جنگ و صلح يا تجاوز و دفاع
مهرداد احمديشيخاني
نميدانم كه سنگ بناي اصلي تمدن بشري كدام يك از اين دو است، زبان يا كشف آتش؟ اما چون سر و كار من بيشتر با كلمه است، شاید گرايشم بيشتر آن باشد كه زبان را به عنوان سنگ بناي تمدن بشري بدانم، چنانكه در تعريف انسان هم اين تعبير را داريم كه ميگويند «حيوان ناطق» يا به عبارتي نطق و سخن را كه از انسان بگيري، چون ابزار اصلي ارتباط از دست ميرود، آن وقت ما هم تفاوت چنداني با حيوانات نداريم. براي همين هم كلمه در اين وسيله ارتباطي، جايگاه بسيار مهمي پيدا ميكند، جايگاهي كه هم ميتوان به كمك آن، منظورمان را به ديگران منتقل كنيم و هم در پس آن، منظور واقعي خود را پنهان سازيم. مثالي بزنم؛ وقتي ميگوييم «شير»، مخاطب چه منظوري از اين كلمه را متوجه ميشود، شير دستشويي، شير سلطان حيوانات يا شير نوشيدني؟ با اين دو بيت احتمالا آشناييد: «آن يكي شير است اندر باديه/ وان دگر شير است اندر باديه/آن يكي شير است كآدم ميخورد/وان دگر شير است كآدم ميخورد» كه نه معلوم است باديه كدام است و شير كدام؟ اما فقط اين نيست، گاهي مطلب مشخص ممكن است اشاره به دو موضوع متفاوت داشته باشد. من دو رفيق قديمي دارم كه هر دو به بيماري روده دچار شدند، محل بيماري يكي بود ولي نوع بيماري و در نتيجه درمان آنها متفاوت بود. يكي دچار چسبندگي روده بود و ديگر سرطان روده داشت و البته وقتي ميشود به درمان درست اقدام كرد كه دقيقا بفهميم با چه نوع بيماري روبهروييم يا بهتر است بگويم براي رسيدن به پاسخ درست، ابتدا لازم است صورت مساله را درست طرح كرده باشيم و معلوم باشد شير كدام شير است، درد روده حاصل از كدام بيماري.
چند روزي است كه دوباره بحث برگزاري رفراندوم بر سر زبانها افتاده و آنطور كه شنيدهام و البته خود نديدهام، ميگويند يكي از مسوولان ارشد سابق، آن را طرح كرده و برخي از هممسلكان خود من هم اين موضوع را در جاهايي تكرار كردهاند و خلاصهاش اينكه «رفراندوم برگزار كنيم تا معلوم شود مردم جنگ ميخواهند يا صلح»؟ بعضي هم از من پرسيدهاند كه نظر تو در مورد برگزاري چنين رفراندومي كه فلاني پيشنهاد كرده، چيست؟ جواب و نظر من در مقابل اين پرسش، يكطورهايي برميگردد به مقدمهاي كه در بالا اشاره كردم. ابتدا لازم است توجه داشته باشيم كه براي رسيدن به جواب درست دسترسي به بسياري از متغيرها و شواهد ضروري است، اما گاهي شواهد موجود و در دسترس همگاني هم ميتواند يك تصوير كلي و قابل فهم ارايه كند كه در اينجا با اتكا به همان شواهد كه در اختيار همه هست، سعي ميكنم به نكاتي كه ميتواند، مبنايي هم باشد، اشاره كنم.
اول) اينكه چه كسي طراح موضوع رفراندوم است، شايد از جنبه ايجاد پروپاگاندا اهميت داشته باشد، ولي بهتر است به جاي اينكه درگير سلبريتيگرايي در امر سياسي باشيم و مهم باشد كه چه كسي چه گفته، به اين توجه كنيم كه آيا آن سخن درست است يا نادرست و به عبارتي، به جاي اينكه حرف را به مرد بسنجيم، مرد را به حرف بسنجيم، فارغ از اينكه چه كسي گوينده آن است.
دوم) نكته اينجاست؛ همانطور كه در بالا اشاره كردم براي رسيدن به پاسخ درست لازم است تا ابتدا طرح مساله درست انجام شود. به گمان من آن كس يا كساني كه بحث رفراندوم را در اين ماجرا طرح كردهاند، بسيار «زيركانه» و (قطعا نميگويم موذيانه) آن را مطرح كردهاند و بعد احتمالا به ترفندي آن را بر زبان افراد شناختهشدهتر جاري ساختهاند با اين هدف كه به جوابي كه خودشان دوست دارند برسند و موضوع را به اين شكل طرح كردهاند، چون قطعا و حتما اگر از مردم بپرسيم بين جنگ و صلح كدام را انتخاب ميكنيد، حتما اكثريت ميگويند صلح. ولي مساله اين است كه اين سوال به دلايلي واضح، از بنيان غلط است، زيرا ما با جنگ روبهرو نيستيم كه در مقابلش بتوان صلح را مطرح كرد. در ماجراي بين ايران و مجموعه امريكا-اسراييل كه حمايت و همراهي كشورهاي منطقه و پشتيباني پيدا و پنهان اكثر كشورهاي عضو ناتو را نيز به همراه دارد، ما با «تجاوز» روبهروييم، نه با جنگ و جنگ و در مقابل تجاوز نميپرسند با جنگ موافقي يا صلح، بلكه ميپرسند با دفاع موافقي يا تسليم؟ و داستان دقيقا همين است كه ايران كه نميجنگد تا پرسش از جنگ يا صلح باشد. ايران در حال دفاع از خود است و دست برداشتن از دفاع در مقابل تجاوز، يعني انتخاب تسليم. براي همين هم اگر زيركي افراد اصلي و (نه افراد پشت ويترين) طراح رفراندم نبود و به جاي طرحكردن انتخاب بين جنگ و صلح، مساله واقعي بين ما و امريكا-اسراييل در اين تجاوز را مطرح ميكردند كه بين تسليم (كه دقيقا ترامپ هم از ابتدا تسليم بيقيد و شرط ما را خواسته) و دفاع از كيان كشور كدام را انتخاب ميكني؟ قطعا جوابها با انتخاب بين جنگ و صلح متفاوت خواهد شد و حتي شك ندارم آن سلبريتيهاي عرصه سياستورزي كشور نيز كه نامشان در اين موضوع بر سر زبانهاست، اگر ازشان بپرسي كه بين دفاع در مقابل تجاوز و تسليم به كدام راي ميدهي؟ قطعا ميگويند به دفاع راي ميدهم. موضوع هم پيچيده نيست و زمان زيادي هم نگذشته كه در جنگ ۱۳روزه، پس از آتشبس كه مناطق جنوبي كشور مورد تهاجم گسترده قرار گرفت و تلويزيونهاي فارسي زبان ضدايراني كه هميشه از اين ميگفتند زدن زيرساختها براي نجات مردم ايران است، ناگهان دايه بهتر از مادر شدند و از ضرورت حفظ زيرساختها با شعار درخواست صلح گفتند. يعني وقتي به كشور تجاوز ميشود، تو از دفاع در مقابل تجاوز نگو، از صلح بگو. اما خب مخاطب اين درخواست صلح كيست، متجاوز يا مدافع؟ درست مثل همين طرح رفراندم كه قرار است متجاوز به نتيجه اين رفراندم عمل كند يا مدافع در مقابل تجاوز؟ و البته مثل همان جنگ ۱۳روزه كه عدهاي دانسته و بسيار بيشتر، ندانسته، درخواست صلح را مطرح كردند، آنچه آن تجاوز را متوقف كرد، دفاع بود و نه صلح كه صلح با متجاوز، چه خوشمان بيايد يا نه، با تسليم شدن ميسر ميشود.
سوم) و اما نكته بسيار بسيار مهمتر اين است كه در برخي موضوعات مطلقا در هيچ جاي دنيا، حل مساله را به رفراندم نميسپارند. يعني حتي اگر سوال زيركانه «انتخاب بين جنگ و صلح» هم نبود و سوال درست «انتخاب بين دفاع يا تسليم» نيز مطرح ميشد، باز هم چنين سوالي را به رفراندم نميگذارند. مثالي ميزنم كه قطعا براي همه، موضوع روشن است. در زمستان ۹۸، جهان و از جمله ايران با پاندمي كرونا روبهرو شد. آيا در هيچ جاي جهان و از جمله ايران اين موضوع مطرح شد كه در ماجراي پاندمي كرونا (كه تجاوز ويروس به سلامتي و جان انسانها بود)، رفراندم برگزار كنيم كه براي درمان، واكسن بزنيم يا بگذاريم خودش ايمني عمومي ايجاد شود و به پايان برسد؟ همان موقع هم بودند كساني كه هم در ايران و هم در جهان معتقد به عدم تزريق واكسن بودند كه مشهورترينشان تنيسور معروف، نواك جوكوويچ صربستاني بود كه واكسن تزريق نكرد و كلي هم برايش مشكل پيش آمد و براي مسابقات اوپن، به استراليا راهش ندادند، اما مطلقا كسي نگفت براي كرونا و اينكه واكسن بزنيم يا نه، رفراندم برگزار كنيم. موضوع دقيقا همين است كه برخي مسائل اصلا قابل طرح در رفراندم نيستند كه از جمله آنها دفاع از كيان كشور است و همانطور كه مقابله كردن يا نكردن با كرونا (كه تجاوز به سلامتي انسان است) را به رفراندم نميگذارند، دفاع در مقابل تجاوز را هم به رفراندم نميگذارند. براي همين ميگويم كساني كه طرحكننده موضوع رفراندم بودهاند (چه مديران رده بالاي سابق كشور باشند و چه نزديكترين هممسلكان خودم) احتمالا با هدايت افرادي كه زيركانه و دانسته، طرح موضوع را با تغيير كلمات از دفاع به جنگ و از تسليم به صلح، به ايده رفراندم رساندهاند و شير را شير و باديه را باديه كردهاند، مطرحكننده رفراندم شدهاند. حواسمان باشد كه اينجا نه باديه، باديه است و نه شير، شير. دوست داشته باشيم يا نه، تمدن غرب در طول تاريخ، از ۷ تمدن باستاني مصر، آزتك، اينكا، هند، ايران و چين، چهار تا را از بين برده و حالا در تجاوز براي نابودي پنجمين تمدن به مشكل خورده. جنگ يعني تقابل دو نيرو براي رسيدن به يك هدف بيرون از خود، مانند مقابله دو تيم فوتبال براي رسيدن به جام. اما تجاوز يعني هجوم به وجود تو و آنچه مال تو است و درون تو است. جواب تجاوز يا دفاع است يا تسليم و صلح با متجاوز تا وقتي در حال تجاوز است، يعني تسليم. مذاكره هم با متجاوز براي آن است كه دست از تجاوز بردارد كه خودش بخشي از دفاع است و البته اين را هم بگويم كه طرفداران جنگ، مذاكره را دفاع نميدانند و حواسمان باشد كه يكجورهايي آن كه ميگويد جنگ و آن كه ميگويد صلح، اميدوارم تيغ تجاوز را تيز نكنند كه ايران نه براي حسينيه كردن كاخ سفيد ميجنگد و نه براي صلح مذاكره ميكند. ايران براي دفاع از خود و براي پايان تجاوز مذاكره ميكند. اين خط باريكي است كه لازم است حواسمان باشد كه در دو چاه جنگ و تسليم نيفتيم.