«اعتماد» در گفتوگو با كوروش احمدي بررسي میکند
ديپلماسي روي گسل
حديث روشني
روز گذشته رويترز به نقل از يك مقام ارشد ايراني مدعي شد كه تهران و واشنگتن احتمالا اوايل ماه مارس دور تازهاي از مذاكرات غيرمستقيم را برگزار خواهند كرد و حتي امكان دستيابي به يك توافق موقت نيز وجود دارد. اين درحالي است كه اخيرا عباس عراقچي وزير امور خارجه كشورمان اعلام كرد پيشنهاد نهايي ايران ظرف دو تا سه روز آينده ارايه ميشود؛ پيشنهادي كه به ادعاي منابع امريكايي بايد آنقدر اساسي باشد كه بتواند ترديدهاي ادعايي دولت ترامپ و نگرانيهاي منطقهاي را برطرف كند. در سوي مقابل، يك مقام ارشد امريكايي به آكسيوس گفته است واشنگتن حاضر است طرحي را بررسي كند كه به ايران «غنيسازي نمادين» بدهد، مشروط بر آنكه هيچ مسير عملي ادعايي به سوي ساخت سلاح هستهاي باقي نگذارد. اين در حالي است كه مقامهاي رسمي ايران بارها اعلام كردند كه برنامه هستهاي كشورمان صلحآميز است. با اين حال، موضع رسمي دونالد ترامپ همچنان «صفر غنيسازي» در خاك ايران عنوان شده و همزمان، آرايش نظامي امريكا در منطقه تقويت شده است. به ادعاي برخي ناظران در ظاهر، شكافي هرچند باريك ميان خطوط قرمز دو طرف شكل گرفته است؛ شكافي كه اگر مديريت شود ميتواند به يك توافق حداقلي منتهي شود و اگر از دست برود، بهانهاي براي عبور از ديپلماسي به سمت تقابل خواهد بود. به ادعاي اين گروه، تهران همچنان بر حق غنيسازي در چارچوب انپيتي تأكيد دارد، از واگذاري كنترل منابع نفتي و معدني خود سخن نميگويد و در عين حال، مشاركت شركتهاي امريكايي در قالب پيمانكار را رد نكرده است. در مقابل، واشنگتن رفع تحريمها را به اهرمهاي گستردهتري گره ميزند و حتي تلاش براي ورود موضوع موشكي به بسته مذاكرات، با واكنش منفي تهران مواجه شده است؛ تا جايي كه به ادعاي رويترز، پيشنهاد مرتبط با موشكها كه مدعي شده از سوي طرف عماني به طرف ايراني ارايه شد توسط رييس هيات مذاكرهكننده ايراني گشوده هم نشد. در اين ميان به نظر ميرسد عامل زمان به متغير تعيينكنندهاي تبديل شده است. برخي مشاوران ترامپ توصيه به صبر ميكنند تا با افزايش استقرار نظامي، اهرم فشار بيشتر شود. برخي ديگر اما از جمله سناتور ليندسي گراهام آشكارا از گزينه حمله نظامي حمايت ميكنند. خود ترامپ نيز پيامهاي متناقضي ارسال كرده است: از مذاكرات خوب تا هشدار درباره پيامدهاي عدم توافق. اين دوگانگي، نه فقط ناشي از محاسبات امنيتي بلكه بازتاب ملاحظات سياسي داخلي امريكاست؛ جايي كه سايه انتخابات مياندورهاي و وعده پايان جنگهاي بيپايان بر تصميم كاخ سفيد سنگيني ميكند. در چنين فضايي به نظر ميرسد نقش آژانس بينالمللي انرژي اتمي پررنگتر از گذشته شده است. رافائل گروسي مديركل نهاد پادماني از تلاش براي رسيدن به توافقي «جامع و استوار» سخن گفته كه بتواند گزينه نظامي را بيمعنا كند. به ادعاي گروسي بازگشت بازرسان به سايتهاي حساس و تعريف دقيق دامنه راستيآزمايي، يكي از ستونهاي اصلي هر تفاهم احتمالي خواهد بود. بدون آن، حتي «غنيسازي نمادين» نيز براي منتقدان در واشنگتن يا بازيگران منطقهاي قانعكننده نخواهد بود. اكنون معادله به اين پرسش گره خورده است و آن اينكه آيا پنجره باريك تفاهم ميتواند پيش از آنكه زير سايه ناوهاي هواپيمابر بسته شود، به نتيجه برسد؟ اگر پيشنهاد ايران بتواند هم اصل حق غنيسازي را حفظ كند و هم نگرانيهاي فني درباره مسير دستيابي به سلاح هستهاي را برطرف سازد، شايد توافقي موقت شكل گيرد؛ توافقي كه هر دوطرف بتوانند آن را «پيروزي» معرفي كنند. در همين راستا روزنامه «اعتماد» با هدف ارزيابي جزييات احتمالي بسته پيشنهادي تهران در دور جديد مذاكرات ايران و ايالات متحده با كوروش احمدي ديپلمات پيشين كشورمان در نيويورك گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد: كوروش احمدي ديپلمات پيشين كشورمان در سازمان ملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اظهارات اخير دونالد ترامپ مبني بر عدم دستيابي ايران به سلاح هستهاي به عنوان خط قرمز واشنگتن و احتمال شكلگيري توافقي مشابه برجام تصريح كرد: ترامپ از اين فرمول عام يعني «عدم دستيابي ايران به سلاح هستهاي» استفاده كرده، اما همزمان چند بار نيز چه در مصاحبهها و چه در پيامها در شبكه اجتماعياش به روشني عنوان كرده است كه ايران نبايد غنيسازي داشته باشد. البته استفاده از هر دو فرمول اين فرض را كه ممكن است ترامپ شايد بتواند با فرمولي كه محرز كند كه ايران ضمن ادامه حداقلي از غنيسازي، نيت و توانايي ساخت بمب را ندارد، كنار بيايد. به باور احمدي از طرفي اظهارات مقامات ايراني نيز بر پيچيدگي امور افزوده است. آقاي عراقچي اخيرا در گفتوگو با يك رسانه امريكايي گفت كه «ما هيچ تعليقي پيشنهاد نكردهايم، طرف امريكايي هم درخواست غنيسازي صفر مطرح نكرده است» با اين حال هم ويتكاف و هم برخي از ديگر مقامات امريكايي گهگاه تعابيري مانند توقف يا تعليق غنيسازي يا غنيسازي صفر را به كار ميبرند. مشكل ترامپ در واقع همين احتمال شكلگيري توافقي مشابه با برجام در 2015 است. او هميشه برجام را به عنوان بدترين توافق تاريخ بشر دانسته و چيزي شبيه برجام براي او به لحاظ سياست داخل امريكا ممكن است مصيبتبار باشد. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: با اين همه برجام بر دو ستون اساسي استوار بود: يكي غنيسازي محدود در ايران و دوم لغو و تعليق تحريمهاي فراملي امريكا و اروپا عليه ايران. تصور ترامپ اين است كه اگر قرار باشد حداقلي از غنيسازي در ايران ادامه يابد و مهمتر از آن سازوكارها و ساختارهاي غنيسازي در ايران برپا بماند، به واقع به معني برجام 2 تلقي خواهد شد و اين باعث دست بالاي دمكراتها بر سر او و موجب مضحكه خواهد شد. لذا در چهارسال اول رياستجمهوري ترامپ كه او «اصلاح برجام» را مطرح ميكرد، ممكن بود با برخي اصلاحات مانند تغيير تاريخهاي غروب و امثالهم، فرمول برجام2 براي او و نيز قطعا براي ايران مفيد باشد، اما امروز با توجه به تحولات عظيمي كه رخ نموده و بسيج نظامي او و صحبتي كه خود او و ديگر مقامات امريكايي از غنيسازي صفر كردهاند، تصور اينكه فرمولي مشابه برجام براي ترامپ قابل قبول باشد، هرچند غيرممكن نيست اما بيشباهت به معجزه هم نخواهد بود. احمدي در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» در خصوص گمانهزنيها پيرامون «غنيسازي كوچك و نمادين» كه توسط نشريات غربي مطرح شده است خاطرنشان كرد: پيشنهاد غنيسازي نمادين نيز در زمره حدس و گمانها است. مشكل است كه سازوكار چنين غنيسازي آن هم به صورت نمادين را تشريح كرد. به عنوان مثال سانتريفيوژها بدون گاز UF6 كار كنند و در چرخش باشند و خروجي نداشته باشند؟ يا روش ديگري در ميان است؟ البته كه نفس اين فرمول هم ميتواند براي ايران در حكم دستاورد خوبي باشد چرا كه در اين صورت قاعدتا ساختار غنيسازي بايد محفوظ بماند و در دوراني ديگر به كار آيد. به گفته اين تحليلگر مسائل سياست خارجي در رابطه با اين پيشنهاد و هر پيشنهاد ديگري كه بتواند در حكم برد – برد باشد، نقش آژانس بينالمللي انرژي اتمي و رافائل گروسي و تيمش بسيار مهم خواهد بود. آقاي عراقچي پيشتر در يك مصاحبهاي از نقش بسيارسازنده آقاي گروسي و تماس مستقيم با او و دريافت پيشنهادات از او سخن به ميان آورد. به هر حال، دستيابي به فرمولي كه بتواند براي هر دو طرف همراه با حفظ آبرو باشد و طرفين بتوانند آن را در كشور خود به عنوان دستاورد مثبت عرضه كنند، بايد به پشتوانه ابتكار و خلاقيت باشد كه بسيار مهم است. احمدي در ادامه اين گفتوگو و در خصوص بسته پيشنهادي كه قرار است تيم مذاكرهكننده ايراني در دور بعدي مذاكرات ارايه دهد تشريح كرد: اين بسته پيشنهادي گفته شده براي اينكه شانس مقبوليت داشته باشد و در وهله دوم كشور را از اين وضعيف وخيم و اين تعليق اجتماعي-اقتصادي 9 ماه اخير نجات دهد، بايد به گونهاي باشد كه براي دو طرف قابل قبول باشد. اگر فرض اين باشد كه ترامپ غنيسازي را نميپذيرد، بسته پيشنهادي در صورتي شانس پذيرش دارد كه به نوعي حاوي ابتكار و خلاقيتي در اين رابطه باشد و رضايت دوطرف را تامين كند. به گفته اين ديپلمات پيشين كشورمان اگر چه آقاي عراقچي در مصاحبه اخير گفته است «ما هيچ تعليقي پيشنهاد نكردهايم»، اما فكر ميكنم تعليق همچنان يكي از راهحلهاي بينابيني باشد. ما تجربه تعليق در 1382 در توافق سعدآباد را داريم و در چنين صورتي ايران ميتواند حق غنيسازي را محفوظ نگه دارد و تنها در شرايطي كه به گفته مقامات ايراني بعد از حملههاي امريكا، اكنون غنيسازي عملا در ايران متوقف شده، اين وضعيت توقف عملي را به نوعي در چارچوب يك توافق تا اطلاع ثانوي براي مدتي اعلام كنند؛ با تاكيد بر اينكه تعليق موقتي، داوطلبانه، با هدف اعتمادسازي و بدون الزام حقوقي است. احمدي در پاسخ به ديگر پرسش اعتماد مبني بر راهگشا و امكانپذير بودن تفكيك احتمالي مساله هستهاي از ديگر موضوعات مذاكره از جمله مساله موشكي توسط واشنگتن خاطرنشان كرد: همچنان روشن نيست كه امريكا، به خصوص شخص ترامپ، روي موضوعات ديگر مثل موشكي و ... واقعا اصرار دارد يا خير. ترامپ تنها يك بار در هفته گذشته در مصاحبه با فاكسنيوز به صورت گذرا به عبارت «موشكها و اين و آن» به عنوان موضوعات مذاكره اشاره كرده است. ويتكاف نيز براي اولينبار در 16 ژانويه گذشته موشكها و گروههاي منطقهاي را مطرح كرد. همچنين ماركو روبيو وزير امور خارجه ايالات متحده نيز تنها يك روز قبل از مذاكرات عمان در 6 فوريه به اين موضوعات اشاره كرد. لذا اين احتمال را ميتوان در نظر گرفت كه با توجه به حساسيتهاي داخلي، تاكيد و اصرار ترامپ تنها بر روي غنيسازي باشد. به گفته احمدي محتمل است كه طرح موضوعات ديگر اولا با توجه به تصور تضعيف موقعيت ايران باشد و ثانيا هدف از طرح آنها نوعي تاكتيك مذاكراتي و با هدف چانهزني باشد. البته در بين اين موضوعات برنامه موشكي نسبت به ديگر موضوعات براي توان دفاعي كشور مهمتر است و من تصور ميكنم كه ايران بايد در ارتباط با حفظ توان موشكي هرگز عقبنشيني نكند چرا كه اين توان در غياب يك نيروي هوايي روزآمد، براي دفاع از كشور در برابر همسايگان بعضا طماع ضرورت دارد. البته اين به معناي امتناع از شنيدن سخن طرف مقابل در ارتباط با اين موضوعات نيست. تهران ميتواند نظرات طرف مقابل را بشنود و اگر مورد پذيرش نبود، نپذيرد و هيچ ترتيب اثري به آن ندهد. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه گفتوگويش با «اعتماد» و در خصوص گمانهزنيها مبني بر انجام حمله محدود توسط واشنگتن گفت: ادعاي حمله محدود يك گمانهزني است و مبتني بر اين فرض است كه ايران واكنشي نشان ندهد يا واكنشي در حد حمله به عينالاسد و العديد در قطر نشان دهد. طبعا اگر ايران واكنش نشان دهد يا واكنشي از نوع واكنشهاي قبلي نشان دهد، ترامپ ميتواند با يك حمله محدود حفظ آبرو كند و سطح تنشها را پايين آورد. البته ايران در گذشته هميشه پاسخ محدود و با هدف جلوگيري از گسترش جنگ داده است و به همين دليل نيز آن پاسخها كمكي به تقويت بازدارندگي ايران نكرده است. به هر حال مقامات ايران در صورت شكست مذاكرات بايد فرض را بر بدترين سناريو قرار داده و البته اميدوار باشند كه بهترين سناريو براي ايران شكل گيرد. احمدي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در اين زمينه كه سناريوهاي احتمالي به نتيجه نرسيدن مذاكرات ميتواند شامل چه مواردي باشد گفت: متاسفانه در صورت شكست مذاكرات همه سناريوها از جمله فشار حداكثري و گزينه نظامي محتمل خواهد بود. مشكل ميتوان تصور كرد كه در چنين صورتي ترامپ بهرغم تجمع نيرو و تحركاتي كه در اين زمينه به نمايش گذاشته است دست به اقدامي نزند. البته تشديد تحريمها هميشه در دستور كار بوده و سناريوي تازهاي نيست. مشكل ترامپ اين است كه كمتر حوزهاي وجود دارد كه تحت تحريم نباشد. در اين رابطه ممكن است تلاش بيشتري براي كاهش يا توقف صدور نفت ايران در دستور كار قرار گيرد. به باور اين ديپلمات پيشين كشورمان به لحاظ نظامي ممكن است هدف ترامپ يك حمله محدود باشد اما واكنش ايران تعيين خواهد كرد كه آيا اقدام نظامي محدود بماند يا از كنترل خارج شود. ايران در گذشته در حمله به عينالاسد و العديد مديريت شده و محدود عمل كرد. اما همين موجب تضعيف بازدارندگي ايران شد. چون بازدارندگي به معني نگراني دشمن از واكنش شديد و پشيمانكننده است. اگر چنين نباشد يعني بازدارندگي در كار نيست. به هر حال بايد آرزو كنيم و دعا كنيم كه كار در كانال ديپلماتيك حل و فصل شود و به كانال نظامي نكشد. احمدي در ادامه و در رابطه با تشديد فشارها به رييسجمهور امريكا مبني بر عدم آغاز رويارويي با ايران تشريح كرد: نظرسنجيها نشان داده است كه اكثريت بزرگي از مردم امريكا با به كارگيري گزينه نظامي در قبال ايران مخالفند . اما در كنگره صداي مخالف چنداني شنيده نميشود. طي يكي دو روز اخير يك نماينده دمكرات و يك نماينده جمهوريخواه طي بيانيه اعلام كردند كه قصد دارند با پيشنهاد قطعنامهاي خواستار عدم حمله به ايران بدون موافقت كنگره شوند. اما برخي ديگر از نمايندگان با چنين قطعنامهاي مخالفت كردهاند. و رهبران دمكرات نيز ضمن اينكه طبق معمول اعلام جنگ را حق كنگره ميدانند، اما در مخالفت با حمله به ايران سكوت اختيار كردهاند. ضمنا بر خلاف موارد ديگر به ويژه حمله دولت بوش به عراق، شاهد اعتراضات عمدهاي در امريكا عليه حمله احتمالي با ايران نيستيم. احمدي در پايان و در خصوص واكنش احتمالي پكن و مسكو در قبال هر نوع رويارويي تهران و واشنگتن تشريح كرد: تاكنون به صورت علني واكنش جانبدارانه عمدهاي از جانب چين و روسيه براي ايران نديدهايم. هردو بازيگر عمدتا از ضرورت خويشتنداري طرفين صحبت كردهاند. با اين همه سوال مهم اين است كه آيا آنها در عمل كمكهاي تسليحاتي قابل توجهي براي بازسازي امكانات صدمه ديده ايران در جنگ 12 روزه انجام دادهاند يا خير؟