سياست در فضاي كميك
محمد شريعتپناه
انگيزه فيلمسازان براي پرداختن به سوژهها و موضوعات پيش از انقلاب ۱۳۵۷ بسيار متنوع است. برخي براي عبور از مميزي، برخي در قالب روايتهاي سفارشي و چارچوبهاي از پيش تعريف شده و گروهي ديگر با هدف مقايسه وضعيت امروز با گذشته يا بازخواني و بازنمايي گزينشي رويدادها و... سراغ آن دوران ميروند. فيلمسازان عملا اجازه ارايه روايتي مستقل و مبتني بر شناخت و برداشت شخصي خود از وقايع پيش از انقلاب را ندارند و هر چه از انقلاب ۵۷ فاصله ميگيريم، اين محدوديتها پيچيدهتر و حساستر ميشود. در چنين شرايطي، ژانر كمدي به راه گريز و مفري براي عبور محدود از خط قرمزها و پرداخت كمهزينه به دنياي مردم ايران پيش از پيدايش انقلاب اسلامي بدل شده است. فيلم كمدي «طهران ۵۷» به كارگرداني ايمان يزدي و نويسندگي مهرداد نيكنام و ابراهيم نصيري نيز در زمره همين آثار قرار ميگيرد. ايده محوري فيلم -سفر دونالد ترامپ به ايران در سال ۱۳۵۷ به همراه دو ستاره هاليوود، جك نيكلسون و وارن بيتي و عقد قرارداد احداث كازينو- به ويژه پس از جنگ دوازده روزه و با توجه به تحولات احتمالي آينده، ايدهاي جالب و جذاب به نظر ميرسد.
حضور بازيگران شناخته شده كمدي نيز بهطور معمول كشش و تمايل مخاطبان براي تماشاي اثر را افزايش ميدهد. خسرو (احمد مهرانفر)، داماد سرخانه زينتالملوك بدرالزمان (مريم سعادت)، با جعل سند خانه زينت و دريافت وامي ۴۰۰ هزار توماني با بهره سنگين بانكي، در روياي مشاركت با دونالد ترامپ -مالك بزرگترين كازينوهاي امريكا- بهسر ميبرد.خسرو قصد دارد طي عقد قراردادي با ترامپ در رامسر كازينو احداث كند و بهزعم خودش يك شبه ره صد ساله را بپيمايد. واسطه اين معامله، مردي شياد و كلاهبردار به نام حشمت (حامد آهنگي)، پسرعموي خسرو است. ماجراي فيلم از ۲۶ دي ماه ۱۳۵۷ تا ۱۳ آبان ۱۳۵۸، در بازهاي حدود ده ماهه، در تهران ميگذرد. در اين مدت، دو رويداد بزرگ تاريخي -پيروزي انقلاب اسلامي و تسخير سفارت امريكا- رخ ميدهد و كارگردان ميكوشد در فضايي كميك، تاثير اين وقايع سرنوشتساز را بر زيست روزمره مردم به تصوير بكشد. اين رويدادها زندگي خسرو، دوستان و خانوادهاش را به شدت تحت تاثير قرار ميدهد و سرنوشتي نامعلوم براي آنها رقم ميزند. فيلمنامه بر پايه ايدهاي خلاقانه و در بستري ملتهب شكل گرفته، اما در پرداخت، شخصيتپردازي، ايجاد تقابل و گرهگشايي دچار افت ميشود و نميتواند از اين پتانسيل به صورت دراماتيك بهرهبرداري كند، بهگونهاي كه ايده اصلي به تدريج كمرنگ ميشود.
ديالوگها اغلب بيش از آنكه در خدمت عمقبخشي به ايده باشند، صرفا براي خنده گرفتن طراحي شدهاند. فيلم براي حفظ حالوهواي كمدي، بيش از هر چيز به طنز كلامي و رفتارهاي كليشهاي بازيگران سرشناس اين ژانر تكيه دارد. زبان تصويري فيلم تحتالشعاع ديالوگها قرار گرفته و به طنزهاي راديويي شباهت پيدا كرده.شوخي با خوانندگان قديمي، رقص، مثلث عشقي، تغيير اسامي بعد از انقلاب، تفاوتهاي فرهنگي شرق و غرب و كليشههاي رايج و... ابزارهايي هستند كه براي القاي فضايي شاد و مفرح به كار گرفته ميشوند. «طهران ۵۷» در لايه رويي خود، ماجراي احداث كازينو و رفتار ترامپ را روايت ميكند، اما در لايهاي ديگر نشان ميدهد شخصيتهاي فيلم كه نقشي در شكلگيري انقلاب و تسخير سفارت امريكا ندارند و به نوعي بيتفاوت نيز هستند، چگونه از اين دو رويداد بزرگ متاثر ميشوند. ترامپ به ايران سفر ميكند، به راحتي به اهدافش ميرسد و با كمك افراد نفوذي كه در تار و پود حكومت رخنه كردهاند، ميگريزد. فيلم همزمان نگاهي انتقادي به زيست اقتصادي مردم پيش و پس از انقلاب دارد: عدهاي تمام مال و اموال خود را از دست ميدهند و عدهاي ديگر به مناصب بالاي حكومتي ميرسند و از امتيازات آن بهرهمند ميشوند. قضاوت نهايي در اين زمينه به مخاطب واگذار ميشود. در يكي از سكانسهاي قابل تأمل، اعتراض مقابل سفارت امريكا پيش و پس از انقلاب مقايسه ميشود. خسرو، حشمت و شهلا (آناهيتا درگاهي) مقابل سفارت امريكا دادوفرياد راه مياندازند؛ پليس تذكر ميدهد كه سفارت خاك امريكا محسوب ميشود و در صورت ادامه اعتراض بازداشت خواهند شد. آنها توجهي نميكنند و بلافاصله بازداشت و به زندان ساواك منتقل ميشوند. پس از انقلاب، اما، راديو پيدرپي سرودهاي ضدامريكايي پخش ميكند و تسخير سفارت امريكا رخ ميدهد. «طهران ۵۷» ميتوانست با فيلمنامهاي منسجمتر و كارگرداني حرفهايتر، در جذب مخاطب داخلي و حتي خارجي موفق عمل كند و جايگاهي در ميان كمديهاي ماندگار سينماي ايران به دست آورد؛ فرصتي كه ايده جسورانه فيلم، آن را نويد ميداد، اما بهطور كامل محقق نشد.