساس مي‌كند كسي حاضر نيست براي به ‌ثمر رسيدن آن فرصتي فراهم كند. حال آنكه پشت برخي از همين ايده‌هاي خاموش، ظرفيتي نهفته است كه مي‌توانست به محصولي كاربردي، فرصتي شغلي يا راه‌حلي براي يك مساله واقعي تبديل شود.

داشتن ايده مي‌تواند نقطه آغاز نوآوري باشد، اما تبديل آن به راه‌حلي عملي، به چيزي بيش از خلاقيت نياز دارد. اين فاصله را مي‌توان در تجربه‌اي ملموس ديد. ايده‌اي كه براي من شكل گرفت، از مشاهده دشواري‌هاي خواهرم آغاز شد؛ او با فلج مغزي و اسپاستيسيته، يعني افزايش غيرارادي سفتي عضلات كه مي‌تواند حركت را دشوار كند، زندگي مي‌كند و هنگام سفر و نشستن طولاني‌مدت در خودرو به حمايت بيشتري نياز دارد. تحصيل در رشته مهندسي پزشكي باعث شد به اين مساله نه‌ فقط به عنوان يك دشواري خانوادگي، بلكه به عنوان مساله‌اي فكر كنم كه شايد بتوان با طراحي يك راه‌حل مهندسي، آن را براي افراد داراي شرايط مشابه آسان‌تر كرد.

اما وقتي تصميم گرفتم ايده‌ام را جدي‌تر دنبال كنم، با پرسش‌هايي روبه‌رو شدم كه پاسخ به آنها براي ادامه مسير ضروري بود: از كجا بايد شروع كنم؟ به چه منابعي مراجعه كنم؟ از چه متخصصي مشورت بگيرم؟ و چگونه مي‌توانم امكان طراحي و ساخت نمونه اوليه را بررسي كنم؟ آنجا بود كه برايم روشن شد شكل‌گيري ايده، تنها آغاز مسير است؛ مسيري كه پيمودن آن به دانش تخصصي، راهنمايي و دسترسي به امكانات لازم نياز دارد.  اين پرسش‌ها فقط به يك ايده يا تجربه شخصي محدود نمي‌شوند؛ آنها به مساله‌اي گسترده‌تر اشاره دارند: فاصله ميان توانايي‌هاي نسل z و فرصت‌هايي كه براي به‌كارگيري اين توانايي‌ها وجود دارد. توليد، پيش از آنكه به عرضه محصول برسد، با شناخت مساله، جست‌وجوي راه‌حل و آزمودن آن آغاز مي‌شود؛ مسيري كه پيمودن آن به همكاري ميان افراد، دانشگاه‌ها، متخصصان و نهادهاي پشتيبان نياز دارد. اين فاصله صرفا يك بحث نظري نيست، بلكه مساله‌اي است كه مي‌تواند بر فرصت‌هاي پيش روي نسل جوان اثر بگذارد.

 

اقتصاد مقاومتي؛ از مشاركت جوانان  تا خلق ارزش اقتصادي

اقتصاد مقاومتي زماني از يك مفهوم سياستي به واقعيتي اقتصادي تبديل مي‌شود كه نسل جوان صرفا مخاطب برنامه‌هاي اشتغال نباشد، بلكه در توليد دانش، توسعه فناوري، ارايه خدمات و خلق ارزش اقتصادي مشاركت واقعي داشته باشد. در سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي نيز بر توسعه كارآفريني و گسترش مشاركت مردم در فعاليت‌هاي اقتصادي، پيشتازي اقتصاد دانش‌بنيان و تقويت نوآوري و ارتقاي مهارت، خلاقيت، كارآفريني و تجربه نيروي انساني تاكيد شده است. اين جهت‌گيري‌ها نشان مي‌دهند كه نقش جوانان در اقتصاد را نمي‌توان تنها با تعداد افراد شاغل سنجيد؛ مساله، فراهم‌ كردن امكان مشاركت موثر آنان در خلق ارزش است. از اين منظر، مولد بودن نسل z الزاما به معناي كار در كارخانه يا توليد يك كالاي فيزيكي نيست؛ شناسايي يك نياز، طراحي راه‌حلي تازه، توسعه يك فناوري يا ارايه خدمتي كه مشكلي واقعي را برطرف كند نيز مي‌تواند آغاز خلق ارزش اقتصادي باشد. با اين‌ حال، ميان داشتن ايده و رسيدن به محصول يا خدمت قابل عرضه، فاصله‌اي وجود دارد كه با انگيزه به ‌تنهايي پيموده نمي‌شود. آموزش كاربردي، راهنمايي متخصصان، امكان آزمودن ايده، دسترسي به منابع مالي و شناخت بازار، حلقه‌هايي از اين مسيرند. توسعه كارآفريني نيز صرفا تشويق جوانان به تلاش بيشتر نيست، بلكه به معناي پيوند زدن استعداد فردي با فرصت‌هاي واقعي اقتصادي است. اگر اين پيوند شكل نگيرد، ممكن است ايده‌اي هرگز آزموده نشود يا محصولي، حتي پس از توليد، راهي به بازار پيدا نكند. بنابراين تبديل مصرف‌كننده به مولد را نبايد فقط يك توصيه به نسل جوان دانست؛ تحقق آن به بستري نياز دارد كه توانايي‌هاي جوانان را به امكان واقعي توليد و خلق ارزش تبديل كند.

 

استعدادهاي محصور در نبود فرصت

تبديل مصرف‌كننده به مولد، نه با سرزنش جوانان محقق مي‌شود، نه با وعده حمايت. اين تغيير زماني شروع مي‌شود كه ميان ايده و اجرا، ميان آموزش و بازار و ميان استعداد جوانان و نيازها، پيوندي عملي برقرار شود. اما ميان توانايي جوانان و امكان به‌كارگيري آن، موانعي وجود دارد كه نمي‌توان از كنارشان به ‌سادگي گذشت.

 

از آموزش تا توليد؛ مسووليت مشترك

اگر قرار است استعدادهاي جوانان به ظرفيت اقتصادي تبديل شود، بايد مسير ميان آموزش، تجربه و توليد را جدي گرفت. دانشگاه نمي‌تواند صرفا به انتقال دانش نظري بسنده كند و انتظار داشته باشد دانشجو پس از فارغ‌التحصيلي، به ‌تنهايي از پس مسائل واقعي برآيد. آموزش زماني اثرگذار است كه دانشجو فرصت داشته باشد آموخته‌هايش را در مواجهه با مسائل واقعي به كار بگيرد، با متخصصان ارتباط برقرار كند و ايده‌هايش را بيازمايد. اما دانشگاه به ‌تنهايي مسوول تبديل همه ايده‌ها به محصول نيست. بنگاه‌هاي اقتصادي بايد براي همكاري با جوانان زمينه فراهم كنند؛ نهادهاي حمايتي بايد دسترسي به مشاوره، امكانات و منابع مالي را ساده‌تر كنند و سياستگذاران موانع اجرايي را كم و ارتباط ميان دانشگاه و صنعت را تقويت كنند.

 در اين ميان، خود جوانان نيز مسووليت دارند. بايد مهارت‌هايشان را توسعه دهند، از راهنمايي متخصصان بهره بگيرند، ايده‌هايشان را واقع‌بينانه ارزيابي كنند و براي آزمودن و اصلاح آنها پشتكار داشته باشند. هيچ‌ يك از اين بازيگران به‌ تنهايي نمي‌تواند فاصله ميان استعداد و توليد را از ميان بردارد. اين فاصله زماني كم مي‌شود كه مسووليت‌ها روشن باشند و همكاري ميان آنها از سطح تفاهمنامه فراتر برود و به فرصت‌هاي واقعي براي يادگيري، تجربه و توليد برسد.

 

از ايده تا بازار؛ پيشنهادي  براي مولد شدن نسل Z

اگر قرار است تبديل مصرف‌كننده به توليدكننده از شعار فراتر برود، به مسيري روشن نياز دارد؛ مسيري كه از شناسايي يك مساله شروع شود و تا ارزيابي ايده، آزمودن راه‌حل و ورود به بازار ادامه پيدا كند. پيشنهاد من، ايجاد هماهنگي ميان دانشگاه‌ها، پارك علم و فناوري، مراكز رشد، متخصصان، بنگاه‌هاي اقتصادي و نهادهاي حمايتي است؛ نه براي ساختن يك نهاد تازه، بلكه براي وصل كردن ظرفيت‌هايي كه همين حالا وجود دارند و پراكنده‌اند. گام اول، پيدا كردن مسائل واقعي است.  گام بعدي، فراهم كردن دسترسي به راهنما و امكانات است.  جواني كه ايده دارد بايد بداند براي ارزيابي اوليه به كجا برود، چگونه با متخصص مرتبط حرف بزند و در صورت تاييد از چه امكاناتي براي ساخت نمونه اوليه استفاده كند. حمايت مالي هم بايد پله‌پله باشد و به ايده‌هايي برسد كه مسير روشن‌تري براي آزمودن دارند. اما ساخت محصول، به ‌تنهايي كافي نيست؛ از همان ابتدا بايد به بازار و مشتري فكر كرد. موفقيت اين مسير را نبايد با تعداد رويدادها يا تفاهمنامه‌ها سنجيد. معيار واقعي اين است كه چند جوان مهارتي را در عمل به كار گرفته‌اند، چند ايده به مرحله آزمون رسيده و كدام محصول راهي به بازار پيدا كرده است. اين نتايج بايد دوره‌اي بررسي شوند تا معلوم شود منابع به ايجاد فرصت واقعي كمك كرده‌اند يا نه؟

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون