• 1405 شنبه 21 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6415 -
  • 1405 شنبه 21 شهريور

در جهان فروبستگي‌ها

محمد خيرآبادي

بعد از اينكه‌ چند باري وسط گفت‌وگوهاي دوستانه به خود آمدم و ديدم كه رفيقم يا همكارم يا يكي از بستگانم با تمام توان ذهني و استدلالي‌اش و به كمك هر چه سند و مدرك در دست هست، تلاش مي‌كند من را متقاعد كند كه «هيچ كاري نمي‌شود كرد » و «همه راه‌ها بسته است »، تصميم گرفته‌ام طور ديگري به تفاوت‌ ديدگاه‌هاي‌مان در مورد مسائل مختلف به خصوص موضوعات اجتماعي و سياسي نگاه كنم. همه‌ ما دوستان بسيار عزيز و محترم و باسواد و باهوشي داريم كه بارها در بحث‌ و گفت‌وگو درباره يك‌ موضوع مهم، متوسل شده‌اند به اين مثال و تشبيه كه «خانه‌ از پاي‌بست ويران است، در نتيجه بايد كوبيد و از نو ساخت ». يا اين مثال و تشبيه كه «گاهي بدن بيمار جز با جراحي دردناك و خونريزي زياد درمان نمي‌شود ». مسلم است كه دوست عزيز ما، مي‌داند جامعه، ملت يا كشور مثل ساختمان نيست كه بشود آن را كوبيد يا مثل بدن‌ نيست كه بشود با عمل جراحي به سراغش رفت. او البته به پيچيدگي‌ مسائل واقف است، اما‌ علت اينكه به جملاتي چنين ساده و سر راست متوسل مي‌شود تا حرفش را قابل فهم كند، به نظرم ناشي از امر ديگري است. بعضي وقت‌ها تفاوت‌ بين ما، حاصل تحليل سياسي يا باورها و اعتقادات ما نيست، بلكه حاصل نگاه وجودي، نگاه كلي ما به انسان و جهان و به يك اعتبار نگاه فرهنگي‌ ماست؛ حاصل نسبت‌ ما به هستي و آن‌ چيزهايي است كه همانند يك پس زمينه، ذهن و ضمير ما را پر كرده. هر چند آدم‌ها را نمي‌شود در دو كشو قرار داد، اما انگار ما در جامعه با دو دسته از آدم‌ها (از اين منظرِ مشخصي كه به آن اشاره مي‌كنم) روبه‌رو هستيم: 
اول، آدم‌هايي كه نسبت‌شان با جهان هستي (بنا به هر دليل؛ اعم از تجربه و مشاهده يا استدلال و تفكر يا هر دليل ديگر) نسبتِ فروبستگي، بن‌بست و استيصال است. يعني به هر طرف نگاه مي‌كنند، هرچه بيشتر فكر مي‌كنند، هرچه بيشتر بررسي مي‌كنند، بيشتر به اين نتيجه مي‌رسند كه كاري نمي‌شود كرد، راهي وجود ندارد و همه‌چيز رو به سياهي و تباهي است. مسلما پشت اين‌ نگاه، تجربه زيسته آنها، اتفاقاتي كه خود و جامعه از سر گذرانده‌اند و تفكر و مطالعه قرار دارد. و البته اين نسبت و نگاه در افراد مختلف با درجات مختلف وجود دارد. دسته‌ ديگر كساني هستند كه نسبت‌شان با جهان هستي (بنا به هر دليل، اعم از تجربه و مشاهده يا استدلال و تفكر يا هر دليل ديگر) نسبت گشودگي و باز بودن راه‌هاست. به هر طرف كه نگاه مي‌كنند، هرچه بيشتر فكر مي‌كنند و بررسي مي‌كنند، بيشتر به اين نتيجه مي‌رسند كه هزار كار نكرده هنوز وجود دارد و هزار راه نرفته. در واقع جهان را از منظر امكان‌هايش مي‌بينند.
دسته اول در فقدان امكان‌ها، در نهايت به يك راه مي‌انديشند و آن هم شكستن بن‌بست به هر طريق است. يعني پيشِ روي خود امكان‌هاي مختلف نمي‌بينند، فقط يك امكان متصورند و آن هم شكستن سدها و ديوارهاست. دسته دوم در بدترين شرايط، امكان‌ها را مي‌بينند و مي‌جويند؛ ممكن است همين امروز را به جست‌وجوي امكاني براي كاستن از درد و رنج ديگري صرف كنند. يا در پي امكان انتقال تجربيات فردي و جمعي باشند، آن هم در جامعه‌اي كه انگار مدام دچار انقطاع تاريخي مي‌شود و آزموده‌هايش را دوباره مي‌آزمايد. به اهميت آموزش فرزندان و كودكان، فكر مي‌كنند. به امكان قوت بخشيدن به ارزش‌هاي جديدي مثل رواداري و آزادي و آزادمنشي در برابر تعصب و استبداد فكري در زندگي روزمره و در حلقه‌هاي كوچك فكر مي‌كنند. به امكاني كه پيچيده‌نگري در برابر ساده‌انديشي پيش روي يك فرد يا جامعه قرار مي‌دهد فكر مي‌كنند. حتي به امكاني كه يك جامعه پس از نااميد شدن از اميدهاي واهي و روياهاي فريبنده به آن دست پيدا مي‌كند، مي‌انديشند.
البته كه دسته اول هم از درد و رنج ديگران غافل نيستند و آموزش فرزندان و كودكان را جدي مي‌گيرند و مطالعه مي‌كنند و هزار فعاليت مثبت در زندگي انجام مي‌دهند. اما انگار در مجموع اين فعاليت‌ها را يك امكان نمي‌بينند. به همين خاطر بحث درباره مسائل سياسي و اجتماعي بين اين دو دسته در نهايت به يك گره و تلاقي مهم مي‌رسد كه: بسيار خب، حالا كه بسياري از راه‌ها بسته است، چه بايد كرد؟ آيا هيچ راه ديگري نيست؟ كار ديگري نيست كه بشود انجام داد؟ آيا اگر كسي دست به كار مي‌شود و در حوزه تاثيرگذاري كوچك خودش اقدامي مي‌كند بايد متقاعدش كنيم كه همه اينها بيهوده است؟ آيا بايد نشست و منتظر پايان ماند‌؟ آيا فقط يك راه و يك امكان وجود دارد و آن هم شكستن بن‌بست و ديوار به هر طريق است؟
اساسا اميد در واقع نگاه به جهان از منظر امكان‌هاست؛ جهاني كه در آن موانع و ديوارها و فروبستگي‌ها بسيارند. تفاوت اصلي اينجاست و بايد بدانيم كه اين به چيزي غير از بحث و مناظره و تحليل نياز دارد. شايد به يك نوع خلق معنا براي زندگي در اين‌ جهان.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون