ژنو و ويترين قدرت ملي
علي عبداللهي چلهبري
هر بار كه ديپلماتهاي ايراني و غربي در شهري مثل ژنو يا وين دور يك ميز مينشينند، فضاي داخل كشور دوقطبي ميشود. عدهاي منتظرند يكشبه معجزهاي رخ دهد و اقتصاد از بند تحريمها آزاد شود؛ عدهاي ديگر از همان لحظه اول اعلام شكست ميكنند و خلاف منافع ملي و مصالح انقلاب ميدانند. اما واقعيت ميدان روابط بينالملل نه جايي براي هيجانزدگي است و نه براي يأس مطلق. در سياست واقعي، ميز مذاكره مثل هر بازي است؛ هر كس ميآيد با آنچه در جيبش دارد بازي ميكند و در پايان سهم خودش را برميدارد. اين بستگي به درايت و تدبير بازيكن دارد كه تا چه حد از اين بازي منتفع بشود و برنده از ميدان بيرون بيايد. ما ديپلماسي را اينگونه ميفهميم: قدرت را به زبان حقوق و منافع اقتصادي ترجمه كردن. امروز دولت دكتر مسعود پزشكيان با فهم همين اصل ساده، ژنو را نه از سر اجبار بلكه به عنوان انتخابي استراتژيك برگزيده؛ موضعگيري ساير بخشهاي تصميمگير نظام نيز نشاندهنده نوعي همسويي و اجماع نظر در خصوص ادامه همين روندي است كه دولت پزشكيان پيش گرفته است. اما اگر بخواهيم بفهميم پشت درهاي بسته ژنو چه خبر است، كافي است در كليدواژههايي كه وزير خارجه بر زبان ميآورد اندكي تامل كنيم. سيد عباس عراقچي پس از پايان دور اخير گفتوگوها با آرامشي كه هر بار صحبت ميكند، پيام روشني فرستاد: تيم ايراني روي ميز مذاكره با همان جسارتي حاضر است كه در ميدان نشان ميدهد. مهمتر از آن، او از «ورود به بحث عناصر توافق» سخن گفت. براي ديپلماتها و تحليلگران سياسي اين نشانهاي است كه بحثها از مرحله بيان مواضع كلي عبور كرده و وارد چانهزنيهاي عملي روي بندهاي اجرايي شده است.
بگذاريد صريح بگويم: جامعه ايران خاطره خوشي از بدعهديهاي واشنگتن ندارد و نگراني از تكرار فريبها قابل درك است. اما تيمي كه امروز روبهروي طرف غربي نشسته، دقيقا همان تجربههاي تلخ را بيشتر از هر كس ديگري حس كرده و با پشتوانه تجربي خوب و واقع بينانه وارد صحنه مذاكرات شده.
اينها همان افرادي هستند كه از سال ۱۳۸۲ در اين بازياند. برجام را بند به بند ديدند و خروج ناگهاني ترامپ را تجربه كردند. حالا ديگر با تفصيلات كار دارند: هر متن را چك ميكنند، روي ضمانتهاي اجرايي كاملا محكم ايستادهاند و از هيچ كلمهاي در متن توافق احتمالي بيتوجه عبور نميكنند. وقتي سخنگوي وزارت خارجه از «پيشنهادهاي عملياتي» و «جلسات كارشناسي فشرده» حرف ميزند، يعني ما مرحله تعارفات ديپلماتيك را پشت سر گذاشتهايم و روي جزيياتي دست ميگذاريم كه مستقيم با منافع ملي و معيشت مردم گره خورده است.
در اين فضا، مهمترين كارتي كه ايران روي ميز ميگذارد، دستاوردهاي صنعت هستهاي است. براي ديدن ارزش اين كارت كافي است به تناقض طرف مقابل نگاه كنيم. هنوز مدت زيادي از نمايش تلويزيوني دونالد ترامپ نگذشته كه با آب و تاب مدعي بود در «عمليات چكش نيمهشب» تاسيسات فردو و ۴۰۸ كيلوگرم اورانيوم ۶۰درصدي ايران كاملا نابود شده است؛ اما امروز با اضطراب درباره سرعت توسعه برنامه هستهاي ايران حرف ميزند. واشنگتن خودش ميداند آن عمليات به اندازهاي كه در ابتدا ادعا ميكرد ويرانگر نبوده. اين يعني ديگر گزينه نظامي عليه ايران نميتواند به سرانجام دلخواه ترامپ برسد و بايد از طريق ميز مذاكره و احترام متقابل با ايران گفتوگو كرد. چراكه جمهوري اسلامي ايران نه مانند بعضي دولتهاي دستنشانده عربي حاشيه خليج فارس كاملا مرعوب و سر سپرده ايالات متحده است و نه مانند ونزوئلا يك اقتدار و استكبارستيزي نمايشي دارد كه با يك عمليات چند ساعته نيروهاي دلتا فورس امريكا رييسجمهورش شبانه از كشور دزديده شود.
اما كارتهاي ايران به همين جا ختم نميشود. كافي است نگاهي به نقشه خاورميانه بيندازيم. شبكه همپيمانان منطقهاي ايران ـ آنچه غربيها «محور مقاومت» مينامند ـ امروز واقعيتي ثابت در ژئوپليتيك غرب آسياست. امريكا كه درگير اوكراين و مهار چين است، براي آرام گرفتن خاورميانه به ايران نياز دارد. اين نياز در تمام محاسبات واشنگتن منعكس ميشود. نفوذ منطقهاي ايران مستقيم روي كاغذ توافق نوشته نميشود، اما مثل سايه روي ذهن طرف مقابل باقي ميماند و وزن كلام ديپلمات ما را بالاتر ميبرد.
درون مرزها نيز سپر دفاعي ايران هر روز محكمتر ميشود. توان موشكي، پهپادي و پدافندي امروز به جايي رسيده كه توهم «گزينه نظامي روي ميز» بيشتر شبيه جمله براي مصرف داخلي سياستمداران امريكاست تا يك گزينه واقعي. وقتي طرف مقابل ميداند استفاده از قوه قهريه هزينههاي غيرقابل تحمل براي خودش ايجاد ميكند، چارهاي جز نشستن پاي ميز و مذاكره ندارد. اين همان نقطهاي است كه «ميدان» و «ديپلماسي» به معناي واقعي به هم گره ميخورند چراكه نفوذ و قدرت پايدار در ميدان، پشتوانه مذاكرهكنندگان در اتاق مذاكره است.
واقعيت اين است كه قدرت ايران فقط در سانتريفيوژ و موشك خلاصه نيست. در دو سال اخير، تهران ديگر فقط به غرب نگاه نميكند. روسيه، چين، سازمان شانگهاي، بريكس؛ تهران در چندين جا پا گذاشته است. وقتي طرف امريكايي رصد ميكند كه تعاملات اقتصادي ايران ميتواند از طرق مختلف و با مجموعهاي متنوع از كشورها و پيمانهاي چندجانبه انجام شود، ديگر به اندازه ادوار گذشته بر اهرم تحريم اقتصادي حساب نميكند. اين دارا بودن انتخابهاي متعدد باعث ميشود تيم ايراني عجله نكند و تا مطمئن نباشد امتيازي را نقد نكند.
خب، حالا سوال اصلي اين است: دولت پزشكيان دنبال چيست؟ جواب ساده است. دولت پزشكيان معتقد است بدون رفع تحريمها، مهار تورم و توسعه صادرات امكانپذير نيست و بايد اين قفل تحريمها را شكست و خرد سياسي ميگويد بايد از اين اقتدار براي حل كردن چالشهاي اقتصادي استفاده كرد.
ژنو نه خط پايان است و نه قرار است يك پيروزي فوري به بار بياورد؛ مسير پيش رو همچنان پر از مانع و بدعهدي احتمالي است. اما نكتهاي كه نبايد از ياد برد اين است كه تيمي كه امروز در ژنو مينشيند، دستش پر است و بيگدار به آب نميزند. ديپلماسي جاري، ديپلماسي اقتدار بدون جار و جنجال است. فراموش نكنيم كه سالها هزينه كرديم تا به اين نقطه برسيم، نقطهاي كه بتوانيم در آن با حفظ استقلال و با تكيه بر داشتههاي خودمان در برابر قدرتهاي بزرگ بنشينيم و از حقوق طبيعي خودمان در صحنه بينالملل دفاع كنيم.
كارشناس روابط بينالملل