• 1405 شنبه 21 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6415 -
  • 1405 شنبه 21 شهريور

« اعتماد »در گفت‌وگو با ديهيم خان‌بيگي بررسي می کند

جنگ نفت

امريكا با اتخاذ يك راهبرد چندلايه، تلاش ميكند از طريق پيوند تحريمهاي اقتصادي، فشارهاي دريايي و ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت، هزينههاي اقتصادي و سياسي عليه تهران را افزايش دهد. هدف واشنگتن محدود كردن مسيرهاي كاهش اثر تحريمها و ايجاد پشتوانه سياسي براي تشديد فشارهاست. با اين حال، اختلاف ميان قدرتهايي مانند چين و روسيه و همچنين هزينههاي ناشي از بحران انرژي، ميتواند دامنه اثرگذاري اين راهبرد را محدود و فشار امريكا را به معادلهاي پرهزينه براي همه طرفها تبديل و قدرت چانهزني ايران را افزايش دهد. ديهيم خانبيگي، كارشناس روابط بينالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره اهداف استراتژي ادعاي امريكا كه همزماني دارد با ارجاع پرونده هستهاي كشورمان به شوراي امنيت در كنار محاصره دريايي و هوايي، تحريمها و تجاوزات نظامي به مناطق جنوبي كشورمان به شوراي امنيت گفت: «امريكا از راهبردي چندلايه پيروي ميكند كه محور اصلياش افزايش فشار اقتصادي بر ايران است. ادامه جنگ از نظر اقتصادي و امنيتي پرهزينه شده و تناسب هزينههاي عمليات نظامي با دستاوردهاي آن، بيش از گذشته محل ترديد است. از اين رو، واشنگتن ميكوشد با محاصره دريايي، تحريمها و محدودكردن مبادلات، فشار را بر منابع درآمدي و توان اقتصادي ايران متمركز كنداين كارشناس مسائل بينالملل در ادامه افزود: «هدف از گشودن چند جبهه، محدود كردن راههاي عبور ايران از فشارهاست. محدوديت فروش نفت، دشواري انتقال درآمد و افزايش هزينه تجارت، يكديگر را تقويت ميكنند و آثار آنها به بودجه دولت محدود نميماند، بلكه به توليد، سرمايهگذاري و معيشت نيز منتقل ميشود. پيامد مهمتر، مبهمشدن چشمانداز اقتصادي است؛ زيرا با كاهش امكان پيشبيني، تصميمگيري اقتصادي دشوارتر ميشود.»  خان بيگي تصريح كرد: در چنين شرايطي «ارجاع پرونده هستهاي به شوراي امنيت نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است؛ اقدامي براي تكميل پازل جنگ اقتصادي و فراهمكردن پشتوانه سياسي براي گسترش فشارها. امريكا ميخواهد هزينه همكاري با ايران را براي ديگر كشورها افزايش دهد و راههاي كاهش اثر تحريمها را محدودتر كندخانبيگي ادامه داد: «تداوم اين وضعيت براي كشورهاي فشارآورنده نيز هزينهساز است. اگر اختلال در عرضه و انتقال نفت ادامه يابد، احتمال حركت قيمت نفت به سمت ۱۲۰ دلار تا پايان ماه جاري مطرح ميشود. چنين افزايشي، فشار تورمي و هزينههاي اقتصادي را به امريكا و شركايش بازميگرداند و ادامه اين سياست را دشوارتر ميكنداو در ادامه تاكيد كرد: «چين نيز مستقيما از فشار بر جريان نفت ايران متأثر ميشود، زيرا هزينه تامين انرژي و محاسبات اقتصادي پكن را دگرگون ميكند، به همين دليل، احتمال افزايش نقشآفريني چين در روند بحران وجود دارد. تداوم فشار امريكا به ميزان تحمل هزينههاي بازار انرژي و واكنش قدرتهايي مانند چين وابسته است؛ هرچه اين هزينهها بيشتر شود، فرصت واشنگتن براي ادامه اين تاكتيك با شدت كنوني محدودتر خواهد شد

خيز امريكا براي اجماعسازي عليه ايران

خانبيگي در پاسخ به اين پرسش كه با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت و برجستهشدن جنبه سياسي آن، چه تحولاتي محتمل است و ايران چه اهرمهايي در اختيار دارد، گفت: «در مرحله پيش رو، تلاش براي اجماعسازي عليه ايران تشديد خواهد شد. ارجاع پرونده به شوراي امنيت را بايد در امتداد همان فشار چندلايه ديد؛ اقدامي كه هدف آن، ايجاد پشتوانه سياسي گستردهتر براي اقدامات عليه ايران است. در چنين فضايي، مسائل فني هستهاي بيش از گذشته در چارچوب رقابت و چانهزني قدرتها قرار ميگيرند و تصميمها نيز تحتتاثير همين مناسبات شكل ميگيرند.»  او افزود: «چين و روسيه در اين ميان نقش خود را ايفا خواهند كرد. مخالفت آنها با ارجاع پرونده و مواضعشان درباره نامشروعبودن بازگشت تحريمها، نشان ميدهد بر سر مسير موردنظر امريكا توافقي ميان قدرتهاي بزرگ وجود ندارد. اهميت اين اختلاف براي ايران آن است كه واشنگتن نميتواند بهسادگي موضع خود و متحدانش را به عنوان خواست مشترك جامعه بينالمللي معرفي كنداين كارشناس روابط بينالملل تصريح كرد: «با اين حال، قطعات پازل اجماعسازي در حال تكميلشدن است. امريكا و شركايش ميكوشند با پيوندزدن گزارشهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي، تصميمهاي شوراي حكام و پيگيري موضوع در شوراي امنيت، كشورهاي بيشتري را با فشارها همراه كنند. بنابراين، پيشبيني من ادامه كشمكش بر سر مشروعيت و دامنه اين فشارهاست؛ كشمكشي كه هم در نهادهاي بينالمللي و هم در روابط اقتصادي كشورها با ايران جريان خواهد داشت.»  خانبيگي ادامه داد: «مهمترين اهرم ايران در اين مرحله، استفاده از همين اختلاف مواضع و تبديل روابط با چين و روسيه به هماهنگي موثر ديپلماتيك و اقتصادي است. گفتوگو با كشورهايي كه هنوز به سياست فشار نپيوستهاند نيز اهميت دارد، زيرا نتيجه اجماعسازي فقط با موضع قدرتهاي بزرگ تعيين نميشود و رفتار ديگر كشورها نيز بر ميزان انزواي اقتصادي ايران اثر ميگذارد.»  او در ادامه تاكيد كرد: «مساله اصلي براي ايران، تبديل حمايت سياسي به نتيجه عملي است؛ يعني حفظ مسيرهاي همكاري اقتصادي، افزايش هزينه همراهي با فشارها و جلوگيري از گسترش صف كشورهاي همراه امريكا. هرچه پيوند ميان ديپلماسي و منافع اقتصادي محكمتر باشد، امكان اثرگذاري ايران بر روند پيش رو بيشتر خواهد شد

تحريم هوايي؛ تكميل حلقه فشار اقتصادي

خانبيگي در پاسخ به اين پرسش كه محدوديتهاي هوايي جديد اعمالي عليه كشورمان چه پيامدهايي دارد و امريكا از اعمال آنها چه هدفي را دنبال ميكند، گفت: «محدوديتهاي هوايي را بايد در پيوند با تلاش ايران براي حفظ مسيرهاي پشتيباني از نيروهاي همسو در منطقه، بهويژه يمن، بررسي كرد. در شرايطي كه مسيرهاي دريايي محدود شدهاند، حملونقل هوايي براي تامين نيازهاي تداوم فعاليت اين نيروها اهميت بيشتري پيدا ميكند. هدف امريكا نيز بستن مسيرهايي است كه ميتوانند بخشي از فشار محاصره دريايي را جبران كننداو افزود: «اتهام انتقال سلاح و منابع مالي به گروههاي مقاومت در همين چارچوب اهميت پيدا ميكند. امريكا با برجستهكردن اين اتهامها ميكوشد محدوديتهاي هوايي را اقدامي براي مهار تهديدهاي منطقهاي معرفي كند و به آنها مقبوليت سياسي بيشتري بدهد. در بيانيه اخير خزانهداري امريكا نيز ادعاي استفاده از صنعت هوانوردي ايران براي انتقال سلاح و نيرو، از دلايل اعمال تحريمها عنوان شده است. پيوندزدن پروازها با پشتيباني از فعاليتهاي منطقهاي، زمينه همراهكردن ديگر كشورها با اين محدوديتها را تقويت ميكنداين كارشناس روابط بينالملل تصريح كرد: «پيامد عملي اين وضعيت، افزايش هزينه و دشواري جابهجايي كالا و افراد و محدودترشدن دسترسي شركتهاي ايراني به خدمات و تجهيزات هوايي است. فشار بر شركتهاي خارجي همكار نيز سبب ميشود دامنه اثر تحريم از خطوط هوايي ايران فراتر رود. در نتيجه، حتي فعاليتهاي تجاري و مسافري نيز با هزينه و نااطميناني بيشتري مواجه ميشوند و فشار اقتصادي به زندگي روزمره مردم منتقل ميشود.»  خانبيگي در پايان تاكيد كرد: «در چنين وضعيتي، بازگشايي مسير دريايي بايد در اولويت بالاتر ايران قرار گيرد. حملونقل دريايي براي صادرات نفت، ورود كالاهاي اساسي و تامين مواد اوليه ظرفيتي دارد كه مسير هوايي نميتواند جاي آن را بگيرد. گشايش در اين مسير مستقيما بر درآمد كشور، هزينه تجارت و استمرار توليد اثر ميگذارد؛ بنابراين، تمركز ديپلماتيك ايران بايد بيش از پيش بر رفع محاصره دريايي باشد

هرمز؛ ضرورت ابتكار عمل و مهار بحران

خانبيگي در پاسخ به اين پرسش كه با اوجگيري تنش در تنگه هرمز و حملات به نفتكشها، چشمانداز بحران منطقهاي و كنش احتمالي ايران، امريكا و بازيگران منطقهاي چيست، گفت: «در شرايط كنوني ايران بايد ابتكار عمل را در دست بگيرد. اگر طرف مقابل اقدام كند و ايران صرفا درباره چگونگي پاسخ تصميم بگيرد، بهتدريج زمان و قواعد رويارويي نيز ازسوي طرف مقابل تعيين ميشود. ادامه اين وضعيت، ايران را در موقعيتي واكنشي نگه ميدارد و امكان اثرگذاري بر مسير بحران را محدود ميكند. اقدام اوليه و تعيين دستور كار بايد با هدف تغيير شرايط محاصره و افزايش قدرت چانهزني ايران، بخشي از محاسبات كشور باشداو افزود: «با وجود تشديد برخوردها، دو طرف همچنان ميكوشند دامنه رويارويي را محدود نگه دارند. تمركز بر مسيرهاي تجارت و انتقال انرژي، تلاشي براي تحميل هزينه و گرفتن امتياز است، زيرا هر دوطرف ميدانند گسترش تخريب، هزينههايي ايجاد ميكند كه مهار آنها دشوارتر از آغاز درگيري خواهد بود. از اين رو، چشمانداز كوتاهمدت، ادامه فشار و برخوردهاي محدود همراه با سنجش واكنش طرف مقابل استاين كارشناس روابط بينالملل تصريح كرد: «امريكا احتمالا با حفظ محدوديت تردد و تهديد به اقدامهاي بيشتر، فشار اقتصادي را ادامه ميدهد. ايران نيز براي تغيير اين محاسبه، به ابتكاري نياز دارد كه تداوم وضعيت موجود را براي واشنگتن پرهزينه كند و امكان گشايش در مسير دريايي را افزايش دهد. ارزش چنين ابتكاري به نتيجه سياسي و اقتصادي آن وابسته استخانبيگي ادامه داد: «بازيگران منطقهاي نيز امنيت بنادر، صادرات انرژي و مسيرهاي تجاري خود را در معرض آسيب ميبينند. انتظار ميرود بخشي از آنها، همزمان با تقويت حفاظت از منافع خود، براي محدودشدن تنش و بازماندن مسير گفتوگو تلاش كننداو در پايان تاكيد كرد: «خطر اصلي، خطاي محاسباتي در همين برخوردهاي محدود است. ممكن است اقدامي با هدف ارسال پيام انجام شود، اما واكنشي فراتر از انتظار ايجاد كند. براي ايران، در دستگرفتن ابتكار عمل بايد با توان كنترل دامنه بحران همراه باشد تا اقدام اوليه به گشايش منجر شود

يمن و عراق؛ اهرم مهار تشديد تنش

خانبيگي در پاسخ به اين پرسش كه فعالشدن جبهههاي ديگر، بهويژه دو جبهه يمن و عراق، تا چه اندازه محتمل است و آيا تشديد تنش ميتواند درياي سرخ و بابالمندب را ناامن و فشارهاي انرژي را بيشتر كند، گفت: «احتمال گسترش درگيري در يمن و فعالتر شدن جبهه عراق جدي است و همين احتمال، تا حدي امريكا را به كنترل دامنه تنش وادار ميكند. واشنگتن بايد در محاسبات خود درنظر بگيرد كه افزايش فشار بر ايران ميتواند هزينههاي رويارويي را در چند جبهه بالا ببرد و منافع شركاي منطقهاي آن را نيز درگير كند. ظرفيت اين دو محور براي اثرگذاري بر بحران، بخشي از موازنه فشار استاو افزود: «اهميت عراق براي ايران، بهويژه پس از ضربات سنگين به حزبالله در لبنان، بيشتر شده است. تضعيف نيروهاي همسو با ايران در عراق ميتواند عمق راهبردي كشور را كاهش دهد و زمينه نزديكشدن تهديدها به مرزهاي ايران را فراهم كند. از اين رو، سرنوشت اين جبهه مستقيما با محاسبات امنيت ملي ايران پيوند دارد و حفظ ظرفيت آن، از نگاه تهران، براي جلوگيري از انتقال فشار از محيط منطقهاي به پيرامون مرزهاي كشور اهميت دارد.»  اين كارشناس روابط بينالملل تصريح كرد: «در يمن، مساله اصلي توان انصارالله براي اثرگذاري بر امنيت بابالمندب و درياي سرخ است. پيشروي به سمت اين گذرگاه، وزن يمن را در معادلات فراتر از درگيري داخلي و تنش با عربستان افزايش ميدهد. حفظ اين ظرفيت به معناي باقيماندن اهرمي است كه امريكا نميتواند پيامدهاي اقتصادي آن را در تصميمهاي خود ناديده بگيردخانبيگي ادامه داد: «اگر اقدام نسنجيده امريكا به اختلال گسترده و همزمان در هرمز و بابالمندب منجر شود، تجارت جهاني با وقفهاي پرهزينه مواجه خواهد شد. طولانيشدن مسير حمل، افزايش هزينه بيمه و تاخير در تحويل محمولهها، آثار بحران را به اقتصادهاي دور از منطقه نيز منتقل ميكند. در چنين سناريويي، احتمال عبور نفت از ۱۲۰ دلار مطرح ميشود، زيرا بازار با فشار همزمان بر چند مسير مهم انتقال انرژي روبهرو خواهد بود.»  او در پايان تاكيد كرد: «يمن و عراق در محاسبات واشنگتن نقش مهاركننده دارند. احتمال فعالترشدن اين جبههها، هزينه تشديد فشار را افزايش ميدهد و ميتواند امريكا را به احتياط بيشتر در انتخاب اقدامهاي بعدي سوق دهد

موضع ترامپ؛ فشار پيش از مذاكره

خانبيگي در پاسخ به اين پرسش كه در شرايطي كه ترامپ از پايان جنگ تا انتخابات مياندورهاي سخن ميگويد، اما همزمان بيميلي به مذاكره با ايران را نشان ميدهد، چشمانداز آينده به چه شكل خواهد بود، گفت: «اعلام بيميلي ترامپ به راهكار ديپلماتيك، بخشي از تلاش او براي همراه نگهداشتن كشورهاي همسو با سياست فشار است. پيام واشنگتن به اين كشورها آن است كه فشارها بايد ادامه يابد و هنوز زمان تعديل مواضع نرسيده است. اين موضع كاركرد چانهزني نيز دارد، زيرا امريكا ميخواهد اين تصور را در تهران تقويت كند كه براي بازشدن مسير مذاكره، ايران بايد امتياز بيشتري بدهد.»  او افزود: «ميان وعده پايان جنگ و اعلام بيميلي به مذاكره، الزاما تناقضي وجود ندارد. ترامپ ميكوشد پيش از آغاز گفتوگو، شرايط را به سود خود شكل دهد تا ايران با فشار اقتصادي بيشتر و گزينههاي محدودتر وارد مذاكره شود و امريكا مطالبات حداكثري خود را مبناي بحث قرار دهد. به بيان روشنتر، واشنگتن ميخواهد امتيازگيري را پيش از نشستن پشت ميز مذاكره آغاز كند.»  اين كارشناس روابط بينالملل تصريح كرد: «پيوندزدن پايان جنگ با انتخابات مياندورهاي، مخاطب داخلي نيز دارد. ترامپ ميكوشد به رايدهندگان اطمينان دهد كه اين وضعيت پايانپذير است و دولت او بر روند تحولات تسلط دارد. اين وعده براي همراهان خارجي امريكا نيز اين پيام را دربر دارد كه تحمل فشارهاي كنوني، درنهايت به نتيجه خواهد رسيد.»  خانبيگي ادامه داد: «اما تداوم اين مسير، بهويژه اگر راهحل سياسي همچنان مسدود بماند، مشروعيت سياست خارجي امريكا را با بحران مواجه ميكند. كشورهايي كه هزينه ناامني، اختلال در تجارت و افزايش قيمت انرژي را ميپردازند، درباره ضرورت ادامه اين وضعيت و امكان پاياندادن به آن پرسش خواهند كرد؛ درنتيجه، همراه نگهداشتن آنها دشوارتر ميشوداو در ادامه تاكيد كرد: «امريكا در پي آغاز مذاكره از موضع حداكثري است. مساله براي واشنگتن اين است كه چگونه فشارهاي انباشتهشده را به بيشترين امتياز از ايران تبديل كند و سپس نتيجه را به عنوان موفقيت سياست خود ارايه دهد

احتمال تغيير محاسبات تهران

خانبيگي در پاسخ به اين پرسش كه باتوجه به مواضع اخير نتانياهو، احتمال حمله پيشدستانه اسراييل تا چه اندازه وجود دارد، خاطرنشان كرد: «احتمال اقدام پيشدستانه اسراييل را نميتوان منتفي دانست، اما در ارزيابي وضعيت پيش رو، بايد احتمال اقدام اوليه ايران عليه اسراييل را جديتر گرفت. فشار بر پيكره اصلي حزبالله، بهويژه تشديد تحركات در نقاط حساسي مانند تپههاي عليالطاهر، ميتواند محاسبات تهران را درباره زمان و ضرورت ورود مستقيم تغيير دهداو افزود: «بقاي حزبالله براي ايران اهميت راهبردي دارد. حزبالله يكي از مولفههاي بازدارندگي منطقهاي ايران است و از دسترفتن ظرفيت موثر آن، توازن فشار ميان ايران و اسراييل را تغيير ميدهد. از نگاه تهران، مساله به سرنوشت يك متحد در لبنان محدود نيست؛ تضعيف پيدرپي حلقههاي بازدارندگي ميتواند آزادي عمل بيشتري به اسراييل بدهد و در مراحل بعد، تهديدها را به محيط پيراموني و مرزهاي ايران نزديكتر كند.»  اين كارشناس روابط بينالملل تصريح كرد: «اگر ايران به اين ارزيابي برسد كه ادامه حملات، موجوديت يا توان باقيمانده حزبالله را در معرض خطر جدي قرار داده است، ممكن است انتظار براي اقدام بعدي اسراييل را پرهزينهتر از ورود زودهنگام خود بداند. در چنين شرايطي، اقدام پيشدستانه ميتواند در محاسبات تهران راهي براي جلوگيري از تغيير بيشتر موازنه تلقي شود. اين همان نقطهاي است كه تحولات ميداني لبنان مستقيما بر احتمال رويارويي ايران و اسراييل اثر ميگذاردخانبيگي در پايان تاكيد كرد: «مواضع نتانياهو را بايد در كنار دامنه و جهت عمليات اسراييل سنجيد. هرچه فشار از محدودكردن توان حزبالله به سمت تهديد بقاي آن حركت كند، احتمال تغيير رفتار ايران بيشتر ميشود. تداوم اين روند، خطر اقدام مستقيم ايران عليه اسراييل را افزايش ميدهد، زيرا تهران ممكن است هزينه از دستدادن اين ظرفيت راهبردي را از هزينه ورود به رويارويي بالاتر ارزيابي كند

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون