مردم؛ پشتوانه اقتدار ملی
نورالدین آهی
اقتدار ملی را نمیتوان فقط در قدرت نظامی، ظرفیتهای سیاسی یا توان دولت جستوجو کرد. اقتدار واقعی از جایی آغاز میشود که مردم به آینده کشور اعتماد داشته باشند، اقتصادشان توان ایستادگی داشته باشد و احساس کنند در تصمیمهای بزرگ، منافع و زندگی آنان دیده میشود. در شرایط جنگ و فشارهای اقتصادی، این مساله اهمیت بیشتری پیدا میکند. جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد؛ بخشی از آن در کارخانه، بازار، سفره مردم و توان ادامه فعالیت اقتصادی کشور جریان دارد. از این منظر، تابآوری اقتصادی مردم بخشی از اقتدار ملی است.
اعتماد؛ سرمایه پنهان قدرت- هیچ کشوری بدون سرمایه اجتماعی کافی نمیتواند از بحرانهای بزرگ عبور کند. اعتماد مردم در شرایط عادی یک سرمایه اجتماعی است، اما در شرایط بحران به یک سرمایه راهبردی و حتی امنیتی تبدیل میشود. وقتی مردم بدانند تصمیمهای دشوار براساس منافع ملی گرفته میشود، مسوولان با آنها صادق هستند و هزینه بحران عادلانه توزیع میشود، آمادگی بیشتری برای همراهی و تحمل فشار خواهند داشت. اما باید صریح بود: تابآوری مردم به معنای تحمل بیپایان نیست. نمیتوان از مردم انتظار داشت هزینه همه بحرانها را بپردازند، اما نسبت به معیشت، اشتغال و آینده آنان بیتفاوت بود.
اقتصاد مردم؛ خط مقدم مقاومت- در شرایط جنگی، حفظ تولید، اشتغال، زنجیره تامین، امنیت انرژی و دسترسی مردم به کالاهای ضروری، بخشی از دفاع ملی است. دولتی که بتواند چرخ تولید را روشن نگه دارد، از بنگاههای اقتصادی حمایت کند، تصمیمهای پیشبینیپذیر بگیرد و فشار را از دوش مردم کاهش دهد، در حقیقت در حال تقویت اقتدار ملی است. در مقابل، جنگ خارجی نباید به پوششی برای ناکارآمدی داخلی تبدیل شود. تحریم و فشار خارجی واقعیت دارند؛ اما بیثباتی مقررات، بروکراسی، فساد، رانت، ضعف بهرهوری و تصمیمهای متناقض نیز میتوانند آثار این فشار را چند برابر کنند.
بنابراین مدیریت بحران باید همزمان دو مسیر را دنبال کند: مقابله با فشار خارجی و اصلاح ضعفهای داخلی.
منافع ملی؛ معیار تصمیمهای بزرگ- در شرایط حساس، اختلاف سیاسی طبیعی است، اما منافع ملی نباید قربانی رقابتهای سیاسی و جناحی شود. مذاکره، توافق، تعامل اقتصادی و دیپلماسی، هدف نیستند؛ ابزار تامین منافع ملیاند. هر تصمیمی در سیاست خارجی و اقتصاد باید با یک معیار روشن سنجیده شود: آیا این تصمیم قدرت ایران را افزایش میدهد و فشار را از زندگی مردم کم میکند؟ اگر تعامل و توافق بتواند راه تولید و تجارت را باز کند، سرمایهگذاری را افزایش دهد و از فشار اقتصادی بر مردم بکاهد، باید با معیار منافع ملی درباره آن قضاوت کرد.
دولت قوی، جامعه قوی- اقتدار پایدار با فاصله گرفتن دولت از جامعه به دست نمیآید؛ با اعتمادسازی و مشارکت دادن جامعه ساخته میشود. احزاب، تشکلهای اقتصادی، اصناف، بخش خصوصی، دانشگاهیان و سازمانهای مردمنهاد باید بخشی از فرآیند گفتوگو و حل مساله باشند. جامعه فقط مخاطب سیاستهای دولت نیست؛ یکی از ظرفیتهای اصلی حل مسائل کشور است. ایران قوی یعنی دولتی توانمند، اقتصادی تابآور و مردمی امیدوار.
درنهایت، رابطه روشن است:- منافع ملی، قطبنمای تصمیمهاست؛ اعتماد مردم، سرمایه اقتدار است؛ تابآوری اقتصادی، پشتوانه آن و اقتدار ملی، محصول پیوند این سه.
امروز بیش از همیشه باید میان دولت و ملت یک قرارداد روشن شکل بگیرد: دولت برای افزایش توان مردم تلاش کند و مردم نیز با اعتماد و مشارکت، پشتوانه قدرت ملی باشند.
زیرا اقتدار واقعی آنجاست که قدرت کشور پشتوانه زندگی مردم باشد و زندگی مردم پشتوانه قدرت کشور.